Saturday, November 17, 2018   امروز ,   شنبه 26 آبان 1397 خورشیدی

جزئیات مطالب  

   
15 فروردين 1391
نامه پوزشخواهي كورش زعيم به سفير افغانستان در تهران

  نامه كورش زعيم به سفير افغانستان

14 فروردين 1391

عاليجناب پروفسور دكتر عبيدالله عبيد

سفيركبير گرامي جمهوري افغانستان در ايران

عاليجناب سفير گرامي،

در روز سيزده بدر امسال خطاي بخشايش ناپذيري از يك مسئول نابخرد و گمراه حكومت ايران با دستور توهين آميزي نسبت به شهروندان افغانستان در اصفهان رخ داد كه دل هر ايراني را  جريحه دار كرد. من از سوي خود و جبهه ملي ايران انزجارمان را از اين رويداد دردناك فرهنگي كه با باورها و پيشينه تاريخي مردم ايرانزمين بيگانه است اعلام و از ملت شريف و بزرگوار افغانستان پوزشخواهي مي كنم.

ما ملت افغانستان را از خود مي دانيم و خودمان را از آنان. هر بلايي بر سر مردم افغانستان بيايد، ما هم در اينجا درد آن را احساس مي كنيم. كما اينكه نخستين بيانيه در محكوم كردن حمله شوروي به افغانستان در همان هفته هاي واپسين 1358 به ابتكار و امضاي شادروان دكتر غلامحسين صديقي، از رهبران جبهه ملي، اينجانب، فرستاده اي از احمد شاه مسعود و يك فعال سياسي ديگر صادر شد.


در دهه 1370، ما مكرر در رسانه هاي داخلي و بين المللي به رفتار دولت نسبت به پناهجويان افغان اعتراض نموديم و گفتيم كه وظيفه ملي و فرهنگي ماست كه آنان را در جامعه ايراني جذب و از همه امكانات شهروندي بهره مند سازيم. در بازسازي افغانستان ما تلاش زيادي براي تشويق به سرمايه گذاري و راه اندازي صنايع در افغانستان كرديم.

ما فاجعه ترور احمد شاه مسعود، سردار بزرگ افغانستان و ايرانزمين را از آن خود دانستيم و بيانيه زير را در يكم مهر 1380، صادر نموديم:

"  جبهه ملي ايران ضايعه بزرگ قتل ناجوانمردانه احمد شاه مسعود، قهرمان بزرگ آزاديخواه افغانستان را به همه مردم فلات ايران تسليت مي گويد. مسعود وجدان بيدار مردم ستمديده و تحت تجاوز افغانستان بود و مي توانست مردم افغانستان را بسوي آينده اي روشن، صلح آميز و حكومتي مردم سالار هدايت كند. نسلها طول مي كشد تا قهرماناني مانند احمد شاه مسعود زاده شوند.

طالبان بايد بدانند كه با ترور رهبران مقاومت ملت افغانستان نمي توانند اراده آنانرا بشكنند. مردم افغانستان سرانجام و بزودي بر فساد و استبداد و واپس گرايي پيروز خواهند شد و طالبان بايد به همان تاريكخانه اي كه از آن درآمده اند برگردند  ."

همه سران و فعالان جبهه ملي ايران در ختم و بزرگداشت او در مسجد ارك تهران شركت كردند و آنجا را گلباران نمودند. پيروزي احمد شاه مسعود براي جبهه ملي ايران بسيار پراهميت مي بود.

هنگام رياست جمهوري شهيد شادروان پروفسور استاد برهان الدين رباني، جبهه ملي ايران، بويژه با تلاشهاي خستگي ناپذير زنده ياد دكتر پرويز ورجاوند، عضو رهبري و سخنگوي جبهه ملي ايران، در تدوين اساسنامه و منشور حزب نوبنياد "جبهه ملي افغانستان" و قانون اساسي افغانستان، همچنان كه پاره اي از وطن خودمان باشد ياري كرديم و از هيچگونه همفكري و مساعدت در راستاي موفقيت دولت جديد و سعادت مردم افغانستان دريغ نكرده و نخواهيم كرد. مسئوليت ايران به عنوان برادر بزرگتر، همراهي و همدوشي در راستاي آزادي، رفاه و سعادت ملت افغانستان است، و شما در آينده مي توانيد روي آن حساب كنيد.

با گراميداشت،

كورش زعيم

عضو شوراي مركزي جبهه ملي ايران

14 اسفند 1391 ( 2 آوريل 2012)

بازدید صفحه: 1554
 



آقای زعیم برای شما بسیار متاسفیم .بنده از فارس زبانان اهل کابل و تحصیلکرده تهران دود و نژادپرستی هستم.جناب زعیم من اطلاعیه جبهه ملی و گزارش سال گذشته جبهه را خواندم ریاکاری شما را در این نامه به سفیر کشورمان مشهود است .بیانیه شما را کپی کرده ام وبه همه دوستان داده ام وشما را با نفاقتان رسوا می کنم.
میترا سهرابی
ميتراي گرامي، لطفن اين رياكاري را در اينجا هم مطرح كنيد كه من هم به آن واقف شوم. من هميشه، از زماني كه افغانستان مورد حمله شوروي قرار گرفت، مسائل پناهجويان در زمان رياست جمهوري رفنسنجاني و خاتمي تا كنون، از حقوق افغانان در ايران دفاع كرده ام. خواهش مي كنم من را در اينجا رسوا كنيد. اگر من هرگز يك گام بر خلاف منافع و مصالح مردم افغانستان برداشته باشم، هرگز خود را نخواهم بخشيد. اگر منظورتان جبهه ملي ايران است، من بيانيه اي نديده ام كه بجز در راستاي منافع مردم افغانستان نوشته شده باشد. عليه اشغال شوروي آري، عليه سلطه طالبان آري، ولي عليه كشور و مردم افغانستان، هرگز. لطفن آن بيانيه را نام ببريد تا من بررسي كنم.

جناب  پروفسور دكتر عبيدالله عبيد جان محترم بعنوان یک ایرانی احساس سرافکندگی میکنم که چرا باید هر ناروایی این حق را داشته باشد که بر سر سفره ایران  بنشیند الا مرزبانان فرهنگی ان که در پاسداری از فرهنگ و ائین های ایرانزمین از خیلی از مدعیان ریایی پابر جا  تر بوده و هستند.در پایان توجهتان را به ضرب المثلی بلخی جلب میکنم که بدانید این دردی تازه نیست مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان می‌برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می‌زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می‌گیرد که « والله، بالله من زنده‌ام! چطور می‌خواهید مرا به خاک بسپارید؟ اما چند ملا که پشت سر تابوت هستند، بی توجه به حال و احوال او رو به مردم کرده و می‌گویند: « پدرسوخته ی ملعون دروغ می‌‌گوید. مُرده ! مسافر حیرت زده حکایت را پرسید. گفتند: «این مرد فاسق و تاجری ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پیش که به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضی بلخ شهادت دادند که ُمرده و قاضی نیز به مرگ او گواهی داد. پس یکی از مقدسین شهر زنش را گرفت و یکی دیگر اموالش را تصاحب کرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعای حیات می کند. حال آنکه ادعای مردی فاسق در برابر گواهی چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمی‌افتد. این است که به حکم قاضی به قبرستانش می‌بریم، زیرا که دفن میّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا جایز نیست!
  حمید

این مطلب در بالاترین
منصور

شما می توانید نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید

   
 : نام ونام خانوادگي
 : توضیحات

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمائید
 
   
   
 

      



 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد