Tuesday, May 22, 2018   امروز ,   سه شنبه 1 خرداد 1397 خورشیدی

جزئیات مطالب  

   
12 ارديبهشت 1391
ایران باید ابتدا مسائل خود را با قدرت های بزرگ حل کند - هرميداس باوند
سخنراني دکتر داوود هرمیداس باوند در نشست روز ملی خلیج فارس
 
  جزیره هاي ایرانی خلیج فارس

10 ارديبشت 1391

وی در این نشست که صبح امروز در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه برگزار شد با اشاره به اهمیت خلیج فارس در طول تاریخ گفت:«در این مقطع زمانی به نظر می رسد بیش از همیشه لازم است که درباره مبانی و اصالت حاکمیت خود بر جزایر ایرانی و به خصوص در مورد جزایر خلیج فارس که در گرانیگاه امنیتی و سیاسی، استراتژیک و اقتصادی ایران قرار گرفته صحبت کنیم. در پهنه آبی که بیش از 50 مایل آن به عنوان منطقه انحصاری اقتصادی و فلات قاره ایران به شمار می رود، سی و سه جزیره وجود دارد. شکی نیست که هم و غم ایران همواره بر این بوده که یک نوع همکاری منطقه‌ای بین کشورهای ساحلی خلیج فارس به وجود آید. در همین راستا پیش از انقلاب اسلامی تفاهم‌نامه سال 1971 میان ایران و امارات متحده عربی منعقد شده تا بدین شکل ایران بتواند موافقت آنها را برای همکاری منطقه‌ای جلب کند؛ یعنی رفع نگرانی های شیوخ به دلیل خروج انگلستان از شرق سوئز از جمله خلیج فارس و جلب موافقت آن ها برای همکاری منطقه ای در زمینه تامین امنیت منطقه. در بند آخر قطعنامه 598 نیز تاکید بر همکاری منطقه‌ای صرفا به دلیل پیشنهاد نماینده‌ ایران در شورای امنیت گنجانده شده است. عقل سلیم اقتضا می کند که به دلیل هم جواری جغرافیایی، کشورها در همکاری و دوستی با یکدیگر بکوشند.



اما واقعیت غیر از این است. بقا و موجودیت شیوخ خلیج فارس که امروزه تحت پرچم امارات متحده عربی گرد هم جمع شده اند، در گرو حمایت انگلیس بوده است. انگلیس بر اساس منافع مستعمراتی خود تصمیم گرفت که شیوخ شارجه را زیر یک پرچم قرار دهد و پس از پیدایش نفت در سال 1908 در خلیج فارس، اهمیت این منطقه برای بریتانیا دوچندان شد. در هر حال اگر حمایت انگلستان نبود، این جزایر در طیف جاذبه امنیتی و سیاسی ایران و یا عثمانی قرار می گرفتند. بنابراین این شیوخ بقای خود را مدیون انگلستان می دانند. وقتی انگلستان در 1868 اعلام کرد که به دلیل مشکلات مالی قصد خروج از شرق سوئز را دارد، همه آن ها اعلام کردند که حاضرند تمام هزینه های ادامه حضور بریتانیا را تامین کنند و بریتانیا خارج نشود. آن ها بقای خود را در وجود یک قدرت فرامنطقه ای تشخیص داده بودند و در همین راستا هم گام برداشتند. امروز هم که بریتانیا به شکل دیگری در این منطقه حضور دارد، آن ها از مسئله حضور امریکا در منطقه استقبال می کنند. 


نکته مهمی که لازم است به آن اشاره کنم این است که نظام بین المللی بر دو بنیان استوار است. اول بنیاد حقوقی است که در آن اصل برابری حاکمیت کشورها مطرح می شود و بر اساس آن هر کشوری در مجامع بین المللی دارای یک حق رای است. دوم بنیاد ژئوپلیتیک و سلسله مراتب قدرت است. بنابراین نظم و نسق جهانی عمدتا بر اساس مصالح و منافع قدرت های بزرگ تعیین و تنظیم می شود. لذا در این تعاملات فیمابین در نظام بین المللی، کشورها سعی دارند تا آن جا که ممکن است خط مشی هایی را اتخاذ کنند که با قدرت های بزرگ منطقه سازگار باشد.

جزایر سه‌گانه تنب کوچک، بزرگ و ابوموسی جزو تمامیت ارضی ایران بوده است.  لازم است این جا به نظری که سر اریک بکت، حقوقدان انگلیسی نسبت به رفع ادعا مطرح کرده است اشاره کنم. او دو نکته را ذکر می کند؛ اول این که اگر این ادعا درست باشد، می باید شیخ قاسمی در تمام تعهداتی که جنوب در قبال انگلستان عهده دار شده حضور داشته باشد، در صورتی که در هیچ یک از این ها نیست. دوم این که دو بار این حاکم تغییر کرد، اگر این ادعا درست بود، باید اداره این جزایر با تغییر حاکم به او برگردد؛ در صورتی که این اتفاق نیز نیفتاده است. بنابراین، جزایر سه گانه ایرانی است. تفاهم‌نامه 1971 ایران با شیخ شارجه همانند الگوی منطقه‌ی بی‌طرف میان کویت و عربستان بود. بر اساس این تفاهم‌نامه، امنیت جزیره به طور تمام و کمال در صلاحیت ایران است و جزو تمامیت ارضی این کشور محسوب می‌شود. ایران نیز امتیازاتی قائل بوده و آن را رعایت می‌کند  .   ایران همواره آمادگی خود را برای گفت‌وگو و مذاکره درباره‌ جزایر سه‌گانه اعلام کرده و برای حل هرگونه مساله‌ای حاضر است مذاکره کند.


اما در مورد نکته ای که اخیرا پیش آمده باید گفت که هر گاه شرایطی پیش می آید که احتمال نوعی گفت و گو و تعامل میان ایران و قدرت های ذی نفع و ذی مدخل در منطقه پیش می آید، کشورهای عربی شدیدا خواهان نزدیکی به ایران می شوند و هر گاه که بحران تشدید می شود و آن ها فضا را این گونه تشخیص می دهد که ممکن است ایران در تنگناهای سیاسی باشد، آن ها نیز بر فشار های خود می افزایند. بنابراین به نظر می رسد که ایران باید ابتدا مسائل خود را با قدرت های بزرگ حل کند. اما درباره‌ جزایر سه‌گانه می‌بایست بر اساس مصالح ایران، نه بر اساس منافع ارزشی حرکت کرده و میان منافع ایران و منافع ارزشی توازنی ایجاد کند و بر اساس تشخیص واقعیت‌های روز، از تنگناها و بن‌بست‌هایی که با آن روبه‌روست با دید خردمندانه سعی کند مسائل را با حسن نیت و اراده‌ تمام حل کند  .»

بازدید صفحه: 1375
 



با درود جناب باوند با تشکر از توضیحی که در رابطه با سخنراني خودتان در نشست روز ملی خلیج فارس در اختیار ما قرار داده اید. در قسمت پایانی به دو نکته مهم اشاره کرده بودید در مورد اول نقل قولی بود از حقوقدانی انگلیسی که تعجب اور است ایشان معتقدند که: «ایران همواره آمادگی خود را برای گفت‌وگو و مذاکره درباره‌ *«جزایر سه‌گانه* اعلام کرده و برای حل هرگونه مساله‌ای»* حاضر است مذاکره کند.» اگر امکان دارد در باب این مدعا روشنگری بیشتری بفرمائید چون وقتی یک حقوقدان مسئله حقوق ساکنان عرب مقیم* ابوموسا* را به جزایر سه گانه تعمیم میدهد انهم تحت عنوان «امادگی ایران برای حل هر گونه مساله ای» مسئله صورت دیگری پیدا میکند.دومین مورد اشاره درست شما بود با اینکه طرف دعوای ما قدرتهای جهانی هستند که بنا بدلایلی خود را ذیحق در رتق و فتق امور منطقه میبینند . شما منافع ملی را مقدم دانسته اید بر باورهایمان و معتقدید که« اما درباره‌ جزایر سه‌گانه می‌بایست بر اساس مصالح ایران، نه بر اساس منافع ارزشی حرکت کرد» لطفا بفرمایید در مواردی که بدلایلی این چنین حق حاکمیت بر قسمتی از مملکت بمخاطره میافتد و حقارت جایگزین حقانیت میشود وظیفه مردم از دیدگاه یک حقوقدان چیست ؟
حمید
بازگشت به مطالب مندرج درباره سخنان اينجانب در روز ملي خليج فارس، لازم مي دانم براي رفع هرگونه شبهه، نكات زير را به اطلاع برسانم: 1- اينجانب هرگز نقل قولي از حقوقدان انگليسي ناظر به اينكه "ايران همواره آمادگي خود را براي گفتگو و مذاكره درباره جزاير سه گانه اعلام كرده و براي حل هر گونه مسئله اي حاضر است مذاكره كند" نگفته ام و چنين نظر و راه حلي را مخالف منافع ملي ايران مي دانم. 2- ايران بارها اعلام داشته در صورت بروز ابهامي درباره اجرا و تفسير تفاهمنامه ابوموسي آماده مذاكره براي رفع آن مي باشد و بس. و هرگز اشاره اي به مذاكره درباره سه جزيره نشده است. 3- در صورتيكه به هر دليلي، از جمله مباني ارزشي، حق حاكميت هر قسمتي از كشور به مخاطره بيفتد، بديهي است از آنجايي كه حفظ تماميت ارضي و حاكميت ملي از وظايف اوليه و شناخته شده هر حكومت و نظام سياسي است، لذا، وظيفه يك حقوقدان در چنين وضعيتي آن است كه پيش از هر چيز مراجع تصميم گيرنده را از فرآيند فاجعه بار رويداد مورد بخث از لحاظ حقوقي و سياسي مستحضر سازد و مسئوليت ناشي از هرگونه خطا، قصور، و اهمال را در اين مورد گوشزد نمايد و به موازات آن مردم را از نتايج احتمالي چنين رخدادي آگاه سازد. هرميداس باوند

شما می توانید نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید

   
 : نام ونام خانوادگي
 : توضیحات

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمائید
 
   
   
 

      



 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد