Thursday, May 24, 2018   امروز ,   پنجشنبه 3 خرداد 1397 خورشیدی

جزئیات مطالب  

   
28 خرداد 1391
بيانيه 60 تن فعال سياسي و فرهنگي در اعتراض به سياستهاي رسانه هاي بيگانه

به مناسبت بیانیه 60 تن از فعالان سیاسی و فرهنگی (درون و برون مرز)  در اعتراض به سیاست های ضد ایرانی صدای امریکا و بی بی سی

  درخواست از هم ميهنان مجري 

برنامه هاي رسانه هاي بيگانه فارسي زبان


هم ميهنان گرامي مجري برنامه هاي رسانه هاي بيگانه فارسي زبان،

بيانيه اي كه با امضاي 60 نفر از شخصيت هاي مطرح اوپوزيسيون داخل و خارج ايران منتشر شده و ادبيات تند آن، نشانگر احساسات ملت ايران است. نمي توانم باور كنم كه شما برنامه ريزان و مجريان رسانه هاي فارسي زبان بيگانه دستكم حدس نمي زنيد كه برنامه هاي اخير رسانه هاي شما نمايانگر يك طرح ذهن سازي و فرهنگ سازي در راستاي روياي تجزيه ايران است. درباره برنامه نئوكان هاي امريكا، ام آي 6 انگلستان، سازمان امنيت عربستان، امنيت ارتش تركيه و شاخ جديد براي ايران، آقاي علي اف رييس جمهور آذربايجان، با سرمايه عربستان و امارات و برخي منابع غربي، ناآگاه باشيد. درست است كه همه ما از سامانه حاكم بر ايران ناراحت و دلزده هستيم، ولي همزمان، نمي توانيم اجازه دهيم كه عجوزه هاي سياسي جهان بر سرنوشت كشور ما و ملت ما تاثيرگذار باشند. ما بايد پايداري كنيم تا شرايط حاكميت ملي در ايران برقرار شود. ما نبايد نااميد شويم و به كاچي به از هيچ چيز رضايت دهيم. شما ايراني هستيد و مي دانم كه به دلايلي جلاي وطن كرده ايد، ولي قلبتان در زادگاه خود است. تسليم توطئه بيگانگان نشويد. نگذاريد خصومت شما نسبت به شرايط حاكم بر ميهن بر احساسات ميهني شما چيره شود و از اجراي برنامه هاي مغاير با امنيت و تماميت ارضي كشور خودداري كنيد. وقتي شخصيت هاي شناخته شده تجزيه طلب را بها مي دهيد و اظهارات ضد ميهني آنان را مكرر و مكرر، و بيش از مصاحبه با شخصيت هاي ناراضي ولي وطن پرست اوپوزيسيون، پخش مي كنيد، هر بچه مدرسه اي دليل آن را حدس مي زند. نكنيد اين كار را.

به روند حوادث در طي سالهاي گذشته بنگريد: حذف نام خليج فارس در نقشه نشنال جئوگرافيك، حذف نام خليج فارس از نقشه رسمي نيروي دريايي امريكا، حذف نام خليج فارس از گوگل، حمله هاي حساب شده با دروغ پردازي به فرهنگ و تاريخي كه ما را سربلند كرده، مانند مقاله روزنامه اينديپندت انگلستان، مانند فيلم 300، مانند غارتگر و خونخوار خواندن كورش در پرتيراژترين مجله آلمان اشپيگل، مانند هواداري امريكا از ادعاي مسخره امارات نسبت به جزيره هاي ما، از دورغ نويسي ها و تحريف تاريخ ايران توسط نويسنده هاي مزدور پان ها تا نوشته هاي تحريف تاريخ كساني در درونمرز، و تا مقاله هجو كورش در روزنامه همشهري خودمان در هفته پيش، مانند... مانند ... مانند... و اين خط ادامه دارد. ديگر به دروغ پردازي هاي پان ها اشاره نمي كنم، به توهين هاي آشكار سران باكو و رياض و امارات اشاره نمي كنم كه بوي كباب را استشمام كرده اند. به سرو صداي اخير درباره جزيره ها اشاره نمي كنم، به استقلال خواهي بارزاني در عراق و تبليغ استقلال در خوزستان اشاره نمي كنم، به ميرگردهاي جهت دار درباره فرهنگ تاريخي ايران چيزي نمي گويم، كه اين رشته سر دراز دارد.

  از سوي ديگر، بايد به گفته ها و واكنش هاي برخي سردمداران و مسئولان بي مسئوليت داخلي هم توجه كنيد كه به اين آتش ها دامن مي زنند، مي خواهند تنگه هرمز را ببندند، مي خواهند تا نيويورك نيروي دريايي بفرستند، مي خواهند اسراييل را به آتش بكشند، مي خواهند ... مي خواهند ... مي خواهند....، و چيزهاي ديگر كه خودتان بايد به آنها توجه كنيد. در هر حال اين زنجيره را و اين شبكه را كه در خارج و داخل امتداد دارد بشناسيد و بشناسانيد.  

ما فراموش نكرده ايم كه توطئه گران قدرتمند چه توانمندي مالي بالايي دارند و اين توانمندي بالا براي برخي هم ميهنان ناراضي و خشمگين و گمراه ما چه وسوسه انگيز است. و شك نكنيد در اراده ما در جنگيدن عليه اين هم ميهنان گمراه كه راه خيانت به كشور را مي پيمايند، حتا اگر اين جنگ در كنار اين جمهوري اسلامي باشد.

اگر ضروري باشد، در دستگاه خود عاملان اين توطئه را در سامانه هاي برنامه سازي و اجرايي معرفي كنيد، عليه آنها اعتراض كنيد، بست بنشينيد، اعتصاب كنيد، حتا دسته جمعي استعفا كنيد. به ياد بياوريد كه مجريان رسانه هاي بيگانه فارسي زبان در گذشته كه توطئه هاي تجزيه را يا طرحهاي ضد ايراني را پشتيباني رسانه اي كردند چقدر بدنام شدند و زندگي خود را در انزوا و نفرت مردم ايران و حتا بي احترامي مردم كشور ميزبان خود گذراندند. شما نگران اشتغال سالم و درآمد خود نباشيد. اگر به علت مخالفت خود با توطئه عليه تماميت ارضي كشور بيكار شديد، با ما تماس بگيريد. ايرانيان ميهن پرست و كارآفرين زيادي در كشور محل اقامت شما هستند كه شما را پشتيباني خواهند كرد و كاري درخور تخصص و شان اجتماعي شما عرضه خواند نمود.

كورش زعيم

28 خرداد 1391

بیانیه 60 تن از فعالان سیاسی و فرهنگی (درون و برون مرز) در اعتراض به سیاست های ضد ایرانی صدای امریکا و بی بی سی

"دروغ پردازی و دامن زدن به مسائل تیره های ایرانی را به شدت محکوم می کنیم"

25 خرداد ماه 1391 خورشیدی

"هم میهنان"

در شرایطی که میهن ما در طی سالیان سال همواره مورد تجاوز و دسیسه های بیگانگان بوده شاهد آن هستیم  که این دسیسه ها تمامی نداشته و هر روز در گوشه گوشه ی کشورعزیزمان بیگانگان در حال شکل دادن توطئه ای برای ایجاد چند دستگی و گسستن همبستگی ملی و تاریخی کشورمان ایران هستند. کشوری که هزاران سال تیره های مختلف ساکن در آن بدون داشتن کوچکترین مشکلی به مسالمت زیسته و همواره بر ایرانی بودن خود افتخار و تاکید نموده اند.

اما آن هنگام که پای غربیان و بیگانگان به این سرزمین باز شد استعمار برای رسیدن به مقاصد شوم خود لحظه ای نیز از دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی در ایران از پای ننشست و هر روز ترفندی نو برای زمینگیر نمودن ایران و ایرانی به کار بست.

که نمونه های درد آور این دسیسه ها را در جدا نمودن 17 شهر قفقاز از ایران و بحرین و قصبه فیروزه در دوران اخیر می توان مشاهده نمود.که بی لیاقتی زمامداران وقت درکنارتوطئه استعمارگران موجب شد تا ایرانی ترین سرزمین های این مرز و بوم ازمام میهن جدا شوند.

روسیه تزاری و شوروی کمونیستی در کنار انگلستان واستعمار نوین آمریکا آنچنان ضربه ای بر پیکره تنومند و یکپارچه میهن زدند که ایرانیان هیچگاه این جفاهای رفته بر سرزمینشان را از یاد نخواهند برد.

این روزها نیزحقوق بشرابزاری و ملت سازی و دامن زدن به اختلافات قومی سیاست روز دشمنان ایران شده است.

تاریخ سازی وترسیم جغرافیای خیالی و به کار بردن اسامی جعلی و حمایت های گسترده مالی و رسانه ای فقط پاره ای ازاقدامات دشمنانه آمریکا وانگلستان دررابطه با ایران در سالهای اخیر بوده است. که بازوی رسانه ای فارسی زبان آنان صدای آمریکا و بی بی سی، دراین زمینه نقشی اساسی ایفا می کنند.

شوربختانه نقش رسانه های به ظاهر مستقلی همچو صدای امریکا و بی بی سی در راستای دامن زدن به اختلافات بین تیره های ایرانی وجعل نام خلیج پارس به شکلی وقیحانه و علنی در ماههای اخیر خود گویای عمق این کینه ورزی و دشمنی با ارزشهای ملی و تمامیت سرزمینی ایرانیان است.

صدای امریکادرکناربنگاه دروغ پراکنی بی بی سی چندیست دراقدامات دامنه دار خود درجهت اختلاف افکنی بین ایرانیان مبدل به تریبون عده ای از عناصر ضد ایرانی و فاقد هر گونه پایگاه مردمی شده است.

دعوت ازعناصر فاقد وجاهت وهویت سیاسی و دروغ پردازی توسط این اشخاص در زمینه حقوق هم میهنان عرب زبان ما وبه کاربردن نام های جعلی درباره استان خوزستان،گواهی است براین دسیسه های هدفمندودامنه دارکه نه تنها درراستای کمک به دموکراسی و حقوق بشردرایران نیست بلکه به اشکال گوناگون موجبات پایمال شدن حقوق به حق ایرانیانی است که سالیان متمادی وظیفه خطیر پاسداری ازمرزهای میهن را برعهده وبرایرانی بودن خودتاکیدداشته اند.واینگونه رفتارهای قوم پرستانه و شوونیسم گونه، جزپراکندن تخم نفرت نتیجه ای دیگر در برنخواهد داشت.

و جای بسی افسوس است که گویندگان و کارکنان این رسانه ها که به زبان مادری خود یعنی پارسی سخن می گویند فاقد هر گونه حس میهن دوستی و پایبندی به ارزشهای ملی می باشند و خود مبدل به ابزار بیگانگان برای ضربه زدن به منافع کشورشان گشته واز ایرانی بودن جز زبان و شناسنامه ایرانی هیچ ندارند.

ما فعالان سیاسی وفرهنگی امضاء کننده ،ضمن محکوم نمودن اقدامات ضد ایرانی صدای امریکا و بی بی سی هشدار می دهیم که دروغ پردازی و دامن زدن به مسائل قومی درایران آتشی را خواهد افروخت که هزینه آن بردوش ملت ایران تحمیل شده واز گرمای این آتش خانمان برانداز بیگانگان نیز بی بهره نخواهند بود. چواینکه اگر قرار باشد تمامیت سر زمینی ایران به خطر بیافتد ملت یکپارچه ایران دست روی دست نخواهند گذاشت وبه اثبات تاریخ، هزاران سال است که این ملت، ایران وایرانیت رابا تمام وجود خویش حفظ نموده وبا توانی دو چندان دربرابراقدامات خانمان براندازایستادگی و سزای دشمنان را به بهترین شکل خواهند داد.اگر چه دشواریها و محدودیت های موجود بر سرمردمانش سایه انداخته اما در بزنگاه پاسداری از میهن و ارزشهای ملی  لحظه ای درنگ رابرخود روا نمی دانند.

25خرداد ماه 1391 خورشیدی

پاینده ایران

مهندس میترا آبتین (جبهه ملی ایران/ رشت)، احمد آریان فرد (جبهه ملی ایران)، دکترمه لقا اردلان (جبهه ملی ایران)، کمال ارس (جبهه ملی اروپا/آلمان)، کاووس ارجمند (جبهه ملی اروپا/سوئد)، کورش استکی (جبهه ملی اروپا/هلند)، رضاافراخته (فعال سیاسی/وین)، مهندس اسماعیل احمدی مجد (جبهه ملی ایران)، محمدرضا اقتداری (فعال فرهنگی اردبیل)، رضاامجدی (فعال سیاسی/مونترال)، مهدی الیاسی (روزنامه نگار)، سرهنگ بازنشسته مهندس محمد اویسی (جبهه ملی ایران)، هاشم باروتی (فعال فرهنگی)، اسماعیل باقری (فعال فرهنگی/قزوین)، محمدرضا بنفشه (فعال سیاسی/بوستون آمریکا)، تیرداد بنکدار (فعال ملی)، دیاکو پروازی (فعال ملی کرمانشاه)، بیتا پیله چی (فعال سیاسی/بوستون آمریکا)، گیتی پورفاضل (وکیل دادگستری)، جمال درودی (جبهه ملی ایران)، فریبا درودی (جبهه ملی ایران)، حسین دلخوش (جبهه ملی ایران/رشت)، دکتر محمود دهقانی (نویسنده وپژوهشگر/استاددانشگاه سیدنی)، مهندس آرش رحمانی (فعال فرهنگی)، کوشا رضایی (فعال فرهنگی/ قزوین)، مهندس اشکان رضوی (جبهه ملی ایران)، بهمن زاهدی (فعال سیاسی/ آلمان)، دکتر شاهین سپنتا (جبهه ملی ایران)، مهرداد سیدعسگری (حزب ملت ایران)، خسرو سیف (حزب ملت ایران)، بابک شایگان (فعال ملی /اهواز)، مهندس حسین شاه اویسی (حزب ملت ایران)، علی شجاع (جبهه ملی ایران)، محمود جعفری (جبهه ملی اروپا/هلند)، مریم جعفری (فعال سیاسی/هلند)، زهره جعفری (جبهه ملی اروپا/هلند)، مهرانه جمشیدی (جبهه ملی ایران/انزلی)، مهرداد جهانگیری (جبهه ملی اروپا/هلند)، مژگان جهانگیری (فعال سیاسی/هلند)، دکتر علی حاج قاسمعلی (فعال فرهنگی)، جمشیدحشمت پور (فعال سیاسی/آمستردام)، کیومرث حصیریان (جبهه ملی اروپا/سوئد)، غلامحسین خیر (جبهه ملی ایران)، فرامرز فهیمی (فعال سیاسی)، ضیاء عبیدی (جبهه ملی اروپا)، عقاب علی احمدی (روزنامه نگار)، محمدعلی صدر (فعال ملی/ لندن)، مهندس مجید ضیایی (جبهه ملی ایران)، بهمن فره بخش (جبهه ملی اروپا)، ناصر کمیلیان (جبهه ملی ایران)، شرر کنور تبریزی (فعال فرهنگی)، دکتر حسین مجتهدی (فعال فرهنگی)، داریوش مجلسی (فعال سیاسی/هلند)، علیرضا محسنی (جبهه ملی اروپا/هلند)، ميترا ميرزازاده (فعال ملی/کانادا)، دکتر هوشنگ ممتاز (جبهه ملی ایران)، یزدان مهر پارسی (فعال مدنی/اصفهان)، نوید میجانی (فعال فرهنگی)، نادر نادری فرد (جبهه ملی اروپا/هلند)، دکتر علیرضا یگانه (فعال فرهنگی/پاریس).

بازدید صفحه: 2441
 



https://faryadjenob.wordpress.com/2012/06/20/بازنشستگان-نژادپرست-دعوت-به-عرب-ستیزی/
کیومرث رستمی
من متن بیانیه را نتوانستم بخوانم، ولی هر ادبیات توهین آمیز و ستیزگرانه یا نژادپرستانه علیه هم میهنان ما محکوم است. اینگونه ادبیات نازی گونه جایی در فرهنگ ایرانی ندارد. ما باید نظامی دموکراتیک داشته باشید و بگذاریم همه هم میهنانمان دردهای خود و دیدگاههای خود را ابراز کنند.

Ashet Alahwaz Alarabieh........No to Iran Yes To Ahwaz Alarabiyeh........in harfha hamash chert wa pert ast Ahwaz eshghal shodeh ast wa bayesti azad shwad hala fahmidid....Ma kari ba Mr. Yosef Azizi nadarim ..ishan wa amsale ishan khod ra yek Arab-e irani midanand... chon afkarash irani ast Ma Arabe Ahwazi hastim na irani ...Mostahil.............hargezzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzirani naboodeh , nistim wa nakhahim bood.........bel rooh beldem nifdik ya Ahwaz.......Ahwaz Al-arabiyeh...........
Abusufyan Al-ahwazi
ابو سفيان الاهوازي گرامي، اين حق شماست كه هويت فرهنگي خود را گزينش كنيد يا ترويج كنيد، و همه بايد به آن احترام بگذارند. ولي آنچه مطرح است اينست كه شما شهروند ايران هستيد. يا شما اين شهروندي را خود برگزيده ايد يا نياكان شما. در هر حال حقوق شهروندي شما تمام و كمال طبق بيانيه جهاني حقوق بشر بايد محترم و تامين باشد. حقوق شهروندي شما با حقوق من كه از مركز ايران هستم يك سر سوزن نبايد متفاوت باشد. ما هم براي همين مبارزه مي كنيم. همه ما مي خواهيم در كشوري زندگي كنيم كه آزاد باشيم، شايستگي ما معيار باشد، بتوانيم استعدادهاي خود پرورش دهيم، كار داشته باشيم، در رفاه باشيم و با آزادي بيان ديدگاههاي خود را عرضه و تبليغ كنيم. براي من كه براي حقوق خودم و براي حقوق شما مي جنگم هيچ تفاوتي نمي كند كه شما رييس جمهور ايران باشيد يا هر كس ديگر بشرط اينكه مردم در انتخابات آزاد شما را برگزيده باشند. شما اگر طرح من را براي قدرت دادن به استانها بخوانيد متوجه مي شويد كه ايران آينده با كنون بسيار متفاوت خواهد بود. در طرح من شما حتا مي توانيد افزايش قدرت محلي يا حتا خودمختاري را به مجلس ببريد يا به همه پرسي سراسري بگذاريد. ولي اگر كسي يا گروهي از داخل يا خارج از كشور قصد تجاوز به خاك ايران را، كه همه آن متعلق به من و شماست، داشته باشد، مطمئن باشيد كه جنگ سخت و خونيني را در پيش خواهد داشت.

با درود به جناب استاد زعیم جناب استاد شما استاد من هستید و حرف شما برای من بسیار محترم است ولی این اقای الاحوازی گمان میکند که فقط در خوزستان فقر و محرومیت و سرکوب و خفقان وجود دارد! ایشان گمان می کند مردم تمامی ایران(به قول ایشان فارسها)در ناز و نعمت و ازادی کامل سیاسی و اجتماعی و در دمکراسی کامل زندگی می کنند و فقط در استانهای مرزی مانند خوزستان و... فقر و محرومیت و سرکوب وجود دارد.در حالیکه همه ایران زندانی خفقان اور و پر از سرکوبگری است. با سپاس
سعید
بسياري از سوء تفاهم هاي ميان ما از همين جا آغاز شده كه از يكديگر بي خبر هستيم و آگاهي رساني هاي ما آلوده به دروغ است و اينقدر شعور حكومتي نداريم كه بفهميم مردم اطلاعاتشان را مي توانند از ديگران بگيرند. من همان منظره هايي را كه در خوزستان ديدم، در كهكيلويه و بوير احمد ديده ام، در بلوچستان ديده ام، در خراسان ديده ام، در كردستان ديده ام، در هرمزگان ديده ام، حتا در برخي روستاهاي استانهاي مركزي ديده ام. ولي اينها هيچكدام دليل نمي شود. همه اين مردم حق دارند ناراضي باشند، خشمگين باشند و به افق هاي بهتري بنگرند. ما بايد اين را درك كنيم. كار ما اكنون بسيار دشوارتر شده، زيرا همسايگان فقير و محروم و عقب افتاده اي كه اكنون براي شاخ شده اند، با هوشمندي پول و استعدادهاي ما را بكار گرفتند و كشورهايشان را ساختند و رفاه و رصايت مردمشان را بدست آوردند. تا 30 سال پيش، همه ميامدند ايران براي سرمايه گذاري، براي تفريح و براي آزادي از قيد و بندهاي تحمل ناپذير مذهبي؛ اكنون مردم ما به آنجاها مي روند براي سرمايه گذاري، براي تفريح و براي آزادي از قيد و بندهاي تحمل ناپذير مذهبي. يك جاي كار خراب است.

http://faryadjenob.wordpress.com/2012/06/14/%D8%B3%D8%AE%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%BA%D8%B1%DB%8C/
حمید داغری
آقاي حميد داغري گرامي، من مقاله مورد اشاره شما را به احترام عقيده تان در اينجا مي آورم. از آنجا كه من با هرگونه فرهنگ ستيزي مخالفم و همه شهروندان ايران را داراي حقوق برابر مي دانم، بيانيه را امضاء نكرده ام، ولي به بحث گذاشته ام. نوشته شما را هم مي آورم، شايد كه در برخورد خشم ها و بي اعتمادي ها ما به يك تفاهم ملي برسيم: بازنشستگان نژادپرست دعوت به عرب ستیزی می کنند. (بخش اول) «اگرترجمه این بیانیه را شخص یزرگی مثل نلسون ماندلا و یا خانم بزرگواری مثل آنونگ سان سوکی بخوانند و در تاریخ صدور آن دقت کنند،حتما آدرس آن غاری که امضاء کنندگان ازآن خارج شده اند را خواهند پرسید،غاری که همانند آن فقط دربیابانهای مرودشت شیراز یافت می شود». ابو محمد المحمراوی چند روز پیش وهمزمان با انتقال پنج جوان عرب از زندان کارون بجای نامعلوم وهمزمان با ابهام در سرنوشت آنان ،بیانیه ای با امضاء 60 نفروبا فحوایی نژادپرستانه وبا موضعی کاملا خصمانه باغیرفارس ها صادرگردید،وباچنین انگیزه ضدبشری، مردم عرب احوازی(اهوازی) رانشانه گرفته،ما را بیاد جنایتهای هم اندیششان(احمدمدنی) درمحمره (1979)انداخته،بطور علنی وبدون درنظر گرفتن قبح چنین درخواست سخیفی از کارکنان ایرانی(البته فارسها)شاغل در خبرگزاریها غیرایرانی،وقحیانه کتمان اخبار وتحریف تاریخ مردم عرب اهواز(احواز)را خواستارشده، بانوشته ای غیر بهداشتی خواستار عدم مصاحبه باسیاسیون ومدافعین حقوق بشری وکارشناسان عرب می شوند. پشت بند بیانیه 60 نفره، سردمدارجبهه ملی که متاسفانه استاد حقوق میباشد، نامه ای باهمان مضمون،اما با سیاستی موریانه ای ودور ازاخلاق صادقانه، سعی در بکار گیری عواطف واحساسات وتحریک آن جهت توظیف وبکار گیری آن بقصد پیشبرد اندیشه نژادپرستانه خویش کرده، از کارکنان فارس بی بی سی می خواهد تا غیرت راهزینه بی غیرتی کرده، با تحریک انگیزه نژادپرستانه، خواستارخیانت در امانت داری خبری آنان می شود. اگربیانیه راصرف نظرازمکان وزمان بخوانیم،قطعا تصورخواهیم کردکه بیانیه درخزینه آخرین افسرارتش هیتلرکه اخیرا فوت کرده پیدا شده،اما درآخر بیانیه با نام کسانی روبرومی شویم،که هرچند اکثرا ناشناخته هستند،اما القاب مهندس ودکتر،فعال وفرهنگی با فحوای نامه همخوانی ندارد،به نظرمیرسد صادر کنندگان بیانیه باچنین القاب و پرستیژی،قصد اغفال کارکنان جوان وفارس خبرگزاریها، منجمله کانال بی بی سی وآمریکاو..را داشته اند، تا این جوانان را درپست اندیشگی همراه خود ساخته،قبح خیانت در امانت خبر رسانی رابرای کارکنانی که حقوقشان از مالیات مردم تامین میشود،توجیه نمایند. ظاهرا امضاء کنندگان این بیانیه قرون وسطائی، ایران هرج ومرج وطهران قتل وتجاوز،دود واختلاس گری را با انگلیس دمکراتیک،ودادگاههای مستقل آن اشتباهی گرفته اند،هنوز چند روزی ازرسوایی غول رسانه ای(مرداخ)وبستن روزنامه ای با دوقرن سابقه، بعلت استراق سمع نگذشته است،همان خبری که توسط بی بی سی و قبل از دیگران منتشر شد.امضاء کنندگان بیانیه همان دروغی را درمورد اسمهای تاریخی محمره وعربستان،معشورو..راتکرارکردندکه رفسنجانی درنماز جمعه و پس ازتوصیه خود ومردم به تقوی بادروغ تغییر اسم محمره و…را به رئیس جمهوروقت عراق نسبت داد . امضاء کنندگان بیانیه وحامل افکار نژادپرستانه،طهران را با آن آیه الله های رئیس و وزیر که دوست هم اندیششان (فروهروزنش) راک شته و مثله کردند را با انگلیس که وزیر همجنس بازش از آیه الله های قاتل(فلاحیان ورفسنجانی) بمراتب متعهد تروبرای عدم پرداخت چندپوند مالیات از وزارت اسعفاء داد،قطعا اشتباه گرفته اند. اگرترجمه این بیانیه را شخص یزرگی مثل نلسون ماندلا وخانم بزرگواری مثل آنونگ سان سوکی بخوانند، قطعا در تاریخ صدور آن دقت وپس از روئیت تاریخ حیرت زده،آدرس غاری را که امضاء کنندگان ازآن خارج شده اند، خواهندپرسید،غاری که فقط دربیابانهای مردشت شیرازیافت میشود. بیانیه 60 نفره ونامه پشت بند سردمدارشان وجه دیگرهمان کسانی است که با بکارگیری قدرت مستبد خودوگروانگیری خانواده کارکنان بی بی سی ، تلفنی از پرسنل بی بی سی بازجوئی کردند،تنها فرقی که باهم دارند،همان قدرت ونداشتن سلاح وشکنجه گاه است،ونزدیکترین وجه تشابه صادر کنندگان این بیانیه را می توان درگفته های محمد جوادلاریجانی که باهمین انگیزه وتحریک عواطف کور،درنیویورک حاظر به جواب سئوال خبرنگار بی بی سی نمی شد. حال تصور کنید اگراین امضاء کنندگان با انگیزه نژادپرستانه ،روزی متولی امور شده، سر از صدارت ووزارت درآورند و ازاطلاعات تا ارتش رابدست گیرند،قطعا وبه حتم می توان گفت که اگرمحمدجوادلاریجانی درنیویورک فقط باحرف زدن جوابی غیر اخلاقی به خبرنگار بی بی سی داد،قطعا نماینده این جمع به بهانه بی حرمتی به قبر کورش به صورت خبرنگارسیلی خواهد زد. هرچند که نمی توان منکر وجود لوبی گری نژادگرانه دراکثر رسانه های فارسی زبان کشورهای اروپائی وآمریکا شد،بعنوان مثال موفقیت این لوبی گری وتن دادن به این بیانیه درکتمان ویا تاخیرنشرخبر مهم قطعنامه پارلمان اروپا درمورد غیر فارسها وخصوصاضدیت باملت عرب مشهود بوده، قطعا تن دادن بعضی ازکارکنان فارس خبرگزاریها ابتدائا صدق وصداقت خود را زیر سئوال برده، تن دادن به درخواست نژادپرستانه وهزینه چنین رسوایی، باعث صلب اعتماد مردم نسبت به آن خبرگزاری شده،مسئولین ومدیریت بخش فارسی خبرگزاریهای کاتم اخبار،مسئول اول درصلب اعتماد مردم ازآن خبرگزاری هستند. بموازات چنین تحرکات خصمانه وعرب ستیزانه، متاسفانه اخیرا شاهد سکوت خانم عبادی واکثر مدافعین حقوق بشر ویا تحرک خجول آنان در دفاع از زندانیان عرب بوده ایم،درحالی که ابتدائی ترین تعهد انسانی واخلاقی مدافعین حقوق بشر،همانا فرا ملت وفرا نژاد بودن است،خصوصا کسی که جایزه نوبل را دریافت کرده است.تا بخش بعدی فی امان الله .19/6/2012

اقای الاحواز حواستان باشد که ما ایرانیان به چهارتا و نصفی تجزیه طلب امثال شما که از ان سوی خلیج همیشه پارس و دریای مازندران پول می گیرند اجازه نخواهیم داد که کوچکترین دست درازی به وطن ما بکنند حتی اگر مجبور شویم در این راه با جمهوری اسلامی همراه شویم. در ضمن هموطنان عرب ما در خوزستان دین خود را به کشورشان ادا کردند و ایرانی بودن خود را ثابت کردند.برای اطلاع ابلهانی چون شما عرض می کنم که 75درصد شهدای استان خوزستان در جنگ با اربابتان صدام از عربهای خوزستانی بودند.
سعید
آقاي سعيد، من ابدا اين ادبيات را نمي پسندم. شما داريد به يك ايراني پيام مي فرستيد و احترام ايشان و باورهاي ايشان و خواستهاي ايشان به اندازه احترام خود شما و خود من است. آقاي الاحواز يك ايراني ناراضي است، زيرا هميشه خود را تحت ستم حاكمان ديكتاتور و دستگاه فاسد حكومتي مركزي مشاهده كرده است. شما به برخي روستاهاي عرب نشين خوزستان سر بزنيد. در آنجا بجز فقر و محروميت چيزي مشاهده نمي كنيد. كودكاني كه مدرسه ندارد و در لجن بازي مي كنند، روستا هايي كه آب ندارند و بايد از چاهي دور دست يا رودخانه اي آب براي همه نيازهاي خود بياورند، تابستان براي خنك شدن در خمره آب بنشينند و با هيزم آشپزي مي كنند. شما زمينهايشان را مي بينيد كه به علت ساختن سدهاي غيرضروري فقط براي سوء استفاده مالي و غارت بيت المال، خشك شده اند و قابل كشت نيستند. شما يك صنعت در حال كار نمي بينيد، زيرا همه صنايع آنجا را غارت كرده و تعطيل كرده اند. بيكاري غوغا مي كند و وقتي اين هم ميهنان ما نارضايتي يا خشم خود را ابراز مي كنند، ناگهان مي شوند دشمن امنيت ملي و محارب با خدا و به اعدام محكوم مي شوند! شما خودتان را در جايگاه آنان بگذاريد. آيا در اين شرايط ذهنتان پر از نفرت نمي شد، شورشي نمي شديد؟ كشورما در همه مناطق مرزي مانند برلين غربي و شرقي شده. اينور مرز فقر و خشونت و محروميت. آنور مرز آزادي اجتماعي و رفاه و آسايش. چرا در طول مدت وجود ديوار برلين، سدها نفر روزانه جان خود را بخطر مي انداختند كه به آن سوي ديوار بگريزند. شما آقاي سعيد، چه داريد كه به اين هم ميهنان عرضه كنيد؟ هر وقت آن چيزي را كه نياز دارند و خود شما هم در محروميت آنها هستيد توانستيد فراهم كنيد يا دستكم اميد آن را بوجود آوريد، آنگاه به اين هم ميهنان ما در خوزستان كه بحق خشمگين هستند پرخاش كنيد!

كورش اتش برست مجوس سزاوارست اسم خودراكورش مجوس بكذاري زيراسم زعيم عربيست وثانيا ما ايراني ويا فارس نيستيم كه تحت اشغال شمابمانيم وروزي همية شمارا از وطنمان الاحواز مثل خوك بيرون مكنيم وقوميتهاي ديكر همجنين شما را مثل دشمن اشغالكرميدانند كه بايد سرزمينشان از قدمهاي كثيفنا تميز وباك كنند
احواز الاعربي
هم ميهن گرامي، من آتش پرست نيستم و به نام "زعيم" خود هم افتخار مي كنم. شما ممكن است فارس نباشيد، ولي ايراني هستيد. ايراني يعني شهروند كشوري كه ايران نام دارد. چه مهاجر باشيد و چه در اين منطقه جغرافيايي بدنيا آمده باشيد ايراني هستيد. بنابراين، از همان حقوق برخوردار هستيد، يا بايد باشيد، كه من هستم و يا بايد باشم. شما بايد احساسات قومي و نژادي يا مذهبي را كنار بگذاريد و خود را با من برابر بدانيد. دوران اينگونه جدايي ها سپري شده است. همه جهان در حال پيشرفت و افزايش رفاه مردمشان هستند و كشورهايي مانند ما هنوز درگير عقده هاي فرهنگي و تاريخي و جدالهاي بي حاصل كه منجر به عقب ماندگي ما شده هستند. شما بياييد و خود را آرام كنيد و دست در دست ما بگذاريد تا اين كشور را براي همه آزاد و مرفه و پيشرفته كنيم.

شماها زمینه چینان اعدام جوانان عرب اهواز هستید .
سودابه موثری
ما نه تنها با اعدام مخالف هستيم، با زندان كردن هم مخالف هستيم. لطفن اين نوشتار را در همين سايت بخوانيد: http://www.kouroshzaim.org/DetailsData.asp?IDdata=323 زندگي من و جان من در راه پشتيباني از همه مردم ايران براي رسيدن به حقوق كامل شهروندي خود است و براي جوانان ايراني عرب تبار يا عرب زبان يا حتا عرباني كه شهروند ايران شده باشند، روي خط گذاشته شده است. اينان ايراني و جزوي از ملت ايران هستند. جوانان خوزستان چه عرب تبار و چه از هر جاي ديگر ايران فرزندان من هستند. من براي آنان و براي حقوق شهروندي و حقوق بشري آنان مي جنگم، همانگونه كه اگر كسي قصد جداكردن يك وجب خاك ايران را داشته باشد، با او خواهم جنگيد، چه ايراني و چه از هر كجاي ديگر جهان باشد. جوانان خوزستاني با جوانان تهراني يا هر شهر و منطقه ديگر ايران كه براي حقوق قانوني خود مبارزه مي كنند، براي ما هيچ فرقي ندارند و ما از همه آنان تا پاي جان پشتيباني كرده ايم و خواهيم كرد.

بر کفن دوزی شود ارجاع اگر پیراهنی  //// میتوان پوشید ولی وقتیکه ادمی بمرد پدران ما با توجه به تجاوز مکرربیابان گردان دریافتند که اگر «درب خانه ات را محکم ببندی همسایه ات دزد نمیشود»  متاسفانه در پی انتشار طومار اعتراضی به صدای بی بی سی و امریکا به نتایج حیرت اوری رسیده اید . ۱- مثلا فکر میکنید با نصیحت کردن و یاداوری اینکه این کار بد است این کار را نکنید همه چیز درست میشود و اگر  این کارمندان غیرت کنند میتوانند جهت سیاست گذاری ان بنگاههای خبری را تغیردهند!! یا با استعفای اینها بدلیل کمبود پرسنل رادیوها تعطیل میشود!! و یا اینکه به انها اطمینان میدهید که نترسید اگر اعتراض کردید و اخراج شدید از لحاظ مادی در مضیقه نمیمانید!! ببخشید اما کم لطفی هم حدی دارد اکثر کارکنان این دو رسانه سفارشی و یا متمایل به جماعت دزد و قاچاقچیان دیروزی هستند در ثانی این حضرات فقط با جمع مشخصی  مصاحبه میکنند و برای جوری جنس هر از گاهی با افراد انچنانی هم مصاحبه میکنند همین . چطور وقتی مسعود بهنود بفرموده برای تحت الشعاع قرار دادن  موضوع دیگری نام مصدق را بعنوان شخصیت چه و چه مطرح کرد  شما چرا نخواستید بیاد بیاورید نقش منفی این     رادیو را «بی بی سی» دربوجود اوردن حوادث منجر به بدبختی امروز را !! فرموده اید« نكنيد اين كار را.»لابد توقع دارید انها هم گوش کنند باور بفرمایید دوران نصیحتهای پدرانه گذشته است در دنیای واقعی متفکرین از چپ تا راست  فقط یک هدف دارند و ان هم سعی در ساختن یک جامعه بازتر وافتخارات تاریخشان را فقط در موزه ها و کتب درسی میتوان یافت رهبر حزب با وجود موفقیت بعد از چند سال کنار میرود تا کسی بیاید با نظر و فکری امروزی تر نه اینکهافتخارشان پایبندی به خط فکری باشد که رهبر ان ۵۰ سال پیش عمرش تمام شده و مسئولین بعدی هم دوخته شده باشند  به صندلیهایشان و فقط مرگ یا حادثه دیگر سایه انها را از سر مردم کم کند راستش دشمن شماره یک ما خودمان هستیم دیگران بهانه اند. باز دلداری میدهید که«درست است كه از سامانه حاكم بر ايران ناراحت وگاه خشمگين و نااميد هستيم، اما نباید به دیگران اجازه دخالت دهیم!!!عجب منطقی انسان بی پناه و بی اینده که با گفتن حرفهای تکراری ارام نمیگیرد معتقد به پایداری هستید تا شرایط حاکمیت ملی ایجاد شود!! جالب است لابد این مائده اسمانی موقعی نازل میشود که ادم بدها خوابند!!ازتصمیمات و برخورد دیگران بدلیل عصبیت گله مندید ولی عصبیت خودتان را چه باید نامید تنگ نظری جواب نمیدهد برای تفهیم بهتر منظورم لازم میدانم نقل قولی را ذکر کنم :«در پهنه سیاست ْشخصْ مطرح نیست برای  حفظ منافع جمع ناچارید بسیاری از مسائل شخصی را زیر پا بگذارید قهر ولجبازی کار کودکان است.«ویلی برانت» بجای فشردن دست دیگران و یافتن راه حل مبلغ چه چیز و چه کسی میشوید انصاف بده کدام عصبانی تریم؟ سکوت و همدلی با ناکسان انهم با این منطق که اگر غیر از این کنیم خطر بازگشت عقربه زمان وجود دارد خطر ناک است نه اینکه کسی در بوقی بدمند٫ بجای گفتن واقعیت چرا مشگل را تا سطح همکاری چند ایرانی با وسایل ارتباط  جمعی غیر ایرانی پایین می اورید؟ طرف در طول این مدت به تایید دوست و دشمن از ویرانی کم نگذاشته است حالا دایه مهربان تر از مادر شده و فیلش یاد هندوستان کرده ٫ عقل سلیم حکم میکند که شمشیر را از کف زنگی مست بدر اریم نه اینکه بگوییم نترس من از شاکیان تو رضایت میگیرم این طرز فکر خطرناک است این منطق خانه خراب کن است نه گوینده یا مصاحبه با فلان رادیو. تا وقتی که باور به دروغ مصلحت امیز به ز راست فتنه انگیز داریم در بر  همین پاشنه میچرخد.جنگ کردن پیشکش به ایشان بفرمایید شعر گویی و تملق گویی شما  خودش بزرگترین عامل تفرقه و دشمنیست انوقت ما را از لولو میترسانید؟ با ندانم کاری و باد کردن نادانان و طمع به اینکه خودم لایقم و و فراموشی و از یاد بردن فاجعه ای که بر سرمان امد باعث خلع قدرت میشود و در روز موعود شما کسی نمانده که بشما مناصب  جدید را تبریک بگوید و بار دیگر دانایانمان فقط به گفتن چیزی که ما میخواستیم  این نبود بسنده میکنند و در خفا اظهار میفرمایند«در کف شیر نر خونخواره ای جز به تسلیم و نصیحت کو چاره ای» قبل از راهنما شدن باید دست از تنگ  نظری برداشت فقط منصف باشید و ببینید چند درصد جامعه ایران شرایط سنیش نزدیک است به جریان پدر کشتگی  شما با اندیگری؟ دیروز لجبازی با نام خونخواهی فلانی و امروز با نامی دیگر خوشا بحال مردم ما برای نخبگانش!
 حمید
حميد گرامي، در جهان سياست براي درمان يك درد، طرحي بايد و درماني بايد. وقتي يك خط تانك در راه رسيدن به ميدان نبرد است، اگر كودكان و شهروندان ساده انديش به جاده هجوم بياورند و جلوي تانكها بايستد و از آنها تظلم خواهي كنند يا تحكم كنند كه: به داد ما برسيد، دشمن در چشم انداز است، چرا اينقدر آهسته حركت مي كنيد؟ چرا از ما حمايت نمي كنيد؟ چه اتفاقي مي افتد؟ تانكها مجبورند بايستند تا خودي ها را زير نگيريند. دشمن از تاخير تانكها بهره برداري كرده از مرز گذر مي كند و خاك ميهن گيرد. آنگاه همانها كه راه را بر تانكه بستند تظلم خواهانه فرياد ميزنند كه دشمن در خاك ماست بايد بيرون رود، چرا شما جنگجويان تعلل مي كنيد؟ دشمن تجاوزگر هم فرياد تظلم هوا مي كند كه من اكنون بر اين سرزمين حاكم هستم، مردم اين سرزمين مرا خواسته اند و آنها مي خواهد من را بزور بيرون رانند. در اين شرايط كدام ظالم و كدام مظلوم است؟ قانون بين الملل مي گويد تجاورگر كه اكنون حاكم شده مظلوم است. من موضوع را خيلي ساده و كاريكاتوروار بيان كردم. بسياري اوقات دشواري ما با خودمان است كه دردمندان ما به علت عدم درك طرح نجات جاري و شيوه هاي مبارزه حساب شده و كارآمد، اجازه مي دهند احساساتشان ديواري در برابر اجراي طرح بيافرازد. نوشته من به قصد كوتاه كردن ديواري است كه خود بنا مي كنيم بود.

شما می توانید نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید

   
 : نام ونام خانوادگي
 : توضیحات

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمائید
 
   
   
 

      



 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد