Tuesday, October 22, 2019   امروز ,   سه شنبه 30 مهر 1398 خورشیدی

جدیدترین خبرها

   
در روز ۲۶ آبان ۱۳۹۷ جلسه دو هفتگی دوستانه هیئت اجرایی جبهه ملی در منزل دکتر موسویان برگزار شد. در آن نشست، انتخاباتی خلاف اساسنامه جبهه ملی ایران مصوب پلنوم ۱۳۸۲ انجام شد که رویه انجام آن در تخلف فاحش اساسنامه، که به مثابه قانون اساسی جبهه ملی به شمار می رود، بود. از آنجا که این امر تکرار تخلفات گذشته هیئت اجرایی بود، شماری از اعضای شورای مرکزی اعلان تشکیل جبهه ملی ششم را که برنامه تشکیل آن به علت همین بی قانونی ها و انحصارگرایی ها آز سال ۱۳۸۶ ریخته شده بود ضروری دانستند. برای آگاهی هموندان و علاقمندان جبهه ملی از غیرقانونی بودن تصمیمات آن جلسه که منجر به این اقدام گردید در بند های ذیل اعلام می نمایم:
براحوال ملتی بایدگریست که برای رهایی ازاستبداد به هرخس وخاشاکی پنجه درمی افکنند ودرانتخاب بد وبدترسرگردانند وهرسرابی را آب میپندارند واسیر شعارها شده وشعار را جایگزین شعور میکنند . مدتهاست که بیگانگان ودشمنان این سرزمین ازفضای متشنج جامعه سوء استفاده کرده ودراندیشه کودتای سومی هستند . وبرای رسیدن به اهداف شوم خود دست به هرعمل زشت وخیانت کارانه ای میزنند حتی اجساد را اززباله دان تاریخ بیرون کشانده وبا آرایش وتبلیغات آنها را الگوی حکومت آینده ایران میسازند که زمینه سازیک حکومت فاشیستی دیگری چون رضاخان قزاق میباشد. با این طرزتفکربزرگترین توهین را به ملت یزرگ ایران روا داشته وچنین وانمود میکنند که مردم ایران تنها لیاقت یک حکومت چکمه پوش ودیکتاتور را دارند . درحالی که ملت فهیم ایران شایستگی دموکراسی ترین وآزاد ترین حکومت های جهان را دارد دلیل این مدعا یکصد وبیست سال مبارزات پیگیر این مردم برای کسب آزادی است وتا رسیدن به هدف نهایی که همانا آزادی وحاکمیت ملی است از پای نخواهند نشست.
دوست وهموند عزیزم جناب آقای ضیاء مصباح ، نامه جنابعالی را با عنوان «گذری ونظری» را خواندم، این نامه از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده ولی متاسفانه قلب واقعیت ها شده، لذا من با تمام احترامی که برای شما قائلم نمیتوانم مطالب مندرج در آن را تایید کرده ودر رابطه با آن سکوت اختیار کنم. وازشما که درتمام مراحل حضور داشتید انتظارچنین برداشتی را نداشتم. البته اطمینان دارم که این نظریات شخص شما نبوده بلکه نظریات و خواسته های آقای دکتر موسویان است که در نامه شما منعکس شده، درهرصورت وظیفه خود میدانم برای روشن شدن افکارعمومی مخصوصا همفکران عزیزم درجبهه ملی ایران بار دیگر به گذشته ای نه چندان دور اشاره داشته باشم.
هموند فعال و در بندمان جناب زعیم در تاریخ 13 فرودین همزمان با روز طبیعت و در ایامی که به دلیل معاینات پزشکی در مرخصی از زندان بسر میبرد، با اینکه حدود دو سوم مدت محکومیت خویش را با تعریف محاکم سپری کرده و میتوانند معاف از ادامه خدمت! بشمار روند، برامده از احساس تکلیف اجتماعی مطلبی همراه با پیشنهاداتی قابل توجه و مطالعه دربعضی سایتهای ملیون برون مرزی منتشر ساخته و متن را با نام خود تحت عنوان «رئیس شورای مرکزی جبهه ملی ایران» به پایان برده اند - که موضوع مطلب میباشد:
جبهه ملی ایران در دام « از ما بهتران » به مناسبت یکم آبان سالگرد بنیانگذاری جبهه ملی ایران بمناسبت دوم آبان 1382 سالروز برگزاری پلنوم جبهه ملی ایران ( اللهیار صالح ) اجازه میخواهم با استاد ارجمندم جناب آقای شاه حسینی گپی دوستانه داشته باشم . چون شاگردی که در محضر استاد مسائلی را مطرح میکند و بر این باور است که استاد از آن ناآگاه است . درحالی که استاد صلاح در این میبیند که خود را ناآگاه نشان دهد ، شاگرد نادانسته آنچه را که نباید بگوید، میگوید وانتظار پاسخ دارد . جناب آقای شاه حسینی ، امروز روی سخنم با شما و همپیمانان دیروزمان در شورای مرکزی جبهه ملی ایران است . البته نه از روی کین بلکه از روی صداقت وعلاقه و ارادتی که به شخص شما و آن عزیزان دارم ، میخواهم در این نوشتار کوتاه مسائلی را بازگو کنم که امکان دارد بر اثر مرور زمان از یادها رفته باشد. من تلنگری به گذشته میزنم وموجی ایجاد میکنم به امید آنکه همگان به خود آییم که کجا بودیم ، وچه میکردیم ، و حال کجا هستیم .، وچه میکنیم !؟
مرگ مشکوک شاهرخ زمانی فعال کارگری در زندان شاهرخ زمانی، فعال کارگری زندانی در رجایی شهر، روز یکشنیه ۲۲ شهریور ۱۳۹٤، بطور ناگهانی درگذشت. گفتند سکته مغزی کرده، ولی شاهدان عینی جسد گزارش داده اند که آثار کبودی و سیاهی را بر تن او دیده اند. سکته مغزی در جایجای تن ایجاد کبودی یا سیاهی نمی کند. سکته مغزی را اگر به هنگام به بیمارستان برسانند، احتمال بهبودی یا دستکم حالت کوما یا نیمه کوما وجود دارد، ولی او را یکسره برای کالبد شکافی به پزشگ قانونی بردند، که هنوز گزارش رسمی آن اعلام نشده است.
 

پیوند ها

 

www.facebook.com/kourosh_zaim


وبلاگ كورش زعيم  http://kouroshzaim.blogfa.com

کانون اندیشه و سخن: www.thinkiran.blogfa.com

 

آخرین مطلب

   
18 مهر 1398
به مناسبت ایجاد پارک کورُش بُزرگ در دوشنبه
Image result for ‫پارک کوروش تاجیکستان‬‎

Image result for ‫پارک کوروش تاجیکستان‬‎
جناب امامعلی رحمان، رییس جمهور گرامی تاجیکستان،
ما سالهاست که دیدگر کارکرد شما برای باززنده سازی و نگهبانی از فرهنگ و زبان ایرانی هستیم و آنرا ستایش می کنیم. کارکرد فرهنگستان تاجیکستان، ترویج نامهای ایرانی برای نوزادان، چاپ اسکناس با نگاره پورسینا، ساخت کتابخانه بزرگ دوشنبه به نام فردوسی، دانشگاه کورش بزرگ، و اکنون پارک بزرگ و زیبای شهر دوشنبه و نامگذاری آن در گرامیداشت کورش بزرگ کارکردهایی است که برای جمهوری اسلامی در ایران باید راهنما باشد. بسیاری از سالهای زندگی من، بویژه از بیست و دو سال پیش، در باززنده سازی یاد و گرامیداشت آن مرد بزرگ تاریخ بشریت، اندیشه و گفتار و کردار مردم دوستانه و حقوق بشری او، و همچنین حفاظت از آرامگاه ساده ولی باشکوه کورش بزرگ صرف شده که تاوان آنرا هم داده ام.
ادامه دارد
31 شهريور 1398
حقوق ملت ایران در دریای کاسپی
Image result for ‫دریای خزر‬‎

زیر پای جمهوری اسلامی

کورش زعیم
دریای مازندران یا کاسپین، که نامش برای ما ایرانیان کاشپی "یا کاسپی" باید باشد، همیشه در درازنای تاریخ بخشی از قلمرو ایران بوده، به جز انتهای شمالی آن که محل سُکنای قوم نیمه وحشی و شکارچی خزرها بوده است. شهر ۲۰۰۰ ساله دربند در داغستان که اکنون در قلمرو روسیه قرار دارد، دِژ نظامی ایران برای دفع حمله های این قوم غارتگر بدست غُباد یکم ساسانی ساخته و در زمان انوشیروان مستحکم شد و دیواری ۴۰ کیلومتری برای حفاظت از آن ساخت که به دیوار قفقار معروف است. پس از یورش تازیان به ایران، در ۲۲ هجری، این شهر بدست آنها افتاد، سپس نوبت مغول و تیمور رسید، که شاه اسماعیل آنرا پس گرفت، سپس عثمانی آن را تصرف کرد و شاه عباس آنرا پس گرفت، و سرانجام  پتر کبیر در ۱۷۲۲ آنجا را تصرف کرد و نادرشاه آن را در ۱۷۳۵ آنرا پس گرفت. ولی در ۱۷۹۶، و پیمان گلستان بدست روسیه افتاد. روسها توجه زیادی به این دریا داشتند و از آن پس دریای کاسپی از قلمرو انحصاری ایران خارج شد و دریای مشترک دو کشور بزرگ ایران و روسیه بشمار آمد که در آن سهم روسیه اندک بود. مصیبت ما در این دریا از زمان شاهان بی کفایت قاجار آغاز شد.

در زمان محمد شاه و فتحعلی شاه قاجار به علت ناتوانی دولت مرکزی و بی اعتنایی به منافع ملی، روسیه که در اندیشه دستیابی به خلیج پارس بود بنای تجاوز به محدوده ایران نمود. جنگهای بیست ساله ایران و روسیه نتیجه این سیاست روسیه تزاری بود. در جنگ اول روسیه تا ارمنستان پیشروی کرد، ولی در حمله به ایروان از ارتش ایران به فرماندهی عباس میرزا شکست خورد و عقب نشست. دو سال بعد فرماندار ایروان (پایتخت ارمنستان) هم به روسها حمله کرد و شمار زیادی اسیر گرفت و به تهران فرستاد. روسها درخواست صلح کردند بشرط اینکه بخشهایی از قفقاز را که گرفته بودند نگه دارند و اجازه حمله به عثمانی هم از خاک ایران به آنها داده شود. عباس میرزا پیمان صلح را با این استدلال که حقوق سربازان داده نشده و جنگ افزار آتشین هم ندارند به تهران فرستاد. فتحعلی شاه با آخوند مورد علاقه اش مشورت کرد و او گفت که جنگ ما جهاد علیه کفر است و صلح با کفار مجاز نیست. شاه ابله صلح را نپذیرفت. انگلستان که در پی جلب دوستی روسیه بود دستور داد افسران و سربازانش که سربازان ایران را آموزش میدادند ایران را ترک کنند. شاه قاجار هم حمایت خود را از پسرش عباس میرزا برداشت که باعث اختلافاتی در اردوی ایران شد. از سوی دیگر انگلیسی ها برای وادار کردن ایران به صلح، به تحریک ایل های قفقاز برای شورش علیه دولت تهران پرداختند و ترکمانان خراسان را هم به شورش واداشتند. ایران مجبور شد تا تبریز عقب بنشیند. توطئه های انگلستان باعث شد که ایران در بدترین شرایط به صلح تن در دهد. در آن زمان روسیه درگیر حمله ناپلئون شده بود و اگر شاه قاجار به پسرش عباس میرزا کمک میرساند، روسیه شکست سختی از ایران میخورد. پیمان صلح گلستان در ۲۵ اکتبر ۱۸۱۳ (۱۱۹۲)، امضا شد و طبق آن ارمنستان، چچن، اینگوش، گرجستان، داغستان، قره باغ، گنجه، خانات موشکی، شیروان، غبا، دربند، باکو، و بخشی از تالش، حدود ۲۲۰ هزار کیلومتر مربع از ایران جدا شد و ۱۳۶۰ کیلومتر از ساحل دریا را از دست دادیم.
ادامه دارد
28 مرداد 1398
ديدگاه‌ها و راهکار‌ها
طرحی برای بازسازی کشور ایران
پیشگفتار: تحليلى از وضع موجود

ملت ايران در چهلمين سال انقلاب خود، آشفته‌ترين و نوميدكننده‌ترين ادوار تاريخ خود را تجربه مى‌كند كه با انتظاراتی که از انقلاب داشته فاصله بسیار دارد. ملت از انقلاب خواهان آزادى و عدالت و شكوه و سربلندى جهانی بود؛ و امروز آنچه بدست آمده نه تنها از خواسته‌ها و آرزو‌هایش بسیار دور شده كه با آنچه تا سال ۱۳۵۷ داشت و تجربه كرده بود در تضاد است. اگر در سال ۱۳۵۷ ملت ايران با يك دولت و حكومت نسبتاً متحد و متمركز درگيرى داشت، امروز ده‌ها مركز قدرت دارنده ثروت و زور، بدون داشتن رابطه اُرگانيك سازمانى با يكديگر که فقط در ظاهر از يك مركز پشتیبانی مى‌كنند، در برابر ملت ايران صف‌آرائى كرده است. از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷، آشفتگى‌ها و بلاتكليفى‌هاى ناشی از فضای انقلابی سبب تسلط گروهى از دست‌يافتگان به قدرت و نهادهاى دولتى بر اموال و دارائى‌هاى عمومى و خصوصى شد که پس از تدوين باصطلاح يك قانون اساسى و گنجاندن اصولى مانند اصل ۴۴ و اصل  ۴۹، عملكرد نادرست دوران انقلاب را رسميت بخشيده اند.

اقتصاد امروز ايران در ظاهر به اقتصاد دولتى، اقتصاد نهادهای مستقل و بنيادهاى فرادولتى و اقتصاد خصوصى تقسيم شده است؛ ولى افزون بر اينها يك اقتصاد زيرزمينى و موازى ناشى از فقدان يك دولت ملى و دلسوز شديداً دست‌اندركار است كه ناشى از رواج فساد و رانت‌خوارى و قاچاق می باشد. اقتصاد رانتى با همكارى و مشاركت مجموعه عوامل خلق شده پس از انقلاب توسط مراكز قدرت، بویژه مراكز دينى و مذهبى كه انحصار قدرت را بدست گرفته‌اند، به حيات خود ادامه مى‌دهد كه نتيجه آن كاهش سهم بخش خصوصى و دولتى در كل اقتصاد به كمتر از ۵۰ درصد است. نتيجه چنين وضعى سوء استفاده بخش فرادولتى از قدرت و تسلط خود در استفاده از امكانات بدون پرداخت ماليات، استفاده از معافيت‌هاى تحميلى، عدم تمكين به قوانين لازم‌الاجرای عموم، بهره مند مى‌شوند. نتيجه وضع موجود سقوط سهم ماليات‌ها در درآمدهاى عمومى به كمتر از ۴۵ درصد و سقوط سهم آن در توليد ناخالص داخلى به حدود  ۸ درصد است كه باعث اتكاء بيشتر و بيشتر دولت به درآمدهاى نفتى و انحراف بيشتر و بيشتر از اهداف ملى شدن صنعت نفت در سال ۱۳۲۹، يعنى بكارگيرى درآمدهاى نفتى براى توسعه اقتصادى كشور و اعتلای سطح زندگى و رفاه همه مردم ايران بوده است.

جدا از سياست‌هاى اجتماعى و فرهنگى و آموزشى بى‌پايه و دور از منطق علمى و تجربه جهانى، جدا از سياست‌هاى اعمال شده در روابط بين‌المللى، جدا از نيازهاى كشور به داشتن نيروهاى مسلح ورزیده براى حفظ امنيت براى کشور و مردم ، هم در سطح بين‌المللى و هم در مقياس داخلى، بيش از دو نوع نيروهاى نظامى، پليسى، سياسى، امنيتى و اطلاعاتى، نه‌تنها ظاهراً براى ايجاد امنيت و آرامش خيال مردم در داخل كشور بلكه براى دخالت و دست‌اندازى در سرزمين‌هاى پیرامون كشور و در ظاهر براى اشاعه افكار دينى شيعى بوجود آمده است كه هزينه اينگونه عمليات فرامرزى منابع مالى و فيزيكى فراوانى را جذب کرده و عامل مهمى در ظهور كمبودها و تحميل زياد بر امكانات توسعه و رشد اقتصادى كشور و بهبود شرايط زندگى مردم است.

سياست‌هاى توسعه صنعتى اعمال شده در دوره پس از انقلاب فاقد برنامه‌ريزى ضرورى هدفمند و خردمندانه براى اعتلای اقتصاد و جامعه ايران بوده است. توسعه صنعتى دانش-محور، توسعه صنعتى انسان‌-محور توسعه صنعتى اشتغال آفرين، توسعه صنعتى رقابت‌آفرين و توسعه صنعتى صادرات آفرين جاى خود را به توسعه صنعتى پول‌ساز و سودآور داده است که دستاورد آن رشد سريع صنايع توليد نوشابه، پفك، خودرو‌هاى سوارى با کیفیت پایین و صنايع بسته‌بندى مواد غذائى است كه بسيارى از مواد و اجزای ضرورى آن از خارج وارد مى‌شود. فدا شدن منابع آبى، نيروى كار كشاورزى، زمين و ماشين‌آلات حداقلى موجود، و در نتيجه تشديد نياز كشور به واردات مواد غذائى و كاهش سهم فعاليت‌هاى كشاورزى در توليد ناخالص داخلى حاصل چنين سياست‌هاى نادرست در بخش‌هاى حياتى كشاورزى است.
ادامه دارد
28 مرداد 1398
براندازی ۲۸ امرداد و زخمِ باز ملت ايران
کورش زعیم
با یادآوری افسوس ۲۸ امرداد، ما هر سال بر زخم باز خود و ملت ایران نمک می پاشیم. این فقط یادآوری یک زخم ملی سوزنده و دردآور نیست، بلکه آينه اي در برابر چشمان آناني است كه در شرایط بسیار بحرانی و خطرناکی که امروز حاکم بر کشورمان است، بجای همکاری و همبستگی ملی، در رؤیای نجات کشور به دست بیگانگان هستند.
آنچه امروز رويداد ۲۸ امرداد را برجسته ميكند تفاوتهای رفتاری دولت و حکومت در آن زمان در سنجش با دوران خفقان و خودکامگی پَسین، و نیز دوران هولناک پُر از جنایت و غارت و ویرانی جمهوری اسلامی است. يك تفاوت دولت مردمسالار مصدق اینست که بر خلاف حکومتهای پسین حاضر نبود به هر قيمتي خود را بر سر كار نگه دارد. در روزهای پیش از پیروزی کودتاچیان، مصدق گفته بود كه راضي به ريختن حتا يك قطره خون از بيني كسي نيست. ملت پشتيبانش بود و او مي انديشيد كه اگر ملت بخواهد، دوباره او را سر كار خواهد آورد. ولي حكومتي كه جاي او را با زور و ياري بيگانگان گرفت به راي ملت پایبند نبود؛ و گرنه او نیز میتوانست به مردم مراجعه كند و با يك همه پرسي از ملت بپرسد که آیا من را میخواهید یا نه؟
كورش بزرگ در بيانيه تاریخی حقوق بشر جهانی خود گفت:  "من از امروز كه تاج پادشاهي را به سر نهاده ام، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق پادشاهي را به من ميدهد، هر گز فرمانروایی خود را بر هيچ ملتی تحميل نخواهم كرد، و هر ملت آزاد است كه مرا به پادشاهي خود بپذيرد يا نپذيرد؛ و هر گاه نخواهد من را پادشاه خود بشمارد، من براي فرمانروایی خود بر آن ملت جنگ نخواهم كرد."
سخن كورش برگرفته از فرهنگ كهن ايران بود، و او كوشيد تا آنرا در سراسر جهان نهادينه كند. اما امروز شاهد آن هستيم كه از زمان براندازي ۲۸ امرداد ۱۳۳۲، در ميهن ما، دولتهاي استبدادي یا ایدئولوژیک حاكم شدند، و با خشونت و زندان و كشتار مردم بقاي حكومت  خود را بر ملت تحميل ميكنند. ما ۲۸ امرداد را از اين رو پيوسته يادآوري مي كنيم كه بگوييم تحميل حكومت بر مردم چه با ياری  قدرتهاي بيگانه و چه با زور داخلي با فرهنگ ايراني بيگانه است و مردم را متنفر میکند
ادامه دارد
27 مرداد 1398
خاطراتی از عباس امیرانتظام
Image result for ‫عباس امیرانتظام‬‎

به مناسبت نخستین سالگرد درگذشت
کورش زعیم
من با امیرانتظام در همان هفته های اول آزادی او در سال ۱۳۷۵ که برای نخستین بار در آذر همان سال به مرخصی درمانی از زندان بیرون آماده بود از نزدیک آشنا شدم. حسن لباسچی، عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران، که با هم همکاری سیاسی بسیار نزدیکی داشتیم به من گفت که امیرانتظام جلسه ای برای ایجاد یک سازمان سیاسی تشکیل داده و من هم دعوت هستم. ما به جلسه رفتیم، احتمالا منزل زنده یاد فولادی بود. در آنجا شخصیت هایی چون دکتر حسین ذکاء، غلامحسین خیر، و دو سه تن از فعالان شناخته شده قدیمی دیگر هم بودند. 
بحث جلسه درباره تشکیل یک سازمان سیاسی اوپوزیسیون برای مبارزه سیاسی با سیاستهای جمهوری اسلامی که کشور را با خشونت و فساد و ناکارآمدی بسوی سقوط اقتصادی و اخلاقی می برد بود. پس از جلسه، من به امیرانتظام پیشنهاد کردم بجای تشکیل یک سازمان نوپا به جبهه ملی بپیوندد که با نام نیک و پیشینه مردمی خود بستر مناسبی برای توسعه سیاسی کشور است. از حسن لباسچی که عضو شورای مرکزی جبهه ملی بود هم خواستم که در شورا برای عضویت امیرانتظام کمک کند. امیرانتظام دودل بود که گروه کوچکی در شورا که او درباره آنان شنیده بود وی را نپذیرند؛ ولی من سرانجام او را راضی کردم. البته خودم هم که در سال ۵۸ با پشتیبانی دکتر غلامحسین صدیقی قرار بود عضو شورا شوم و بعلت تحمیلی بودن عضویت، من از دکتر صدیقی و دکتر سعید فاطمی که اصرار بر پذیرش عضویت من در شورای مرکزی جبهه میکرد، عذرخواهی کردم که نمیخواهم تحمیلی باشم باید انتخاب شوم، و به فعالیت در سازمان مهندسان جبهه ملی ادامه دادم. 
ادامه دارد
23 مرداد 1398
انتخابات مجلس را باید شرکت کرد یا تحریم؟
‫Video for تفسیر خبر زعیم خزعلی‬‎

گفتگوی تلویزیون ایران فردا (جمشید چالنگی) با کورش زعیم و مهدی خرعلی
چهارشنبه ۲۳ امرداد ۱۳۹۸خ- ۱۴ اوت ۲۰۱۹م

چالنگی: همراه شما خواهیم بود و همراه میهمانان تا لحظاتی دیگر، انتخابات مجلس حکومتی جمهوری اسلامی، آیا نانی بر سفره مردم ایران خواهد آورد یا زمینه دیگری بر آنچه در سفره مردم ایران، تا لحظاتی دیگر. با من و شما هستند، آقای کورش زعیم عضو شورای رهبری جبهه ملی ایران و آقای مهدی خزعلی دبیرکل جبهه آزادی، باز هم در تهران. خوش آمدید آقای زعیم.
کورش زعیم: سپاسگزارم، خیلی ممنونم که این فرصت را دادید که با دوستان و ملت ایران در تماس باشیم.
چالنگی: و آقای خزعلی، خوش آمدید.
مهدی خزعلی: با سلام خدمت شما و مهندس زعیم، و همه عزیزانی که منتظر ایران آزاد هستند. (چالنگی: یعنی در حال حاضر ایران آزاد نیست؟) خزعلی: ایران یک زندانیست کمی بزرگتر از اوین.
چالنگی: چطوره آقای خزعلی شما در چنین زندانی هواداری میکنید از انتخاباتی که زندانبانان، به تعبیر شما، برگزارکننده آن انتخابات هستند بین بد و بدتر؟ چرا؟
خزعلی: ببینید، هرکسی برای مبارزه و رسیدن به آزادی و دموکراسی مسیری را انتخاب میکند. من در بررسی مفصل انقلاب ها و جنگها و شورشها، می بینم که همه آنها پرهزینه بوده و هیچ انقلابی منتج به آزادی و دموکراسی نشده. حاصل برخی انقلابها استبدای است حتی بدتر از استبداد قبلی. حتی انقلاب کبیر فرانسه، ۲۳۰ سال پیش، وقتی به وقوع می پیوندد می بینیم که ناپلئون بناپارت میاید و میشود فرمانده سپاه پاسداران انقلاب کبیر فرانسه، تمام ضدانقلاب و سلطنت طلب را سرکوب میکند. ولی سر ده سال خودش کودتا میکند و میشود کنسول اول، و سر ۱۵ سال، یعنی ۵ سال بعد، به عنوان امپراتور تاجگذاری میکند و تا سد سال فرانسه درگیر ناپلئون اول و ناپلئون دوم و جنگها و سقوط ها و کودتاهاست و به دموکراسی نمیرسد. بعد از سد سال مردم فرانسه می فهمند که راه باید راه مدنی و گام به گام باشد. انقلاب جز تیغه گیوتین که میتواند اندیشمندان، دانشمندان، شاعران و نویسندگان را زیر تیغ گیوتین ببرد، برای فرانسه چیزی نداشت. انقلاب اکتبر، حالا لنین مصادره اش میکند، ولی هفتاد سال اختناق و دیکتاتوری را به ارمغان میاورد با ۲۰ میلیون کشته بعد از انقلاب؛ و نتیجه ای در روسیه نداشت تا گرباچف بیاید به سمت پروسترویکا و گلاسنوست. آنجاست که اصلاحات اقتصادی و سیاسی نتیجه میبرد و روسیه بهتر میشود. انقلاب مشروطه خودمان، خروجیش میشود استبداد صغیر. سردار اسعد که میاید خروجیش میشود احمد شاه و رضا شاه و باز هم حکومت استبدای و پادشاهی و موروثی است. میرسیم به انقلاب ۵۷، خروجیش میشود اصغر تیغ زن و اکبر خوش گوشت و امثال اینها که رفتند توی کمیته استبدادی و خونبارتر و خشن تر از قبل. یعنی بدتر شد. من معتقدم باید بتوانیم پایه ها را درست کنیم. اگر ما بخواهیم نفری بیاید مثل خلخالی و انتقام بگیرد و خونریزی کند، دنبال انقلاب برویم و دنبال شورش و دنبال جنگ برویم و منتظر بشویم جنگی بشود. جنگ را دیدیم در افغانستان دیدیم وضعشان چه است، در لیبی دیده ایم چه وضعیتی دارند، در همه کشورها. باید دنبال این باشند که گام به گام با تلاش مدنی اصلاح کنند. اما به دنبال اصلاح بنیادین و عمیق باشند و به ظواهر و آن چیزهای کوچک بسنده نکنند.
ادامه دارد
15 مرداد 1398
سخنان حسن روحانی درباره تحریم وزیر خارجه و احتمال مذاکره با امریکا  

Image result for ‫رادیو فردا‬‎

گفتگوی رادیو فردا مجله نیمروزی (محمد ضرغامی) با کورش زعیم
سه شنبه ۱۵ امرداد ۱۳۹۸، ۶ اوت ۲۰۱۹م

ضرغامی: سپاسگزارم. شاهین بشیری بود که نگاهی داشت به سخنان حسن روحانی در وزارت خارجه ایران که از کارنامه خودش دفاع کرد. ولی روحانی گفت: "ما اهل مذاکره هستیم، اگر امریکا واقعا میخواهد مذاکره کند باید کل تحریم ها را بردارد، دست از جنایت و تروریسم اقتصادی بردارد. راه امریکا توبه واقعیست. ما هستیم اینجا با کورش زعیم عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران از تهران، و سعید بشیری فعال سیاسی ساکن بلژیک. نگاهی داشته باشیم به سخنان امروز روحانی.
 آقای زعیم، آقای بشیری به شما سلام میکنم. از آقای زعیم شروع میکنم: آقای روحانی بهرحال صحبتهایی را کردند که در این مدت به نوعی تکرار شده بوده، اما آن چیزی که ما شاهد هستیم شاید مسئله فشار حداکثری امریکا و تحریم ها که ایشان تحریم ها را به نوعی خواستارش هستند که برداشته شود. این فشار امریکا و اینکه کاهش فروش نفت و صادرات نفت که از ۵/۱ میلیون بشکه در روز به ۱۰۰ هزار تا ۳۰۰ هزار رسیده. تا چه اندازه این توانسته تاثیر بگذارد که امروز صحبت از مذاکره به میان بیاید؟
کورش زعیم: آقای ترامپ فکر میکنم بسیار خیلی موزیانه دارد عمل میکند و آقایان تعبیر کارهای او را آنجور که من تصور میکنم درست تعبیر نمیکنند. او دارد جمهوری اسلامی را به کُنج میرساند تا بتواند به هر درخواستی که دارد پاسخ مثبت بدهند. ولی اینکه ظریف نباشد نمیتوانند مذاکره کنند، خوب از نظر رسمی درست است، ولی دو تا رییس جمهور داریم یکی سیویل یکی نظامی، و ما سه وزیر خارجه داریم، ظریف و ولایتی و قاسم سلیمانی. ما در همه عرصه های حکومتی دستکم دو تا مسئول داریم، بنابراین هیچوقت جمهوری اسلامی برای مذاکره لنگ نمیماند. این صحبت هایی که آقای روحانی میکنند مجبورند به این شکل بگویند. به گونه ای که هم به تندروان نظام نشان بدهند که کوتاه نمیاید و قهرمانانه در برابر یک ابرقدرت جهانی ایستاده، و از آن طرف هم مردم تصور کنند به اینکه ما امروز اگر بخواهیم مذاکره کنیم توسط کی مذاکره کنیم، مردم هم تصور کنند که اگر شانسی برای برداشتن تحریم ها و برداشت فشارها وجود نمیداشت، آقای روحانی نمیگفت که اگر ما حالا بخواهیم مذاکره کنیم چگونه مذاکره کنیم. معمولا جمهوری اسلامی عادت دارد مذاکراتش را پشت پرده و در جلسات خصوصی که رسانه ای نشود انجام بدهد. اگر موفق شد، ادعا میکنند که شاخ گاو را شکسته اند، و اگر درست نشد، انکار میکنند که همچنین مذاکراتی رخ داده است. بطور سنتی جمهوری اسلامی همیشه همینجوری حرف زده، ظاهری قدرتمند و در پشت تلاش برای سازش و مذاکره.
ادامه دارد
23 خرداد 1398
جبهه ملی ششم – جبهه ملی ایران، جوانگرایی و برونمرز
https://vimeo.com/342307107
گفتگوی تلویزیون ایران فردا (علیرضا نوریزاده) با کورش زعیم، هوشنگ کردستانی و محسن خاتمی
پنجشنبه ۲۳خرداد ۱۳۹۸خ-۱۶ ژوپن ۲۰۱۹م
نوری زاده: علیرضا نوریزاده جمعه چهاردهم ژوئن، بیست و چهارم خردادماه به شما سلام میکنم. اولا، دیروز این منظری را که مشاهده کردم، شینزو آبه، مرد محترم، نخست وزیر ژاپن، که پدرش هم ایران آمده بود در مقام وزیر خارجه؛ نوعی که با این مرد صحبت شد، به عنوان یک ایرانی خجالت کشیدم. ژاپنی ها آدمهای محترمیند، من همسر پسرم نیما همسرش نیمه امریکایی نیمه ژاپنیست. برای عروسیش رفتیم ژاپن. و واقعا مردمانی از اینها، حیرت زده شدم که ژاپنی که در جنگ جهانی دوم آن وحشیگریها را نسبت به اُسرا میکرد، امروز بعد از مصیبت هیروشیما حتی، دموکراسی تبدیلش به چه ملتی کرده که آدم آن ادب و سنت و آن دموکراسی... آنرا در هند هم مشاهده میکنید. در خود تاریخ ایران، تاریخ احزاب سیاسی ملک الشعرای بهار را بخوانید. آن مجلس چهارم و پنجم، چه فضایی در ایران بوده. بحث هایی که توی روزنامه ها، توی مجلس، کابینه میامده کابینه میرفته، خوب خلاصه، حالا بماند. آقای شینزو آبه آمده بود، نامه ای از آقای ترامپ آورده بود که مقام معظم رهبری فرمودند که نمیگیرم. مثل بچه ها که با هم قهر میکنند؛ در سیاست این بازیها، "من نمیگیرم از این مرتیکه!" بعد هم صبحش سپاهیان محترم، دو تا اژدر رها کردند از جاسک با این زیردریایی ها، میدجت ها، که میایند. رفتند یک کشتی نفتکش را که نفت سعودی را می برد، و یک کشتی نروژی را مورد هدف قرار دادند. سپاه پاسداران دارد قبر خودش و ماها را میکند. هدفشان ویران کردن ایران است. 
توی چنین فضایی، که همه مان نگرانیم، خبر اینکه جبهه ملی دوباره احیاء شده من را خوشحال میکند. خوشحال میکند که من می بینم آدمهای دلاوری که سکوت نکردند، آدمی مثل کورش زعیم، زندان رفته اند مصیبت کشیده اند و ایستادند. آدمهایی که عشقشان وطن است ایران است. فروهر سینه را داد، بختیار گلو را داد، برومند شانه را خونین کرد و داد، شانه خونین با خنجر دشمن. و وقتی نگاه میکنم می بینم صدیقی، دکتر صدیقی بزرگ، و جوانترها، باوند و دکتر موسوی و غیره، دوباره احیاء دارد میشود. چند روز پیش هم داریوش مجلسی برایم یک بیانیه فرستاده بود، اسمها را دیدم خوشحال شدم، دیدم، آره، دوباره دارند جمع میشوند. هوشنگ کردستانی عضو شورای جبهه ملی همیشه دنبال این بود که این حرکت سامان بگیرد. محسن خاتمی، نوجوانی در حزب ایران و بعد البته چپ شده و آواره کویت و کوههای کردستان؛ اما دوباره به خانه اش برگشت. همه دنبال اینند که این نام پرافتخار، جبهه ملی، که در یک برهه کوتاه، رهبرانش با بی سلیقگی فضایی را که مال آنها بود، حکومتی که مال آنها بود، تقدیم خمینی کردند. اما الان وضع مختلف است. 
سلام میکنم به مهندس هوشنگ کردستانی، مهندس کورش زعیم و محسن خاتمی. درود به همتون برای حضور در برنامه. اجازه بدهید چون از راه دور است، من از مهندس زعیم آغاز کنم. جناب زعیم، یک بار دیگر هم که در برنامه صحبت کردیم، گذشته و تاریخ زندگی شما را بهش رسیدیم. الان میخواهم بهتون بگویم این حرکت تازه که شروع شده، شما تا چه حد موفق شده اید جوانگرایی بکنید؟ چون یک مدتی جبهه ملی بین هشتاد تا صد و بیست ساله ها گیر کرده بود. الآن واقعا شما چه تحولی را می بینید، چه کار کرده اید که جوانها جذب بشوند، بخصوص بانوان؛ بانوان کشور، که واقعا پروانه باید جانشینی هم داشته باشد. در آن مورد چه کرده اید تا اینجا؟
کورش زعیم: این حرکتی که کردیم، خیلی سالها بود، از زمان دکتر ورجاوند آغاز شد. ایشان خیلی ناامید شده بود از به حرکت آوردن جبهه ملی به دلایلی که الان گفتنی نیست، به فکر افتادیم که در همان زمان، در ۱۳۸۶، جبهه ملی ششم را تشکیل بدهیم. جلسه ای داشتیم که حدود ۲۲ نفر امضاء کردند که جبهه ملی ششم تشکیل بشود. این برنامه خورد به بیماری دکتر ورجاوند و متاسفانه فوتش که من را خیلی تکان داد. موقعی که خانمش به من که در خیابان بودم  خبر داد، انگار کوهی را بر سر من کوفتند. این [جبهه ششم] عقب افتاد. دیگر اینکه چه جوری جبهه ملی اداره میشد را نمیخواهم تکرار کنم، زیاد صحبت شده و زیاد بحث شده، و من نمیخواهم نبش قبر بکنم. ولی ما بالاخره پارسال، گرد هم آمدیم، با دکتر رشیدی، دکتر باوند. در آغاز ما سه تن بودیم که تصمیم گرفتیم جبهه ملی ششم را دوباره زنده کنیم. و این حرکت ما به دلیل شرایط بسیار بحرانی کشور، خطراتی که کشور را تهدید میکند و مردم کشور در نهایت فقر و فلاکت و ناامیدی هستند، ما وظیفه داریم تلاش بکنیم که این وضع را تغییر بدهیم. من شگفت زده شدم، حالا شما از جوانان میگویید، از استقبال جوانان و میانسالان و پیران. در همان ماه اول، ما حدود سیصد درخواست عضویت داشتیم از جوانان و میانسالان تحصیلکرده. از سیصد نفر توانسته ایم تنها چهل پنجاه نفرشان را جذب بکنیم، چون باید بیایند توی جلسات ما تا شناخت طرفین صورت بگیرید. البته آنها باید اول مطالعاتی بکنند. منشور جبهه ملی و نوشته هایی درباره جبهه ملی که خوانده و آماده شده اند. این دارد راه خودش را میرود. بقیه را هنوز نتوانسته ایم جذب کنیم، نه اینکه نخواهیم، آنها باید بیایند توی جلسات خودشان را معرفی کنند و ما شناخت متقابل پیدا کنیم.
ادامه دارد
29 ارديبهشت 1398

یکسد و سی و هفتمین زادروز دکتر محمد مصدق

Image result for ‫دکتر مصدق‬‎

ما مصدق را گرامی میداریم نه برای اینکه از او برای خود ب ُ ت ساخته ایم، و نه برای اینکه به هویت ملی خود و آرمانهای خود که همانا مردمسالاری، حقوق بشر، حاکمیت ملی و توسعه پایدار است ارزش بیشتری ببخشیم؛ بلکه برای این است که مصدق برای نخستین بار پس از ۱۴۰۰ سال دیکتاتوری مذهبی، آزادی اندیشه و باورها و ک ُ نشگری مدنی را چشاند.

او این درس را به ما آموخت که دولت باید بر پایه شایسته سالاری و درستکاری استوار باشد و اینکه سیاستگزاری های حکومتی پیش از ابلاغ و اجرا بایستی در محدوده بایدها و ممکن-ها کارشناسی شود. سیاست ها و کُنش های برونمرزی که با جامعه جهانی پیوند پیدا میکند، باید با مطالعه نیازها و منافع کشور و شرایط بین المللی، خردورزی و رعایت حقوق دیگران انجام شود، زیرا کشور ما یک جزیره نیست. سیاستگزاری اگر با شعارگرایی و توهم بجای دانایی؛ یا ناآگاهی و یکسونگرانه بجای آگاهی و منصفانه باشد تنها به فاجعه می انجامد، چنانکه چهار دهه است شاهد آن بوده ایم.

ادامه دارد
29 ارديبهشت 1398

درخواست جبهه ملی ایران (سامان ششم)

از حکومت جمهوری اسلامی در ایران


امر به معروف و نهی از منکر و نقد قدرت سیاسی حق شهروند هر کشوری است، و امروز که کشور در خطر جنگ قرار گرفته است جبهه ملی ایران (سامان ششم) بر خود میداند که به وظیفه ملی و میهنی خود عمل نموده و با حکومت سخنی داشته باشد، خواه نظام جمهوری اسلامی از آن پند گیرد و خواه ملال.

چهل سال سیاست های نادرست، مدیریت های اشتباه و فساد آور، کم سوادی و ناکارآمدی در تمامی حوزه ها و سطوح کشورداری حاصلش شده است گسترش بیکاری و فقر در کشور، افزایش آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد گسترده به علت ناامیدی به آینده، روسپیگری نه تنها توسط برخی مراجع رسمی برای کسب ثروت که حتی برای تامین هزینه تحصیل که وظیفه دولت است، حاشیه نشینی، کارتن خوابی و گورخوابی، شرارت و خشونت خیابانی، دزدی مسلحانه، و غیره از یکسو؛ و کاهش سرمایه های اجتماعی و فرهنگی با فرار نخبگان و سرمایه از کشور، سرکوب و زندانی کردن ناقدان و مخالفان سیاستها و برنامه های ناکارآمد و بحران زای نظام، به خطر انداختن منزلت و هویت ملی مردمان این سرزمین، از بین بردن منابع طبیعی و محیط زیست، نابود کردن توان صنعتی و کشاورزی کشور، کاهش کیفیت آموزشی از دبستان تا دانشگاه ، دخالت های ارزشی و زیانبار در دیگر کشورها و به هدر دادن بی شمار سرمایه مادی و معنوی این سرزمین در کشورهای بیگانه که صرف آن هزینه ها در سرزمین خودمان میتوانست آبادانی و رفاه را به ارمغان آورد. دشمن نمودن کشورهایی که میتوانستند دوستان ایران باشند، تبدیل فرصت ها به تهدیدها، ایجاد زمینه برای دشمنی آشکار کشورهایی که بدخواه این مرز و بوم و مردمانش بوده و هستند و بسیار موارد دیگر که بر همگان آشکار است و فهرست کامل آنها در این مقوله نمی گنجد.

امروز بار دیگر آتش جنگ به مرزهای میهن ما ایران سایه افکنده است. آتشی که به هیچکس رحم نمیکند، بویژه برای کاربدستان نظام حاکم که بعید است جایی را بعنوان ساحل امن و آرام بیابند. از آتشی می گوییم که میتوانست نباشد. از اینرو، بر خود میدانیم از سردمداران نظام جمهوری اسلامی بپرسیم آیا چهل سال برای فراگیری یک تجربه ناکارآمد و ویرانگر کافی نیست ؟

ادامه دارد
22 ارديبهشت 1398

خلیج پارس - خلیج تونکین


Image result for gulf of tonkin


به سیاستمداران، سردمداران و سردارانی که در برابر تهدید بالقوه امریکا رجزخوانی میکنند، و موشکهای خود را به رخ میکشند و پس و پیش میکنند و میخواهند ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن را گروگان بگیرند، تنگه هرمز را ببندند و نداهای کودکانه دیگر، میخواهم رویداد خلیج تونکین در ویتنام در سال ۱۹۶۴ را یادآوری کنم.

قطعنامه خلیج تونکین کنگره امریکا در هفتم اوت ۱۹۶۴،(۱۳۴۳)، به رییس جمهور لیندن جانسون اختیار داد که برای جلوگیری از تجاوز بیشتر از نیروهای مسلح امریکا استفاده کند. این قطعنامه در پاسخ به ادعای حمله زیردریایی های ویتنام به دو ناوشکن امریکایی (مداکس در۲ اوت، ترنر جوی در۴ اوت) واقع در خلیج تونکین صادر شده بود. در آن زمان ویتنام شمالی و جنوبی ده سال بود که با هم می جنگیدند و امریکا به دنبال بهانه برای حمله گسترده به ویتنام شمالی بود با هدف جلوگیری از گسترش کمونیسم. قطعنامه خلیج تونکین در مجلس شورا به اتفاق آراء و در سنای امریکا با تنها دو رای مخالف تصویب شده بود.

ادامه دارد
20 ارديبهشت 1398

بیانیه جبهه ملی ایران-سامان ششم

خطاب به ملت شریف افغانستان و هم میهنان افغانی تبار ایران


دیروز عباس عراقچی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در ایران گفته است در صورتیکه به دلیل تحریم‌های آمریکا میزان فروش نفت ایران به صفر برسد، از مهاجران افغانستانی ساکن ایران خواهد خواست که ایران را ترک کنند. تا کنون سخنان متعارض با ارزشهای حقوق بشری و مغایر با جوهر فرهنگ ایرانی از جمهوری اسلامی بسیار شنیده بودیم، ولی این بار این گفتار بار سنگینی بر نگرش انسانی و اجتماعی یک یک ما ایرانیان وارد ساخت که یک دیپلمات عالیرتبه صرفا بر مبنای دیدگاه اقتصادی خاص چنین موضعی را اعلام نماید.

ما پیوند تاریخی و فرهنگی دو ملت ایران و افغانستان را ارج می نهیم. ما خود را در حل مشکلات مردم افغانستان بر مبنای حسن همجواری نیز سهیم میدانیم. كما اينكه نخستين بيانيه در محكوم كردن حمله شوروي به افغانستان را در همان هفته هاي واپسين ۱۳۵۸ جبهه ملی داد، و همچنین اظهار نظر غیر دوستانه از سوی یکی از مسئولان در روز سیزده بدر سال ۱۳۹۱ که دستور توهين آميزي نسبت به شهروندان افغانستانی در اصفهان داده بود، ناروا دانسته و محکوم کردیم. جبهه ملي ايران نارضایتی خود را از آن رويداد كه بحق با باورها و پيشينه تاريخي مردم ايرانزمين بيگانه بود اعلام نمود.

ادامه دارد
13 ارديبهشت 1398
Image result for ‫تصاویر ناصر فربد‬‎

به مناسبت درگذشت تیمسار سرلشگر ناصر فربد

یمسار سرلشگر ناصر فربُد یکی از باسوادترین، فرهیخته ترین و میهن پرست ترین افسران آموزش یافته در نظام گذشته بود که من شناخته ام. او در ششم اردیبهشت ۱۳۰۱ در تهران به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه را در دبیرستان فیروز بهرام تمام کرد و وارد دانشکده افسری شد. پساز اتمام دانشکده افسری در رسته هفتم پیاده نظام ارتش مشغول خدمت شد. پس از اخذ درجه ستوان یکمی به فرماندهی پاسگاه سرو در مرز با عراق و ترکیه منصوب شد. پس از پایان ماموریت مدال لیاقت دریافت کردو به درجه سروانی نائل و به رسته اول پیاده نظام ارتش منتقل شد.

او جزو نخستین افسران اعزامی به دانشکده زرهی فورت ناکس در ایالت کنتاکی آمریکا برگزیده شدو دوره مقدماتی و تخصصی زرهی را در آمریکا گذراند و در ۱۳۳۵ فارغ التحصیل شد. او پساز بازگشت به ایران ابتدا با درجه سرهنگ دومی به تدریس در دانشکده افسری پرداختو سپسنایب رئیس مرکز آموزش زبان دانشگاه نظامی شد. او بار دیگر به آمریکا فرستاده شدو دوره آموزشی عالی فرماندهی و ستاد ارتش را در ۱۳۳۹ با موفقیت گذراند. فربُد در سال ۱۳۴۶ به دانشکده فرماندهی عالی و ستاد مشترک دافوس واقع در کویته پاکستان رفت و دوره را با موفقیت به پایان رساند. دانشکده نظامی دافوس را ار تش انگلستان هنگام اشغال بلوچستان ایجاد کرد و مرکز آموزش بسیاری از افسران ارتش ایران بود. پس از خروج انگلستان تا مدتی با همان کیفیت توسط پاکستان اداره میشد.

در سال ۱۳۴۸ با فرمان شاه به فرماندهی تیپ ۲۰ لشگر ۸۱ زرهی در کرمانشاه منصوب شد. این اتفاق مصادف با درگیری ایران و عراق در مناطق مرزی شد.او در سال ۱۳۴۹ درجه سرتیپی دریافت کردو به عنوان عضو هیئت فرماندهی و ستاد ارتش یکم مستقر در غرب ایران و کرمانشاه برگزیده شد. تیمسار فربُد چون از کارشناسان برجسته راهبرد نظامی و امنیت ملی بود، به نمایندگی ارتش ایران در پیمان سنتو (پاکستن-ایران-ترکیه) منصوب و در آنکارا مستقر شد. در این دوران بود که به نشان "قائد اعظم" دولت پاکستان مفتخر شد.

ادامه دارد
11 ارديبهشت 1398
Image result for ‫روز کارگر‬‎

بیانیه جبهه ملی ایران - سامان ششم

به مناسبت روز جهانی کارگر

روز جهانی کارگر نخست در ۱۸۸۲ در امریکا و کانادا توسط کارگری پیشنهاد شد و در ۱۸۸۶ پس از یک درگیری تلخ کارگران با پلیس نیویورک رسمی شد و تا کنون در همه جهان برگزار میشود. ما این روز را به هم میهنان کارگر شادباش می گوییم؛ هرچند که روز کارگر در جمهوری اسلامی توأم با درد است، روز یادآوری هر آنچه بد است که بر سر کارگران زحمتکش و ستمدیده ما می آید. روز کارگر در ایران تنها روزیست که جمهوری اسلامی به یاد کارگران میافتد تا وعده های توخالی خود را سالانه تحویلشان بدهد، و آنان را که باور نمیکنند کتک بزند، تهدید کند و به زندان بیاندازد.

روز جهانی کارگر روز همبستگي جهانی کارگران است، روزی که همه کارگران سر می افرازند که ما هستیم و باید به ما گوش فرا دهید. ما که نیروی پیشرانه تولید و توسعه صنعتی و کشاورزی هستیم، نباید در فقر و محرومیت بسر بریم. روز جهانی کارگر يادآور تلاش بخشی از جامعه است که همواره حقوقشان از سوی دولتها، قدرتمداران و سرمايه داران، به ویژه در کشورهای استبدادی که کارگران حق گردهمایی و سازماندهی و همبستگی ندارند، ناديده گرفته میشود.

ما به حاکمیت جمهوری اسلامی که با بی توجهی به نیازها و حقوق قانونی و جهانی کارگران، و نیز با نابود کردن صنعت و کشاورزی و جانشین کردن آن با واردات کالاهای قابل تولید در داخل کشور از کشورهای درجه سه، جامعه کارگری ما را به بیکاری و فقر و ناامیدی کشانده هشدار میدهیم که اگر کارگران برخیزند شما فرو خواهید خزید.

ادامه دارد
31 فروردين 1398
مصاحبه داریوش مجلسی با مهندس کورش زعیم عضو هیئت رهبری جبهه ملی ایران، سامان ششم  
درباره دو سئوال کلیدی در رابطه با علل و ریشه های تاریخی تاسیس جبهه ملی ششم  
از گذشته های دور تاکنون و روند ائتلاف ملی نیروهای درونمرز

داریوش مجلسی: شروع جبهه ملی ششم هنوز هم در رسانه ها مطرح است و از سوی شما و سایر دوستان دلائل و انگیزه آن توضیح داده شده. در این گفتگو میخواهیم قدری عمیق تر به گذشته های دورتر بنگریم چون بهر حال این تحول یک سابقه و گذشته تاریخی هم دارد. از نظر من زمانیکه دکتر صدیقی و بختیار پا به میدان گذاردند وبعد تحولات و اتفاقات در زمان انقلاب و بعد از آن، نوعی استخوان لای زخم بود که هربار بخصوص در زمان شادروان ورجاوند و بعدها خود را به اشکال مختلف نشان میداد. خوشبختانه شما و سایر دوستان از جمله آقایان باوند، آرش رحمانی و فکر کنم عیسی خان حاتمی، در مصاحبه های خود به دوران انقلاب و بختیار اشاره کردید و تفاوت خود را با جبهه ملی پنجم آشکار ساختید. فکر کنم هنوز جای توضیحات بیشتری باز است تا همگان بفهمند چه وزنه سنگینی بپای شما و یاران داخل کشور بسته شده بود که امکان حرکت بیشتر و بخصوص اعلام مواضع همخوان با جو زمان را غیرممکن و حد اقل مشکل میساخت. به غیر از وقایع انقلاب و بختیار موارد دیگری هم بود، مانند آقای حجازی و یارانشان، شادروان فروهر وترک جبهه ملی وغیره نیز از جمله وقایعی بودند که وجود دو خط فکری را در جبهه ملی آشکار میساخت. لطف کنید و توضیحی هم درباره ریشه های تاریخی آنچه که باعث این پوست اندازی شد بدهید.
کورش زعیم: دشواری از آنجا آغاز شد که در سال۱۳۴۰، دکتر محمدعلی خنجی رهبر حزب سوسیالیستها نامه ای به الهیار صالح نوشت که حزب زحمتکشان را  یکسویه و بی هیچ قید و شرط منحل اعلام میکند تا نهضت ملی ایران تقویت شود. به این ترتیب بجای فرستادن دو نماینده از یک حزب وابسته به جبهه ملی، حدود هشت تن از اعضای خود را وارد جبهه ملی کرد. آنان اصرار داشتند که جبهه باید از شخصیت ها هم باشد نه تنها حزبها. 
در سال ۱۳۵۵ هم که جبهه ملی چهارم شکل میگرفت، بیشتر اعضای قدیمی جبهه ملی با ورود آنان مخالفت کردند، ولی سرانجام اعضای باقیمانده درگروه خنجی بصورت فردی در جبهه پذیرفته و برخی، از جمله دکتر مسعود حجازی، با پشتیبانی کریم سنجابی وارد شورا شدند. به محض ورود به جبهه شکل منسجم گروهی خود را حفظ و ساختمان جبهه ملی در سی متری (کارگر کنونی) را با تایید دکتر سنجابی در کنترل خود گرفتند. 
ادامه دارد
 

 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد