Saturday, September 22, 2018   امروز ,   شنبه 31 شهريور 1397 خورشیدی

جزئیات مطالب  

   
20 آبان 1391
طرح پيشنهادي براي پاسداشت سرباز ايراني - كورش زعيم

طرح پاسداشت سرباز ايراني            

از: كورش زعيم

ما ملت كهن ايران و قومهاي كهني كه بافت ملي و تاريخي مردمان ما را ساخته اند، از ديرباز به علت موقعيت جغرافيايي خود، و نيز به اين دليل كه با كشاورزي و صنعت و شهرنشيني سرزمين خود را آباد و پيشرفته و ثروتمند كرده بوديم، پيوسته هدف تهاجم قومهاي بيابانگرد و غارتگر و خونريز بوديم. تاريخ ما آكنده از اين آسيب ها است، و همزمان آكنده از دلاوري ها، فداكاريها و جانبازيهاي سربازان و افسران ميهن پرستي است كه آرزوهاي دشمنان را بر باد مي دادند و در پيروزي و شكست ستايش تاريخ را جلب مي نمودند. ما سربازاني چون آريو برزن و پاپك خرمدين كم نداشته ايم، كه در رويارويي با دشمن پرشمار و بيرحم و زورگو سربلندانه جان خود را براي ميهن دادند و افتخار ابدي آفريدند. جنگ هشت ساله ارتشي قدرتمند عليه ما، كه پشتيباني دو ابرقدرت زمان و بيش از بيست كشور ديگر را هم داشت، نشان داد كه شكست دادن هوشمندي، دلاوري و از جان گذشتگي سرباز ايراني كار آساني نيست.  

ما در درازناي تاريخ خود آنقدر دشواري داشته ايم و پيوسته مشغول دفع زنبوران و مارها و لاشخورها بوده ايم و فرصت نيافته ايم بيانديشيم كه او كيست كه هر بار ما را نجات مي دهد؟ او سرباز ايراني بوده، از فرزندان كورش بوده اند و نسل هاي آينده ملت ايران بوده اند. ما ملت ايران فرزندان خود را دوست داريم و هرگز خواهان آسيب آنان كه نسل هاي اميد ميهن هستند نيستيم؛ ولي نيم كردار به از صد گفته و شعار است. ما بايد به سربازان ميهن ثابت كنيم كه پشتيبانشان هستيم، قدردان هستيم و آينده خودشان و خانواده شان بيمه خواهيم كرد. بنابراين، در حاليكه براي جلوگيري از تنش هاي بين المللي و پرهيز از جنگ، سياست كشور بايستي بر پايه دوستي، همكاري و همزيستي مسالمت آميز با حفظ احترام متقابل استوار گردد، دفاع از تماميت ارضي كشور و يكپارچگي ملت ايران و حفظ منافع ملي در سراسر جهان بر دوش رزمندگان دلاور ايراني و فداركاري ها و جانفشاني هاي آنان بوده و خواهد بود. 

ما در طول تاريخ چند هزار ساله خود سربازان و سرداران برجسته زياد داشته ايم. از آريوبرزن و سورنا و رستم فرخزاد و فيروز و سنباد و مرداويج گرفته تا يعقوب رويگر و رييس علي دلواري و امامقلي خان و عباس ميرزا، ما قهرمان كم نداشته ايم، ولي براي آنان و خانواده هايشان چه كرده ايم؟ آنان كشور را در مقاطع گوناگون تاريخي نجات داده اند و ما حتا گورهايشان را هم نمي دانيم كجاست. ما آهنگ تغيير اين فرهنگ بي اعتنايي به قهرمانان ملي را داريم. ما نماد دلاوري، جنگاوري و فداكاري سرباز ايراني را آريوبرزن قهرمان تعيين مي كنيم، او كه همراه با خواهرش تا آخرين قطره جان جنگيد و در تاريخ جهان جاودانه شد. 

همچنين به پاس خدمات سرباز ايراني در گذشته، كنون و آينده، و تاكيد بر اينكه ما هرگز او را فراموش نمي كنيم و هميشه نيازهاي او و خانواده اش را برآورده خواهيم كرد، قانون زير را در آينده ي ايران اجرا خواهيم كرد  

قانون پيشنهادي براي

  پشتيباني از سرباز ايراني  

دولت ايران به پاس فداكاري ها و پيشبازي از خطرهايي كه سرباز ايراني در راه دفاع از ميهن و نگهباني از تماميت ارضي، يكپارچگي ملت و منافع ملي با آنها رويارو مي شود؛ و براي تامين آرامش رواني و آسايش خانواده او، و نيز بزرگداشت خدمات او به كشور، قانون زير را بيدرنگ پس از تصويب به اجرا در خواهد آورد. اين قانون امر به ماسبق مي شود و شامل همه سربازان و افسراني است كه بر پايه مفاد اين قانون مشمول امتيارات مندرج خواهند شد.


ماده يك- رده بندي سربازان و افسران ارتش ايران:
 

سربازان و افسران ايران به چهار گروه زير رده بندي خواهند شد: 

گروه 1.سربازان جنگ ديده:  سربازان و افسراني هستند كه در يك جنگ ميهني شركت كرده باشند. جنگ ميهني شامل جنگهايي است كه براي دفاع از مرزهاي كشور، دفاع از يكپارچكي ملي و جنگ برونمرزي براي حفظ منافع ملي باشد.   

گروه 2. سربازان شهيد:  سربازان يا افسراني هستند كه در يك جنگ ميهني شركت كرده و جان خود را از دست داشته باشند. سربازان و افسراني كه در تمرين و آموزش نظامي، مانورها، يا تصادم هاي مربوط به نظاميگري در راستاي آماده سازي، كارپردازي يا خدمات پشت جبهه به شهادت مي رسند، جملگي سربازان شهيد بشمار مي آيند. 

گروه 3. سربازان زخمي يا آسيب ديده جنگي:  سربازان و افسراني هستند كه در هر كدام از شرايط تعريف شده در بالا زخمي يا آسيب خورده بشمار آيند. 

گروه 4:  سربازان و افسران نيروهاي زميني، هوايي، دريايي و همه رسته هاي ارتش ايران بي توجه به شرح وظايف و پيوسته يا ناپيوسته بودن دوره خدمت، كه در هيچ كدام از رده هاي عملياتي 1، 2 و 3، بشمار نيآيند. 

توضيح:  جنگهاي ميهني عبارتند از هر جنگ يا درگيري مسلحانه براي حفظ تماميت ارضي كشور، حفظ يكپارچگي ملت ايران، حفظ منافع ملي ايران در برونمرز، مبارزه با گروههاي تروريستي، مافيايي يا قاچاق، توسط نيروي هاي مسلح زميني، هوايي، دريايي، مرزباني، راهباني، انتظامي، هوانيروز، تكاوران، تفنگداران دريايي، پاسداران و، نيروهاي امنيتي. نيروهاي بسيج مردمي در صورتيكه در زمان دفاع ملي به خدمت فراخوانده شوند، مشمول گروه هاي 1، 2 و 3 خواهند شد.  

ماده دو- امتيازهاي سرباز ايراني: 

همه سربازان و افسران مشمول گروههاي 1، 2 و 3، در تمامي درازاي عمر خود، يا عمر خانواده درجه اول خود در صورت شهادت، از يكسد امتياز ويژه اجتماعي و اقتصادي برخوردار خواهند بود. فهرست كامل اين خدمات و امتيازات، از جمله امتيازهاي زير، جداگانه اعلام خواهد شد: 

1- تحصيلات رايگان براي خود، همسر و فرزندان، تا پايان دوره دانشگاه، همراه با هزينه خوابگاه دانشگاهي و هزينه خريد كتابهاي درسي، رايانه و لوازم تحصيلي.

2- بيمه كامل دارو و درمان، جراحي، تخت بيمارستان، روانپزشگي و اجزاي مصنوعي تن و هرگونه پيوند قلب، كليه و هر عضو ديگر. 

3- رفت و آمد رايگان با وسايل ترابري دولتي مانند مترو، اتوبوس و قطار و تخفيف 50% براي هواپيما. 

4- بليت رايگان براي سينماها، تماشاخانه ها، كنسرت ها، موزه ها و سمينارها و كنفرانسهاي همگاني. 

5- تضمين 50% تا 100% از وام هاي بانكي براي اجراي پروژه هاي اقتصادي بسته به مبلغ و كارشناسي پروژه. 

6- تضمين 80% وام هاي خريد مسكن تا سقف 80% بهاي مسكن براي سرباز و همسر سرباز شهيد.

7- تضمين 80% وام خريد خودرو ايراني براي سرباز يا همسر سرباز شهيد.

  8- هزينه كامل خانه سالمندان براي سرباز و همسر و 50% هزينه براي فرزندان.

9- هزينه خاكسپاري و گور رايگان براي سرباز و همسر، و 50% براي فرزندان. (سربازان شهيد جنگي در بخش ويژه گورستان شهرستان خود دفن خواهند شد.)

  و امتيازهاي اجتماعي ديگر كه فهرست آن منترش خواهد شد.

ماده سه- وراثت امتيازهاي سرباز ايراني:

امتيازهاي هر سرباز ايراني با شرايط زير قابل انتقال به نسل هاي پسين سرباز است:

1- سرباز و خانواده اول سرباز، 100 امتياز

  2- نسل دوم سرباز (فرزندان سرباز و خانوداه اولشان) 50 امتياز از 100 امتياز يا 50% همه امتيازها.

3- نسل سوم (نوه هاي سرباز و خانواده اولشان) 20 امتياز از 100 امتياز يا 20% همه امتيازها.

4- نسل چهارم (نوه هاي فرزندان سرباز و خانواده اولشان) 10 امتياز از 100 امتياز يا 10% همه امتيازها.

نسل هاي پسين تا هر زمان كه بتوانند ثابت كنند از فرزندان يك سرباز يا افسر ايراني گروه هاي 1، 2  يا 3، هستند، 5 امتياز از مجموع 100 يا 5% همه امتيازها را دريافت خواهند كرد. اين قانون شامل همه سربازان ايراني در درازناي تاريخ نوشتاري ايران خواهد بود.

از گروه 4، فقط افسران و سربازاني كه حرفه آنان خدمت در ارتش ايران است و تا تاريخ بازنشستگي قانوني در ارتش خدمت كنند، از اين امتيازها برخوردار خواهند بود.

ماده چهار- شكوه مرگ سرباز ايراني

  1. سربازان ايراني از همه نيروهاي مسلح كه در جنگهاي ميهني تعريف شده در بالا، در عملياتي ويژه يا با دلاوري ويژه شهيد مي شوند، در « گورستان ارتشي آريو برزن»  با بزرگداشت و مراسم كامل نظامي بخاك سپرده خواهند شد. گورستان باشكوهي به نام سردار بزرگ ايرانزمين، آريوبرزن، در نزديكي تهران ساخته خواهد شد كه ويژه خاكسپاري سربازاني از همه نيروهاي مسلح، زميني، هوايي، دريايي، تكاروان، تفنگداران دريايي، امنيتي و انتظامي خواهد بود كه در جنگهاي ميهني يا در درگيري مسلحانه با گروههاي تروريستي، مافيايي يا قاچاق، دلاوري ويژه از خود نشان داده و مفتخر به نشان هاي افتخار ملي شده باشند. آيين نامه اي اعطاري اين افتخارات جداگانه عرضه خواهد شد.

2. استانداري ها، فرمانداري ها، شهرداري ها، بخشداري ها و دهداري ها موظف خواهند بود كه همه ساله در روز يكم فروردين، يك دسته گل روي سنگ گور، همه سربازان شهيد در منطقه خود، پس از شستشوي آنها، بگذارند. اين قانون شامل گورهاي همه سربازاني است كه در درازناي تاريخ ايران در جنگهاي ميهني كشته شده اند و گور آنان شناسايي شدني است. هزينه دسته گل ها از سوي ستاد بزرگ ارتشتاران فراهم خواهد شد. گورهاي بناشده يا تنديس هاي بناشده براي سربازان گمنام يا سرداران نامدار ايران در ميدانها و پارك هاي عمومي مشمول اين بند خواهند بود. 

3. روز بيست و يكم امراد ماه هر سال، روز رويارويي اسكندر با سرهنگ آريو برزن، براي بزرگداشت فداكاري هاي سربازان دلاور ايران در راستاي حفظ مرزها و منافع ملي،  «روز ملي سرباز ايراني»  نام خواهد گرفت و در تقويم رسمي درج خواهد شد. در اين روز همه شاخه هاي ارتش ايران در يك رژه باشكوه در بزرگداشت سربازان افتاده ايران در درازناي تاريخ شركت خواهند كرد.

كورش زعيم

  تهران - 3 تير 1391

بازدید صفحه: 1996
 



پیشنهاد پخته و لازمی است امیدوارم مورد توجه قانونگذاران واقع شود.
احمدرضا احمدپور
سپاس. سرانجام آنها را وادار به تصویب و اجرا خواهیم کرد.

سلام جناب زعیم عزیز متشکرم وخیلی خوشحال از اینکه بنده رو مفتخر کردید وسری به من زدید / درخصوص این کار زیبایی که در اینده ای ایران قرار است انجام شود باید عرض کنم من مدت 8سال است با افتخار به این کار مشغولم ونه تنها تجلیل نشده که دوبار مصدومیت ناشی از انفجار مین که صدمات زیادی به من زده را هیچ ارگانی قبول نکرده وکسی هم پیگیر نیست وبه علت بورکراسی اداری موجود وعزت نفس خود حتی حاضر به پیگیری هم نیستم درمان را خودم انجام میدم وزیر منت این ها نرفتم /ببخشید خواستم درد دلی کرده باشم
مین بردار
مين بردار گرامي و عزيز ملت ايران، تو يك قهرمان هستي و نام تو و ديگر كساني كه مانند تو براي اين كشور فداكاري مي كنند بايد جاودانه شود. من اگر شده تمام جمهوري اسلامي جفاكار و حق ناشناس را لگدمال كنم، اين كار را خواهم كرد تا حق تو و خانواده ات شناخته شود. اگر و هنگامي كه يك دولت ملي استقراريابد، تنديس تو در منطيه كارت يا در شهر تو ساخته و برپا خواهد شد و طبق طرح "پاسداشت سرباز ايراني" من پاداش خواهي گرفت.

متاسفم که نتوانسته ام منظورم را بدرستی بیان کنم و یا سؤتفاهمی پیش امده است .متاسفانه فقط در خاور میانه با این روش مکالمه و مکاتبه روبرو هستیم و ان هم از دو حال خارج نیست یا طرف بدنبال مقصودی است و یا اینکه بدلیل زندگی در جامعه ای که پرسش و بحث با بزرگتر ممنوع و نشانه بی ادبیست چاره ندارد. پس گناهی بر او نیست اما وقتی کسانی که دنیا دیده هستند و این شانس را داشته اند که با فرهنگهای دیگر اشنا شوند و از نزدیک شاهد بوده اند که مردم عادی رهبران سیاسی یا نمایندگان وغیره را فقط با عناوین شغلیشان صدا میزنند و این باعث شده که وحشت از این عناوین از جامعه رخت بربندد با دیدن این تناقضات است که فرصت را غنیمت شمردم و با عنوان کردنش فکر کردم چون شما با عملکردتان ثابت کرده اید که درصدد رفع نواقصید شاید بتوانید با بسط این موضوع ان را در جامعه جا بندازید همین ولاغیر.اما راجع به وظایف نظامیان و طبعاتش٫ نوشته اید«ايا تا كنون بر مزار يك نظامي كشته شده بخاطر شما رفته ايد و گلي نثار آن كرده ايد؟»اولا تا کنون نظامی را سراغ نداریم که بخاطر من و یا شمای نوعی به جنگ برود و یا کشته شود نظامی وظیفه اش مشخص است تمرین و امادگی کامل داشتن برای حراست و حفظ کیان مملکت و اگر زمانی جنگی پیش بیاید به خاطر عشق به میهن سینه سپر میکند .اتفاقا اگر همه چیزی بدرستی در جامعه تعریف شده باشد و هرکسی به وظیفه خودش اگاه باشد و حق و حقوق خودش را بداند خیلی از مشکلات ما برطرف خواهد شد .درجوامع قانونمند اداراتی وجود دارند که موظفند به مشکلات خانواده های نظامیانی که عزیزی را ازدست داده اند رسیدگی کنند و به ترحم مردم عادی احتیاجی نیست.در ضمن تمام مراسم تجلیل تا خاکسپاری نظامیان دراماکن نظامی انجام میگیرد و شما هرگز شاهد مراسمی در اماکن عمومی نیستید مگر یادمان پیروزی بر فاشیست هیتلری. باز نقل قول از شما« شما حاضريد براي آنان جانتان به خطر بيندازيد؟»باز تکرار میکنم نظامیان تنها کسانی در دنیا هستند که با وقوف به خطرات احتمالی حاضر به پذیرش مسؤلیت میباشند .اما شما میگویید که «در مقابل تلاش انان شرمنده هستید» اما بعکس من در مقابل نظامیانی که «شیر برای خانه باشند و ... برای دیگران »هیچ احساسی ندارم . خدای ایران کشور را از جنگ و دروغ و قحطی درامان بدارد
حميد
حميد گرامي، شما داوري خود را بر آنچه در زندگي خود ديده ايد مي گذاريد؛ ولي ما سخن از ايراني مي كنيم كه در آن مردم تصميم گيرنده اند و گردانندگان كشور برگزيده مردم هستند. در هر حال، شرايط روز را در نظر داشته باشيد كه ما امكان دارد در شرايط بسيار بسيار خطرناكي قرار بگيريم و نظاميان ما اگر از پشتيباني ما ملت ايران استواني نداشته باشند، امكان دارد كه در ايمان به آينده كشور و ضرورت نبرد براي حفظ تماميت ارضي ميهن ما سست شوند.

با درود به شما جناب استاد زعیم 1.جناب استاد ایا در طی این 5-8 سال که ما از وابستگی به درامد نفت رها خواهیم شد بودجه جاری کشور از محل درامدهای مالیاتی تامین خواهد شد وبودجه عمرانی از محل درامد فروش نفت؟چون شما فرموده بودید که ماطی 5-8 سال بدون نفت ،تولید ناخالص داخلی خود را به بیش از 1000 میلیارد دلار خواهیم رساند؟ 2.ایا در طی این 5-8 سال با خروج تدریجی ما از بازار فروش نفت خام و افزایش صادرات نفت خام عراق(و عربستان)ضریب امنیت ملی ما کاهش نخواهد یافت؟ با سپاس
سعید
آري، سامانه مالياتي كشور كه اكنون بسيار مسخره و فقط به زيان شركت هاي كوچك و كاسبان خرده پا و به سود كلان درآمدهاست، بكلي دگر گون خواهد شد و سامانه اي بر پايه "هر كه بامش بيشتر برفش بيشتر" خواهد بود. از سوي ديگر، همه شركتهاي دولتي و وابسته به دولت خصوصي خواهند شد، به استثناي صنايع ويژه. رويكرد وصول ماليات هم اكنون بسيار بسيار ناكارآمد است. فروش نفت فقط و فقط براي پروژه هاي عمران سراسري كشور و صنايع بزرگي كه بخش خصوصو توان اجراي آنها را ندارند، ولي براي اقتصاد كشور ضروري هستند. در طي اين مدت هيچ روستاي دورافتاده كشور هم از برق و آب و جاده و دسترسي آسان به مدرسه محروم نخواهد بود. ما بيش از هزار ميليارد در جنگ 8 ساله خسارت ديديم. اين هزار ميليارد هم كه شما اشاره مي كنيد بيش از يك سوم آن خرج كشور نشده است. ولي طبق طرح من، توليد ناخالص ملي ما در 5 سال نخست چيزي بين 1000 و 1200 ميليارد دلار خواهد بود. 2- ضريب امنيت ملي ما بسيار بسيار افزايش خواهد يافت، زيرا اكنون با قطع نفت، اقتصاد ما خفه مي شود، در صورتيكه در طرح من پشتيبان ما اقتصاد بر پايه صنعت و كشاورزي و توليد دانش و تكنولوژي و خدمات خواهد بود، و چون صنايع مادر و توليد مواد اوليه صنعتي الويت خواهند يافت، صنايع ما هرگز آسيب جدي نخواهند خورد.

جناب استاد با توجه به اینکه عراق برنامه ای برای رساندن سقف تولید نفت خود به 10 میلیون بشکه در روز تا سال2020 دارد و با توجه به اینکه شما فرمودید"ما در ایران اینده در مسابقه بزرگترین صادرکننده نفت خام شرکت نخواهیم کرد و نفت خود را خام نخواهیم فروخت" 1.ایا ما از اوپک خارج خواهیم شد؟ 2.به نظر شما ایا راهبرد انرژی عراق اشتباه می باشد؟در این صورت در سال2020 اگر فرض کنیم عراق 7 میلیون بشکه صادر کند و عربستان هم همین مقدار و ایران هم به سوی اقتصاد صنعتی برود به نظر شما قیمت نفت به بشکه ای زیر 20دلار کاهش خواهد یافت؟ با سپاس
سعید
1- برنامه بي نيازي از فروش نفت حدود پنج تا هشت سال طول خواهد كشيد. اوپك هم در طي 10 تا 15 سال آينده اهميت كنوني خود را از دست خواهد داد. زيرا، مصرف نفت بيشتر در كشورهاي چين و هندوستان رخ خواهد داد و كشورهاي پيشرفته غربي در جانشيني نفت با انرژي هاي پاك پيشرفتهاي قابل ملاحظه اي خواهند كرد. اوپك يك سازمان غيرقانوني است، زيرا يك كارتل بازيچه قدرتهاي بزرگ براي تنظيم بازار انرژي است. بايد ديد در آن زمان وجود ما در اين كارتل مافيايي براي اقتصاد و امنيت كشور ضروري است يا نه. من اميدوارم ضروري نباشد، همانگونه كه براي امريكا و بريتانيا و نروژ ضروري نيست. ما هم شايد بتوانيم تا 2025 آن را رها كنيم. 2- راهبرد انرژي عراق دست خودشان نيست. افزايش توليد آنها دو دليل عمده دارد، يكي هزينه زياد توسعه و عمران كشور و ديگر جانشيني ايران در بازار نفت تا كصرفف كنندگان از دست تهديدهاي جمهوري اسلامي خلاص شوند و از آنجا كه جمهوري اسلامي تنها به فروش نفت متكي است، آن را خلع سلاح كنند و آسيب بزنند. بهاي نفت كاهش نخواهد يافت. من تصور مي كنم كه با مصرف كنندگان عمده اي مانند چين و هندوستان و برزيل و در ربع قرن دوم هزاره كنوني، افريقا، بهاي نفت در سطح بالا خواهد ماند.

با درود به شما جناب استاد زعیم 1.جناب استاد به نظر شما نواقص و ضعفهای نظام حکومتی ایالات متحده چیست؟ 2.ایا در راهبرد دریایی شما قایقهای موشک انداز تندرو جایگاهی دارند؟ 3.چرا در دوران قبل از انقلاب با وجود ضدیت مصر(عبدالناصر) و عراق با ایران اقدام خصمانه ای از سوی انها علیه ایران صورت نمی گرفت؟ با سپاس
سعید
1- اين پرسش پاسخي بسيار طولاني نياز دارد. بگذاريد براي فرصتي بهتر. 2- قايق هاي موشك انداز فقط كاربرد ايزايي دارند و جنبه دفاعي آنها بسيار ناچيز است. من كه آنها را چند سال پيش نمونه سازي و پيشنهاد كرده بودم (البته نه با موشك، با تيربار)، فقط براي جلوگيري از قاچاق بود. چون در آن زمان سرعت قايق هاي گشتي نيروي انتظامي به پاي سرعت قايق هاي قاچاق كه از كرانه هاي جنوب خليج پاري كالا مي آوردند نمي رسيد. ولي دست هايي پنهان از خريد و توليد آن در ايران جلوگيري كردند. 3- در آن زمان ايران چهار امتياز بسيار مهم و بزرگ داشت: اقتصادش از جمع اقتصاد آنها بزرگتر و پوياتر بود، قدرت نظاميش از جمع قدرت نظامي آنها بالاتر بود، با همه كشورهاي جهان روابط دوستانه يا دستكم مسالمت آميز داشت و مهمتر از همه ايران و ايراني احترام زيادي در سراسر جهان داشت. يك ايراني همه جا محترم بود و همه درها برايش باز مي شد، از جمله پول ايران كه در بيشتر كشورهاي غربي قابل خرج كردن بود. باز هم دليل مي خواهيد؟

با درود به شما جناب استاد زعیم جناب استاد نظر شما درباره مطلب زير چيست؟ با سپاس http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/57/bodyView/1903321
سعيد
اين گزارش چيزي ندارد كه من ديدگاهم را بدهم. يك گزارش ژورناليستي بر پايه رويدادهاي جاري است و ايرادي بر آن وارد نيست. ولي من تصور مي كنم كه با كنار گذاشتن گيلاني تحولاتي در راه است، رابطه پاكستان با ايران كمرنگ تر خواهد شد و تحولاتي ديگر در بخش پشتون پاكستان رخ خواهد داد كه آن را، و بويژه تجركات بلوچستان پاكستان را، بايد با دقت زير نظر بگيريم.

من واقعا نمی دانم اگر اقای زعیم تا این اندازه ناامید از اینده ایران هستند و معتقدند که ایران تجزیه خواهد شد دیگر چرا خود را به زحمت می اندازند و طرحهایی مانند"طرح پاسداشت سرباز ايراني"را ارائه می دهند!؟ طرح پاسداشت برای سرباز کدام ایران!؟ایران که قرار است 5 تکه شود! دیگر این کارها برای چیست!؟ بگذارید به درد خودمان بمانیم و بمیریم.
ارش
آرش عزيز، من نااميد نيستم. من هرگز نااميد نمي شوم. من 59 سال است نااميد نشده ام. من گفتم كه اين طرح كه پيشتر مورد تاييد برخي قدرت ها نبود، اكنون چراغ سبز گرفته است. وقتي ددان قدرتمند چراغ سبز مي دهند، لاشخورها به پرواز در مي آيند و كفتارها دستپاچه مي شوند كه مبادا دير به لاشه برسند. در هر حال در موقعيت بسيار بدي هستيم، من مدتهاست اين هشدار را مي دهم و بخاطر آن سه بار زندان رفتم، سياستهاي خارجي كشور هم كمكي به خاموش كردن آتش نمي كند و چهره هاي پنهاني در درون نيز با سخنان بي موقع و تحريك آميزشان و تحركات نابجايشان به آتش دامن مي زنند. ولي همانگونه كه در يكي از پاسخهاي زير گفتم، اكنون فقط خردمندان، آنهم آنان كه احترام جهاني دارند، بشرط عدم دخالت مجموعه سياستگزار موجود، هنوز مي توانند راه برونرفت را هر چند سينه خيز پيدا كنند.

سلام به اقاي زعيم اقاي زعيم شما فرمودید"رفتن آقاي احمدي نژاد به جزيره بوموسو و تحريك عربها"ایا منظور شما این است که رییس دولت ایران برای رفتن به بخشی از خاک ایران باید از همسایگان اجازه بگیرد!؟ این سخن شما بر خلاف سخنان دکتر باوند است که فرمودند:جزایر سه‌گانه خلیج‌فارس بخشی از تمامیت ارضی ایران است و مطمئنا هر ایرانی می‌تواند به هر بخش از خاک سرزمینش سفر کند و نیازی به توضیح ‌دادن در این‌باره به کشورهای دیگر ندارد. با تشکر
نظامي ايراني
شما نكته را نگرفتيد. شايد هم موضع تاريخي من را نسبت به سه جزيره نمي دانيد. اگر چيزي از من در اين باره نخوانده ايد، دستكم سخنراني من را خطاب به سران عرب درسال 1386 بخوانيد: http://www.kouroshzaim.org/DetailsData.asp?IDdata=221 من در اينجا از كساني كه پرسش مي كنند انتظار دارم كه نسبت به ديدگاههاي من بيگانه نباشند. اگر قرار باشد پيوسته من زنده باد مرده بادهاي گذشته را تكرار كنم به سخني نو نمي رسيم. من در اينجا از ظرافت سياسي مسئولان كشور سخن گفتم. براي هر كاري زماني وجود دارد و مكاني. ايشان اگر چند سال پيش كه ما گلويمان را پاره مي كرديم و جلوي سفارت امارات تظاهرات مي شد، اعلاميه مي داديم و سخنراني مي كرديم، بايد بجاي سكوت و دستگيري دوستان ما موضع مي گرفتند. حال كه همه جو سياسي عليه كشور است بهانه تبليغاتي بدست دشمن دادن سياستمدارانه يا خردمندانه نيست. ما بايد حضور قدرتمندي در جزيره ها داشته باشيم،‌ در اين شكي نيست، ولي چنان بي سروصدا كه آنها بدانند ولي فرصت عربده كشي نيابند. اين كار انسان را به شك مي اندازد كه شايد عمدي در كار بوده است. من خودم در دهه 60 با هواپيماي نيروي دريايي به بوموسو رفته ام، با موقعيت آنجا آشنا هستم و همانجا پيشنهادهايي كردم كه پرچم ما نبايد فقط بالاي سر در پادگان باشد، بايد تا قعر زمين جزيره فرو رود.

سلام به اقاي زعيم اقاي زعيم اكنون كه در حال نوشتن اين مطلب هستم بسيار عصباني هستم.به دليل بيانيه اوباما و وليعهد ابوظبي درمورد جزاير ايراني.اما من از بعضي افراد اپوزيسيون از جمله شما انتقاد دارم كه جمهوري اسلامي را عامل دشمني ميان ايران و اعراب مي دانند.من طرفدار جمهوري اسلامي نيستم اما ايا جمهوري اسلامي به خاك اعراب چشم طمع دارد و 30 سال انرا مطرح مي كند يا اعراب به جزاير ايراني؟ايا جمهوري اسلامي نام درياي عمان را تحريف كرده يا اعراب نام خليج فارس را؟ايا جمهوري اسلامي سعي در دشمني با هويت اعراب دارد يا اعراب در صدد ضربه زدن به هويت ايراني؟حتي در زمان قبل از انقلاب هم اعراب به موقعيت ما در منطقه حسادت مي كردند ولي جرات بيان ان يا دشمني با ما را نداشتند و به قول دكتر باوند"به دليل قدرت ايران سعي در دوستي و پرهيز از تنش با ايران داشتند".و باز هم به قول دكتر باوند"حتي پس از11 سپتامبر و سرنگوني طالبان و صدام و ارتقاي موقعيت ايران در منطقه سعي كردند به ايران نزديك شوند و هرگاه ايران ضعيف شده سعي در سواستفاده از ضعف ايران برامدند". اقاي زعيم ايا با اين شرايط ما مي توانيم به اعراب اعتماد داشته باشيم كه شما و اقاي نوري زاده جمهوري اسلامي را عامل بي اعتمادي ميان ايران و اعراب مي دانيد!؟درمورد دوران قبل از انقلاب چطور!؟ان زمان كه ما نه در پي صدور انقلاب بوديم و نه در پي تحريك شيعيان اين كشورها يا تلاش براي نا امن كردن اين كشورها؟ با تشكر
نظامي ايراني
نظامي گرامي، خشم سودي ندارد. من سي سال است خشمگين هستم و نتوانسته ام بر عوامل توليد خشم و نااميدي در مردم تاثيرگذار باشم. ديگر موضوع "طمع به خاك ما دوخته اند" كليشه شده و اين حرفها ارتباطي با رويدادها و آنچه شما از اين پس با سرعت بيشتر رخ خواهد داد ندارد. اكنون ما هدف پروژه اي هستيم كه از چند سال پيش عملياتي شد و هر چه فرياد زديم كه چه خبر است، گوش شنوايي نيافتيم. اين دزديهاي كلان و فرارها و غارتهاي نفسگير از بيت المال گرفته تا دفينه هاي تاريخي ما و فرار توسط كساني صورت مي گيرد كه درون حكومت و كمي زيركتر از بقيه هستند و حس كرده اند چه اتفاقي خواهد افتاد. اگر آخر زمان و نابودي جهان راست باشد، آن بخش كه مربوط به نابودي ميهن ما مي شود، با الويت اول در شرف فرارسيدن است. شما زياد به بيانيه اوباما گير ندهيد، اين فقط يك تكه از چيستان چهل تكه است كه از 8 سال پيش عملياتي شده. اين رويدادها را كه بخشي از تحركات است به ترتيب تاريخ سر هم كنيد، شايد تصوير چيستان كم كم شناسايي شود: سخنان حميد كرزاي براي فارسي زدايي در افغانستان، توافق عربستان و انگلستان با پاكستان براي تدريس تركي اسلامبولي بجاي زبان فارسي، تعويض نخست وزير ايراني تبار پاكستان (گيلاني)، سخنان باراك اوباما، برداشتن نام ايران و خليج فارس توسط يونسكو، برداشتن نام ايران از روي خليج فارس توسط گوگل، تبديل نام خليج فارس به عربي توسط نيروي دريايي امريكا، تبديل نام خليج فارس به عربي توسط موسسه جغرافيايي نشنال جئوگرافيك، مقاله هاي توهين آميز و دروغ درباره تاريخ كهن ايران در نشريه هاي تراز اول جهان مانند مجله اشپيگل آلمان و روزنامه اينديپندنت انگلستان، و انتشار چندين كتاب فرمايشي تحريف تاريخ ايران در خارج و داخل ايران مبني بر دروغ بودن تاريخ كهن ايران، مرگ هاي پي در پي ملك عبدالله و وزير خارجه عربستان كه هر دو با ايران دشمني نداشتند و آمدن آنان كه دارند، بركناري رييس جمهوري ايراني اسراييل، بركناري فرمانده ايراني كل قواي اسراييل، سفر وزير خارجه اسراييل به باكو، سفر وزير خارجه امريكا به باكو، انتقال مسابقات خوانندگي اروپا به باكو با تبليغات آزادي اجتماعي و مذهبي در آنجا، فروش تسليحات پيشرفته به امارات و عربستان. افزايش چشمگير نيروي تهاجمي امريكا به خليج پارس و درياي عمان، اظهارات حماس مبني عدم همكاري با ايران در صورت جنگ، تلاش براي بركناري رييس جمهوري عراق، استقرار پايگاههاي نظامي و دفاع موشكي در پيرامون ايران، رفتن آقاي احمدي نژاد به جزيره بوموسو و تحريك عربها، اظهارات برخي سران نظامي كشور مبني بر بستن تنگه هرمز خلاف سياست اعلام شده نظام، تهديد بر ويران كردن اسراييل با قدرت موشكي (كه به عنوان اثبات خطرناك بودن جمهوري اسلامي توسط طراحان بهره برداري شده)، سياستهاي اقتصادي بسيار بسيار .....انه و نابودگر در اين چند ساله علي رغم هشدارها و نصيحت دهها اقتصاددان كشور، تعطيلي سيستماتيك اكثريت صنايع به علت واردات بي رويه ولي هدفمند بنجل هاي ارزان با كمك بانكها (واردات حتا گلدان سفالين و سنگ قبر!)، نابودي باغداري و كشاورزي ايران با واردان غله و ميوه از خارج با كمك بانكها (مانند هندوانه از چين!)، خودداري بانكه از وام دادن به صنعت و كشاورزي و زير فشار گذاشتن آنها براي وصول بدهي هاي گذشته، جنجال بي دليل رييس جمهور اسلامي از آغاز كار، مانند انكار هولوكاست و حرفهاي ديگر كه نمي خواهم بتكرار كنم همگي در رساتاي ايجاد بي اعتمادي و انزواي كشور، خودداري سران كشورهاي جهان در سازمان ملل از ايستادن در كنار آقاي احمدي نژاد و تخليه تالار هنگام سخنراني او، رفتار توهين آميز با رييس جمهور اسلامي در دانشگاه كلمبيا تا بي اعتنايي به رييس جمهور اسلامي در برزيل و خودداري از استقبال يا ملاقات با وي همين هفته پيش، بازداشت و رفتار توهين آميز در قبرس با وزير خارجه جمهوري اسلامي، افزايش تحريم ها تا حد خفه كردن سريع اقتصاد ايران و افزايش نارضايتي، مسلح شده پان تركيست ها با كمك باكو و بودجه فراوان، مسلح كردن پان عرب هاي خوزستان با بودجه فراوان، اعلام استقلال در بلوچستان پاكستان، اعلام قصد استقلال توسط بارزاني در كردستان عراق، افزايش اعدام هاي قومي (كرد و عرب و افغان) در ايران، ممنوع كردن و فشار مضاعف روي سازمانهاي سياسي مانند جبهه ملي ايران كه مي توانند با صداي خود و خد و آگاهي خود از كارهاي نادانان در راستاي نابودي كشور جلوگيري كنند، ايجاد فشار مضاعف رور مردم مانند زنان و اكنون پزشگان در بيمارستانها (كه آنان را فراري خواهد داد، همانگونه كه روزي 40 پرستار به دنبال مهاجرت هستند)، دزديهاي سوپر كلان و تخليه بانكها از نقدينگي و فرار، .... من كه خسته شدم. شما اينها را و ديگر رويدادهاي مشابه را بويژه در يكي دو سال اخير به ترتيب تاريخ وقوع مرتب كنيد، ببينيد چه تصويري در مي آيد. يك نفر مانند من همه اين رويدادها را سر هم مي كند، به سخنان سياستگزاران جهاني هم توجه دقيق مي كند، آنگاه در يك جمله كوتاه به شما مي گويد كه چه در پيش است.

با درود به شما جناب استاد زعیم جناب استاد نظر شما درباره مطلب زير چيست؟در حال حاضر به نظر شما چند فروند جنگنده امريكايي نيروي هوايي ايران موجود و در شرايط عملياتي هستند(البته اگر پاسخ به مصلحت است)؟ با سپاس http://newcoy.persianblog.ir/post/162
سعيد
اينكه كشورها چند فروند از چه هواپيمايي دارند، اطلاعات عمومي و در دسترس همگان است. حتا وضعيت عملياتي و كارآيي آنها هم اطلاعات همگاني است. ولي در شرايط حساس كنوني و اينكه سياستگزاران اصلا قادر به ارزيابي توان ما نسبت به طرفهاي مقابل نيستند و خود را آينه محدب نگاه مي كنند، هر گونه اظهار نظر از سوي كسي بيرون از دايره فكري آنان ممكن است به تعبير منفي و انگ زدن منجر شود. آماري كه در اين تارنما داده شده، نزديك به واقعيت است. ولي من را از اظهار نظر معاف كنيد، چون قرار است سرمان را در برف فرو كنيم يا مانند گاليله اقرار كنيم كه زمين تخت است.

در پهنای تاریخ این سرزمین هنگامی ناکسان توانسته اند چشم طمع بخاک ایران بکنند که ضعف مدیریت و ندانم   کاری همچون موریانه زیربنای خانه را به ویرانی کشانیده است.پدران ما با درک و امکانات ان دوران صدها ضرب المثل برای درک بهتر مردم ان دوران ساخته اند از جمله«کار هر بز نسیت خرمن کوفتن ......»و الا اخر. اما درعوض درمواقعی که مردم توانستند همدلانی بیابند با دست خالی چرخ گردون را مجبور به اطاعت کرده اند. بهترین نمونه ترانه «نفت ایران»، از ترانه‌های قدیمی و مشهور لرستان است که نشان از همبستگی همه ایرانیان دارد  و در زمان ملی شدن صنعت نفت در دهه 1330 خورشیدی سروده شده است. کفتَر نامه بَر سَراوِ شه‌وا کبوتر نامه‌بر سراب شاه‌آب قاصد ای لیورسون پِرگِرت دِ هَوا قاصد لرستان به آسمان پرواز کرد نفت ایران باید ملی بُووَ نفت ایران باید ملی بشود دنیا وِ کامِت هِه گُلعُذار بُووَ (آنگاه) دنیا به کامت همواره گلعذار بشود تمام ای لیورسون کُل بینَ و قوم تمام این لرستان با یکدیگر خویشاوند شدند بیایید بشینیتون تا حرفی سیت گوم بیایید بنشینید به اتفاق تا حرفی برایتان بگویم نفت ایران باید ملی بُووَ نفت ایران باید ملی بشود دنیا وِ کامِت هِه گُلعُذار بُووَ (آنگاه) دنیا به کامت همواره گلعذار بشود نامَه‌بر خرم‌آوَ دِ روز و هفته نامه‌بر خرم آباد در هر روز و هفته خِوِارش دِ ملی بیین صنعت نفتَه خبرهایی که می‌آورد از ملی شدن صنعت نفت است ایی شهر خرم‌آوَ مناری دارَه این شهر خرم آباد مناری دارد هر کیوچَه و بازارش قاصدی دارَه هر کوچه و بازارش قاصدی دارد نفت ایران باید ملی بُووَ نفت ایران باید ملی بشود دنیا وِ کامِت هِه گُلعُذار بُووَ (آنگاه) دنیا به کامت همواره گلعذار بشود ای لیورسونَ کُلِش گُلِسونه این لرستان کُل‌اش گلستان است دِ همه‌جا یِنَه همه کسی دونَه در همه‌جا، همه کس این را می‌داند نفت ایران باید ملی بُووَ نفت ایران باید ملی بشود دنیا وِ کامِت هِه گُلعُذار بُووَ (آنگاه) دنیا به کامت همواره گلعذار بشود
 حمید
درست است. ما ايرانيان چون هميشه يا زير خشونت قوم هاي مهاجم بوده ايم يا تحت خفقان حكومت هاي داخلي، عادت كرده ايم از ترس زندان و جان با كنايه و ضرب المثل و شعر حرفمان را بزنيم. شاعران ما هميشه بجاي شادي و عشق و زيبايي هاي زندگي بگويند، سخنشان هميشه طعنه به وضع حاكم بوده است. چه سخنهاي درست و زيبا كه در گلوي آفرينندگان آن خشك شده است. اين فرهنگ هنوز در درون ما پابرجاست. سرودهاي ميهني ما هم پس از دوران اسلام، بيشتر انگيزه مخالفت با نظام هايي كه ايران را تحقير مي كردند داشته و به گذشته دور مي نازيده، زيرا حكومتهاي خودكامه و فاسد در درازناي تاريخ اجازه پيشرفت و تكامل اجتماعي را در كشور نمي دادند و ما يا مهاجر مي شديم يا مي مانديم و خون دل مي خورديم و با حسرت باززنده سازي ايران خودمان از دنيا مي رفتيم. اين سروده هم خيلي زيباست. سزاوار است با اركسترهاي كنوني و خوانندگان خوش آوا آن زنده و گسترده پخش كنند.

سلام. از طرح نظر غیر مرتبط با مطلب عذر می خواهم. سؤالی داشتم، آیا آقای دکتر محمدعلی دادخواه در حال حاضر آزاد هستند یا حکم زندان ایشان اجرا شده است؟
امید ایراندوست
حكم زندان ايشان هنوز اجرا نشده، ولي ايشان ضمن اعتراض گفته اند كه از زندان باكي ندارند.

با درود فراوان بر شما مهندس زعیم عزیز!در طرح شما نکات بسیار جالبی وجود دارد که امیدوارم خودتان با کار بیشتر بر روی این طرح پختگی آنرا بیشتر کنید و به هیچ عنوان هم این طرح را رها نکنید و باز هم با همین ذهنیت منسجم،آکادمیک و معطوف به هدف زیبایی که دارید این طرح را پخته تر و منسجم تر کنید؛به همین دلیل به شما پیشنهاد می کنم در امردادماه به مناسبت سالگشت آزادی اسرا و همچنین 31 شهریور سالگشت آغاز جنگ نسخه های ویرایش شده این طرح را بنویسید و منتشر کنید.باز هم سپاس گذار شما هستم که همچنان پابرجا و استوار از فرزندان راستین ایران از کورش تا مصدق یاد می کنید و برایشان دلسوزی می کنید.دوست دارم در مناسبت هایی که گفتم برای ملت ایران از جانفشانی های هم میهنان ارتشی و جوانان پاسدار و بسیجی بگویید و همبستگی ملی را به ار مغان بیاورید. درود بی کران بر شما که دلسوزانه به یاد اینها که با هر عقیده و مرامی سزاوار ستایشند می باشید. گرامی باد یاد و خاطره جانباختگان گلگون کفن حماسه هشت سال پاسداشت و نگاهداشت اهورایی از نیاخاک پرگهر جاویدباد ایران و ملت ایران
محسن
محسن گرامي، از پيشنهادهاي شما سپاسگزارم و شادمانم كه طرح من را پسنديده ايد. مي دانم كه برخي نكته هاي آن بسنده ژرفا ندارد و بايد روي آن بيشتر انديشه كنم. من اين كار را خواهم كرد. فقط خواستم اين انديشه هر چه زودتر، با توجه به شرايط بسيار هشداردهند اي كه در پيش است، به معرض نظرخواهي گذاشته شود، تا اگر سياستگزاران ما كه ظاهرا" ساعتشان خوابيده يا خودشان، اجازه دادند ما مسير حوادث را، پيش از اينكه در دستمان خارج شود، با خردمندي و بدون ضايعات عوض كنيم و از خطر بسيار بزرگي كه ميهنمان را تهديد مي كند پرهيز نماييم، اين قشر بسيار مهم از ملتمان استوان باشند كه شرايط برايشان بسيار بسيار بهتر خواهد شد. من حساسيت شما را نسبت به رويدادهاي جنگ 8 ساله درك مي كنم و براي من هم بسيار مهم است، زيرا تنها جنگي بود كه من خود شاهد آن بودم و تا حدودي درگير آن. ولي من نمي خواهم طرح من پيوند با رويداد خاص يا نظام خاصي داشته باشد. اين طرح را كلي نوشتم تا تبعيض ميان سربازانمان در درازناي تاريخ نگذاشته باشم. من سربازان جنگهاي چالدران و تركمانچاي و گلستان را هم ارج مي گذارم. همه آنان فرزندان اين ملت بودند. دو تن از سربازان ما كه با وجود عقب نشيني دولت وقت ايران، تا پاي جان براي جلوگيري از گذر ارتش روسيه از مرز ارس جنگيدند تا كشته شدند تخم هاي چشمان من هستند. ما اين دو آريوبرزن را فراموش كرده ايم، ولي آنچه من را تكان داد اين بود كه خود روسها هر سال روي گور اين دو دلاور دسته گل مي گذاشتند و ما حتي نمي دانيم گور آنان كجاست. من روز سرباز ايراني را 25 امرداد گذاشتم تا پايداري اسطوره اي آريوبرزن را در دفاع از ميهن به عنوان نماد دلاوري سرباز ايراني هميشه به ياد بياوريم. او هم با وجود عقب نشيني ارتش، از تسليم خودداري كرد و راه را بر اسكندر بست. وقتي همه سربازانش كشته شدند، خواهر او به ياري آمد و هر دو آنقدر پايداري كردند تا كشته شدند. آيا ما از اين سربازان ميهن پرست از جان گذشته تجليلي كرديم؟ نه، اسكندر تجليل كرد! ما تنديس آنان را پايين مي كشيم. من مي خواهم اين بي اعتناي را از بين ببرم، و براي اين كار هيچ سربازي را به سرباز ديگر و هيچ نبردي را به نبرد ديگر بيشتر يا كمتر ارج نخواهم نهاد. من به پيشنهاد شما طرح را بازنگري و تكميل خواهم كرد. من تفاوتي ميان ارتش و سپاه و بسيج نگذاشته ام. همه آنان فرزندان من هستند و مي خواهم كه همه خود را فرزندان كورش بدانند. من فقط در "پيشنهاد براي نجات ميهن" خود در سال 88 طرح ادغام سپاه و ارتش را كرده بودم تا آموزش نظامي و فرماندهي يكسان شود و انسجام بيشتري پيدا كنيم. در دهه 70، پيشنهادي هم براي ساماندهي نيروي انتظامي داده بودم. محسن گرامي، ما وقت چنداني براي عقلانيت، انسجام و تغيير مسير حوادث نداريم. آنهان كه من را مي شناسند مي دانند كه من در طي اين سه دهه تا كنون هشدار بيهوده نداده ام. فقط به شما اين را مي گويم كه از 8 سال پيش، سياست جهاني با كمك مزدوراني در درون، ميهن ما را در مسيري انداخته كه ديگر ايران نباشد، و اگر ما كماكان سر خود را در لجن فرو كنيم، ببخشيد در برف فرو كنيم، اين طرح امسال از زير خاك بيرون خواهد زد و در طي ده سال آينده تكميل خواهد شد. رويدادها سرعت گرفته اند. در همين هفته سخنان حميد كرزاي براي فارسي زدايي در افغانستان، توافق عربستان و انگلستان با پاكستان براي تدريس تركي اسلامبولي بجاي زبان فارسي، تعويض نخست وزير ايراني تبار پاكستان (گيلاني)، سخنان باراك اوباما، برداشتن نام ايران و خليج فارس توسط يونسكو پس از همين كار توسط گوگل و پيش از آن نيروي دريايي امريكا و موسسه نشنان جئوگرافيك، مرگ هاي پي در پي سران عربستان كه با ايران دشمني نداشتند و آمدن آنان كه دارند ... پيش از همه اينها بركناري رييس جمهوري ايراني اسراييل و بركناري فرمانده ايراني كل قواي اسراييل ... و دهها رويداد ديگر كه اكنون سرعت گرفته است و هدف آنها فقط جمهوري اسلامي ايران است كه همراه آن ايران هم فدا خواهد شد.

با درود به شما جناب استاد زعیم جناب استاد اخرین نظری که با عبارت"دوستار شما سعيد"نوشته شده است به من مربوط نمی شود! همانطور که میدانید نظرات من با عبارت"با درود به شما جناب استاد زعیم"اغاز می شود.یا شخص دیگری به این نام نظر داده یا اینکه خواسته از طرف من(شاید با نیتهای خاص)نظری بدهد.اما من شخصا با تمامی مفاد قانون پیشنهادی شما موافقم و هیچ مخالفتی با ان ندارم. با سپاس
سعید
lمي دانم سعيد گرامي، گناه از من بود كه نام كامل ايشان را نگذاشتم. ايشان هيچ نيت خاصي ندارند و مدتهاست از من نظرخواهي مي كنند (با ايميل).

آقاي زعيم گرامي متن نوشت شده شما را تحت عنوان طرح پاسداشت سرباز ايراني با دقت خواندم، حاوي نكات مهمي بود كه از ديد بسياري از فعالان سياسي و اجتماعي مخالف جمهوري اسلامي دور مانده بود. بي شك بسياري از پاسداران و پرسنل ارتش و نيروي انتظامي كه در جنگ 8 ساله و بعد از آن دچار صدمات غير قابل جبراني شده اند، نگران آينده خود و خانواده خود در پس دوران جمهوري اسلامي هستند، با طرح اين موضوعات اين نيروها كه اكثراً نيروهاي منتقد و مخالف سيستم هستند در صف نيروهاي دموكراسي خواه و خواهان تغيير قرار خواهد داد و از حالت خنثي خارج خواهند شد و به حالت بلفعل در خواهند آمد. اما من انتقادي به ماده سوم و بخصوص بند هاي سوم و چهارم آن دارم و آن اينست كه اين شرايط در نظر مردم ايران كه در طول ساليان بسيار با انواع نابرابري و بي عدالتي ها روبرو بوده اند، سنگيني خواهد كرد و آنان را با اين سوال جدي روبرو خواهد كرد كه لزوماً فداكاري و رشادت يك افسر ايراني كه زندگي خود و خانواده او را دستخوش تغييرات و احياناً لطمات غير قابل جبراني خواهد كرد، چه ارتباطي مي تواند به نوه ها و نوهاي فرزندان سرباز پيدا كند؟ ولي اين بخش نيز مي تواند توسط يك فاكتور مهم كه همانا ايجاد عدالت و آزادي براي تمامي ايرانيان در فرداي ايران است، محقق شود. دوستار شما سعيد
سعيد
آقاي سعيد بياني گرامي، شما از آنجائي كه خودتان مقاله هاي تحليلي سياس مي نويسيد (در سايت ديپلماسي ايراني)، ديد تيزي داريد. نكته هاي ديگري هم در آن هست كه ترجيح مي دهم بحث نكنم. ولي در مورد ايراد شما: من در نوشتن اين ماده ها عمد داشتم. ما ملت قهرمان پرستي هستيم، ولي براي قهرمانانمان هزينه نمي كنيم. يك دليل اين است كه ما بي اعتنا از كنار گور يا تنديس يا يادمان قهرمانان ملي خود نگذريم و آنان را كه فقط نامي در تاريخ هستند زنده كنيم. من تلاش خود را خواهم كرد تا تنديس همه قهرمانان تاريخي را كه در دفاع از ميهن تاثيرگذار بودند در ميدانها و پاركها و برزگراه ها نصب شود. ما امروزه تنديس آريو برزن يا آرش كمانگير را نمي توانيم تحمل كنيم و عواملي گمراه و منحرف ضد ملي آنها را تخريب مي كنند يا تنديس هاي آنها را مي دزدند. ما بايد اين فرهنگ ضد ملي و ضد بشري را تغيير دهيم. دوم اينكه اگر من بدانم كه قهرماني من ميراث خانوادگي من، تا تاريخ هست، خواهد بود، من را دلاورتر و مغرورتر نسبت به مينهم خواهد كرد، وفاداري من را افزايش خواهد داد و خائنان از من خواهند ترسيد. ميراث ابدي آنان هزينه بسيار كمي براي افزايش سطح ميهن دوستي و وفاداري به آب و خاك است.

اقای حمید تنها نظراتی که از شما در این مدت خوانده ایم فقط انتقاد بوده بدون اینکه پیشنهادی سازنده داشته باشید! از کجا متوجه نیت درونی من در چاپلوسی کردن شدید!؟ ایا جناب مهندس زعیم بخاطر چاپلوسی های من به من پول می پردازند که من نگران قطع این منبع درامد باشم و در نتیجه مجبور باشم که چاپلوسی را ادمه دهم!؟احترام گذاشتن به اشخاصی که در موضوعات مورد علاقه هرکس استاد هستند با چاپلوسی فرق دارد! حتی اگر اقای زعیم به سوالات من هم جواب ندهند باز هم من ایشان را استاد خود می دانم چون بسیار از ایشان اموخته ام. در ضمن لقب"استاد"برازنده هرکسی نیست بسیاری از مخالفان در داخل و خارج که فکر می کنند برای تغییر مبارزه می کنند حتی شایستگی لقب "اقا" را هم ندارند.حال اگر به نظر شما این چاپلوسی است بله من انسان چاپلوسی هستم.شما که چاپلوس نیستید بجز انتقاد چه کرده اید!؟
سعید
آقاي سعيد گرامي، اگر انتقاد نباشد هيچ بحثي پويا نمي شود. من از انتقاد استقبال مي كنم، زيرا هم كاستي هاي من را نشان مي دهد، كه مي توانم در رفع آنها بكوشم، و هم اجازه مي دهد به حساسيت هاي خوانندگانم پي ببرم و جوري نوشته هاي خود را تنظيم كنم كه انتقادها كمتر شوند و سطح پذيرش ديدگاههايم گسترده تر گردد. در هر حال برنده ميدان انتقاد من خواهم بود.

با درودی دیگر بار  هیچ جامعه ای نمی تواند براه سعادت و تعالی قدم نهد مگر اینکه فرهنگ مریدی و مرادی وتملق گویی در جامعه  بکناری رانده شود تا نتوانیم با این پدیده برخوردی جدی کنیم نمیتوان هیچ امیدی به اینده  داشت. معنای شهروند  در دنیای متمدن یعنی عضوی از جامعه که بتواند بدون دلهره و ترس از سؤتفاهم و چه وچه  پرسش خودرا از.. مطرح کند برای بهتر درک کردن مشکل تملق و برابر ندانستن خودمان توجه شما را به شیوه پرسشگری یک از  مراجعین سایت جلب می کنم .پرسشگری بنام سعید میگوید«با درود به جناب استاد زعیم 1.جناب استاد من هرگز در جایگاهی نیستم که جسارت ازمایش کردن استاد خودم را داشته باشم و هیچگاه چنین قصدی نداشته و ندارم.» زمانی که امکان نداریم مسائل زیربنایی جامعه را بررسی کنیم حداقل میتوانم فرهنگ سازی کنیم و شهروندان را با خطرات و زیانهای تملق گویی  اشنا کنیم . کم بها دان به این معضل باعث میشود که برای پاسداری از مرزها مجبور بدادن وعده و وعید به نظامیان شوید فرهنگ زیر دست و متملق بودن انچنان خطرناک است که ما برایش ضرب المثل هم داریم«دیگی برای من نجوشد بگذار ...» چون این فرهنگ کاسبکار است و همه چیز را با سنگ ترازو می سنجد. در جوامعی که دلسوزان جامعه به فرهنگ سازی بها داده اند ثمره اش را هم دیده اند و انهم رشد فرهنگ مسؤلیت پذیری در جامعه است چون مردمی که احساس مالکیت و مشارکت در امور خودشان را دارند را نمی توان شکست داد.اینچنین جامعه ای  احتیاج به دادن قول امتیازات ازلی و منفعتهای جور و واجور به نظامیان خود ندارد زیرا نظامیان خود را موظف به دفاع از کشور میدانند و در مقابل ان حقوق دریافت میکنند و اگر هم  حادثه ای برایشان رخ دهد طبق موازین خانواده انها تحت پوشش حمایتی قرار میگیرند در چنین جوامعی دفاع از مرزها و پاسداشت  ارزشهای مردمی و حقوق رفاهی جامعه از افتخاراتی است که مردم با گردن فرازی از ان یاد میکنند ارزش معنوی داشتن و یا گرفتن یک مدال و یا تقدیر نامه  برایشان بسی مهمتر از مزایای مادی میباشد چون کسی که نباید بشما بخاطر حفظ خانه تان جایزه و دست خوش بدهد .  
  حمید
آقاي حميد گرامي، خوشامدگويي هنگامي شكل تملق بخود مي گيرد كه براي كسب امتيازي گفته شود. اينگونه خوشامدگويي ها يا از احساس قلبي است، يا براي پذيرش خويش است و يا براي تشويق طرف به پاسخ دادم و براي پاسخ به پرسش هاي ما وقت صرف كردن. من زياد از خوشامدگويي خوشم نمي آيد، بهمين دليل خودم در اين كار زياده روي نمي كنم، ولي مشاهده مي كنم كه برخي بري ابراز راز دل خونشان از اوضاع به كساني خوشامدگويي مي كنند كه بجاي آنان براي تغيير مبارزه مي كنند. شما كمتر ايراد بگيريد و خود نيز بكوشيد دريچه دل خود را باز كنيد تا ديگران ببينند و بشنوند چه در آن مي گذرد. آنچه من براي سربازان ايرانزمين طرح كردن، باج دادن به نظاميان نيست، بها دادن به آنان است. شما به شاعران باج مي دهيد كه آنان را ستايش مي كنيد؟ شما به نويسندگان، به هنرمندان، به بازيگران، خوانندگان، نوازندگان و غيره باج مي دهيد كه به ديدنشان مي رويد و براي آن پول مي دهيد؟ شما به سياستمردان باج مي دهيد كه به آنان راي مي دهيد؟ براي نظاميان چه مي كنيد؟ ايا تا كنون بر مزار يك نظامي كشته شده بخاطر شما رفته ايد و گلي نثار آن كرده ايد؟ آيا به خانواده شان سر زده ايد و نيازي از آنان برطرف كرده ايد؟ آيا كودكانشان را دلداري داده ايد و برايشان پدر شده ايد؟ نظاميان وظيفه دارند از مرزهاي ما پاسداري كنند. درست است كه اين شغلشان است، ولي آيا وظيفه دارند كشته هم بشوند؟ براي من و شما؟ شما حاضريد براي آنان جانتان به خطر بيندازيد؟ آري، شما با گردن فرازي از فداكاري سرباز ابراز افتخار مي كنيد، ولي آيا شما كاري مي كنيد كه آنان هم از شما گردن فراز شوند؟ شما اين وظيفه شناسي يكسويه را تاييد مي كنيد؟ من تاييد نمي كنم. من در برابر آن هم ميهناني كه براي گردن فرازي من مي جنگند و جان خود را فدا مي كنند شرمنده هستم. و چون شرمنده هستم بايد هر كاري از دستم بر مي آيد، به نام يك شهروند كه گردن فرازي خود را مديون آنان است انجام بدهم ... و اين كار را خواهم كرد.

با درود به جناب استاد زعیم 1.جناب استاد ایا به نظر شما حضور فرماندهان ارتش و سپاه در شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی کاری نادرست نیست و باعث دخالت نظامیان در تصمیم گیریهای حساس سیاسی-امنیتی نمیشود؟ 2.جناب استاد ایا طرحتان درمورد دگردیس شدن نقش ناتو را منتشر خواهید کرد؟ایا با دگردیس شدن نقش ناتو امکان پیوستن ایران اینده به ان وجود خواهد داشت؟ با سپاس
سعید
1- من درباره روشهاي جمهوري اسلامي ديدگاهي عرضه نمي كنم. آنها خود عقل كل هستند. 2- آري، ولي همه چيز به هنگام. پيوستن ايران ضروري نخواهد بود، ولي در تصميم گيري هاي منطقه اي شركت خواهد داشت.

با عرض سلام واحترام فراوان: باید بگم به تمام سربازان ایرانی که: روحشان شاد یادشان گرامی وراهشان پررهرو باد با تشکر
محمد حاتمی
سپاس از روحيه ميهن پرستي شما.

با درود به جناب استاد زعیم 1.جناب استاد من هرگز در جایگاهی نیستم که جسارت ازمایش کردن استاد خودم را داشته باشم و هیچگاه چنین قصدی نداشته و ندارم.علت این سوال من این بود که چون در اکثر کشورها وزرای کلیدی(خارجه-دفاع-اقتصاد-انرژی)از اعضای شورای امنیت ملی هستند گمان کردم که در طرح شما هم چنین چیزی گنجانده شده است. 2.جناب استاد نظر شما درباره سرنگونی جت ترکیه توسط سوریه از لحاظ نظامی و سیاسی چیست؟ با سپاس
سعید
1- من حضور كساني را كه در موضوع مورد بحث كارشناس نيستند، در شواري امنيت ملي نمي پسندم، مگر در شرايطي كه موضوع مورد بحث به وزارتخانه آنها مربوط مي شود. دوم اينكه تصميم هاي شوراي امنيت ملي معمولن جنبه امنيتي و رازداري دارد و گسترده كردن حاضران احتمال لو رفتن را افزايش مي دهد. بويژه در كشورهايي مانند ما كه براي پراهميت نشان دادن خود به آشنايان و زيردستان نمي توانيم از كنايه زدن خودداري كنيم. از آنجا كه در سالهاي نخست، تصميمگيري ها بساير بسيار حساس خواهند بود، من گروه كوچكتر و مسئوليت پذيرتر را مي پسندم. 2- از آنجا كه تركيه با دستپاچگي هر بار توجيه خود را تغيير داد، نشان از آن دارد كه شايد آن هواپيماي اف 4 كه براي جاسوسي رفته بوده عمدي و براي بهانه داشتن بوده است. شما هواپيماي جاسوسي نمي فرستيد، مگر اينكه مي خواهيد براي عملياتي احتمالي آمادگي داشته باشيد.

شما می توانید نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید

   
 : نام ونام خانوادگي
 : توضیحات

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمائید
 
   
   
 

      



 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد