Monday, December 16, 2019   امروز ,   دوشنبه 25 آذر 1398 خورشیدی

جدیدترین خبرها

   
در روز ۲۶ آبان ۱۳۹۷ جلسه دو هفتگی دوستانه هیئت اجرایی جبهه ملی در منزل دکتر موسویان برگزار شد. در آن نشست، انتخاباتی خلاف اساسنامه جبهه ملی ایران مصوب پلنوم ۱۳۸۲ انجام شد که رویه انجام آن در تخلف فاحش اساسنامه، که به مثابه قانون اساسی جبهه ملی به شمار می رود، بود. از آنجا که این امر تکرار تخلفات گذشته هیئت اجرایی بود، شماری از اعضای شورای مرکزی اعلان تشکیل جبهه ملی ششم را که برنامه تشکیل آن به علت همین بی قانونی ها و انحصارگرایی ها آز سال ۱۳۸۶ ریخته شده بود ضروری دانستند. برای آگاهی هموندان و علاقمندان جبهه ملی از غیرقانونی بودن تصمیمات آن جلسه که منجر به این اقدام گردید در بند های ذیل اعلام می نمایم:
براحوال ملتی بایدگریست که برای رهایی ازاستبداد به هرخس وخاشاکی پنجه درمی افکنند ودرانتخاب بد وبدترسرگردانند وهرسرابی را آب میپندارند واسیر شعارها شده وشعار را جایگزین شعور میکنند . مدتهاست که بیگانگان ودشمنان این سرزمین ازفضای متشنج جامعه سوء استفاده کرده ودراندیشه کودتای سومی هستند . وبرای رسیدن به اهداف شوم خود دست به هرعمل زشت وخیانت کارانه ای میزنند حتی اجساد را اززباله دان تاریخ بیرون کشانده وبا آرایش وتبلیغات آنها را الگوی حکومت آینده ایران میسازند که زمینه سازیک حکومت فاشیستی دیگری چون رضاخان قزاق میباشد. با این طرزتفکربزرگترین توهین را به ملت یزرگ ایران روا داشته وچنین وانمود میکنند که مردم ایران تنها لیاقت یک حکومت چکمه پوش ودیکتاتور را دارند . درحالی که ملت فهیم ایران شایستگی دموکراسی ترین وآزاد ترین حکومت های جهان را دارد دلیل این مدعا یکصد وبیست سال مبارزات پیگیر این مردم برای کسب آزادی است وتا رسیدن به هدف نهایی که همانا آزادی وحاکمیت ملی است از پای نخواهند نشست.
دوست وهموند عزیزم جناب آقای ضیاء مصباح ، نامه جنابعالی را با عنوان «گذری ونظری» را خواندم، این نامه از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده ولی متاسفانه قلب واقعیت ها شده، لذا من با تمام احترامی که برای شما قائلم نمیتوانم مطالب مندرج در آن را تایید کرده ودر رابطه با آن سکوت اختیار کنم. وازشما که درتمام مراحل حضور داشتید انتظارچنین برداشتی را نداشتم. البته اطمینان دارم که این نظریات شخص شما نبوده بلکه نظریات و خواسته های آقای دکتر موسویان است که در نامه شما منعکس شده، درهرصورت وظیفه خود میدانم برای روشن شدن افکارعمومی مخصوصا همفکران عزیزم درجبهه ملی ایران بار دیگر به گذشته ای نه چندان دور اشاره داشته باشم.
هموند فعال و در بندمان جناب زعیم در تاریخ 13 فرودین همزمان با روز طبیعت و در ایامی که به دلیل معاینات پزشکی در مرخصی از زندان بسر میبرد، با اینکه حدود دو سوم مدت محکومیت خویش را با تعریف محاکم سپری کرده و میتوانند معاف از ادامه خدمت! بشمار روند، برامده از احساس تکلیف اجتماعی مطلبی همراه با پیشنهاداتی قابل توجه و مطالعه دربعضی سایتهای ملیون برون مرزی منتشر ساخته و متن را با نام خود تحت عنوان «رئیس شورای مرکزی جبهه ملی ایران» به پایان برده اند - که موضوع مطلب میباشد:
جبهه ملی ایران در دام « از ما بهتران » به مناسبت یکم آبان سالگرد بنیانگذاری جبهه ملی ایران بمناسبت دوم آبان 1382 سالروز برگزاری پلنوم جبهه ملی ایران ( اللهیار صالح ) اجازه میخواهم با استاد ارجمندم جناب آقای شاه حسینی گپی دوستانه داشته باشم . چون شاگردی که در محضر استاد مسائلی را مطرح میکند و بر این باور است که استاد از آن ناآگاه است . درحالی که استاد صلاح در این میبیند که خود را ناآگاه نشان دهد ، شاگرد نادانسته آنچه را که نباید بگوید، میگوید وانتظار پاسخ دارد . جناب آقای شاه حسینی ، امروز روی سخنم با شما و همپیمانان دیروزمان در شورای مرکزی جبهه ملی ایران است . البته نه از روی کین بلکه از روی صداقت وعلاقه و ارادتی که به شخص شما و آن عزیزان دارم ، میخواهم در این نوشتار کوتاه مسائلی را بازگو کنم که امکان دارد بر اثر مرور زمان از یادها رفته باشد. من تلنگری به گذشته میزنم وموجی ایجاد میکنم به امید آنکه همگان به خود آییم که کجا بودیم ، وچه میکردیم ، و حال کجا هستیم .، وچه میکنیم !؟
 

پیوند ها

 

www.facebook.com/kourosh_zaim


وبلاگ كورش زعيم  http://kouroshzaim.blogfa.com

کانون اندیشه و سخن: www.thinkiran.blogfa.com

 

آخرین مطلب

   
22 آذر 1398

نامه سرگشاده به سیاستگزاران

وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در ایران

از: کورش زعیم

سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی همه کشورهای متمدن مسئول حفظ امنیت کشور از نفوذ خرابکارانه بیگانگان، فعالیتهای تروریستی و پیشگیری توطئه های بیگانگان علیه یکپارچگی سرزمینی و ملی و امنیت مردم کشورشان هستند. در جمهوری اسلامی خیلی مشابه کا-گ-ب شوروی کمونیستی عمل میکنند؛ انگار وظیفه ای جز جلوگیری از هرگونه اعتراض، مخالفت، سازماندهی مدنی و سیاسی یا حتی اجازه رقابت با دولتمردان یا سردمداران را ندارند. من ترفندهای کا-گ-ب را برای ترور شخصیت های مخالف از خاطرات یک مامور بلندپایه کا-گ-ب در مقاله ای با عنوان " تهدید دویست [1] " که نام کتابش بود منتشر کرده ام. وزارت اطلاعات که یک سازمان امنیتی قانونی است نباید ترفندهای کشورهای دیکتاتوری یا سازمانهای امنیتی متعدد و رقیب داخلی را که هر کدام به جناح خاصی پاسخگو است دنبال کند. جمهوری اسلامی ثروت کشور را برای بیگانگان هزینه میکند و همان بیگانگان ثروت مردم خود را برای ایرانی زدایی و محو کردن فرهنگ و زبان ایران و وارونه سازی تاریخ ایران زمین هزینه می کنند.

وظیفه شما در رابطه با دشمنان کشور و ملت است، و همانگونه که سازمانهای امنیتی کشورهای متمدن و مردمسالار برای مردم خودشان ترسناک نیستند، شما هم نباید برای مردم خودتان ترسناک باشید، مگر اینکه مردم ایران را مردم خود ندانید. ولی شما عملا بجای تضمین بقای ایران، تمامیت ارضی کشور، و امنیت مردم کشور بقای کسانی را تضمین میکنید که بقای ایران برایشان بی ارزش است و فساد و تباهی را به نقطه اوج آن در تاریخ چند هزار ساله ما رسانده اند. آنها منابع زیر زمینی ما را غارت کرده اند، جنگلها و آبهای ما را غارت کرده اند، دریای ما را واگذار کرده اند و حتی ماهیان خلیج پارس ما را جارو کرده فروخته اند، و بدتر از همه میلیونها از بهترین و نخبه ترین شهروندان ما را از میهن گریزانده اند و مردم کشور را فقیر و ذلیل و ناامید از آینده نموده اند. آیا برای شما هیچکدام از این جنایات اهمیت ندارد و تنها اگر امثال من نوشتار رسوا کننده ای منتشر کنند یا سخن تندی در انتقاد از غارتگری ها و کشتارها ابراز کنند بر سرشان هوار میشوید.

ادامه دارد
21 آذر 1398
راهبرد انتخابات آزاد و دیوانسالاری مردمی
برای ایران آینده
از: کورش زعیم
ایران همیشه از یک سامانه انتخاباتی ناقص و ناکارآمد برخوردار بوده که عمدتا از کشورهای دیگر، بویژه فرانسه و بلژیک برداشت شده بوده است. با وقوع نظامی التقاطی به نام جمهوری اسلامی، با درهم تنیدن استانداردهای بین المللی و برداشتهای سلیقه ای از احکام مبهم و گاه متناقض مذهبی، ملقمه ای نامتناجس و ناکارآمد همراه با مرکزی قدرت گرا بوجود آمد که بعلت نفوذ فراقانونی و فساد سیاسی و مالی نتوانسته در درازنای چهار دهه حتی یک لایحه ارزشمند و مردم گرا را عرضه یا به تصویب برساند. در این نوشتار سامانه نوینی بر پایه بهترین، مردمی ترین روشهای آزموده شده در کشورهای موفق جهان همراه با نوآوری هایی ارائه میشود تا صاحبنظران آن را بررسی و دیدگاههای تکمیلی یا اصلاحی خود را به ما عرضه نمایند. هدف ما اینست که طرح نهایی سامانه انتخاباتی نوینی را که از خودکامگی جلوگیری و خواستهای همه مردم سراسر ایران را پاسخ بدهد برای ایران آینده پیشنهاد نماییم.

پیش نیازها:
1- فعالیت سیاسی حزبی، مدنی، مردم نهاد، اتحادیه، سندیکا و همه گونه گردهمایی، تظاهرات و اعتصاب آزاد خواهد بود. 
2- همه رسانه ها آزاد و در دست بخش خصوصی ولی با روادید قانونی خواهد بود. رادیو و تلویزیون، بجز یک فرستنده به شعبه هایی در استانها که در دست دولت خواهد بود، باید در دست بخش خصوصی با رعایت قانون اساسی آینده و مراعات حساسیت های امنیتی، که تعریف و حدود آنها را مجلس شورای ملی تعیین خواهد کرد باشند. پخش هرگونه دروغ یا خبرهای تایید نشده و توهین و تهمت و افترا یا همکاری پنهانی یا روابط مالی بدون روادید قانونی با کشورهای بیگانه، ممنوع خواهد بود، که قانون آن در مجلس شورای ملی تدوین و تصویب و به آیین دادرسی مدنی و کیفری افزوده خواهد شد.
3- منشور حقوق شهروندی جبهه ملی ایران (سامان ششم) حاکم و اجرا خواهد شد. 
4- منشور جبهه ملی ایران مصوب پلنوم 1382، راهنمای همه قانونهای کشوری مصوب در مجلس شورای ملی آینده خواهد بود.
5- سامانه انتخاباتی و ساختار دیوانسالاری کشور به شرح زیر خواهد بود:
ادامه دارد
19 آذر 1398

 

بیانیه شورای مرکزی جبهه ملی ایران – سامان ششم
به مناسبت خشونت خونین آبانماه

در شرایطی که به سبب سوء مدیریت هیئت حاکمه، کشور با نارسایی و نابسامانی در عرصه های اقتصادی و مالی از یکسو و سیاست خارجی از سوی دیگر روبروست، و در نتیجه جامعه با رکود اقتصادی، تورم، بیکاری، همچنین با فساد، اختلاس و قاچاق سازمان یافته و آسیب های اجتماعی ناشی از آن چون افزایش جرایم، فحشا، تکدی گری و انگیزه روزافزون برای جلای وطن بصورت مهاجر، پناهنده، و طرق دیگر بوسیله دلالان سودجو، و اسفبارتر فرار مغزها را شاهد می باشیم.
دولت در زمانی که مردم با شرایط بسیار نگران کننده از لحاظ مشکلات روزافزون اقتصادی، مالی، معیشتی و آینده نامعلوم مواجهه می باشند، دولت برای تعدیل مشکلات مورد بحث بصورت غافگیرانه دست به افزایش فاحش قیمت بنزین میزند. در صورتیکه باید نیک دانسته شود تنها نهاد قانوگزاری کشور مجلس شورای اسلامی است و مردم و نهادهای سازمان یافته مدنی با آگاهی از چگونگی جریان رسیدگی و تصویب قانون در مجلس در مقام ارزیابی خواهند بود. زیرا آگاهی از تصمیمات همه ارکان نظام حق همه شهروندان است. بنابراین هرگونه مصوبه خارج از مجلس، تضعیف کننده نهادی است که حاصل مبارزات 115 ساله مردم از مشروطیت است. بهمین جهت افزایش فاحش قیمت بنزین و اثرات گریزناپذیر آن به افزایش تورم و افزایش قیمت کالاها مردم را در بهت اولیه و واکنش اعتراض آمیز گسترده بعدی سوق میدهد.
بخصوص آنکه باید در نظر گرفت هر کالایی که دو قیمتی باشد ایجاد فساد و رانت می کند، زیرا برای کنترل آن نمی توان نظارت موثر اعمال کرد. بنابراین نباید فراموش کرد که اعتراض گسترده مردم و نگرانی آنان برای تورم و بالا رفتن قیمت سایر کالاها به دنبال افزایش قیمت بنزین قابل درک است. بخصوص آنکه طبق اصل 27 قانون اساسی اجتماعات اعتراضی به رسمیت شناخته شده است و باید به حقوق شهروندی و انسانی آحاد جامعه احترام گذاشت. مضافآ آنکه تنظیم فصل سوم قانون اساسی با عنوان «حقوق ملت» گامی مهم در راستای اساسی سازی «همین حقوق و آزادی های بنیادین» بوده است. در واقع آزادیهای بنیادین شهروندی در شمار هنجارهای حقوق برتر قرار دارند. در این راستا تصویب «منشور حقوق شهروندی» بعنوان میثاق حقوق دولت و شهروندان در راستای ایفای تعهد حقوقی به اجرای حقوق و آزادیهای موضوع فصل سوم قانون اساسی است. از این رو قوای سه گانه و تمامی دستگاهها و نهادها باید در مسیر تضمین و رعایت این حقوق و توسعه آن که گرانیگاه قانون اساسی است گام بردارند.

 

ادامه دارد
11 آذر 1398
بیانیه جبهه ملی ایران- سامان ششم
به مناسبت کشتار آبانماه
ساختار قدرت محافظ نظام، غیر شفاف و ناشنوای حاکم بر سرزمین ایران دیربازیست که از فقدان گردش آزاد اطلاعات ارتزاق میکند. نظامی که چهار دهه گذشته با ایجاد جوّ اختناق و سرکوب و آتش زدن مراکز دولتی و سینماها و حمله به احزاب و سازمانهای مدنی و غیره شکل گرفت، امروز با تکرار همان گونه اقدامات علیه مردم معترض به تُهیدستی و بیکاری و خفقان اجتماعی و سیاسی، و نیز به فساد گسترده و غارت دارایی های ملی و اموال مردم در موسسات مالی، و معاملات حکومتی، آنان را اغتشاشگر و وابسته به بیگانگان قلمداد میکند! و کشتار آنان را جنگ پیروزمندانه میخواند!
اکنون هم حکومت با تکرار اینگونه اقدامات و انتصاب تظاهرات مردم ناراضی و ستمدیده و ناامید، بویژه کارگران و جوانان محروم کشور، را به سازماندهی و تحریکات بیگانگان و عوامل برونمرزی ارتباط میدهد. اینگونه فرافکنی های توهین آمیز به مردمی محروم و غارت شده نفرت اکثریت خاموش جامعه را هم بر می انگیزاند. آیا تخریب و به آتش کشیدن بانک ها و فروشگاههای وابسته به صاحبان قدرت که در طی چهار دهه گذشته از جیب مردم فقر و تهی دست جامعه توسط جوانان و مردم مهاجر و حاشیه نشین شهرها بعلت بیکاری و درماندگی بوده یا ترفندی برای پوشاندن دزدی سپرده ها و سرمایه های مردم و غرامت از شرکتهای بیمه، یا عاملی برای سرکوب بیرحمانه هرگونه اعتراض و جلوگیری از فعالیت های اجتماعی؟ 
ادامه دارد
27 آبان 1398

واپسین هشدار به جمهوری اسلامی در ایران

از کورش زعیم

سیاستگزاران جمهوری اسلامی نباید آنقدر کودَن باشند که تصورکنند خیزش کنونی مردم به علت گران شدن بنزین است! مسئله مردم چهل سال دروغ و قتل و غارت و نابودی همه ارکان زندگی یک ملت و فشار اجتماعی و اقتصادی و سیاسی تحت عنوان ضروریات تخیلی ایدئولوژیک است. این خیزش مردمی که شما آنرا به خاک و خون کشیده اید و ویرانی ها و آتش سوزیها را که عوامل خودتان و عوامل نفوذی بیگانه مرتکب میشوند به مردم نسبت میدهید، زنگ آخر است. شما شاید تا پانسد تن را بکُشید و بیش از ده هزار تن را زندانی کنید، ولی نتیجه معکوس خواهید گرفت. این همان است که ما در نوشتار و گفتار خود پیش بینی کرده بودیم. اگر تردیدی در تحلیل ما دارید، پیش بینی های تحلیلی ما را از دوران ریاست جمهوری هفتم و نهم و دهم و هشدار ما را ماهها پیش از خیزش 1388 و ماهها پیش از خیزش کنونی دوباره مرور کنید.

بگذارید کارنامه شما جمهوری اسلامی در ایران را هم مرور کنیم:

شما سامانه انتخاباتی کشور را به سخره گرفته اید با شورای نگهبان که فراتر از مسئولیت قانونی خود نامزدان را برای اطاعت و پرهیز از استقلال اندیشه و عمل دستچین میکند، مجلسی به نام تشخیص مصلحت نظام که وظیفه اش حفظ نظام حاکم به هر بها و نه حفظ مصلحت مردم و کشور است، انتخاباتی که از سال 58 تا کنون هیچکدام در هیچ رده ای آزاد و نماینده رای مردم نبوده و مجلسی که با یک حکم حکومتی منافع ملت را زیر پا میگذارد.

آموزش و پرورش ما را با جانشینی درسهای ایدئولوژیک بجای دانش عملی به پایین ترین درجه ممکن نزول داده اید، شما دانشگاههای ما را که از بهترینها در جهان بودند با اخراج استادان برجسته و تزریق "استادان" سهمیه ای و مدارک ساختگی و فروشی به پایین ترین سطح در تاریخ نزول داده اید، شما همه صنایع بزرگ و متوسط با کیفیت بین المللی که ایران را دومین کشور صنعتی آسیا کرده بودند مصادره و غارت و تعطیل کرده اید و صنایع کوچکتر را با نزولخواری بانکهای قلابی تعطیل و با تملیک داراییهای آنها نابودشان کرده اید. شما بانکهای ما را که جزو با اعتبارترین سیستم بانکی جهان بود، با تاسیس دهها بانک قلابی و نزولخوار وسیله اختلاس و دزدیدن سپرده های مردم را کرده اید. شما با استخدام مدیران بیسواد و نادرست و جایگزین کردن مدیران باتجربه و پاکدست، دیوانسالاری حکومتی را به مرکز دزدی و اختلاس و رشوه گیری و معاملات غیرقانونی و قاچاق تبدیل کردید.

ادامه دارد
19 آبان 1398
سالگرد شهادت حسین فاطمی سیاوش زمان
Image may contain: text


بیانیه جبهه ملی ایران-سامان ششم

ما ملت ایران در راه آزادي کم شهید نداده ایم، و حسین فاطمی يكي از سالاران شهیدان ملي ماست و ما در جبهه ملی ایران آنرا هر ساله برای شش و نیم دهه است که یاد میکنیم. نه اینکه او به یاد و بزرگداشت ما نیاز داشته باشد؛ بلکه این ماهستیم که نیاز داریم به او و آرمان های او و به آنچه او بود و آنچه او میخواست ما در چنین روزهایی باشیم وابسته و دلبسته باشیم. او از گونه شهیدانی است که راه تاریک ما را روشن نگه میدارند و به ما راستی و آزادگی می آموزند. او سیاوش زمان ما بود.
ادامه دارد
8 آبان 1398
برگزاری روز کورش بزرگ و روز ملی ایران

در سرای کورش زعیم
Image may contain: 2 people, people sitting and indoor
هفتم آبان ۱۳۹۸خ
پیشینه جنبش گرایش به کورش بزرگ
در سال ۱۳۸۴ کمیته نجات پاسارگاد که توسط ایرانیان برونمرز ( بانو شکوه میرزادگی) و درونمرز، برای جلوگیری از تخریب میراث باستانی کشور و بویژه جلوگیری از ساخت سد سیوند که احتمال میرفت با آبگیری آن به آثار باستانی فراوان منطقه پاسارگاد و آرامگاه کورش بزرگ آسیب های جبران ناپذیر برساند، تشکیل شده بود، زنگ خطر را درباره سد  سیوند به صدا درآورد. کمیته با دکتر پرویز ورجاوند، سرپرست وزارت فرهنگ در کابینه مهندس بازرگان، و عضو هیئت رهبری و سخنگوی جبهه ملی ایران، کارشناس بنام تاریخ و میراث فرهنگی ایران، برای افشاگری آسیبها، و با دکتر محمد علی دادخواه، حقوقدان و وکیل دادگستری، برای اقدام قانونی در راستای جلوگیری از ساخت سد تماس گرفت. دکتر ورجاوند پروژه بررسی مسائل مهندسی و آسیب های احتمالی را به مهندس کورش زعیم، عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران و مسئول روابط عمومی جبهه، که از سال ۱۳۵۸ با هم همکاری نزدیک داشتند واگذار کرد. 
زعیم بررسی گسترده ای را در زمینه های مکان یابی سد، وضعیت زمین شناسی، ساختمان سد، دریاچه احتمالی پشت سد، آسیب به رودخانه پلوار و اکوسیستم، حق آبه های کشاورزان پیرامون رودخانه و آسیب به کشاورزان و کشاورزی منطقه، خشکی رودخانه و در نتیجه خشکی و نمکی شدن دریاچه های گروه بختگان، و در نتیجه توفان نمک به زمین های کشاورزی پیرامون دریاچه ها، عدم توانایی رودخانه فصلی پلوار به پر کردن دریاچه پشت سد تا بیش از ده تا پانزده متر ارتفاع، تبخیر حدود ۳۰٪ آب دریاچه سد، فرار آب از زیر سد و از دیوارهای پیرامون دریاچه سد، غرق شدن تنگه بلاغی و آثار فراوان تاریخی و فرهنگی تنگه (دوران هخامنشی، تمدن هفت هزار ساله و غار هفتاد هزار ساله با نگاره های مردم آن زمان)، همچنین نشت آب به دشت پاسارگاد و رطوبت زمین و هوای پیرامون آرامگاه کورش و ریزش سنگهای آهکی آرامگاه، تشکیل گلسنگ ها و غیره و غیره، را انجام داد.
ادامه دارد
7 آبان 1398
روز کورش بزرگ و روز ملی ایران

Image result for ‫کوروش بزرگ‬‎

کورش بزرگ، زمان بازگشت به تو، پس از چهل سال کشتار و فساد و دروغ و دزدی و ویرانی سرزمین مقدس تو فرا رسیده است. آیا آوای ناله و گریه ملت خود را که روزی سرور جهان بود نمی شنوی؟ 
ما حمله بیرحمانه و خونریز و ویرانگر تازیان را تحمل کردیم، ولی یا فرهنگ و دانش خود بر آنان چیره گشتیم و دوباره سر برافراشتیم. ما حمله های وحشیانه و غارتگری و کشتار مُغولان و تیموریان را تحمل نمودیم و سرانجام آنان را شیفته و پیرو فرهنگ و دانش خود کردیم. در این سده های دوری از تو، ما از بسیاری فراسرزمینی ها آسیب دیده ایم، ولی هر بار یا آنان را ایرانی کردیم یا بیرونشان راندیم.
ولی این بار از خودی شبیخون خوردیم. آنان را که می پنداشتیم راستی و درستی را نهادینه خواهند کرد، آورنده دروغ و حیله و نادرستی شدند. 
آنان را که می پنداشتیم مانند تو رواداری و حقوق شهروندی را بیاورند، خودکامگی و فساد و خشونت و مرگ و زندان آوردند.
 آنان را که می پنداشتیم کشور را توانمندتر و مردم را مرفه تر کنند،خزانه ملت را غارت کرده مردم را فقیر و گرسنه و بیمار و بیخانمان رها کردند. 
آنان را که می پنداشتیم دانش و فن و هنر کم همتای ما را به اوج برسانند، با دانش و فن و هنر ستیز کردند و دانشمند و فناور و هنرمند را از میهن گریزاندند. 
ادامه دارد
28 مهر 1398
حمله ترکیه به سوریه برای کشتار کُردان ایرانی تبار

کورش زعیم
این نخستین بار نیست که رجب طیب اردوغان دشمنی کینه توزانه خود را با کُردان نشان میدهد. مردم فراموش نکرده اند که این اردوغان بود که از 2011، برای داعش که توسط امریکا و اسراییل و عربستان برای بی ثبات کردن سوریه و عراق و تهدید مرزهای ایران ایجاد شده بود، در خاک ترکیه مرکز آموزش نظامی، بیمارستان صحرایی و پناهگاه فراهم کرده بود؛ و تمامی تجهیزات زرهی نظامی امریکایی برای داعش، ازجمله دو هزار وانت تویوتای اهدایی امریکا به داعش از خاک ترکیه وارد سوریه و علنی شد. اکنون هم هزاران داعشی را در خاک ترکیه در اردوگاهی به نام "زندان" نگهداری میشوند. در این حمله اردوغان با هواپیماهای اف16 شهرهای کرد نشین رآس العین و سریکانی را بمباران و 395 مرد و زن و کودک را کُشت، 677 تن زخمی کرد و 300 هزار ساکنان کرد آنجا را آواره کرد. افزون بر آن، دستکم 800 داعشی را به عنوان اینکه از "زندان" گریخته اند آزاد کرد و به سوریه فرستاد. 
حمله ترکیه به منطقه کُردنشین شمال سوریه به بهانه ایجاد نوار مرزی امن، که نخست 480 کیلومتر در نیم کیلومتر ولی سپس عمق آن 32 کیلومتر اعلام شد، نه تنها تجاوز به یک کشور مستقل و طبق قانون بین الملل جرم محسوب میشود که خشونت و غیرانسانی بودن، تاریخ کشور نشان میدهد که هدف از حمله تنها دور کردن کُردان از مرز ترکیه نمیتوانست باشد. قصاوت ترکیه نسبت به مردم این دو شهر، یعنی کاربرد بمبهای فسفر سپید و حمله شیمیایی به مردم عادی، تیرباران رزمندان دستگیر شده کُرد بجای اسیر گرفتن، سربریدن اسیران و کشته شدگان کُرد، تجاوز به زنان و کُشتن آنان، همگی طبق قانون بین الملل جنایت جنگی بشمار میاید و نشانگر  نفرت و خشونت دمیده شده در سربازان ارتش ترکیه یا احتمالن وجود افراد داعش در میان آنان است. بی اعتنایی آمریکا که با ترک منطقه راه برای ترکیه باز کرد، اروپا هم که فقط به تهدیدهای توخالی بسنده نمود، و ناتوانی سازمانها و معاهدات بین المللی، همه نشانه زد و بندهای فراقانونی قدرتهای بزرگ و منطقه ای را میرساند.
ادامه دارد
18 مهر 1398
به مناسبت ایجاد پارک کورُش بُزرگ در دوشنبه
Image result for ‫پارک کوروش تاجیکستان‬‎

Image result for ‫پارک کوروش تاجیکستان‬‎
جناب امامعلی رحمان، رییس جمهور گرامی تاجیکستان،
ما سالهاست که دیدگر کارکرد شما برای باززنده سازی و نگهبانی از فرهنگ و زبان ایرانی هستیم و آنرا ستایش می کنیم. کارکرد فرهنگستان تاجیکستان، ترویج نامهای ایرانی برای نوزادان، چاپ اسکناس با نگاره پورسینا، ساخت کتابخانه بزرگ دوشنبه به نام فردوسی، دانشگاه کورش بزرگ، و اکنون پارک بزرگ و زیبای شهر دوشنبه و نامگذاری آن در گرامیداشت کورش بزرگ کارکردهایی است که برای جمهوری اسلامی در ایران باید راهنما باشد. بسیاری از سالهای زندگی من، بویژه از بیست و دو سال پیش، در باززنده سازی یاد و گرامیداشت آن مرد بزرگ تاریخ بشریت، اندیشه و گفتار و کردار مردم دوستانه و حقوق بشری او، و همچنین حفاظت از آرامگاه ساده ولی باشکوه کورش بزرگ صرف شده که تاوان آنرا هم داده ام.
ادامه دارد
31 شهريور 1398
حقوق ملت ایران در دریای کاسپی
Image result for ‫دریای خزر‬‎

زیر پای جمهوری اسلامی

کورش زعیم
دریای مازندران یا کاسپین، که نامش برای ما ایرانیان کاشپی "یا کاسپی" باید باشد، همیشه در درازنای تاریخ بخشی از قلمرو ایران بوده، به جز انتهای شمالی آن که محل سُکنای قوم نیمه وحشی و شکارچی خزرها بوده است. شهر ۲۰۰۰ ساله دربند در داغستان که اکنون در قلمرو روسیه قرار دارد، دِژ نظامی ایران برای دفع حمله های این قوم غارتگر بدست غُباد یکم ساسانی ساخته و در زمان انوشیروان مستحکم شد و دیواری ۴۰ کیلومتری برای حفاظت از آن ساخت که به دیوار قفقار معروف است. پس از یورش تازیان به ایران، در ۲۲ هجری، این شهر بدست آنها افتاد، سپس نوبت مغول و تیمور رسید، که شاه اسماعیل آنرا پس گرفت، سپس عثمانی آن را تصرف کرد و شاه عباس آنرا پس گرفت، و سرانجام  پتر کبیر در ۱۷۲۲ آنجا را تصرف کرد و نادرشاه آن را در ۱۷۳۵ آنرا پس گرفت. ولی در ۱۷۹۶، و پیمان گلستان بدست روسیه افتاد. روسها توجه زیادی به این دریا داشتند و از آن پس دریای کاسپی از قلمرو انحصاری ایران خارج شد و دریای مشترک دو کشور بزرگ ایران و روسیه بشمار آمد که در آن سهم روسیه اندک بود. مصیبت ما در این دریا از زمان شاهان بی کفایت قاجار آغاز شد.

در زمان محمد شاه و فتحعلی شاه قاجار به علت ناتوانی دولت مرکزی و بی اعتنایی به منافع ملی، روسیه که در اندیشه دستیابی به خلیج پارس بود بنای تجاوز به محدوده ایران نمود. جنگهای بیست ساله ایران و روسیه نتیجه این سیاست روسیه تزاری بود. در جنگ اول روسیه تا ارمنستان پیشروی کرد، ولی در حمله به ایروان از ارتش ایران به فرماندهی عباس میرزا شکست خورد و عقب نشست. دو سال بعد فرماندار ایروان (پایتخت ارمنستان) هم به روسها حمله کرد و شمار زیادی اسیر گرفت و به تهران فرستاد. روسها درخواست صلح کردند بشرط اینکه بخشهایی از قفقاز را که گرفته بودند نگه دارند و اجازه حمله به عثمانی هم از خاک ایران به آنها داده شود. عباس میرزا پیمان صلح را با این استدلال که حقوق سربازان داده نشده و جنگ افزار آتشین هم ندارند به تهران فرستاد. فتحعلی شاه با آخوند مورد علاقه اش مشورت کرد و او گفت که جنگ ما جهاد علیه کفر است و صلح با کفار مجاز نیست. شاه ابله صلح را نپذیرفت. انگلستان که در پی جلب دوستی روسیه بود دستور داد افسران و سربازانش که سربازان ایران را آموزش میدادند ایران را ترک کنند. شاه قاجار هم حمایت خود را از پسرش عباس میرزا برداشت که باعث اختلافاتی در اردوی ایران شد. از سوی دیگر انگلیسی ها برای وادار کردن ایران به صلح، به تحریک ایل های قفقاز برای شورش علیه دولت تهران پرداختند و ترکمانان خراسان را هم به شورش واداشتند. ایران مجبور شد تا تبریز عقب بنشیند. توطئه های انگلستان باعث شد که ایران در بدترین شرایط به صلح تن در دهد. در آن زمان روسیه درگیر حمله ناپلئون شده بود و اگر شاه قاجار به پسرش عباس میرزا کمک میرساند، روسیه شکست سختی از ایران میخورد. پیمان صلح گلستان در ۲۵ اکتبر ۱۸۱۳ (۱۱۹۲)، امضا شد و طبق آن ارمنستان، چچن، اینگوش، گرجستان، داغستان، قره باغ، گنجه، خانات موشکی، شیروان، غبا، دربند، باکو، و بخشی از تالش، حدود ۲۲۰ هزار کیلومتر مربع از ایران جدا شد و ۱۳۶۰ کیلومتر از ساحل دریا را از دست دادیم.
ادامه دارد
28 مرداد 1398
ديدگاه‌ها و راهکار‌ها
طرحی برای بازسازی کشور ایران
پیشگفتار: تحليلى از وضع موجود

ملت ايران در چهلمين سال انقلاب خود، آشفته‌ترين و نوميدكننده‌ترين ادوار تاريخ خود را تجربه مى‌كند كه با انتظاراتی که از انقلاب داشته فاصله بسیار دارد. ملت از انقلاب خواهان آزادى و عدالت و شكوه و سربلندى جهانی بود؛ و امروز آنچه بدست آمده نه تنها از خواسته‌ها و آرزو‌هایش بسیار دور شده كه با آنچه تا سال ۱۳۵۷ داشت و تجربه كرده بود در تضاد است. اگر در سال ۱۳۵۷ ملت ايران با يك دولت و حكومت نسبتاً متحد و متمركز درگيرى داشت، امروز ده‌ها مركز قدرت دارنده ثروت و زور، بدون داشتن رابطه اُرگانيك سازمانى با يكديگر که فقط در ظاهر از يك مركز پشتیبانی مى‌كنند، در برابر ملت ايران صف‌آرائى كرده است. از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷، آشفتگى‌ها و بلاتكليفى‌هاى ناشی از فضای انقلابی سبب تسلط گروهى از دست‌يافتگان به قدرت و نهادهاى دولتى بر اموال و دارائى‌هاى عمومى و خصوصى شد که پس از تدوين باصطلاح يك قانون اساسى و گنجاندن اصولى مانند اصل ۴۴ و اصل  ۴۹، عملكرد نادرست دوران انقلاب را رسميت بخشيده اند.

اقتصاد امروز ايران در ظاهر به اقتصاد دولتى، اقتصاد نهادهای مستقل و بنيادهاى فرادولتى و اقتصاد خصوصى تقسيم شده است؛ ولى افزون بر اينها يك اقتصاد زيرزمينى و موازى ناشى از فقدان يك دولت ملى و دلسوز شديداً دست‌اندركار است كه ناشى از رواج فساد و رانت‌خوارى و قاچاق می باشد. اقتصاد رانتى با همكارى و مشاركت مجموعه عوامل خلق شده پس از انقلاب توسط مراكز قدرت، بویژه مراكز دينى و مذهبى كه انحصار قدرت را بدست گرفته‌اند، به حيات خود ادامه مى‌دهد كه نتيجه آن كاهش سهم بخش خصوصى و دولتى در كل اقتصاد به كمتر از ۵۰ درصد است. نتيجه چنين وضعى سوء استفاده بخش فرادولتى از قدرت و تسلط خود در استفاده از امكانات بدون پرداخت ماليات، استفاده از معافيت‌هاى تحميلى، عدم تمكين به قوانين لازم‌الاجرای عموم، بهره مند مى‌شوند. نتيجه وضع موجود سقوط سهم ماليات‌ها در درآمدهاى عمومى به كمتر از ۴۵ درصد و سقوط سهم آن در توليد ناخالص داخلى به حدود  ۸ درصد است كه باعث اتكاء بيشتر و بيشتر دولت به درآمدهاى نفتى و انحراف بيشتر و بيشتر از اهداف ملى شدن صنعت نفت در سال ۱۳۲۹، يعنى بكارگيرى درآمدهاى نفتى براى توسعه اقتصادى كشور و اعتلای سطح زندگى و رفاه همه مردم ايران بوده است.

جدا از سياست‌هاى اجتماعى و فرهنگى و آموزشى بى‌پايه و دور از منطق علمى و تجربه جهانى، جدا از سياست‌هاى اعمال شده در روابط بين‌المللى، جدا از نيازهاى كشور به داشتن نيروهاى مسلح ورزیده براى حفظ امنيت براى کشور و مردم ، هم در سطح بين‌المللى و هم در مقياس داخلى، بيش از دو نوع نيروهاى نظامى، پليسى، سياسى، امنيتى و اطلاعاتى، نه‌تنها ظاهراً براى ايجاد امنيت و آرامش خيال مردم در داخل كشور بلكه براى دخالت و دست‌اندازى در سرزمين‌هاى پیرامون كشور و در ظاهر براى اشاعه افكار دينى شيعى بوجود آمده است كه هزينه اينگونه عمليات فرامرزى منابع مالى و فيزيكى فراوانى را جذب کرده و عامل مهمى در ظهور كمبودها و تحميل زياد بر امكانات توسعه و رشد اقتصادى كشور و بهبود شرايط زندگى مردم است.

سياست‌هاى توسعه صنعتى اعمال شده در دوره پس از انقلاب فاقد برنامه‌ريزى ضرورى هدفمند و خردمندانه براى اعتلای اقتصاد و جامعه ايران بوده است. توسعه صنعتى دانش-محور، توسعه صنعتى انسان‌-محور توسعه صنعتى اشتغال آفرين، توسعه صنعتى رقابت‌آفرين و توسعه صنعتى صادرات آفرين جاى خود را به توسعه صنعتى پول‌ساز و سودآور داده است که دستاورد آن رشد سريع صنايع توليد نوشابه، پفك، خودرو‌هاى سوارى با کیفیت پایین و صنايع بسته‌بندى مواد غذائى است كه بسيارى از مواد و اجزای ضرورى آن از خارج وارد مى‌شود. فدا شدن منابع آبى، نيروى كار كشاورزى، زمين و ماشين‌آلات حداقلى موجود، و در نتيجه تشديد نياز كشور به واردات مواد غذائى و كاهش سهم فعاليت‌هاى كشاورزى در توليد ناخالص داخلى حاصل چنين سياست‌هاى نادرست در بخش‌هاى حياتى كشاورزى است.
ادامه دارد
28 مرداد 1398
براندازی ۲۸ امرداد و زخمِ باز ملت ايران
کورش زعیم
با یادآوری افسوس ۲۸ امرداد، ما هر سال بر زخم باز خود و ملت ایران نمک می پاشیم. این فقط یادآوری یک زخم ملی سوزنده و دردآور نیست، بلکه آينه اي در برابر چشمان آناني است كه در شرایط بسیار بحرانی و خطرناکی که امروز حاکم بر کشورمان است، بجای همکاری و همبستگی ملی، در رؤیای نجات کشور به دست بیگانگان هستند.
آنچه امروز رويداد ۲۸ امرداد را برجسته ميكند تفاوتهای رفتاری دولت و حکومت در آن زمان در سنجش با دوران خفقان و خودکامگی پَسین، و نیز دوران هولناک پُر از جنایت و غارت و ویرانی جمهوری اسلامی است. يك تفاوت دولت مردمسالار مصدق اینست که بر خلاف حکومتهای پسین حاضر نبود به هر قيمتي خود را بر سر كار نگه دارد. در روزهای پیش از پیروزی کودتاچیان، مصدق گفته بود كه راضي به ريختن حتا يك قطره خون از بيني كسي نيست. ملت پشتيبانش بود و او مي انديشيد كه اگر ملت بخواهد، دوباره او را سر كار خواهد آورد. ولي حكومتي كه جاي او را با زور و ياري بيگانگان گرفت به راي ملت پایبند نبود؛ و گرنه او نیز میتوانست به مردم مراجعه كند و با يك همه پرسي از ملت بپرسد که آیا من را میخواهید یا نه؟
كورش بزرگ در بيانيه تاریخی حقوق بشر جهانی خود گفت:  "من از امروز كه تاج پادشاهي را به سر نهاده ام، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق پادشاهي را به من ميدهد، هر گز فرمانروایی خود را بر هيچ ملتی تحميل نخواهم كرد، و هر ملت آزاد است كه مرا به پادشاهي خود بپذيرد يا نپذيرد؛ و هر گاه نخواهد من را پادشاه خود بشمارد، من براي فرمانروایی خود بر آن ملت جنگ نخواهم كرد."
سخن كورش برگرفته از فرهنگ كهن ايران بود، و او كوشيد تا آنرا در سراسر جهان نهادينه كند. اما امروز شاهد آن هستيم كه از زمان براندازي ۲۸ امرداد ۱۳۳۲، در ميهن ما، دولتهاي استبدادي یا ایدئولوژیک حاكم شدند، و با خشونت و زندان و كشتار مردم بقاي حكومت  خود را بر ملت تحميل ميكنند. ما ۲۸ امرداد را از اين رو پيوسته يادآوري مي كنيم كه بگوييم تحميل حكومت بر مردم چه با ياری  قدرتهاي بيگانه و چه با زور داخلي با فرهنگ ايراني بيگانه است و مردم را متنفر میکند
ادامه دارد
27 مرداد 1398
خاطراتی از عباس امیرانتظام
Image result for ‫عباس امیرانتظام‬‎

به مناسبت نخستین سالگرد درگذشت
کورش زعیم
من با امیرانتظام در همان هفته های اول آزادی او در سال ۱۳۷۵ که برای نخستین بار در آذر همان سال به مرخصی درمانی از زندان بیرون آماده بود از نزدیک آشنا شدم. حسن لباسچی، عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران، که با هم همکاری سیاسی بسیار نزدیکی داشتیم به من گفت که امیرانتظام جلسه ای برای ایجاد یک سازمان سیاسی تشکیل داده و من هم دعوت هستم. ما به جلسه رفتیم، احتمالا منزل زنده یاد فولادی بود. در آنجا شخصیت هایی چون دکتر حسین ذکاء، غلامحسین خیر، و دو سه تن از فعالان شناخته شده قدیمی دیگر هم بودند. 
بحث جلسه درباره تشکیل یک سازمان سیاسی اوپوزیسیون برای مبارزه سیاسی با سیاستهای جمهوری اسلامی که کشور را با خشونت و فساد و ناکارآمدی بسوی سقوط اقتصادی و اخلاقی می برد بود. پس از جلسه، من به امیرانتظام پیشنهاد کردم بجای تشکیل یک سازمان نوپا به جبهه ملی بپیوندد که با نام نیک و پیشینه مردمی خود بستر مناسبی برای توسعه سیاسی کشور است. از حسن لباسچی که عضو شورای مرکزی جبهه ملی بود هم خواستم که در شورا برای عضویت امیرانتظام کمک کند. امیرانتظام دودل بود که گروه کوچکی در شورا که او درباره آنان شنیده بود وی را نپذیرند؛ ولی من سرانجام او را راضی کردم. البته خودم هم که در سال ۵۸ با پشتیبانی دکتر غلامحسین صدیقی قرار بود عضو شورا شوم و بعلت تحمیلی بودن عضویت، من از دکتر صدیقی و دکتر سعید فاطمی که اصرار بر پذیرش عضویت من در شورای مرکزی جبهه میکرد، عذرخواهی کردم که نمیخواهم تحمیلی باشم باید انتخاب شوم، و به فعالیت در سازمان مهندسان جبهه ملی ادامه دادم. 
ادامه دارد
23 مرداد 1398
انتخابات مجلس را باید شرکت کرد یا تحریم؟
‫Video for تفسیر خبر زعیم خزعلی‬‎

گفتگوی تلویزیون ایران فردا (جمشید چالنگی) با کورش زعیم و مهدی خرعلی
چهارشنبه ۲۳ امرداد ۱۳۹۸خ- ۱۴ اوت ۲۰۱۹م

چالنگی: همراه شما خواهیم بود و همراه میهمانان تا لحظاتی دیگر، انتخابات مجلس حکومتی جمهوری اسلامی، آیا نانی بر سفره مردم ایران خواهد آورد یا زمینه دیگری بر آنچه در سفره مردم ایران، تا لحظاتی دیگر. با من و شما هستند، آقای کورش زعیم عضو شورای رهبری جبهه ملی ایران و آقای مهدی خزعلی دبیرکل جبهه آزادی، باز هم در تهران. خوش آمدید آقای زعیم.
کورش زعیم: سپاسگزارم، خیلی ممنونم که این فرصت را دادید که با دوستان و ملت ایران در تماس باشیم.
چالنگی: و آقای خزعلی، خوش آمدید.
مهدی خزعلی: با سلام خدمت شما و مهندس زعیم، و همه عزیزانی که منتظر ایران آزاد هستند. (چالنگی: یعنی در حال حاضر ایران آزاد نیست؟) خزعلی: ایران یک زندانیست کمی بزرگتر از اوین.
چالنگی: چطوره آقای خزعلی شما در چنین زندانی هواداری میکنید از انتخاباتی که زندانبانان، به تعبیر شما، برگزارکننده آن انتخابات هستند بین بد و بدتر؟ چرا؟
خزعلی: ببینید، هرکسی برای مبارزه و رسیدن به آزادی و دموکراسی مسیری را انتخاب میکند. من در بررسی مفصل انقلاب ها و جنگها و شورشها، می بینم که همه آنها پرهزینه بوده و هیچ انقلابی منتج به آزادی و دموکراسی نشده. حاصل برخی انقلابها استبدای است حتی بدتر از استبداد قبلی. حتی انقلاب کبیر فرانسه، ۲۳۰ سال پیش، وقتی به وقوع می پیوندد می بینیم که ناپلئون بناپارت میاید و میشود فرمانده سپاه پاسداران انقلاب کبیر فرانسه، تمام ضدانقلاب و سلطنت طلب را سرکوب میکند. ولی سر ده سال خودش کودتا میکند و میشود کنسول اول، و سر ۱۵ سال، یعنی ۵ سال بعد، به عنوان امپراتور تاجگذاری میکند و تا سد سال فرانسه درگیر ناپلئون اول و ناپلئون دوم و جنگها و سقوط ها و کودتاهاست و به دموکراسی نمیرسد. بعد از سد سال مردم فرانسه می فهمند که راه باید راه مدنی و گام به گام باشد. انقلاب جز تیغه گیوتین که میتواند اندیشمندان، دانشمندان، شاعران و نویسندگان را زیر تیغ گیوتین ببرد، برای فرانسه چیزی نداشت. انقلاب اکتبر، حالا لنین مصادره اش میکند، ولی هفتاد سال اختناق و دیکتاتوری را به ارمغان میاورد با ۲۰ میلیون کشته بعد از انقلاب؛ و نتیجه ای در روسیه نداشت تا گرباچف بیاید به سمت پروسترویکا و گلاسنوست. آنجاست که اصلاحات اقتصادی و سیاسی نتیجه میبرد و روسیه بهتر میشود. انقلاب مشروطه خودمان، خروجیش میشود استبداد صغیر. سردار اسعد که میاید خروجیش میشود احمد شاه و رضا شاه و باز هم حکومت استبدای و پادشاهی و موروثی است. میرسیم به انقلاب ۵۷، خروجیش میشود اصغر تیغ زن و اکبر خوش گوشت و امثال اینها که رفتند توی کمیته استبدادی و خونبارتر و خشن تر از قبل. یعنی بدتر شد. من معتقدم باید بتوانیم پایه ها را درست کنیم. اگر ما بخواهیم نفری بیاید مثل خلخالی و انتقام بگیرد و خونریزی کند، دنبال انقلاب برویم و دنبال شورش و دنبال جنگ برویم و منتظر بشویم جنگی بشود. جنگ را دیدیم در افغانستان دیدیم وضعشان چه است، در لیبی دیده ایم چه وضعیتی دارند، در همه کشورها. باید دنبال این باشند که گام به گام با تلاش مدنی اصلاح کنند. اما به دنبال اصلاح بنیادین و عمیق باشند و به ظواهر و آن چیزهای کوچک بسنده نکنند.
ادامه دارد
 

 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد