Sunday, June 24, 2018   امروز ,   يکشنبه 3 تير 1397 خورشیدی

جدیدترین خبرها

   
دوست وهموند عزیزم جناب آقای ضیاء مصباح ، نامه جنابعالی را با عنوان «گذری ونظری» را خواندم، این نامه از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده ولی متاسفانه قلب واقعیت ها شده، لذا من با تمام احترامی که برای شما قائلم نمیتوانم مطالب مندرج در آن را تایید کرده ودر رابطه با آن سکوت اختیار کنم. وازشما که درتمام مراحل حضور داشتید انتظارچنین برداشتی را نداشتم. البته اطمینان دارم که این نظریات شخص شما نبوده بلکه نظریات و خواسته های آقای دکتر موسویان است که در نامه شما منعکس شده، درهرصورت وظیفه خود میدانم برای روشن شدن افکارعمومی مخصوصا همفکران عزیزم درجبهه ملی ایران بار دیگر به گذشته ای نه چندان دور اشاره داشته باشم.
هموند فعال و در بندمان جناب زعیم در تاریخ 13 فرودین همزمان با روز طبیعت و در ایامی که به دلیل معاینات پزشکی در مرخصی از زندان بسر میبرد، با اینکه حدود دو سوم مدت محکومیت خویش را با تعریف محاکم سپری کرده و میتوانند معاف از ادامه خدمت! بشمار روند، برامده از احساس تکلیف اجتماعی مطلبی همراه با پیشنهاداتی قابل توجه و مطالعه دربعضی سایتهای ملیون برون مرزی منتشر ساخته و متن را با نام خود تحت عنوان «رئیس شورای مرکزی جبهه ملی ایران» به پایان برده اند - که موضوع مطلب میباشد:
جبهه ملی ایران در دام « از ما بهتران » به مناسبت یکم آبان سالگرد بنیانگذاری جبهه ملی ایران بمناسبت دوم آبان 1382 سالروز برگزاری پلنوم جبهه ملی ایران ( اللهیار صالح ) اجازه میخواهم با استاد ارجمندم جناب آقای شاه حسینی گپی دوستانه داشته باشم . چون شاگردی که در محضر استاد مسائلی را مطرح میکند و بر این باور است که استاد از آن ناآگاه است . درحالی که استاد صلاح در این میبیند که خود را ناآگاه نشان دهد ، شاگرد نادانسته آنچه را که نباید بگوید، میگوید وانتظار پاسخ دارد . جناب آقای شاه حسینی ، امروز روی سخنم با شما و همپیمانان دیروزمان در شورای مرکزی جبهه ملی ایران است . البته نه از روی کین بلکه از روی صداقت وعلاقه و ارادتی که به شخص شما و آن عزیزان دارم ، میخواهم در این نوشتار کوتاه مسائلی را بازگو کنم که امکان دارد بر اثر مرور زمان از یادها رفته باشد. من تلنگری به گذشته میزنم وموجی ایجاد میکنم به امید آنکه همگان به خود آییم که کجا بودیم ، وچه میکردیم ، و حال کجا هستیم .، وچه میکنیم !؟
مرگ مشکوک شاهرخ زمانی فعال کارگری در زندان شاهرخ زمانی، فعال کارگری زندانی در رجایی شهر، روز یکشنیه ۲۲ شهریور ۱۳۹٤، بطور ناگهانی درگذشت. گفتند سکته مغزی کرده، ولی شاهدان عینی جسد گزارش داده اند که آثار کبودی و سیاهی را بر تن او دیده اند. سکته مغزی در جایجای تن ایجاد کبودی یا سیاهی نمی کند. سکته مغزی را اگر به هنگام به بیمارستان برسانند، احتمال بهبودی یا دستکم حالت کوما یا نیمه کوما وجود دارد، ولی او را یکسره برای کالبد شکافی به پزشگ قانونی بردند، که هنوز گزارش رسمی آن اعلام نشده است.
در اعتراض به محکومیت مهندس کورش زعیم، هموند جبهه ملی ایران، به یک سال زندان logo-jmao (1) هموطنان گرامی، چندی پیش مهندس کورش زعیم، فرد مبارزی که هیچ‌گاه جز آزادی، آبادی و سربلندی میهنش ایران دغدغه ای در دل و در سر ندارد و همواره خواهان حاکمیت ملت ایران از طریق انتخابات واقعاً آزاد است، از طرف ابولقاسم صلواتی ،، قاضی،، اطلاعات سپاه به اتهام ،،تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی،، به یکسال حبس محکوم شد. آنچه آمرین صلواتی از تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی می‌فهمند به احتمال زیاد مطالبیست که کورش زعیم در نامه سرگشاده خود/۲۱ تیر ۱۳۹۴ به آقای حسن روحانی با عنوان رئیس جمهور نوشته است. البته پس از این نامه آقای زعیم چند مصاحبه با رادیو ها و تارنماهای ایرانی و خارجی داشته که آخرین آن با فرستنده یورونیوز می باشد.
 

پیوند ها

 

www.facebook.com/kourosh_zaim


وبلاگ كورش زعيم  http://kouroshzaim.blogfa.com

کانون اندیشه و سخن: www.thinkiran.blogfa.com

 

آخرین مطلب

   
30 خرداد 1397
جدایی دین از حکومت و دموکراسی در ایران آینده

گفتگوی مهستان سکولاریسم و دموکراسی (نوری علا) با کورش زعیم
۲۷ فروردین ۱۳۹۷خ – ۱۷ آوریل ۲۰۱۸م

نوری علا: جناب زعيم . سلام می کنم و می خواهم تصور کنم که توانسته ام بدون درد سر و گير و بندهای موجود به تهران و به خانهء شما آمده ام تا روبروی شما بنشينيم و با شما دربارهء علائق مشترک مان گپ بزنيم. درست است که تصور تقريباً محالی است اما بهر حال انقلاب ديجيتال اين سفر خيالی و ناممکن را ممکن کرده است. تشکر می کنم که موافقت کرديد تا پس از سال ها بار ديگر با هم به گفتگو بنشينيم. می دانم وقت تنگ است و مخاطره بسيار، اما چون روحيات شما را می شناسم می کوشم در حد ممکن و مقدور پرسش هائی را از جانب مهستان جنبش سکولار دموکراسی ايران با شما در ميان بگذارم و در پايان اش اگر موافق بوديد آن را در يکی از نشست های عمومی اعضاء مهستان که هر يکشنبه بطور زنده از تلويزيون ها و رسانه های اجتماعی پخش می شود نمايش دهم. پس بسرعت پرسش اول را مطرح می کنم. می دانيم که شما از زندان به مرخصی آمده ايد. می شود بپرسم که علت به زندان رفتن شما چه بوده و چه مکافاتی را برای شما مقرر داشته اند؟

زعیم: با درود ویژه به شما دوست گرامی که من را به این گفتگو دعوت کردید، و درود به شنوندگان و بینندگان شما که باید من را تحمل کنند.
جمهوری اسلامی از روز آغاز با من زاویه داشته است. سال ۱۳۵۸ که دفتر مرکزی جبهه ملی ایران باز شده بود، من یکی از فعالترین اعضای جبهه ملی بودم؛ به شهادت کارهای رسانه ای من در مطبوعات و رسانه های گفتاری داخلی و خارجی، در مقایسه با هموندان دیگر. برای مثال، باوجود اینکه هموند شورای مرکزی جبهه نبودم، عضو کمیته پنج نفره تدوین اساسنامه و نیز به کمیته پنج نفره برای تدوین منشور نیز انتخاب شدم. تنها عضو مشترک دیگر در این دو کمیته دکتر پرویز ورجاوند بود. البته دکتر غلامحسین صدیقی که بعلت اختلاف با جناح دکتر کریم سنجابی از حضور در جلسات شورای مرکزی خودداری میکرد، من را در آخر فهرست شش تن که باید به شورا افزوده شوند تا خود به شورا باز گردد پیشنهاد کرده بود؛ ولی من به علت اینکه نمی خواستم بطور جناحی وارد شورا شوم نپذیرفتم. من همچنین به پیشنهاد آقایان کریم آبادی، علی اردلان و یک عضو دیگر که نامش یادم نیست به تنهایی مسئول تدوین نظامنامه داخلی شورای مرکزی شدم. من در نشست های منزل دکتر صدیقی شرکت میکردم و همیشه اصرار داشت در کنار او بنشینم. 
از آنجا که جمهوری اسلامی انتخابات مجلس شورای ملی یکم را آزاد اعلام کرده بود، جبهه ملی ایران و همچنین گروه بشارت که زیر نظر دکتر صدیقی تشکیل شده بود، هر دو بدون آگاهی من نامم را جزو نامزدهای انتخابات مجلس اعلام کردند که در روزنامه ها از جمله اطلاعات و کیهان منتشر شد. ولی من همین گونه که در مقاله های خود اظهار نظر میکردم، دموکراسی و انتخابات در جمهوری اسلامی را غیرممکن می دانستم، بنابراین، در مصاحبه با روزنامه بامداد گفتم که در انتخابات شرکت نخواهم کرد، زیرا انتخابات آنجور که جمهوری اسلامی وعده میدهد آزاد نخواهد بود، و بنابراین انصراف داده ام. 

نوری علا: حال جسمی و روحی شما چگونه است؟

زعیم: هال روانی من بسیار خوب و بهتر از همیشه است. جمهوری اسلامی در این چهار دهه آنقدر به من آسیب رسانده که دیگر اندیشه ای بجز آینده ایران در ذهن من باقی نمانده است. جسم من هم در شرایط خوبیست، ولی در سن بالا اگر شما مراقب خود نباشید و امکانات پیشگیری یا زود-درمانی در دسترس نباشد، عوارض کوچک خیلی زود بزرگ می شوند. کما اینکه این دو سال زندان و عدم دسترسی بهنگام به مشاوره پزشگی و درمان پرچم های زرد و سرخ هشدار را بلند کرده است.

نوری علا: ما در خارج کشور شما را يکی از شخصيت های سياسی می دانيم که نه تنها شخصاً معتقد به برقراری يک حکومت سکولار دموکرات در ايران است بلکه موتور تهيهء سندی از جانب جبههء ملی در اين مورد بوده است. فکر میکنيد چرا بايد اصرار کنيم که ايران به يک حکومت سکولار دموکرات احتياج دارد؟

زعیم: اگر بخواهم اصطلاح سکولار-دموکرات را ترجمه کنم، می شود "جدایی دین از حکومت" و "حکومت مردم سالار" یعنی حکومت بر پایه رای آزاد مردم. این چیزیست که همانگونه که اشاره کردید ما در منشور جبهه ملی ایران گنجانده ایم و  قویا به آن باور داریم و بشدت به آن اصرار میورزیم. همه کشورهای جهان به چنین حکومتی نیاز دارند. برخی خوشبخت هستند که به آن دست یافته اند، برخی در میان راه هستند، و برخی مانند ما در حسرت آن بسر میبرند. 

ادامه دارد
28 خرداد 1397

منشور حقوق شهروندی جبهه ملی ایران

Image result for ‫جبهه ملی ایران‬‎

منشور شهروندی جبهه ملی ایران بر پایه منشور جبهه ملی ایران ، اعلامیه جهانی حقوق بشر، منشور سازمان ملل متحد، و شناخت حقوق فرد فرد مردم ایران، شامل آزادی های مدنی و شخصی، برابری در برابر قانون مصوب با رای مستقیم و آزاد مردم ایران، بی توجه به زادگاه، باورهای مذهبی، جنسیت، قومیت، زبان محلی، شهروندی بومی یا مهاجر، و بهره برداری از همه امکانات سراسر کشور، و تعهدات برابر نسبت به کشور، جامعه و هم میهن به شرح زیر است: 

یک: حقوق شهروندی: حقوق و تکلیف هر شهروند در جامعه ایران را خود مردم تعیین میکنند؛ و ملت ایران را همه مردم ساکن در سراسر کشور تشکیل می دهند. تمامیت ارضی، سرزمین جغرافیایی و منابع طبیعی زیرزمینی، زمینی، دریایی و هوایی غیرقابل تجزیه و تفکیک و متعلق به همه مردم ایران میباشند. جبهه ملی ایران بر اين باور است که همه شهروندان ایران باید بطور برابر از همه مواهب زندگی و حقوق اجتماعی و سیاسی برخوردار باشند، بویژه زنان که همیشه در فرهنگ و تاریخ ایران زمین از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده اند. همه مردم، بي توجه به باور، جنسيت، مذهب، زبان يا نژاد بايستي از فرصتهاي برابر براي پيشرفت در تحصيل و فعاليت هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي برخوردار باشند. هرگونه تبعيض به هر دلیل عليه يك شهروند ايراني جرم بشمار خواهد آمد و قابل پيگرد قانوني خواهد بود.

دو: آزادی های مدنی: ما به آزادی اندیشه، سخن، مذهب، نوشتار، گردهمایی، سفر، گزینش آزاد شغل و جای زندگی، امنیت فردی و اجتماعی و مصونیت از آزار و خشونت حکومتی، برابری زن و مرد و برخورداري همه شهروندان ازحقوق یکسان باور داریم، و تامین حقوق و آزادی های فردی را در چارچوب ضوابطی که قانون مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر تعیین کرده است را از مهمترین وظایف یک دولت ملی میدانیم.

سه: رسانه ها: مردم حق دارند و باید از همه تصمیم هایی که درباره آنان و یا تاثیرگذار در زندگی آنان و یا به هر صورت در رابطه با آنان باشد آگاه باشند. با توجه به اهميت حياتي نقش رسانه هاي همگاني، اعم از چاپي، شنيداري، ديداري يا اينترنتي، درخبردهي و آگاه كردن مردم و نظارت بر عملكرد سه قوه اداره كننده كشور، جبهه ملي ايران هر گونه رسانه را بعنوان ستون يا قوه چهارم اداره كشور به رسميت مي شناسد. رسانه ها با آگاه كردن مردم از عملكرد سه قوه ديگر، سنجش كيفي آنها و ارائه ديدگاههاي گوناگون، رسالتي بسيار مهم و حساس در گسترش فرهنگ اجتماعی و سیاسی، تحکیم همبستگي ملي، بقا و تكامل دموكراسي و جلوگيري از هرگونه پنهانكاري، فريبكاري و فساد مسئولان اداره كشور را به عهده دارند. 

چهار: انتخابات: مردم ایران در انتخابات آزاد نمایندگان خود را در مجلس شورای ملی و مجلس مهستان، مجلس های شورای استان و مهستان استان، شورای شهر، شورای بخش و شورای روستا با رای آزاد انتخاب و درباره امور محدوده حوزه جغرافیایی خود تصمیم گیری و قانونگذاری میکنند. مجلس مهستان ملی شامل دو نماینده از هر استان بی توجه به جمعیت و مساحت استان خواهد بود. همه لایحه ها باید در هر دو مجلس به تصویب برسند. در استان هم مجلس مهستان شامل دو نماینده از هر بخش خواهد بود. تصمیمات نمایندگان مردم در هر سطح نباید در نفی یا تناقض با قانون اساسی آینده و یا مجلس بالاتر باشد؛ بویژه مجلس های ملی و سراسری که همه مردم کشور در انتخاب نمایندگان آن شرکت دارند .

ادامه دارد
15 خرداد 1397

بیانیه جبهه ملی ایران

تهدیدهای دولت امریکا، تهدید زندگی مردم ایران

Image result for ‫جبهه ملی ایران‬‎

با روی کار آمدن دونالد ترامپ بعنوان رئیس جمهور ایالات متحده امریکا و اتخاذ مواضع خصمانه نسبت به ایران، همراهی و همدلی دشمنان تاریخی ملت ایران در منطقه و دسته بندی های آنها را پدیدار ساخته است. در این راستا، سخنرانی جنجالی و تهدیدآمیز آقای پ ُ مپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، علیه ایران و صدور دستورالعمل دوازده گانه تبخت ُ رمآبانه او عاری از نزاکت سیاسی و دیپلماتیک، مبتنی بر خواسته انجام اموری متناقض با حاکمیت ملی ایران، پیامدی بس نگران کننده و دور جدیدی از تشنج آفرینی در ابعادی بسیار گسترده تر از گذشته برای منطقه را در پیش خواهد داشت.

نکته درخور توجه اینست که این دستورالعمل از سوی دولتی صادر شده که رئیس جمهوری آن با زیرپا گذاشتن تعهدات چند جانبه بین المللی، نقض فاحش مصوبه شورای امنیت و نادیده گرفتن تعهدات حقوقی دولت متبوع سابقش، دست به خروج یکجانبه از موافقتنامه چند جانبه بین المللی زده که با شرکت پنج عضو دائمی شورای امنیت و آلمان در راستای منافع جامعه بشری و حفظ صلح و امنیت بین المللی منعقد گردیده و به تایید شورای امنیت سازمان ملل نیز رسیده بوده است. بی تردید این خروج یکجانبه امریکا نه تنها توافقنامه برجام را متزلزل ساخته، که احتمال اعلام تصمیم های سخت افزارانه آتی از سوی امریکا منطقه را با بحرانی در ابعادی بس گسترده تر مواجه خواهد کرد.

نکته پرسش برانگیز اینست که آیا دولتی که اقداماتش دائر بر عهدشکنی، نقض فاحش عرف بین الملل، حقوق بین الملل و منشور سازمان ملل بوده درخور رسیدگی توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد و ارجاع موضوع به دیوان بین المللی دادگستری و جبران خساراتهای وارده ناشی از این اقدام خودسرانه علیه ایران که بخاطر حفظ صلح و امنیت بین المللی و پایبندی به تصمیمات شورای امنیت، اقدام به تخریب بخش عمده ای از دستاوردهای علمی و فنی خود که با هزینه میلیاردها دلار انجام گرفته بوده کرده است نخواهد بود؟

دولت امریکا تنها به خروج و تخریب برجام بسنده نکرده، بلکه تولید سیستم موشکی ایران را که وسیله ای برای دفاع متعارف میباشد، با حدس و گمان خود پرسش برانگیز دانسته است. این ادعا در حالیست که امریکا در پایگاههای هوایی و دریایی خود در قرقیزستان، ترکمنستان، پاکستان، افغانستان، عربستان، عمان، امارات، بحرین، کویت، قطر، عراق، ترکیه، جیبوتی، و قبرس، مجهر به جت های جنگی و موشکهای پیشرفته ایران را در محاصره دارد؛ و از سوی دیگر، کشورهای منطقه را در اتحادی خصمانه علیه ایران به پیشرفته ترین سلاحهای تهاجمی مجهز ساخته و از پیشرفته ترین موشکهای ضد موشک بهره مند نموده است. این اقدامات امریکا ایرانی را که در جنگ تحمیلی هشت ساله بارها آماج تهاجمات موشکی و سلاحهای شیمیایی تامین شده از سوی شمار زیادی کشورها از جمله امریکا، اتحادیه اروپا و شوروی بوده نگران می کند، و دستیابی به سلاحهای تدافعی متعارف را حق خود می داند.

سرانجام، دولت امریکا با بی انصافی تمام عمده رویدادها و بحرانهای جاری منطقه را منتسب به ایران دانسته است؛ در حالیکه ریشه بحران های موجود منطقه برگرفته از سوء سیاست و مدیریت امریکا و متحدانش در رابطه با تهاجمات نظامی گسترده در افغانستان و عراق و فرآیند زیانبار و اندوهبار سیاسی و اجتماعی ناشی از آن طی چند دهه این دو کشور را نه تنها دچار پریشانی، ناامنی، ویرانی و تلفات بی شمار انسانی نموده، که زمینه مساعدی برای پیدایش و رشد گروههای تروریستی بین المللی چون القاعده، داعش، جبهه النصره، طالبان، الشباب و غیره شده است.

اکنون دولت جدید امریکا به بهانه مبارزه با تروریسمی که خودش در ایجاد آن دست داشته، در مقام ائتلاف با برخی از کشورهای منطقه برای رویارویی با گروههای تروریستی، ولی در واقع به منظور مقابله جویی با ایران برآمده است.

ادامه دارد
3 خرداد 1397

خرمشهر را ارتش ایران نجات داد

Image result for ‫پرچم ایران‬‎

از: کورش زعیم

سوم خرداد، ۱۳۶۱، روز آزادسازي خرمشهر پس از ۱۹ ماه اشغال دشمن، روز نمايش هنر جنگ ايراني بود. روزي كه بخشي از ارتش از هم پاشيده ايران توسط انقلابیان بهمراه جوانان فداکار سپاه و بسيج كه حتي از آموزش حرفه اي و تجربه نظامي بي بهره بودند، سپاه سوم صدام حسين را كه از مجهزترين و كارآمدترين در يكي از نیرومندترين ارتش هاي جهان بود شكست دادند. ارتش عراق كه نه تنها ابرقدرت شوروی پشتيبانش بود، كه ۲۰ كشور دیگر مانند هم مانند امريكا، انگلستان، فرانسه، آلمان و کشورهای عربی منطقه بجز سوریه به آن كمكهاي تسليحاتي و اطلاعاتي ميكردند و پيوسته جايگاه و تحركات ارتش ايران و سپاه را به آگاهي آن ميرساندند تا راهكارهاي جنگي ايران را خنثي كنند. ارتش ملی ایران در چنین شرایط میکوشید که اشتباه و ناکارآمدی سپاه ناشی از بی تجربگی و خودکامگی برخی فرماندهان را که باعث از دست دادن خرمشهر شده بود جبران کند.

در برابر ارتش قدرتمند و روزآمد صدام حسین كه از نابساماني ارتش ايران و سردرگمی سپاه پاسداران سوء استفاده كرده به ايران حمله و خرمشهر را تصرف كرده بود فقط لشگر۹۲ زرهي اهواز قرار داشت. لشگر ۹۲ آسيب زيادي از نابساماني هاي ناشی از انقلاب ديده بود. فرمانده لشگر و فرمانده تيپ ۱ توسط عوامل انقلابي تيرباران و فرمانده تيپ ۲ آن زنداني و شمار ديگري از افسران ارشد و باتجربه پراكنده شده بودند. با نفوذ و دخالت جوانان ماركسيست اسلامي و طرح آنها براي بومي سازي خدمه ارتش و خدمه جنگ افزارهاي زرهي مانند تانكهاي ام۶۰ و چيفتن، خدمه حرفه ای آنها از استان خوزستان بیرون رانده شده بودند، بطوري كه از ۴۸۰ تانك لشگر ۹۲، فقط ۴۰ تانك، به علت عدم رسيدگي و نداشتن خدمه نظامي، آماده خدمت بودند. در جریان انقلاب در باک بنزین بسیاری از تانکها شن ریخته شده بود تا نتوانند حرکت کند، جت های اف۱۴، همه زمینگیر شده بوند و فقط شماری از جتهای اف۴ و اف۵، با کمک همافران تایوان تعمیر و راه اندازی شده بودند.

ادامه دارد
2 خرداد 1397
آیین بزرگداشت یکسد و سی و ششمین زادروز محمد مصدق  
در سرای کورش زعیم
۲۹/۰۲/۱۳۹۷
Image result for ‫بزرگداشت مصدق زعیم‬‎
ادامه دارد
28 ارديبهشت 1397

بزرگداشت یکسد و سی و ششمین زادروز دکتر محمد مصدق

Image result for ‫محمد مصدق‬‎

ما یاد مصدق بزرگ را گرامی میداریم، نه بخاطر اینکه او را برای خود بت ساخته ایم، یا برای اینکه به آرمانهای خود که همانا برقراری دموکراسی و حاکمیت ملی است هویت و ارزش بیشتری ببخشیم که این آرمان ها بالاترین ارزش ها را دارند؛ بلکه برای این است که مصدق برای ما درسی بزرگ و مهم باقی گذاشت، مانند همه مردان بزرگ و خردمند تاریخ. درس عشق به میهن و دفاع از منافع ملی.

این درس که دولت باید بر پایه شایسته سالاری و درستکاری استوار باشد و اینکه سیاستگذاری های حکومتی بایستی نخست و پیش از اجرا در راستای منافع کشور و محدوده ممکن-ها کارشناسی شود. سیاست هایی که با جامعه جهانی پیوند پیدا میکنند، باید با مطالعه شرایط بین المللی، خردورزی و رعایت حقوق دیگران انجام شود، زیرا ما جزیره نیستیم. سیاستگذاری اگر با شعارگرایی و توهم بجای دانایی، و با ناآگاهی و ارزیابی های یکسونگرانه باشد تنها به فاجعه می انجامد، چنانکه چهار دهه است شاهد آن بوده ایم.

این درس که در هر بحران بین المللی که در راستای تلاش برای احقاق حقوق کشور و ملت بوجود آمده باشد، می توان با دانش، خردمندی و برنامه ریزی هوشمندانه، آگاهی از قانونهای بین المللی و ارزیابی و توجه لازم به قدرت و توان طرفهای رویارو، پیروز میدان شد. در صحنه بین المللی، مبارزه باید در عرصه آگاهی، هوشمندی و شعور باشد نه شعار و شمشیر؛ باید فرصتها را یافت و از آنها سود جست و اگر فرصتی وجود نداشت، آن را بوجود آورد. مصدق در تمام طول مبارزه اش که هدف آن رهایی اقتصاد کشور از وابستگی و رهایی روحیه سرخورده ملت از استیلای سرطان گونه ابرقدرتهای زمان بود، یک بار شعار نداد، ستیزگری نکرد، پنهانکاری نکرد، خشونت گرایی نکرد، با بستن رسانه ها جلوی آگاهی مردم را نگرفت، مخالفان را به بند نکشید، به مردم دروغ نگفت، به جامعه جهانی دروغ نگفت؛ و مهمتر از همه، در مبارزه ای جهانی که میان ما و ابرقدرت زمان برای خلع ید او و احقاق حقوق ملت ایران درگرفت، دولت مصدق با خردمندی و رعایت قانونهای بین المللی در عرصه جهانی تحت قانون های مورد پذیرش همگان و با کاربرد بهینه افکار عمومی جهانی، دشمن را در زمین خودش شکست داد. در این راه، نه تنها دولت ایران یا هیچ دولتمرد ایرانی و یا کشورمان منزوی و منفور جهانیان نشد، جهان علیه ایران بسیج نشد و دولتمردانمان توهین و استهزای جهانیان را بر نیانگیختند، محبوب و قهرمان جهانیان نیز شدیم.

ادامه دارد
16 ارديبهشت 1397

ایران آینده و مردم سالاری


  سخنرانی کورش زعیم در نشست عمومی مهستان سکولار دموکراسی


یک حکومت مردم سالار خوب، همیشه خواست دست نیافتنی مردم جهان بوده است. از آغاز تاریخ نبشته جهان تا امروز، ما آثار این تلاش را مشاهده می کنیم و اینکه در تاریخ بشر هیچگاه آرامش، رفاه و خرسندی همگانی وجود نداشته است. فیلسوفان کهن و اندیشمندان سیاسی در این راستا گونه های مختلف حکومت را بررسی و پیشنهاد کرده اند، ولی اندک کشورها به اجرای درست آن رسیده و نتیجه گرفته اند. ما پیش از اینکه برای کشورمان قبا بدوزیم باید ببینیم در گذشته چه خبر بوده است.

اپلاتون برای فهم بیشتر، گزینه های فرمانروایی را به پنج گونه بخش کرد: پادشاهی یک مرد خوب، پادشاهی یک مرد بد، حکومت چند مرد خوب، حکومت چند مرد نه چندان خوب (بدین معنی که چند مرد نمی توانند همه بد یا همه خوب باشند)، و در نهایت فرمانروایی مردم، یعنی شمار زیادی از شهروندان. گزینه حکومت مردم هم می تواند بد باشد، زیرا در میان مردم آدم بد هم پیدا میشود. برای مثال هیتلر با رای مردم که اکثریت خوب بودند سر کار آمد، و همچنین جمهوری اسلامی. در این دو مثال، اصل اخلاقی اپلاتون رعایت نشده بود، زیرا او می گفت که بهترین ها باید حکومت کنند.

کارل مارکس از فرمانروایی زحمتکشان و نه سرمایه داران سخن گفت، دیدگاهی که برگرفته از اندیشه مزدک است. س ُ ستی این اندیشه اینست که سرمایه داران اغلب دارای دانش و کارآمدی مدیریتی هستند که سرمایه دار شده اند و برای زحمتکشان کار ایجاد کرده اند؛ البته گاه استثمار هم کرده اند، زیرا سرمایه دار بد هم وجود دارد. شاید منظور مارکس فرمانروایی زحمتکشان خوب در برابر سرمایه داران بد بوده است. زحمتکشان خوب و کارآمد هم میتوانند سرمایه دار بشوند؛ آیا پس از تبدیل آنها به سرمایه دار، خوب خواهند ماند؟

من ده سال پیش، در مصاحبه ای درباره زندگی خود، گفتم که یک سیاستمدار، یا یک فعال سیاسی، باید همیشه خود را در معرض داوری مردم قرار دهد. این روش برای کسانی که کشوری را اداره میکنند، یک وظیفه است. پریکلس هم همین را گفته، که اگر قرار باشد بجای یک تن چند تن سیاستگزار یا اجرا کننده باشند، همه ما باید بتوانیم آنان را آزادانه داوری کنیم.

ما دیکتاتوری را نمی توانیم تحمل کنیم چون دیکتاتوری یک حکومت غبراخلاقی و تغییر آن از دست ما خارج است. ما شکلی از حکومت را میخواهیم که، به گفته کارل پوپر، به ما اجازه دهد خود را از یک فرمانروایی اهریمنی، بی لیاقت یا فاسد بدون خونریزی رها سازیم. این اصل یکی از شرایط مهم دموکراسی است. بنابراین، مسئولیت ما کنشگران سیاسی باید این باشد که با همه توان از پدید آمدن دوباره یک حکومت غیراخلاقی جلوگیری کنیم.

ادامه دارد
11 ارديبهشت 1397

هرروز روز کارگر ایرانی

Image result for ‫کارگر‬‎

به مناسبت روز جهانی کارگر

کارگران یک رکن عمده اقتصاد کشور را تشکیل میدهند و ایجاد شرایط رفاه و امنیت شغلی برای آنان در توسعه اقتصادی پایدار در الویت میباشد. در ایران، بجز در دوران بسیار کوتاه دولت دکتر محمد مصدق،کارگران وابسته به سیاستهای کارفرمایان و مالکان بودند، شرایط کاری و حقوق و مزایا بطور کامل تعریف شده نبود، و هرچند حق سازماندهی اتحادیه های کارگری برای رساندن صدای خود به دولت و کارفرمایان و مذاکره برای بهبود وضع خودوجود داشت. در این راه مصدق توانست سهم کشاورزان را از درآمد مالکان زمین بیست درصد افزایش دهد. ولی به علت سلطه عوامل بیگانه، بویژه برای توسعه نفوذ شوروی، اتحادیه های کارگری بیشتر برای مقاصد سیاسی بکار برده می شدند تا رسیدگی به امور آنان.پس از سقوط دولت مصدق تا کنون کارگران هرگز اجازه ابراز وجود مستقل از دولت را نداشته اند. ولی در ایران آینده، که جبهه ملی ایران فرصت مشارکت و اظهار نظر داشته باشد، قانون کار بر پایه استانداردهای پیشرفته جهانی در تضمین حقوق کارگران و ایجاد یک جامعه مرفه بر پایه عدالت اجتماعی، رعایت حقوق بشر و برخورداری از همه امکانات و فرصت های کشور تدوین و اجرا خواهد شد.

در قانون کار آینده ایران که ما، در صورت تحقق تغییرات بنیادین در ساختار سیاسی کشور و حاکمیت رای آزاد مردم [1] ، در جبهه ملی ایران پیش بینی کرده ایم، روابط میان کارگر، کارفرما و اتحادیه های کارگری تعریف خواهد شد، کارگران بالای ۲۱ سال از کمینه دستمزد لازم برای یک زندگی مرفه خانوادگی، و همه کارگران از ۱۸ سال به بالا از بیمه اجتماعی و بیمه درمانی و بیمه عمر برخوردار خواهند بود و همه کارگران به وسیله های تعریف شده ای خواهند توانست در مدیریت اداره یک بنگاه اقتصادی اظهار نظر و نفوذ کنند [2] . جهان آینده برای کارگر ایرانی زندگی مرفه و مشارکت نسبی در هر آنچه بر زندگی او تاثیرگذار است خواهد بود. کارگر ایرانی باید در میان شادترین و خوشبخت ترین کارگران جهان باشد. طرح ما برای بنیانگذاری یک سامانه پشتیبانی از کارگر ایرانی بصورت منطقی و عملی و منطبق با استانداردها و قانونهای جهانی، بشرح زیر است:



[1] نوشتار "در این چهار دهه اندوه بار" ، کورش زعیم، http://www.kouroshzaim.org/DetailsData.asp?IDdata=801

[2] زعیم، کورش، مالکیت صنایع و پیشرفت صنعتی، ص 80-68، فصل مالکیت مردمی صنایع، (تهران: انتشارات هما، 1362).


ادامه دارد
4 ارديبهشت 1397

چرا جبهه ملی ایران خاموش است؟

Image result for ‫جبهه ملی ایران‬‎

در آوریل ۱۷۳۹ ، نادرشاه به شهر دهلی وارد شد و انگلستان طرح گسترش نفوذ و تصرف سراسر هندوستان را برای مدتی نامشخص عقب انداخت تا با نادرشاه رویاروی نشود. این تعویق دهها سال به درازا کشید. در زمستان آن سال انگلستان در جنگ کارتاجنا شکست خورد و هندوستان بدست ایران افتاد. امپراتور مغول تبار هندوستان در دشت کرال از ارتش ایران شکست خورد و تسلیم و نادر وارد دهلی شد. رابرت والپول، نخست وزیر انگلستان که این شکست را متحمل شده بود، پندی برای دولتهای آینده بریتانیا باقی گذاشت: "هرگز اجازه ندهید ایرانی تبارها گردهم آیند و ژنرال نادر دیگری بوجود آورند." در دوران قاجار بریتانیا هندوستان را گرفت و برای نابودی نفوذ ایران زبان پارسی را که هشتصد سال زبان ملی هندوستان بود ممنوع و یادگیری زبان انگلیسی را اجباری کرد.

نفوذ انگلستان در دربار قاجار به حدی زیاد شد که عملا کشور ما را اداره میکردند، زیرا آنها با نفوذ خود شخصیت های نوکر منش و ترسو و فاسد را به مقام های بالا میرساندند. آنها با توطئه مردانی چون عباس میرزا، امیرکبیر و فراهانی را کشتند تا دیگر کسی برای میهنش برنخیزد. خاطره تلخ نادرشاه درس عبرتی برای آنها شده بود. با کشتن آن سه مرد بزرگ، نوکری جانشینان آنان امنیت منافع انگلستان را تامین میکرد.

در ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲، دوران حکومت دکتر محمد مصدق، انگلستان خسته و ویران اقتصادی از جنگ جهانی خانمانسوز دوم دیر توانست بازیگران جدید صحنه سیاسی ایران را بشناسد و بار دیگر با یک ژنرال نادر روبرو شد. شکستی که مصدق بر انگلستان وارد آورد، آنقدر برای آنچه از "امپراتوری" بریتانیا باقی مانده بوده دردناک و خفت آور بود که وینستون چرچیل نوشت: "ارتش بزرگ آلمان نتوانست ما را شکست بدهد، ولی یک پیرمرد ایرانی تاس ما را از کشورش بیرون کرد." آنها برگشتند، مامور دائمی خود را هم در دربار در کنار شاه کاشتند و جبهه ملی را فشل کردند تا دیگر سر بلند نکند.

امروز هم ما گرفتار چنین مصیبتی هستیم که نمی گذارند جبهه ملی ایران سر بلند کند. نفوذ یک قدرت بیگانه میخواهد جبهه ملی ناتوان و "فشل" باشد، نه تاثیری بر افکار عمومی داشته باشد و نه مردم به یادش بیاورند؛ و بدتر از آن، دوباره برخیزد و مردم را امیدوار به آینده ای بهتر کند. هر کس در جبهه ملی سر بلند میکند او را تهدید و زندانی میکنند تا جبهه ملی خفته و بی اثر ابراز وجود نکند.

ادامه دارد
13 فروردين 1397

در این چهار دهه اندوه بار

Image result for ‫شیر ایران‬‎


به مناسبت سی و نهمین سالگرد جمهوری اسلامی ایران:

در این چهار دهه اندوه بار، جهان چهل دهه از ما جلو زد . برخی ملت ها با کمک اندیشه و دانش ایرانیان گریخته از جمهوری اسلامی ، بجای خود ما به ماه و مریخ می روند. نخبگان گریزان شده ما پزشگی و مهندسی و هنر و ادبیات را به افتخار کشورهای دیگر روزآمد می کنند و اقتصاد آنها را رونق می دهند؛ و ما جاماندگان هنوز افتخارات هزاره های گذشته خود را سالانه در ذهن خود بازسازی می کنیم تا از شکسته شدن غرورمان جلوگیری کنیم.

ما ملت ایران که روزی با همبستگی و هم آوایی، دولتی ملی بوجود آوردیم که جهان را از عظمت خود لرزاند و به ستایش واداشت، اکنون تنها از خاطره آن افتخارآفرینی زودگذر تغذیه می کنیم. در این چهار دهه گذشته کجا بوده ایم و چه کار کرده ایم؟ کاری که نکرده ایم، ولی میتوانم بگویم چه کار شده ایم: دهان بسته شده ایم، ترسانده شده ایم، غارت شده ایم، زندانی شده ایم، کشته شده ایم، سنگسار شده ایم، دست و پایمان قطع شده، تودهنی خورده ایم، توهین شده ایم، منفور جهان شده ایم، گریزان از حکومت خود شده ایم، مجبور به مهاجرت از میهن شده ایم، فقیر شده ایم، معتاد شده ایم، فاسد شده ایم، تجاوز فرهنگی شده ایم، خاک ما مورد آزمندی کشورهای کوتوله قرار گرفته، تاریخ ما تحریف و میراثمان ویران و غارت شده و جهانی همبسته علیه ما شمشیر کشیده و تهدیدمان به جنگ میکند.

ما با بی خردی، ناهوشمندی، خودکامگی و فساد حکومتی بجای تولید و توسعه اقتصادی و تامین رفاه مردم خواستیم بجای کالاهای تولیدی خود، اندیشه های انقلابی خود را صادر کنیم، و کشور را دچار جنگی خانمانسوز کردیم که افزون بر یک میلیون کشته و زخمی هزار میلیارد دلار سرمایه کشور را هم از دست دادیم. در چهل سال گذشته بجای تمرکز روی توسعه صنعتی و پیشرفت اقتصادی و تامین رفاه مردم، نه تنها صنعت در حال توسعه کشور را با کشتن و فراری دادن صنعتگران و مصادره ها نابود کردیم، که با اندیشه های متحجرانه به موی زنان گیر دادیم، موسیقی را تحریم کردیم، انواع ابزار سرگرمی و شادی مردم را ممنوع کردیم، و با تحمیل برنامه ها و قانونهای ضد فرهنگی و ضد تولید، باعث فرار صدها میلیارد دلار دیگر از سرمایه پولی و انسانی متخصص و تحصیکرده شدیم؛ و با جلوگیری از ورود نخبگان به ساختار دیوانسالاری و قانوگزاری و جذب نیروهای کم سواد و فرمانبردار باعث ترویج دروغ و فساد و ناکارآمدی ساختاری شده صدها میلیارد دلار درآمد نفت را که پیامد و دستاورد جنبش ملی کردن صنعت نفت و سیاستهای خردمندانه دکتر محمد مصدق، رهبر جبهه ملی ایران، بود با تاراج دزدان حکومتی دادیم یا با نابخردی و ناکارآمدی تلف کردیم و ملت را فقیر و بیکار و ناامید و خشمگین رها کردیم.

ادامه دارد
1 فروردين 1397

پیام نوروزی ۱۳۹۷

 

Image result for ‫نوروز‬‎  

کورش زعیم

سال ۹۶، سال ویژه ای در عمر جمهوری اسلامی بود. سالی بود که افشاگری های سالهای اخیر از فساد و غارتگری های سردمداران که تا پایان دهه هشتاد توسط سران حکومت و دولت هایش پنهان نگه داشته میشد به اوج خود رسید. گستره و ژرفای این فساد حتی به مخیله دشمنان نظام "مقدس" هم نمیرسید که چگونه یک مشت ناشایسته و ناکارآمد و بی اخلاق در این دهه ها فقط بخاطر پشتیبانی از سیاستهای نظام به مقام های بالا گماشته میشدند و تنها هنرشان را که دزدی و کلاهبرداری از ملت بود آزادانه به نمایش می گذاشتند و از حمایت ساختاری سه قوه هم برخوردار بودند.

چه نخبگان دانشمند، کارآفرین، متخصص و هنرمند میهن پرستی که از کشور فراری داده نشدند و یا به جرم انتقاد از فساد و ناکارآمدی ساختاری و دلسوزی برای کشور و ملت که با بهانه های کودکانه و خلاف قانون به زندان افکنده نشدند تا مزاحم دزدان و قاچاقچیان و اختلاسگران خودی نباشند؛ و چه مفسدان فی الارضی که در همان دادگاهها تبرئه و آزاد گذاشته نشدند.

 

ادامه دارد
23 اسفند 1396

نامه اعتراض کورش زعیم به شورای شهر تهران

به هموندان محترم شورای شهر تهران

درباره: نامگذاری خیابان نفت به نام مصدق

دو نامه گذاشته خود به این شورا در زمان ریاست آقای مهدی چمران و در دیماه امسال به ریاست آقای محسن هاشمی، که هر بار که شورای شهر تهران هوس نامگذاری یک خیابان را به دکتر محمد مصدق میکرد؛ اقدام دیروز شورا را در تغییر نام خیابانک نفت به مصدق تقبیح می کنیم. این خیابان کوتاه بخاطر وجود ساختمان شرکت نفت بنام نفت نامگذاری شده و برخلاف نامگذاریهای جمهوری اسلامی مناسب هم بوده است.

این حرکت شما بجز توهین نفرت انگیزی علیه مصدق، این قهرمان ملی تاریخ معاصر ایران، تلقی نمی شود. با توجه به اینکه شما نمایندگان شورای شهر برگزیده شورای نگهبان هستید نه شهروندان تهران، این حرکت زشت شما، اگر فوری لغو و از ملت ایران پوزشخواهی نشود، هرگز فراموش نخواهد شد و جزو اعمال ضد ملی ارکان جمهوری اسلامی در خاطره تاریخی ملت باقی خواهد ماند.

 

 

ادامه دارد
19 اسفند 1396

جمهوری اسلامی از انقلاب تا آینده

گفتگوی مجله فردوسی امروز (عسل پهلوان) با کورش زعیم

۱۹   اسپند   ۱۳۹۶خ – ۱۰ مارس ۲۰۱۸م

   پرسش ۱: از تغیر رژیم چه تصوری از انقلاب داشتید؟

   کورش زعیم: در سال پیش از انقلاب تصور میرفت که جبهه ملی ایران، که پیشتاز راهپیمایی های انقلابی بود، مسئول تشکیل دولت آینده باشد. در نخستین راهپیمایی بیش از یک میلیون تن از اعضاء و هواداران مصدق و جبهه ملی ایران برای ادای احترام به آرامگاه دکتر محمد مصدق عازم احمدآباد شدند. از روحانیت که بعدها ادعای انقلابی بودن کرد خبری نبود بجز آنان که عضو شورای مرکزی جبهه ملی بودند.

هنگامی که آیت الله خمینی به پاریس نقل مکان داده شدند، ایشان در سخنان رسانه ای خود وعده دموکراسی و عدم دخالت روحانیت در اداره کشور و انتخابات آزاد را دادند.در بازگشت به ایران سوای قولهای بردن نفت به سفره مردم و آب و برق رایگان، باز نوید آزادی انتخابات را دادند و نوید بازگشت روحانیت را به حوزه ها. مردم به آینده امیدوار شدند. حکومت آخوندی که شادروان کسروی آنرا پیش بینی کرده بود رخ نخواهد داد.

بسیاری از مردم این سخنان را باور کردند، بویژه وقتی انتخابات دوره اول مجلس شورای ملی برای همه گروههای سیاسی آزاد اعلام شد. همه حزب ها دعوت به شرکت شدند. گروههای مسلح مخالف رژیم گذشته همه تصمیم به زمین گذاشتن اسلحه و شرکت در انتخابات برای ورود به روند سیاسی کشور گرفتند. جبهه ملی هم فهرست انتخاباتی خود را اعلام کرد. کسانی که دکتر کریم سنجابی، دبیر کل جبهه ملی ایران، را برای تسلیم شدن در برابر آیت الله خمینی سرزنش میکردند، سکوت و انتظار را پیشه کردند. مگر انتخابات آزاد همان نبود که همه می خواستند؟ ولی من با وجود اینکه توسط جبهه ملی ایران و یک سازمان وابسته به جبهه ملی به رهبری دکتر غلامحسین صدیقی نامزد انتخابات مجلس شده بودم، نوشته دیگری را روی دیوار می خواندم. سرانجام در مصاحبه ای با روزنامه پرفروش بامداد انصراف خود را از نامزدی مجلس اعلام کردم.

آنچه براستی روی داد تبدیل انتخابات مجلس یکم به یک رویداد فرقه ای بود. همه نامزدهای مستقل ناوابسته به روحانیت   سیاسی   را سرکوب و با ترفندهای گوناگون از جمله تهدید و کتک از شرکت در انتخابات بازداشتند. دو سه تن هم که با فشار رای هوادارانشان وارد مجلس شدند، استوارنامه شان را در مجلس رد کردند!

در سال   ۶۰  ، با یک تهمت واهی نامربوط به خط مشی جبهه ملی، آنرا تعطیل و ساختمان اداری آنرا تصاحب کردند و شماری از رهبران و فعالان اصلی جبهه ملی را بازداشت و زندانی کردند. موج دوم دستگیری و زندانی کردن اعضای موثر جبهه ملی در سال   ۶۱   رخ داد که من هم در میان آنان بودم. ممنوعیت ها و دستگیری ها و زندان ها برای اعضای فعال جبهه ملی در دهه های بعدی هم به وفور انجام گرفت. بنابراین، بدبینی من به آنچه در آغاز انقلاب اعلام میشد، با رفتار خشن ضد آزادی و ضد حقوق بشری جمهوری اسلامی به اثبات رسید.

تردیدی ندارم که اگر جبهه ملی در راس حکومت انقلاب می بود آن جنگ خانمانسوز غیرضروری هشت ساله که عامل فشار بیشتر روی مردم شد هم رخ نمی داد، یا دستکم فریب بیگانگان را برای ادامه آن پس از بازپس گیری خرمشهر نمی خوردیم.

چهار دهه است که نظام مذهبی نمای جمهوری اسلامی بجای اینکه تلاش کند خود را با خواست مردم هماهنگ و رفتار خود را تعدیل نماید، کوشش کرده با خشونت، رعب و وحشت مردم را هماهنگ با خود سازد. قشر هوشمند و کارآمد و خردمند جامعه با جمهوری اسلامی نیست، بهمین دلیل نظام پس از چهار دهه هنوز برای حل کوچکترین مسائل کشور در همه زمینه ها ناتوان است، و ملت همیشه شاد و امیدوار ایران امروزه طبق پژوهشهای جهانی افسرده ترین و خشمگین ترین ملت جهان است.

ادامه دارد
15 اسفند 1396

خاطراتی از زندان اوین

Image result for ‫زندان اوین‬‎

مجله فردوسی امروز

کورش زعیم

خاطرات من از زندان اوین شامل چهار دهه حکومت جمهوری اسلامی بر ایران می شود. تا کنون، یعنی در سالهای ۶۱، ۷۵، ۸۵، ۸۸ و ۸۹، همیشه در زندان انفرادی بوده ام و خاطرات آن سالها موضوع یک کتاب مفصل است. ولی آنچه روزآمد است، خاطرات زندان اخیر است که اکنون حدود بیست ماه آنرا تجربه کرده ام.

تجربه من در زندان عمومی اوین که از تیرماه ۱۳۹۴، به جرم فعالیت در جبهه ملی ایران آغاز شد و قرار است تا تیر ۹۸ ادامه داشته باشد، مرا با کیفیت دادرسی در قوه قضائیه جمهوری اسلامی از نزدیک آشنا کرد. من خودم پیش از این زندان فساد و تبانی و تخلفات قانونی در دادگاههای جمهوری اسلامی را تجربه کرده بودم، ولی درجه گستردگی و ژرفای آن را نمی دانستم.

من در زندان اوین با شمار زیادی زندانیان غیر ایرانی، بیشتر افریقایی، آشنا شدم که برای داشتن تنها ۱۵ گرم هروئین به حبس ابد محکوم شده بودند و بیش از ده سال بود که در زندان بسر می بردند. برخی برای یک کیلو مواد مخدر حکم اعدام داشتند. این در حالی بود که " برادران قاچاقچی" خودمان که با تریلی مواد مخدر وارد می کنند در امنیت کامل و آسودگی در کاخهای خود زندگی می کنند. همه این سختگیری های غیرعادی نسبت به خرده پاها برای اینست که بگویند با مواد مخدر مبارزه می کنند تا حاشیه امنی برای قاچاقچیان بزرگ ایجاد شود.

در زندان اوین از ۲۷ کشور زندانی داریم. من در زندان مقاله ای زیر عنوان " سازمان ملل در زندان اوین" که شرایط ۸۴ تن زندانیان نه کشور افریقایی مواد مخدر و ستم بزرگی که به آنان وارد شده و هزینه سنگینی که برای هیچ بر بودجه کشور تحمیل شده است را نوشتم که منتشر شد. من در این مقاله درخواست کردم این زندانیان که زندگی خانوادگی و اقتصادی آنان در این سالهای دراز زندان متلاشی شده و از هستی ساقط شده اند باید بیدرنگ آزاد شوند و هزینه بازگشت به کشورشان هم پرداخت شود. خوشبختانه، این مطلب موضوع بحث های زیادی در رسانه ها در مورد حکم های ستمگرانه اعدام و حبس ابد برای دارندگان مواد مخدر در گرفت و سرانجام مجلس به آن ورود کرد و منجر به تغییر و تعدیل قانون مربوطه شد. تا ماه گذشته حدود دو سوم آنها به تدریج آزاد شدند، و امیدوارم بقیه آنان هم تا پایان سال آزاد گردند.

موضوع دیگری که در زندان توجه من را جلب کرد، دلایل برخی محکومیت های مالی بود. بسیاری از زندانیان مالی بودند که در اثر تبانی شاکی با بازپرس یا قاضی

ادامه دارد
10 دی 1396

به ملت بزرگ ستمدیده و خشمگین ایران

Image result for ‫تظاهرات ملت ایران‬‎

از: کورش زعیم

به مناسبت خیزش دیماه ملت ایران:

ناخرسندی شما از شرایط نابسامان کشور که چهار دهه است ادامه دارد، اقتصاد فروپاشیده، خفقان سیاسی، دیوانسالاری فاسد و قدرتمند دزدان و قاچاقچیان بسیار بجا و قابل درک است. تظاهرات اعتراضی اخیر شما در ابراز این ناخرسندی ها که در این چهار دهه همواره سرکوب شده هم قابل درک است. حاکمیت برخی اصل های همین قانون اساسی تحمیلی را هم زیر پا گذاشته و نه تنها به تفتیش عقاید (اصل ۲۳) می پردازد، هرگونه فعالیت سازمانهای سیاسی ملی و مستقل از حاکمیت (اصل ۲۶) را هم تعطیل و فعالان آنها را پیوسته سرکوب کرده، و هرگونه گردهمایی (اصل ۲۷) را ممنوع کرده است. حاکمیت سازمان های دموکراتیکی را که در قلب مردم جای دارند، مانند جبهه ملی ایران، و حتی برخی حزب هایی که روزگاری مورد تایید خودشان بوده و اکنون موضع انتقادی گرفته اند را هم به محض اینکه گامی هرچند اندک بسوی مردم برداشتند، ممنوع و سرکوب کرده است. حاکمیت میگوید نخست باید تقدس ما را تایید و عبودیت خود را نسبت به ما ثابت کنید تا بگذاریم در راستای سیاستهای اعلام شده ما فعالیت کنید! خود من هم قربانی این سیاست سرکوب و خفقان اندیشه و بیان در زندان هستم. حاکمیت تک صدایی نتیجه ای جز این شرایطی که شما از آن می نالید بوجود نمی آورد.

جلوگیری از فعالیت سازمانهای سیاسی ملی و دموکراتیک و مستقل از کانونهای قدرت و ثروت، و ممنوعیت فعالیت نهادهای مردمی مدنی و حقوق بشری، آینده کشور را تاریک کرده است. تعطیل کردن و سرکوب و کنترل کردن سازمانهای سیاسی چون جبهه ملی ایران که افتخار تاریخ معاصر ایران است، اشتباه بزرگ حاکمیت جمهوری اسلامی بوده، که شاه هم دیرهنگام به همین اشتباه خود پی برد.

به این ترتیب، شما ملت عزیز و بزرگوار ایران بلندگویی برای ابراز خواسته ها و دردهای خود ندارید. رسانه های داخلی هم اگر ذره ای از تایید و ثناگویی غفلت کنند تعطیل می شوند. پس شما مجبور هستید اعتراض و ناخرسندی خود را به خیابان ببرید و فریاد بکشید تا صدایتان شنیده شود.

ادامه دارد
 

 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد