Friday, September 21, 2018   امروز ,   جمعه 30 شهريور 1397 خورشیدی

جزئیات مطالب  

   
14 دی 1388
گفتگوی جمشيد اسدی با کورش زعيم - بخش سوم: سياست امروز و چالش های فردا

گفتگوی جمشيد اسدی با مهندس کورش زعيم

 

بخش سوم: سياست امروز و چالش های فردا

دوشنبه 14 دی 1388، 28 دسامبر 2009

  www.AssadiOnline.com

Assadi3000@yahoo.com

 

تا کنون دو بخش گفتگوی نگارنده با کورش زعيم را در همين ستون آورده ايم. يکی در باره جبهه ملی و مناسبات وی با جبهه ملی و ديگری در مورد کوشش های او برای پاسداری از فرهنگ و تاريخ ايران. حالا اين آخرين بخش گفتگوست در باره سياست کنونی ايران و چالش های پيشرو. اين بخش پيش از تظاهرات گسترده مردم در روز تاسوعا، 13 دی ماه 1388، انجام شد و درست روز پس از آن منتشر می شود. رخدادهای اين روز نشانگر پيش بينی هايی است که زعيم از پيش کرده بود و شرحش در زير خواهد آمد.

 در ويراستاری اين بخش به فکر افتادم که از تندی انتقادهای زعيم از جمهوری اسلامی بکاهم. نه برای خودم و نه برای آن که با آن انتقادها موافق نبودم. نگران خود او بودم که در ايران است. گويا فراموش کرده که همين چند ماه پيش در زندان بود. به هر حال به رسم امانت دست در گفته های او نبردم.چه بار سنگينی بر دوشم است اگر به خاطر اين گفتگو به زندان افتد!

در مقدمه های پيش از اين، کورش زعيم را به عنوان کوشنده سياسی و نيز نويسنده و پژوهنده معرفی کرديم، بدون اين که کوچک ترين اشاره ای کرده باشيم به زندگی حرفه ای او. برای جبران و پيش از آوردن اصل گفتگو، می پردازيم به زادگاه و خانواده ای که در کورش زعيم به دنيا آمد، تحصيلاتی که کرد و سرانجام کار و حرفه ای که داشت و دارد. منبع اصلی ما برای تهيه سه مقدمه سه بخش گفتگو، عمدتا داده هايی بود که خود مهندس زعيم به ما داد. با تشکر از او.

کورش زعیم در سال 1318 در کاشان زاده شد. فاطمه، مادربزرگ کورش نوادهء ملا احمد نراقی، قدرتمندترین روحانی زمان فتحعلی شاه و نوه ملا محمد فیض کاشانی بود. با وجود آن که در آن زمان دختران اجازه مدرسه نداشتند، فاطمه خود سواد آموخت و کتابخوان ترین عضو خانوادهء مادری شد. مادر کورش زعیم هم به اصرار مادر به مدرسه رفت. مدرسه ای که سال ها پیش از کشف حجاب توسط روحانی آزاده سید حسن امام نراقی و همسرش (پدر و مادر احسان نراقی) برای دختران در کاشان تاسيس شده بود. جای اين مدرسه مسجدی بود که سید حسن امام جمعه اش بود. دختران در آن مدرسه بی حجاب درس می خواندند و سرود می آموختند. شرح زندگی عموی بزرگ کورش زعيم، سید حسن زعیم، آزادیخواه معروف مشروطیت و همرزم مدرس، ملک الشعرای بهار و مصدق نيز پيش از اين، در مقدمه بخش نخست اين گفتگو آمده بود.

کورش زعیم از کلاس دوم دبستان در تهران بود. وی دانش آموزی بسيار موفق بود. کورش نوباوه در همان سال ها آغاز به نویسندگی کرد و باشگاه پارسی نویسان را با همکاری دو يار دبستانی بنیان گذارد و دانش آموزان سراسر کشور را تشویق به حذف واژه های بیگانه و کاربرد واژه های فارسی سره کرد. کورش سه سال اول دبیرستان را در دبیرستان شاهرضا و کلاس های چهارم و پنجم را در دبیرستان فیروز بهرام و سال ششم را در دبیرستان هدف گذراند. در طی اين سال ها، کورش در کنار درس و مشق مدرسه، به نویسندگی، سیاست نمایشنامه نويسی و کارگردانی و بازی در تئاتر، ورزش دو میدانی و ژیمناستیک، ویولون و  نقاشی هم می پرداخت.

پس از گرفتن ديپلم (1336) هرچند که به موفقيت در کنکور مطمئن بود برای ادامه تحصيل به امریکا رفت و وارد دورهء زبان دانشگاه امریکایی واشنگتن شد. پس از اتمام دوره زبان، به شیکاگو رفت و در دانشکده مهندسی دانشگاه ایلی نوی در رشته مهندسی سازه مشغول شد (60-1959). در سال 1962 دورهء لیسانس خود را در رشتهء مهندسی سیویل، تخصص سازه یک «سمستر» زودتر تمام کرد. همزمان یکی از استادان نامدار دانشگاه، پروفسور نایسوانگر ( Neiswanger ) ، که کتاب های ریاضی و آمار او در سراسر امریکا تدریس می شد از زعیم خواست که در آماده سازی ویرایش دوم کتاب » آمار پیشرفته» اش به او کمک کند. اسم زعیم در آن کتاب 800 صفحه ای به هين دليل ذکر شده است.

زعیم در سال 1963، به علت نیاز به کار به شیکاگو رفت و در آنجا برای رشته مدیریت MBA وارد دانشگاه روزولت شد. کار حرفه ای وی به عنوان مهندس در نیروگاه های فسیلی و اتمی از همين دوران شروع شد. در 1970 پروانهء مهندسی حرفهء خود را از دو ایالت ایلی نوی و ایندیانا گرفت، دورهء تخصصی طراحی نیروگاه های فسیلی و اتمی را گذراند و کارشناسی تحلیلی و طراحی سازه ها و پناهگاهای ضد بمب اتمی و رادیو اکتیو را تمام کرد.

پس از اين تجربيات، مهندس کورش زعيم به طور مستقل به مهندسی مشاور پرداخت و در عين حال به بنگاه هايی که مشکل تولیدی یا مدیریتی داشتند کمک مشاورتی می رساند از کارهای جالب دیگر او خریداری یک هفته نامه بنام شیکاگوتاون بود که حدود هفت هزار نسخه تیراژ داشت. او با تغییر شکل و خط مشی محتوی هفته تیراژ آن را به بیش از سی هزار نسخه رساند و سپس آن را واگذار کرد. کورش زعیم در درازای زندگی حرفه ای خود در آمريکا، به تنهايی يا به اتفاق، مبتکر اختراعات و نوآوری های چندی بوده است: عضويت در تيم سه نفره نخستين طراحي كامپيوتري اسكلت فلزي ساختماني و سازه بتون آرمه نيروگاه اتمي در سال 1964، محاسبات مهندسی سازه نخستين راکتور گلابي شكل نيروگاه اتمي و طراحي نخستين سازه تونل پوسته نازك فلزي جهان در 1965، تكميل و طراحی اجرایی نخستين بانك اطلاعاتي كامپيوتري در جهان در سال 1968، طراحي و نصب نخستين سيستم كامپيوتري حقوق و دستمزد براي شهرداري شيكاگو در سال 1969، عضويت در تیم سه نفره طراحي و ساخت نخستين مودم اتصال تلفني به رايانه (كي پانچ) در سال 1971، اختراع دستگاه آزمایش تارشیشه برای آزمایش مخزن سوخت راکت فضا پیما (1364)، و اختراع خودروهای مکانیکی و موتوري برای حرکت روي برف، يخ و آب  در سال 1370، که یکی از اختراعات عمده دهه خوانده شد و منجر به زایش اسنوموبیل بود.

پس از بازگشت به ایران، یک شرکت مهندسی و بازرگانی تشکیل داد و به همان کار طراحی، راه اندازی و کمک به صنایع ایران پرداخت، بطوریکه بزودی در این کار شهرت یافت و مورد توجه صنایع ایران قرار گرفت. نخستین کتاب طراحی صنعتی در ایران را او نوشت که توسط انجمن مدیرن صنایع برای همه اعضاء خریداری شد. در سال 1360 یک شرکت ساختمانی تاسیس کرد و پروژه های مهمی مانند پتروشیمی شیراز، ساختمان رادیو ایزوتوپ انرژی اتمی امیرآباد و غیره را برای نخستین بار توسط ایرانیان انجام داد.

 

در سال 1386کورش زعيم تقدیرنامه ای از سوی شورای مرکزی جبهه ملی به شیرین عبادی تقديم می کند. اشخاص سمت راست حقوقدانان عضای کانون مدافعان حقوق بشر هستند و اشخاص سمت چپ اعضای جبهه ملی ایران

  جمشيد اسدی. آقای مهندس زعيم! در دو بخش نخست اين گفتگو به جبهه ملی و فرهنگ ملی ايران پرداختيم. حالا به سياست بپردازيم. موافقيد؟

کورش زعیم: شما پشت فرمان نشسته اید!

  جمشيد اسدی. شما درست در آستانه انتخابات رياست جمهوری دوره دهم، طرحی حکومتی برای اداره کشور ارايه داديد. اگر ممکن است اين طرح را کمی بيشتر معرفی کنيد و به ويژه بفرماييد که سرنوشت آن چه شد و آيا شما هنوز به دنبال اجرای آنيد و در صورتی که آری، با کدام نيرو و با کدام روش سياسی؟

کورش زعیم: من در ارزیابی های خود از چند سال پیش، بوجود آمدن شرایطی را که جنبش سبز را در پی آورد تا حدودی اجتناب ناپذیر خوانده بودم. طبق تحلیل هایی که من از شرایط بوجود آمده در جمهوری اسلامی، بویژه از زمان انتخاباتی که پیامد آن رییس جمهور خوانده شدن آقای احمدی نژاد در سال 1380 بود، کردم، روندی را که رو به نظامی گری و خشونت گرایی داشت پیش بینی کرده بودم. این برداشت در مصاحبه ها، مناظره ها و سخنرانی هایم و نیز در بیانیه های جبهه ملی ایران ابراز شده بود. من انتظار نداشتم که آقای احمدی نژاد دوره چهارساله اول خود را تمام کند، و پایان دولت ایشان را پا گرفتن جنبشی بر علیه چهره جدید جمهوری اسلامی می دانستم که باید پا می گرفت و ایشان را در خود غرق می کرد. ولی ایشان دوره اول خود را با به علت بی ارادگی و عدم تعهد مجلس شورای اسلامی نسبت به مردم دوام آوردند، وقتی جناح تندرو پادگانی حاکم، بر ادامه حضور آقای احمدی نژاد اصرار ورزید، من واکنش شدید مردم را اجتناب ناپذیر خواندم و به جمهوری اسلامی هشدار دادم که اگر خردورزی نکند و راه اصلاحات بنیادین و ساختاری را پیش نگیرد، بزودی ابتکار عمل از دستش گرفته خواهد شد و در این رابطه من احتمال تلفاتی را هم داده بودم.  و همچنین اینکه اگر این روند به خشونت بیانجامد و ادامه یابد خشونت دوطرفه خواهد شد و به جنگهای خیابانی و جغرافیایی خواهد انجامید. در طی دو سال گذشته، ما (جبهه ملی و من) پیوسته این هشدارها را می دادیم. ترس من از این بود که سطح پایین هوشمندی سیاستگذاران جمهوری اسلامی باعث درگیری های عمیق و خطرناکی در سراسر کشور شود و بخشهایی از کشور در گرداب خطر آسیب به یکپارچگی کشور فرو افتند.

کردار باورنکردنی سیاستگذاران جمهوری اسلامی در جریان انتخابات، حتا میان خودی هایشان، و فریبکاری فاحش آشکار و کودکانه در اعلام نتیجه انتخابات، و سپس خشونت خام بی سابقه علیه راه پیمایی های مسالمت آمیز، آرام و هوشمندانه رای دهندگان معترض، نشان داد که ما با سیاستگذارانی رویارو هستیم که از حداقل ضریب هوشمندی و دانش برخوردار نیستند، و این پدیده ای بسیار خطرناک برای ملت ماست. با این ارزیابی، ترس از آینده ای که این آقایان کشور را به سوی آن سوق می دهند، که حتا پیش از انتخابات بر من مستولی شده بود و آنرا به صراحت ابراز کرده بودم، باعث گشت که من پیشنهادی را برای برونرفت از این بحران و احتمال جدی سقوط به دره فروپاشی کشور، ارایه دهم. امید من این بود و هنوز هست که جزیره هایی از خرد و آینده نگری هنوز در میان سردمداران جمهوری اسلامی باقی مانده باشد. خوشبختانه، پس از انتشار پیشنهاد من که به "مانیفست" در بازجویی ها از آن یاد می کردند، برخی از گروههای درون حاکمیت پس از جریان انتخابات به فکر اقتباس از آن افتادند. یکی دولت سایه را پیشنهاد کرد، یکی دولت وحدت ملی و دیگری دولت آشتی ملی را. این پیشنهادها نشانگر آن بود که نگرانی از آینده در درون حاکمیت جمهوری اسلامی هم گسترده و ژرف است.

این طرح، بطور خلاصه، ایجاد یک دولت موقت را با مشارکت همه سازمانهای سیاسی ملی برون از حاکمیت، و شاید هم برخی جناحهای متعادل درون حاکمیت که اصول دوازده گانه "همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران" را بپذیرند، را پیشنهاد می کند که همزمان با کناره گیری خودخواسته و حتا ناخودخواسته دولت کنونی تشکیل خواهد شد. وظیفه اصلی این دولت موقت، ایجاد شرایط برای انتخابات مجلس شورای ملی (که در سه ماه نخست مجلس بنیانگذاران برای بازنویسی قانون اساسی خواهد بود) و انتخابات مجلس مهستان (یا مجلس استان ها) شامل دو نماینده از هر استان کشور. پس از انجام این دو انتخابات، انتخابات رییس جمهور انجام خواهد گرفت.

نکته های مهمی که عدم مقاومت خشونت بار جناح حاکم و موفقیت این طرح را یاری خواهد کرد، بخشایش همگانی است که جزییات آن در پیشنهاد آمده و امیدوارم خوانندگان این گفتگو به متن کامل پیشنهاد در ( http://kzaim.blogfa.com ) مراجعه و دیدگاه های خود را اعلام کنند یا به بحث بگذارند. این طرح بخشایش، از هرگونه مجازات انتقام جویانه یا ناایرانی، یعنی بدور از مهرورزی، جلوگیری خواهد کرد.

من در اینجا باید به یک نکته مهم اشاره کنم. پس از انتشار «پیشنهاد برای نجات میهن»، شمار زیادی نامه و پیام در تایید و در انتقاد از آن دریافت کردم و برخی فعالان و شخصیت های سیاسی درون مرز و برون مرز دیدگاه های خود را ابراز نمودند. یک انتقاد بنیادی برخی این بود که من از همه پرسی درباره رژیم مورد علاقه مردم صرفنظر کرده، رژیم آینده را جمهوری اعلام نموده و حق گزینش را از مردم گرفته ام. هرچند خود من همیشه جمهوری خواه بوده و هستم و برخی انتقاد کنندگان گرایش های دیگری داشتند، ولی برخی دوستان جمهوری خواه خودم مرا قانع کردند که برگزاری یک همه پرسی آزادانه زیر نظارت سازمان ملل، شاید اختلافات آینده را کاهش دهد و انرژی کشور را برای بحث های بی انتها و دشمنی ورزی ها تلف نکند. بنابراین، من با اصلاحاتی در بخش "راهکار پیشنهادی" خود، نخستین وظیفه دولت موقت را برگزاری یک همه پرسی برای گزینش نوع رژیم اداری کشور تعیین کرده ام. پس از این همه پرسی، انتخابات مجلس شورای ملی، بازنویسی قانون اساسی، انتخابات مجلس مهستان و پیش از پایان دو سال اعتبار دولت موقت، برگزیدن فرنشین کشور با رای آزاد مردم انجام خواهد گرفت.

   

  جمشيد اسدی. از ديدگاه آزادی خواه کهنه کاری چون شما، آيا بازگشايی فضای سياسی بسته کشور و سمت گيری به سوی دموکراسی و حاکميت مردم، در چارچوب قانون اساسی کنونی ممکن است؟ به ديگر سخن، آيا به گمان شما در قانون اساسی جمهوری اسلامی اصولی هست که به کمک آن ها بتوان برای دموکراسی مبارزه کرد؟ آگر آری آن اصول کدامند؟

کورش زعیم: قانون اساسی کنونی به هیچ وجه با اصول مردم سالاری و حقوق بشر سازگاری ندارد و همه این نابسامانی ها و جنایت ها که انجام می گیرد طبق این قانون اساسی می تواند توجیهه قانونی داشته باشد و یا بر پایه اختیاراتی باشد که این قانون اساسی به برخی مقام ها و سازمان ها بدون هیچگونه پاسخگویی یا مسئولیت اعطا کرده است. تنها اصولی که می تواند مبنای مبارزه باشد، اصول 23 تا 27 است که آزادی های مدنی را تعریف کرده اند ولی هرگز در این سی ساله به آنها عمل نشده است. از سوی دیگر، کسانی اختیار دارند که "اگر همه بگویند آری" می تواند بگوید "نه"! از سوی دیگر، بیشتر اصل های این قانون اساسی با داشتن جمله "بشرط عدم مغایرت با شرع اسلام باشد" راه فرار برای بی قانونی را باز گذارده است. اینکه چه کسی و بر پایه چه معیاری این معایرت را می تواند تشخیص دهد، ناگفته مانده است.

  جمشيد اسدی. به گمان بسياری، اصل ولايت مطلقه فقيه با حاکميت مردم، دست کم از ديدگاه نظری، تضاد دارد. شما چه فکر می کنيد؟ آيا اصل های ديگری در قانون اساسی هستند که مزاحم و مخالف دموکراسی باشند؟ بحثی است بنيادی و قديمی در مورد کار سياسی: رفرم يا انقلاب. آيا اين مفاهيم در شرايط امروز ايران مصداق دارند؟

کورش زعیم: این قانون اساسی و تجربه سی سال جمهوری اسلامی ثابت کرده که این اصل از دید عملی هم دچار تضاد می باشد. اگر به واژه ی ولی فقیه مراجعه کنیم معنای دوست دانا یا آگاه را می دهد، ولی در عمل مشاهده کرده ایم که معنا با واقعیت فاصله ای بی نهایت دارد. از سوی دیگر، در قانون اساسی برای این مقام شرح وظایفی تعریف نشده است. بهمین دلیل، کسی که این مقام را احراز می کند برای خود هیچ وظیفه ای بجز اعمال اختیارات ظاهرا نامحدود قائل نیست. از سوی دیگر، کسی که این مقام را دارد خود نیمی از کسانی را که باید بر او نظارت کنند را بر می گزیند و بنابراین تداوم قدرت خود را تضمین می نماید.

من در "پیشنهاد برای نجات میهن" خود، اصل هایی از قانون اساسی موجود را که باید حذف شوند فهرست کرده ام. بیشتر اصل های قانون اساسی خردمندانه و پذیرفتنی هستند. ولی اصل هایی که برپایه یک مذهب رسمی نوشته شده، باید اصلاح یا حذف شوند، زیرا قانون اساسی آینده ایران بر پایه هیچ ایدئولوژی نوشته نخواهد شد و همه باورها و مذهب ها در برابر قانون برابر خواهند بود. اصل آزادی عقیده و دین با قانون های مبتنی بر مذهب مغایر است. اصل هایی هم که به یک مقام اختیارات بسیار گسترده بدون هیچگونه مسئولیت می دهند باید حذف گردند. شماری از اصل های قانون اساسی متاثر از اصل هایی هستند که خود باید حذف یا جانشین شوند؛ بنابراین، اینها هم باید در سازگاری با اصول تغییر یافته اصلاح شوند.

  جمشيد اسدی. اگر شما قانون اساسی وبسياری از نهادهای بنيادین جمهوری اسلامی را در تضاد با دموکراسی و حاکميت مردم می دانيد، پس چطور به طور مرتب به همين نظام با همين قاتون اساسی و همين نهادهای ضد دموکراتيک پيشنهاد های گوناگون برای بهتر شدن اوضاع سياسی می دهيد؟ اجازه دهيد به چند پيشنهاد شما اشاره کنم: دو مقاله در سال 1358، يکی در مورد انتخابات ده، شهر و استانداری و ديگری در باره حوزه های انتخاباتی، مقاله و پیشنهادی به شهرداری در سال 1370 برای ساماندهی خیابان ها و شماره گذاری شهری، يک سال بعد مقاله و پیشنهادی اين بار به وزارت راه برای ساماندهی و شماره گذاری جاده های کشور، ، پیشنهادی به سازمان زندان ها در 1381 برای حذف زندان به منظور سازندگی و نيز ساماندهی زندگی زندانیان آزاد شده، پیشنهاد پشتيبانی از کشاورزی کشور. به رییس جمهور محمد خاتمی در سال 1377،

بالاخره در همين چارچوب جمهوری اسلامی امکان اصلاح و بهبود سياسی هست يا نه؟

کورش زعیم: فراموش نکنید که اینجا میهن من است و اینها هم میهنان من هستند. در هر کشور اشغال شده، مردم آن از زندگی دست نمی کشند و باید بهترین شرایط را برای ادامه زندگی خود بوجود آورند. در جمهوری اسلامی هم بجز قشر بسیار نازک فاسد و ظالم حاکم، بقیه مردم برای بهبود زندگی و شرایط اداره کشور خود زحمت می کشند. اگر یک مهندس جاده ای و پلی می سازد، این همکاری با حاکمان ظالم نیست، این انجام وظیفه اجتماعی اوست. در هر حال مردم کشور نیاز به جاده و پل دارند. اگر نانوا در جمهوری اسلامی نان می پزد، این همکاری با جمهوری اسلامی نیست. ما شهروندان کشور باید تمام تلاش خود را برای بوجود آمدن زمینه های اداره درست کشور بکنیم. پیشنهادهای که من داده ام، علی راغم ماهیت حکومت داده ام تا شاید کشورم یک گام بسوی بهتر شدن یا بهتر اداره شدن پیش رود. من در زمان رژیم گذشته پیشنهادهایی دادم، مانند بهبود ترافیک، مانند بهبود شرایط زندانیان و آماده کردن آنها برای بازگشت به زندگی عادی و چندین مورد دیگر. اینها هیچکدام ارتباطی با اصلاح ناپذیر بودن جمهوری اسلامی ندارد و همانگونه که ما از سال 1378 با قاطعیت اعلام کردیم و بر آن پای فشردیم، جمهوری اسلامی بهیچ وجه اصلاح پذیر نیست و اصلاح طلبان وقت خود را تلف می کنند. اگر آنان از آن زمان با ما هم آواز میشدند، شاید اکنون در این شرایط قرار نمی گرفتند.

  جمشيد اسدی. شما در عين حال پيشنهاد هايی هم به سازمان هايی بين المللی داده ايد، همچون پیشنهاد اصلاح مقرررات عضویت در مجمع عمومی سازمان ملل به دبیرکل سازمان ملل و پیشنهاد اصلاح عضویت در شورای حقوق بشر به رییس شورای حقوق بشر و دبیر کل سازمان ملل در سال 1385، و يک سال بعد پیشنهاد تکمیل قانون کیفری دیوان کیفری بین المللی به رییس دیوان کیفری بین المللی و پیشنهاد اصلاح مقررات عضویت در یونسکو یه رییس یونسکو. هدف اصلی اين پيشنهاد ها بهبود کلی اوضاع جهانی است يا در منگنه گذاردن جمهوری اسلامی و ديگر نظام های مستبد؟

کورش زعیم: بهبود شرایط اداره جهان همیشه با همین ایده های نخستینی انجام شده است. من هم به عنوان یک شهروند جهانی باید تلاش کنم تا قانون های حاکم بر اداره جهان تکمیل شوند یا بهبود یابند. پیشنهاد من برای اصلاح شرایط عضویت در شورای حقوق بشر بر این باور استوار بود که عضویت ادواری همه اعضای سازمان ملل در این شورا ضد ارزش است. دولت هایی که خود نقض کننده حقوق بشر در کشورهای خود هستند حق ندارند در این شورا به تصمیم گیری درباره دیگران بنشینند. آنها هرگز علیه رفتاری رای نمی دهند که خودشان متهم به انجام آن هستند. بنابراین عضویت در شورای حقوق بشر را محدود به کشورهایی کردم که بر پایه معیارهای بیانیه جهانی حقوق بشر نقض کنند فاحش حقوق بشر بشمار نمی آیند. دوم اینکه حق رای کشورهایی که ناقض حقوق بشر هستند در مجمع عمومی به حالت تعلیق درآید. دیدگاه من این است که کشورهای نقض کننده حقوق بشر دارای دولت های دیکتاتوری هستند، و دولت های دیکتاتوری را مردمشان نمی خواهند. بنابراین، نباید به این دولت ها اجازه داد درباره اداره جهان تصمیم گیری کنند. بنابراین، پیشنهاد من این بود که از آنجا که مجمع عمومی سارمان ملل همانند مجلس شورای جهانی است، اعضای آن هم باید در یک انتخابات آزاد توسط ملت های خود برگزیده شوند. یعنی هر چهار سال انتخاباتی ویژه برگزیدن نماینده ملت در مجمع عمومی سازمان برگزار شود.

پیشنهاد من به دیوان کیفری بین المللی هم افزودن بندی به ماده ای تعریف کننده "جنایت علیه بشریت" بود. دیدگاه من این است که جنایت علیه بشریت فقط کشتن افراد نیست. تلاش مستمر و سازمان یافته برای نابودسازی میراث و فرهنگ یک ملت، و بویژه میراث فرهنگی جهانی، نیز باید به عنوان جنایت علیه بشریت شناخته شود. برای مثال، جمهوری اسلامی در این سی ساله، و صد برابر آن در دوران دولت نهم، تلاش مستمر وسازمان یافته برای نابودسازی میراث تاریخی و فرهنگی ایرانیان و جانشینی آن با فرهنگ قبیله ای قرون وسطایی داشته است. آنها حتا تا تخریب آثار تاریخی و معماری باستانی کشور و نابودسازی جایگاه های کاوش گذشته ملت پیش رفته اند. من این اقدامات را که گرفت روح مردم است کمتر از گرفتن جان مردم نمی بینم. من آقای اسفندیار رحیم مشایی، رییس سازمان میراث فرهنگی دولت نهم جمهوری اسلامی را هم که پرچمدار نابود سازی میراث ایرانیان بوده به عنوان نخستین متهم این تعریف از جنایت علیه بشریت به دیوان کیفری بین المللی معرفی کردم.

در مورد نمایندگی کشورها در یونسکو، که با ابتکار و هماهنگی بنیاد میراث پاسارگاد صورت گرفت، دیدگاه ما در بنیاد این بود که چون یونسکو نگهبان فرهنگ ملت هاست، دولت ها نباید در آن عضویت داشته باشند، بویژه دولت هایی که نماینده ملت های خود نیستند. نمایندگی یونسکو را مردم باید خود برگزینند. مثال عدم صلاحیت دولت ها در این مقام، عملکرد نمایندگان جمهوری اسلامی در یونسکو بوده است.

من در ارائه پیشنهادها را بر پایه این باور داده ام که هرچه سازمان ملل قدرتمندتر و قانونمندتر باشد، دیکتاتورها زیر فشار بیشتری قرار می گیرند، کشورها با سرعت بیشتری به سوی مردم سالاری و رعایت حقوق بشر پیش می روند و مردم جهان بیشتر بهم نزدیک می شوند. دشواری ما در جهان کنونی باقیمانده این جوجه دیکتاتورهاست که از تاریخ بشر عقب مانده اند و برای ملتهای خود بدبختی و فقر و ناامیدی ایجاد کرده اند.

پیشنهاد جدید من به سازمان ملل و دیوان کیفری بین المللی که همین روزها اعلام خواهد شد، جنبه جهانی دارد و اگر روزی تصویب شود، گرایش به سلاح هسته ای و سلاح های کشتار همگانی را بشدت کاهش خواهد داد. این پیشنهاد نه تنها دیکتاتورهای عقب افتاده ای را که تصور می کنند سلاح هسته بقای آنان را تامین خواهد کرد سر جای خود خواهد نشاند، بلکه ابرقدرتهای هسته ای را هم زیر فشار برای برونرفت از استرتژی جنگ افزار هسته ای قرار خواهد داد.

  جمشيد اسدی. آقای مهندس زعيم! اجازه بدهيد به جنبش سبز بپردازيم. با پرسشی مستقيم و بی رودر بايستی می آغازم. جنبش سبز عمدتا برآمده از رای دهندگانی است که به تقلب انتخاباتی اعتراض داشتند. شعار "رای من کو؟" زبده چنين اعتراضی است. اين در حالی است که جبهه ملی در مورد انتخابات ريآست جمهوری دوره دهم اعلاميه مبهمی داد و به هر حال مردم را به شرکت در انتخابات دعوت نکرد. هرچند که گويا بسياری از هواداران جبهه ملی، دست کم در خارج از کشور به ابتکار خود در رای گيری شرکت کردند.

من نمی دانم که شما رای داديد يا نه. من خود به کروبی رای دادم. آيا فکر می کنيد بدون سرخوردگی گسترده مردم از چنين تقلب های انتخاباتی بی شرمانه ای و خيانت به رای شان جنبش سبز پا می گرفت؟ اصلا ريشه های جنبش سبز را در کجا و در چه می دانيد؟

کورش زعیم: پرسشی بسیار خوب و کلیدی است. همانگونه که پیشتر هم گفته ام، از سال 1378، که بر مردم مسلم شد دولت اصلاح طلبی که همگان به آن امید بسته بودند، به علت فقدان اختیارات لازم برای اجرای مسئولیتهای قانونی و نبود شهامت ذاتی و عدم احساس تعهد و بدهکاری اخلاقی به دهها میلیون ایرانی رای دهنده، توانای تغییر شرایط زندگی در جمهوری اسلامی را ندارد، از آن زمان فعالیت جنبش های مردمی، مانند دانشجویان، زنان، کارگران، معلمان و غیره، هر کدام برای احقاق حقوق صنف خودشان، پا گرفت و سازمانهای مردم نهاد حقوق بشری افزایش یافتند و فعالیت های خود را گسترده تر کردند.

این جنبش ها از آغاز 1380، که آقای احمدی نژاد را رییس جمهور اعلام کردند، گسترش و شدت بیشتر و بیشتر یافت. من از همان سال 1380، در پی ظهور جناح نظامی – مذهبی جدید در عرصه سیاست ایران، بارها تحلیل کرده و هشدار داده بودم که ما وارد یک دوران حکومت پادگانی قشری می شویم که کشور را به سرعت به عقب خواهد راند و بسوی یک سقوط آزاد هدایت خواهد کرد، جامعه را خشونت آلوده خواهد کرد و مردم را به واکنش های سرسختانه وادار خواهد نمود. ما در جبهه ملی ایران هم بارها از احتمال خشونت فزاینده، انزوای حاکمیت و گسترده شدن جنبش های مردمی و بهم پیوستن جنبش های صنفی و در نهایت خشونت آمیز شدن تظاهرات خیابانی هشدار داده بودیم. این پدیده، به باور من بدون تقلب فاحش انتخاباتی هم بروز می کرد. جنبش آزادیخواهی مردم منتظر یک جرقه بود. رژیم هم از این خطر آگاه بود و بهمین جهت در طی چهار سال گذشته پیوسته فعالان سیاسی و حقوق بشری را به اتهام دست داشتن در انقلاب مخملین بازداشت می کرد و از هر ایرانی که از خارج وارد ایران می شد وحشت داشت.

ما در جبهه ملی ایران این انتخابات را از آغاز بیهوده می انگاشتیم، بهمین دلیل به هیچکدام از نامزدان انتخابات، و آنان که طرفدارانی داشتند و نامزد نشدند هم، دل نبستیم. من بارها به نمایندگان گروههای سیاسی دیگر که می خواستند جبهه ملی ایران از یکی از نامزدها، مانند آقایان محمد خاتمی، عبدالله نوری، میر حسین موسوی یا مهدی کروبی پشتیبانی کنیم، گفتم و در مصاحبه هایم هم تاکید کردم که کل این انتخابات بی ارزش است و بی نتیجه خواهد بود، و اینکه هیچکدام از این آقایان نخواهند توانست روند سیاسی کنونی را که از روی سر آنها خواهد گذشت تغییر دهد. جبهه ملی ایران از هیچکدام از نامزدان پشتیبانی نکرد، ولی اعضای خود را آزاد گذاشت تا مطابق خرد و تشخیص خودشان عمل کنند. بهمین دلیل، جوانان ما هر کدام در پایگاه انتخاباتی نامزد مورد علاقه خود به فعالیت پرداختند. یک ماه پیش از انتخابات، من به جوانانمان گفته بودم که ارزیابی من از اوضاع و انتخابات پیش رو اینست که انتخابات نتیجه ای جز آنچه انتظار دارند خواهد داشت و در پیامد آن "تابستان داغی" را در پیش داریم و اینکه آنان باید در فعالیت های خود جانب احتیاط را رعایت کنند. من البته خودم رای ندادم و بر این باور هستم که جنبش سبز هیچ ربطی به انتخابات نداشته و ندارد. جنبش سبز در پی نجات کشور از استبداد و فساد و خشونت است و هدفش رسیدن به مردمسالاری و حاکمیت ملت، جدایی دین از حکومت و حقوق بشر در ایران است. من به آقایان اصلاح طلبان هم سفارش می کنم اکون که پس از ده سال به حرف ما رسیده اند، از خواب بیدار شوند و دل به اصلاح چیزی که اصلاح پذیر نیست نبندند.

  جمشيد اسدی. در مورد امکانات و محدوديت های جنبش سبز هم ديدگاه خود را بگوييد و به ويژه اين که چه چشم اندازی برای جنبش متصور هستيد؟

کورش زعیم: جنبش سبز برآیند همه جنبش های مردمی این چند ساله، بویژه زنان و دانشجویان و کارگران است که این کودتای انتخاباتی آنها را بهم پیوند داده است. این جنبش، که امیدوارم همینگونه آرام و مسالمت آمیز و بردبار بماند و عوامل آشوب طلبی را که در کمین نشسته اند، و برخی از آنان نقشه های شیطتنت آمیزی را در سر دارند، بخود راه ندهند،

جنبش سبز دموکراسی خواهی و حقوق بشر ایران بی شک پیروز خواهد شد. جناح حاکم اگر صدها نفر دیگر را هم زندانی کنند یا به قتل برساند، از مردم شکست خواهند خورد و همه این آقایان که اکنون برای مردم شاخ و شانه می کشند به التماس کردن خواهند افتاد. ما بزودی به مرحله نوینی از این جنبش ورود خواهیم کرد که، پس از گذر از یک سنگلاخ، مردم سالاری را در پیش خواهیم داشت. من به آمران خشونت گرایی برای حفظ سلطه خود در ایران نصیحت می کنم که پیش از اینکه پشتشان به دیوار برسد، از رویارویی با مردم دست بردارند و در یک مصالحه که ایمنی آنان را تضمین نماید بدنیال کار و زندگی خود و خانواده خود بروند.

  جمشيد اسدی. با تشکر از اين که به من فرصت انجام اين گفتگو را داديد. آيا می توانم کماکان به انجام گفتگوهای ديگری با شما اميدوار باشم ؟

کورش زعیم: من نیز از شما سپاسگزارم که این فرصت را برای ابراز باورهای خود به من دادید. من همیشه آمادگی گفتگو با شما را دارم.

   

کورش زعيم در حال کاشتن نهال درخت در مقبره دکتر محمد مصدق

بازدید صفحه: 1257
 


شما می توانید نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید

   
 : نام ونام خانوادگي
 : توضیحات

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمائید
 
   
   
 

      



 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد