Sunday, November 18, 2018   امروز ,   يکشنبه 27 آبان 1397 خورشیدی

جزئیات مطالب  

   
10 اسفند 1386
كورش زعيم در سالگرد مهندس نظام الدين موحد

سخنرانی کورش زعیم در سالگرد درگذشت مهندس نظام الدین موحد

10 اسفند 1386

در بزرگداشت مهندس نظام الدين موحد

ما در اینجا به سوگ نشسته ایم، زیرا یکی از ارزشمندترین یاران خود را از دست داده ایم. میهن ما یکی از عاشق ترین فرزندانش را از دست داده است؛ و هنگامی که زمان بازسازی ایران ویرانه فرا برسد، یکی از کارآمدترین بازسازندگان را در میان خود نخواهیم داشت.

بسياري از ما كه در اينجا به يادبود و گراميداشت دوست، هم انديش و همرزم خود، نظام الدين موحد گرد آمده ايم، او را فقط به خاطر مبارزه چند ده ساله اش عليه خودكامگي و فساد، و به خاطر مسئوليت هاي حزبي وسياسيش مي شناسيم. ما او را می شناسیم که شصت سال در مبارزه پیوسته و پایان نیافتنی برای آزادی و مردم سالاری به سر برد. ما او را می شناسیم که از بنيانگذاران کهن ترین حزب ملی ایران، حزب ايران، بود. ما او را می شناسیم که مبتکر و پایه گذار سازمان مهندسان ايران و همچنين كانون كارشناسان رسمي دادگستري بود. سه نهاد مدنی مهم و تاثیر گذار که دهها سال دوام آورده اند و روز به روز به اهمیت و نفوذشان افزوده می شود.

ما او را می شناسیم که از سال 1364، پس از اینکه فعالان جبهه ملی ایران که در یورش جمهوری اسلامی به جبهه ملی در سال 1360، مرتد اعلام کردن و تعطیل کردن باشگاه جبهه ملی، از زندان آزاد شدند، همراه چهل نفر دیگر از دلیران جبهه ملی فعالیت جبهه ملی را در قالب کمیته حسن نیت بدون وقفه ادامه داد؛ و اینکه او از بنیانگذاران جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ملت ایران بود و بخاطر آن ماهها به زندان افتاد.

ما او را می شناسیم که هموند شورای مرکزی جبهه ملی ایران بود و سازمان مهندسان جبهه ملی ایران را رهبری می کرد. او را می شناسیم که از سال 1379، عضو شورای رهبری جبهه ملی ایران شد و همزمان در حزب ایران به عنوان دبیرکل برگزیده شد.

آنچه ما از او نمی شناسیم یا کمتر می شناسیم، خدمات او و تلاشهاي او در عرصه مدیریت و مهندسي است که همانند نقش او در مبارزات سياسي، عشق راستین او را به پيشرفت و سربلندی کشور به نمایش می گذارد.

موحد در نگهبانی از سرمايه هاي ملي تعصب زيادي داشت و همیشه احساس نگرانی می کرد. او يك مسئول دولتي را امانتدار مردم می دانست. اين انديشه در عملكرد او در سراسر زندگي حرفه اي و خدماتي اش بطور بارزي نمایان بود. او در زندگی حرفه ای و مهندسی بسيار با ارزش تر از آن بود كه ما در زمينه فعاليتهاي چشمگير سياسي از او ديده ايم. این مقایسه هنگامی معنا پیدا می کند که ما مبارزه بی امان او را در عرصه سیاسی، فداکاری های او را، خطرپذیری های او را، صراحت و قاطعیت او را، و در نتیجه سالها محرومیت و زندانی کشیدن او را به یاد بیاوریم. بسیاری از ما او را آنجور که باید نمی شناسیم، زیرا موحد مردي بود ساكت و بي ادعا، كم حرف و تودار. هرچند که او از بیشتر همقطارانش پر تلاش تر، پر کارتر و فداکارتر بود، همیشه بیم داشت که مبادا به اندازه توانش کوشش نمی کند، باید بیشتر از اینها تلاش کند. به من همیشه می گفت که ما به اندازه کافی کار نمی کنیم. می گفت فقط در جلسات شرکت کردن و محتاطانه سخن گفتن و عمل کردن کافی نیست. مردم به ما چشم دوخته اند و از ما انتظار دارند.

موحد فارغ التحصيل چهارمين دوره دانشكده فني دانشگاه تهران، در مهندسي مكانيك، بود. وي پس از اتمام تحصيل به استخدام راه آهن دولتي ايران درآمد و بزودي به رياست ترابري و كارخانه هاي راه آهن گماشته شد.  پس از مدتي، از آنجا كه در كار شايستگي و كارآمدي خود را اثبات كرده بود، به دريافت بورسيه تحصيلي سازمان ملل براي تكميل معلومات در دانشهاي ترابري در بلژيك نايل شد. موحد با عشقي كه به دانش اندوختن و مهندسي داشت، پس از پایان این دوره، به اين هم بسنده نكرد و در دوره هايی براي كسب تجربه عملي در بلژيك، فرانسه و انگلستان به كارآموزي پرداخت. پس از بازگشت به ايران، با کاربرد دانش و تکنولوژی نوینی که کسب کرده بود، به بهبود مديريت دولتي و به انتقاد از ناشايستگي و نادرستي در سامانه راه آهن پرداخت. او اعتصاب مهندسان را براي احقاق حقوق و به خاطر دخالت ندادن مهندسان کارآزموده در تصميم گيري هايي كه مربوط به كارشان بود، سازماندهی کرد، کاری که منجر به بركنار و منتظر خدمت شدن او شد.

پس از بركناري از راه آهن، مسئوليت سامانه آبياري مناطق كشاورزي و عشايري كازرون را بر عهده گرفت. كيفيت، استحكام و كارآمد بودن آبراه مهمي كه او در آن زمان باعث احداث و در نتيجه رونق كشاورزي در منطقه شد، هنوز پس از دهها سال مورد ستايش مردم آن منطقه است، كما اينكه در اسفند 1385، پس از اينكه خبر درگذشت او به گوش مردم فارس رسيد، روزنامه هاي بومي با ستايش از زحمات وي، تاييد كردند كه اين آبراه هنوز پابرجا، مستحكم و ياري دهنده كشاورزان و عشاير آن منطقه است.

موحد آنقدر نسبت به اجراي صحيح و درستكارانه پروژه هاي تحت مسئوليتش، و جلوگيري از اتلاف بودجه دولت تعصب داشت كه گاهي شبانه بي خبر به محل كار ميرفت و با ابزاري كه به همراه ميبرد، به بازرسي كيفيت كار و آزمايش كيفي مواد و مصالح ساختماني مي پرداخت. بارها دستور تخريب يا بازسازي سازه هايي را كه به سطح استاندارد نمي رسيدند داده بود. جدیت و قاطعیت او در کار، پيمانكاران را وادار كرده بود كه در پروژه هاي تحت نظر ايشان دست ازپا خطا نكنند. بارها با اشخاص بانفوذ و حتي عاملان و نزديكان دربار درموارد مكان يابي صحيح براي احداث كانالهاي آبياري و کندن چاههاي عميق به سود كشاورزان و عشاير، و به زیان زمين بازان درباری و اشخاص قدرتمند، مبارزه كرد.

هنگامي كه وزارتخانه آب و برق ايجاد شد، مهندس موحد جزو نخستين كساني بود كه به آنجا منتقل و درسمت مديركل طرحها و بررسي ها به خدمت مشغول شد. مسئوليت توسعه بسياري از سدهاي آن زمان، كه از بهترين سدهاي ساخته شده در ايران بشمار ميروند، از جمله سد لتيان و سد شاه عباس، با ايشان بوده است.

مهندس موحد در سال 1350 براي گذراندن يك دوره آموزشي در مديريت و برنامه ريزي به دانشگاه استانفورد در امريكا رفت. در سال 1355، موحد مديرعامل شهر صنعتي رشت، كه در شرف احداث بود، شد و تا 1359 كه كليه كارهاي زيربنايي شهرك به اتمام رسيده و كارخانه هاي مهم بسياري در آن آغاز به توليد كرده بودند، در آنجا انجام وظيفه كرد.

در سال 1357، شاپور بختيار كه به نخست وزيري گماشته شده بود، به مهندس موحد پيشنهاد وزارت نيرو را كرد. مهندس موحد كه جريان سياسي كشور را خوب تشخيص داده بود و براي تلاش بختيار سرانجامي نمی پنداشت، به او پاسخ داد: "ما ساليان سال براي حاكميت مردم تلاش كرده ايم. حال كه ملت ايران قاطعانه به دنبال خواسته خود قدم بر مي دارد، چگونه مي توانيم مخالف موج شنا كنيم؟"

در سال 1358، پس از تشكيل دولت موقت، مهندس موحد به دعوت مهندس بازرگان مسئولت هاي جانشين وزير راه، رييس كل راه آهن دولتي ايران و مديريت كشتيراني ملي آريا را، كه بعدها به كشتيراني جمهوري اسلامي ايران تغيير نام داد، پذيرفت و در مدت تصدي خود از فروپاشي، هرج و مرج، غارت و اتلاف سرمايه هاي ملي به تلاشی موفقيت آميز پرداخت. 

در سال 1360، به سازمان برنامه و بودجه انتقال يافت و در سمت معاون فني سازمان به خدمت مشغول شد. در پي رويدادهاي 1360، مهندس موحد در مخالفت با سياستهاي آيت الله خميني و روشهاي خشونت آميز و انحصارگرانه جمهوري اسلامي در اداره كشور، درخواست بازنشستگي از خدمت دولتي كرد.

موحد باور داشت که توسعه و آباداني كشور بايد با برنامه ريزي دقيق و صحيح، با پيشرفته ترين روشهاي مديريتي، با تكنولوژي روز و در نهايت درستي و امانت انجام گيرد. تاسيسات زيرساختي را پايه توسعه و پيشرفت می دانست، و باور داشت که همه اينها را فقط يك نظام مردم سالار، پاسخگو و تحت حاكميت ملی امكان پذير می سازد.

مهندس نظام الدين موحد مرد بزرگي بود كه اگر در يك نظام آزاد و مردمي زندگي مي كرد، دورانديشي و كيفيت و كميت خدماتش در راستاي آباداني پايدار كشور، او را در زمره چهره هاي فراموش نشدني و تاريخي مديريت كشوري جاويدان مي كرد. ما دوستان مهندس موحد او را خوب نمي شناختيم، زيرا او پرحرفي نمي كرد، لاف نمي زد و خودستايي نمي كرد. مردي آرام و كم سخن و بي ادعا، و گنجينه اي از دانش و تجربه و عشق خدمت به ميهن بود. گهگاه در برابر لاف زدنها و خودبزرگ بيني هاي برخي از ما، بدون ادعاي متقابل، تحمل و بردباري نشان مي داد و فقط مي گفت من این را می گویم "چون مي خواهم اصولي فكر كنم".

یک زندگی سراسر خدمت به میهن، یک زندگی سراسر مبارزه برای آزادی میهن، یک زندگی پر از فداکاری و از خود گذشتگی، یک قلب پر از اندوه از ناکامی ها، از خودکامگی ها، از بی عدالتی ها، از فساد و تباهی حاکمان خشن و واپس گرا، که چون خاری دلش را ریش کرده بود.

ولی او به ما آموخت که چگونه خود را فراموش کنیم و برای رهایی ملت بزرگ و با فرهنگمان از چنگال جاهلیت و فساد مبارزه کنیم، زیرا اگر ملت ایران آزاد و سربلند شود، ما هم همگی آزاد و سربلند خواهیم بود.

-0-

بازدید صفحه: 1386
 



مهندس گرامی ، اگر بختیار برای دل خنک کردن مخاطبانش عمل میکرد همسوی موج انقلاب با آب و تاب حرکت می کرد . مطمئنا" بازرگان پست مهمی هم به او می داد چراکه خاطر او را بیشتر از امثال مرحوم سنجابی می خواست . اما او سخنرانی های پیامبرگونه ای کرد که در عین به خطر افتادن جان خود و خانواده اش اما مسئولیت وجدانی ، انسانی و ملی اش را کامل بجا آورد و تنها صدایی بود که رسا ماهیت و ذات همین روحانیت را در آن مقطع که همه مشغول ستایش انها بودند برملا میکرد . نمیدانم حسابگری سیاستمدار را در سنجش قوای خودی و مخالف اش همانند مصداق اعمال رهبری روحانیت آنزمان ارزیابی میکنید که در نوع خود بی نظیر بود و تقریبا" همه را پشت خود آورده بود ؟! قبول دارم اقدامات بختیار برای به ثمر نشستن اهداف مشروطیت و نهضت ملی ایران در طوفان حوادث انقلاب بسیار دیر هنگام و تقریبا" محال بود اما اگر چنین شخصی با چنین کردار و صداقت و ایمان راسخی نبود الان برای میلیونها جوان ،نوجوان و حتی میانسالان این نظریه که همواره فهم و شناخت کامل اشخاص و اوضاع سیاسی در زمان و مکان خاص خودش اصولا" در جوامع جهان سومی ناممکن هست و همیشه بعدهاست که همه رل پیغمبر را بازی میکنند چون یک اصل بدون استثنای تاریخی مورد قبول واقع می شد . اما همواره وجود امثال میرزا حسن رشدیه ،میرزافتحعلی آخوندزاده،احمدکسروی، صادق هدایت ، علامه قزوینی ، کاظمزاده ایرانشهر، سیدحسن تقی زاده،حسین فاطمی،محمود افشاریزدی،حمیدعنایت،جوادشیخ الاسلامی،شجاع الدین شفا،غلامحسین صدیقی ،...و نهایتا" شاپور بختیار آئینه ای است سر راه انسانهای صادقی که دغدغه اصلاح امور ملی را دارند و بیشتر در فکر شکستن تابوها و مرزهای خرافات و شناساندن افکار و ایدئولوژی های مخرب هستند تا تاکتیکهای سیاسی محافظه کارانه که غالبا" حقیقت را فدای مصلحتهای با توجیه های به ظاهر خردمندانه می کنند. چیزی که مرحوم بازرگان در اواخر عمرش بدلیل صدق نفسی که داشت توانست یک عمر تبلیغ افکار مذهبی اشتباه خودش را اصلاح نموده و بی آنکه بر آنها پافشاری کند لب به اعتراف خطای خود باز کند و اینهاست که انسانها را به زندگی حول مسائل سیاسی و اجتماعی کشورش دلگرم و خوشبین می سازد . امثال آن سان سوچی ، امیرانتظام و ارژنگ داودی هاست که چهره پاک مبارزه سیاسی را با حداقل بهره گیری از حسابگری های معمول عالم سیاست به نسلهای بعدی بشریت به ارمغان می آورد.دقیقا" نکته ای که سیاستمدار خردمند و حسابگری مثل قوام را از محمد مصدق سوا می سازد و در تاریخ نام و نشان چندانی از خود به میراث نمی گذارد. مهندس گرامی درست بر اساس همین روحیه و افکار است که تفاوت شما، ملکی ، درودی وچند شخصیت گرانقدر دیگر از استاد ادبیات ادیب برومند را در نزد من مشخص می سازد .
نجاتی
درباره بختيار، سوئ تفاهم نشود، من اشاره به سخنراني هايش در تبعيد كردم. او خود را يك شخصيت مبارزه، آرمانخواه، ميهن پرست و شجاع نشان داد، ولي بايد نقش يك نخست وزير در تبعيد را بازي مي كرد: سياستمدار و حسابگر، تا زنده مي ماند و در شرايطي مانند اكنون تاثير گذار مي بود. او بايد ستيزگري را به نسل جوانتر مي سپرد و خود پير سياست ملي و دموكراسي خواهي مي ماند.

با نهایت تلخ کامی خدمت مهندس زعیم استاد گرامی عارضم دکتر بختیار آنطور که از فحوای نظرات اخیر شما حس کردم مردی بسیار فراتر از سایر دوستان ملی زمانه خود بود نام او را تاریخ جزو افراد شجاع ، سکولار،اگاه به شرایط زمانه و پایبندی به اصول دموکراسی وبالاتر از همه اینها انسان شناسی خارق العاده آن بزرگمرد ایرانزمین بود. کاری که از دست هر کسی بر نمی آید . مهم زدن حرف درست در وقت خود بی آنکه هرگونه ترس و محافظه کاری و مصلحت پایینتر از صداقت و منافع ملی را داشت . بختیار الان در دل میلیونها عاشق راستی و حقیقت در پهنه تاریخ معاصر 40سال اخیر است. او راست زیست راست گفت و سربلند در راه آرمانهایش شهید شد. الان جز 50 الی 60 شخصیت کج فهم مابقی اپوزیسیون سر تعظیم بر او فرود می آورد. واین در اینچند روز زندگی کوتاه ادمی ارزشمند است . وگرنه نفوذی و جاسوس و سیاست مداری و زرنگیهای فرصت طلبانه را هر دون فکر معلق در سرابهای کوتاه زندگی قادر به انجام آن است. بسیار متاثرم که شما را با این طرز فکر در مورد بختیار دیدم . واقعا" شوکه شدم چون بختیار رهبر ملیون راستین ایران خواهد بود و هرچه به جلو می رویم بیشتر روشنفکران به حقانیت او و کج فهمی خود معترف می شوند . و من سرباز کوچک او خواهم ماند و به شما هم احترام و ارزش بسیار قائلم ولی افسوس که در این نقطه زاویه مهمی بلحاظ جهانبینی و دید ما به تاریخ مبارزات ملیون ایران ایجاد میشود . امید وارم پاسخ قانع کننده ای از جنابعالی که همانا الگوی من و امثال من هستید داشته باشم .
nejati
اشتباه نكنيد، من براي بختيار احترام و جايگاه ويژه اي قايل هستم كه براي هيچكدام از سران جبهه ملي آن زمان نيستم. او براي من هم قهرمان بود. ولي باور دارم كه در بازگو كردن تاريخ بايد راست گفت. احساسات و سليقه نويسنده نبايد در ثبت واقعييات تاثير بگذارد. شجاعت و ميهن پرستي بختيار را نمي توان انكار كرد، ولي كاستي هاي او را هم بايد دانست. هيچ انساني بي كاستي نيست. سخنان بختيار درباره روحانيتي كه در هر حال افسار انقلاب را در دست گرفته بود و در تاريخ ايران هميشه قدرت توده هاي ناآگاه را در دست داشته، چه در زمان نخست وزيري و چه در سخنراني هاي خارج از كشو او، بسيار نابخردانه بود. يك انسان سياسي بايد حسابگر باشد و بتواند نيروهاي مخالف و موافق خود را بسنجد و براي رسيدن به هدف مبارزه كند نه براي دل خنك كردن يا براي خوش آمدن شنوندگانش. او حتا در تظاهرات جلاليه سالها پيش از انقلاب هم، كه قرار بود جبهه ملي دولت را بدست بگيرد، خلاف توافقي كه جبهه ملي براي بدست گرفتن دولت با دولت وقت كرده بود، كه خود يك پاي آن توافق بود، فقط براي خوشامدن جمعيت اظهاراتي كرد كه قول داده بود نكند. اگر اين كار نكرده بود، و يك نفر ديگر هم كه نام نمي برم چنين بدقولي نمي كرد، جبهه ملي مدتها پيش از تاريخ انقلاب دولت را بدست گرفته بود. شما گفتگوي من با مجله بين المللي كورش را زير عنوان "جبهه ملي زير ذره بين" بخوانيد. در همين تارنما در بخش جبهه ملي ايران هست.

شما می توانید نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید

   
 : نام ونام خانوادگي
 : توضیحات

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمائید
 
   
   
 

      



 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد