Thursday, September 20, 2018   امروز ,   پنجشنبه 29 شهريور 1397 خورشیدی

جزئیات مطالب  

   
27 مرداد 1391
ديدار از عباس اميرانتظام در بيمارستان
ديدار هموندان جبهه ملي ايران از عباس اميرانتظام در بيمارستان

از چپ به راست در كنار اميرانتظام: مهندس مرتضي بديعي، دكتر حسين مجتهدي، دكتر علي حاج قاسمعلي، مهندس آرش رحماني و كورش زعيم
كساني كه در فرتور ديده نمي شوند، بانو الهه اميرانتظام، دكتر هرميداس باوند، عيسي خان حاتمي، بيژن جانفشان، بانو حاج قاسمعلي و ناهيد فرهاد


عباس امير انتظام در تاريخ 26 امرداد 1391، به علت بالا رفتن قند خود و ضعف عمومي در بيمارستان ايرانمهر بستري شد. در روز 27 امرداد، كه زادروز وي نيز بود، شماري از هموندان جبهه ملي ايران و دوستان به عيادت ايشان رفتند، و همزمان زادروز ايشان را با روش كردن يك كيك كه به اين مناسبت كورش زعيم فراهم كرده بود جشن گرفتند.


بازدید صفحه: 4567
 



دوستان عزیز ظاهرا کسی با نام من و ایمیلی که من سالیانیست استفاده نمی کنم و ظاهرا هک شده و آدرس فیس بوک من اینجا کمنتی گذاشته و خواهان ارتباط با آقای میجانی شدند که اصلا اطلاعی ندارم و به من ربطی ندارد ....لطفا هر گاه به نام من پیامی گرفتید ابتدا از خود من از طریق وبلاگم یا فیس بوک تماس بگیرید تا مطمئن شوید...اینجا واقعا باید از آقای میجانی که به من اطلاع دادند سپاسگزاری کنم....موفق باشید
اختر قاسمی
به آن درخواست پاسخ داده نشد.

prix.sakharov2010@gmail.com با سلام و تهیت ضمن عرض تشکر از فعالیت های شما در صورت امکان ایمیل و لینک ارتباط با اکانت فیس بوک جناب آقای نوید میجانی را می خواستم اگر لطف بفرمایید ممنون میشوم کار بسیار مهمی با ایشان دارم ایمیل قبلی ایشان معتبر نمی باشد (navid.karoon@gmail.com) پیشاپیش متشکرم اختر قاسمی akhtarghasemi@yahoo.com http://www.facebook.com/akhtarghasemiI اتحاد جمهوری خواهان ایران United Republicans of Iran http://www.jomhouri.com/
اختر قاسمی

درود و شاد باش.حال عمومی اقای امیر انتظام چگونه است؟از بیمارستان مرخص شدند یا ..؟
مسعود
آري ايشان پس از دو هفته از بيمارستان مرحص شدند و در خانه استراحت مي كنند. حالشان نسبتن خوب است.

قبل از اینکه به مهندس امیرانتظام بپردازم از جنابعالی که همواره قدر و منزلت بزرگان را در زمان حیاتشان ادا مینمائید کمال سپاسگزاری را دارم. امید دارم مهندس امیرانتظام هر چه سریعتر سلامتی خود را باز یابد.و با رهبری ایشان ، جنابعالی و سایر دوستان بزرگوار ملی شاهد آینده بسی بهتر برای ایران باشیم. مجددا" از جنابعالی که ترتیب چنین کارهای بزرگ و ماندگاری را می دهید متشکرم .
نجاتی
احساسات شما دلگرم كننده است.

با درود فراوان بر مهندس زعیم نازنین!من منظورم کلی بود و ارتباطی با جبهه ملی ایران ندارد.از طرفی من باید منظورم را دقیق تر بیان می کردم و از این بابت پوزش می خواهم. شاخص ارزیابی و سنجش دموکراسی خواهی مانیفست و منشور یک جریان و حزب سیاسی چیست؟باز هم تاکید می کنم این پرسش کلی است و ارتباط خاصی به جبهه ملی ایران ندارد. چرا که اگر گروهی به قدرت رسید عملکردش مشخص خواهد کرد که آیا دموکراسی خواه است یا خیر این پرسش برای زمانی است که هنوز به قدرت نرسیده و درصدد رسیدن رسیدن به قدرت است بازهم سپاس گذارم
محسن
به واژه ها اعتبار زياد ندهيد. همه كشورهاي كمونيستي ديكتاتوري خشن بودند و هستند، ولي نامشان جمهوري دموكراتيك بوده است. در درجه اول بايد مرامنامه و منشور آنها را (اگر داشته باشند) بخوانيد. سپس به نوشتار و گفتار رهبرانشان توجه كنيد. آنگاه رابطه رهبران با اعضاي ساده، بويژه جوانانشان، را بسنجيد. كم كم دستگيرتان مي شود كه آيا آينها دموكرات راستين هستند يا فرصت طلب.

با درود بر مهندس زعیم عزیز و بهبودی هرچه زودتر مهندس امیر انتظام نلسون ماندلای ماندگار ایران زمین! آموزگار گرانقدرم!شاخص یا شاخص های عینی سنجش دموکراسی و حقوق بشر خواهی یک جریان سیاسی یا حزب و نیروی سیاسی پیش از آنکه به قدرت برسد چیست؟چگونه می توان پی برد این نیروی سیاسی به گوهر دموکراسی و حقوق بشر می خواهد یا خیر؟ با سپاس تا درودی دیگر دورد و دو صد بدرود
محسن
شما بايد نوشته هايشان، منشورشان و راهكارهايشان را بخوانيد. گوهر ما خيلي روشن و درخشان است. منشور جبهه ملي ايران و برخي نوشته هاي من درباره ايران آينده مي تواند زمينه اي براي داوري شما باشد.

حمید عزیز با تمام صحبتهایت در اخرین کامنتت موافقم..واقعا جای تاسف دارد که اقایان به گدایی افتاده اند تا امثال مرسی به ایران بیایند.امثال محمد صدر هم چون دلشان برای میز کارشان در وزارت خارجه تنگ شده این حرفها را می زنند.یادشان رفته که قبل از انقلاب سران کشورهای منطقه برای سفر به ایران و بدست اوردن حمایت ایران باهم رقابت می کردند.یادشان رفته که در زمان ان سید خندان که مثلا روابط ایران و اعراب به ظاهر خوب شد 8بار ایران را ار بیانیه های شورای همکاری خلیج پارس محکوم کردند و ان وقت سید خندان و امثال اقای صدر با حقارت به عربستان سفر کرده و بر گونه های فهد و عبدالله بوسه می زدند. حرفهای صدر را هم من برای نظرخواهی از مهندس زعیم گذاشتم.
سعید
من نمي دانم آقاي صدر چه گفت و اهميتي هم براي من ندارد. ولي آقاي مرسي كار خردمندانه اي كرده. او بخاطر اخوان المسلمين زير ذره بين غرب است و هر گونه ارتباط ساختاري با ايران غرب را در رابطه با موضعگيري عليه اسراييل بشدت نگران مي كند. نه تنها غرب، بلكه عربستان و كشورهاي ديگر مسلمان كه از ايران فاصله گرفته اند و مرسي نمي خواهد در آغاز نگراني آنها را برانگيزد.

درود فراوان استاد زعیم گرامی میخواستم بدانم آیا ما ملی ها با نهضت آزادی و جریان های ملی مذهبی مرزبندی سیاسی داریم؟مثلا امکان ورود نهضت آزادی به جبهه ملی وجود دارد؟نیروهای ملی مذهبی پیشوای خود را دکتر مصدق می دانند ولی خط فکری آنها به جریان اصلاح طلبی اسلامی نزدیکتر است.خط فکری آن ها اندیشه های دکتر شریعتی می باشد .مثلا خاطراتی درباره مهندس بازرگان که ایشان گفته بودند که بار مشروبات الکلی در جنوب نابود شود که اختلافاتی در این زمینه بروز کرد و سرانجام با دستور صریح دکتر مصدق ایشان عقب نشینی کرد و یا زمانی که ایشان را برای معاونت وزارت فرهنگ پیشنهاد کرده بودند که دکتر مصدق شخصا مخالفت کرده و گفته بود که ایشان در این سمت می خواهند چادر سر خانمها کنند. البته این اختلاف نظرهایی که گفته شد مطلق به گذشته بوده ولی احساس میکنم دید آنها نسبت به مسئله سکولاریسم تفاوت هایی با دید نیروهای ملی دارد. مسئله دیگر استاد زمزمه هایی از حضور آقای رفسنجانی در انتخابات آتی وجود دارد آیا ممکن است نظام برای فرار از مشکلات به رفسنجانی پناه ببرد؟احساس می شود حملات اخیر به دولت احمدی نژاد از جمله نامه برخی وزرای سابق برای خلع اختیارات دولت به خامنه ای از همین مسئله نشئت می گیرد. با سپاس
hossein bodaghi
1- هيچ مرزبندي ميان ما و حزب نهضت آزادي و شوراي ملي مذهبي وجود ندارد. در طي 8 سال گذشته، آنها خيلي به ديدگاه ما نزديك شده اند. معيار ما پذيرش منشور جبهه ملي ايران است. 2- آري ممكن است نظام به آقاي رفسنجاني پناه ببرد. البته اين يك گام مثبت است، ولي من توصيه كرده ام كه به ما پناه ببرند تا ملت ايران سالهاي زياد ديگري را در يك سياست عقلانيت گام به گام از دست ندهد.

درود دوباره آیا کمکی که داشناک های ارمنی به خانواده شما برای خروج از ایران کرده بودند تاثیری در موضع شما نسبت به ارمنستان داشت! چون ارمنی ها ناسیونالیست شان مبتی بر مسیحیت است نظر شما راجع به اینکه آیین زرتشتی را بخواهیم در آنجاگشترش دهیم چیست؟ تحلیل شما از لابی ارمنی خصوصا در آمریکا چیست؟آیا قدرتی به مانند یهودیان اسراییل دارند؟
منصور
نه، داشناك ها از من هواداري مي كردند و قول حفاظت از خانواده من را هم داده بودند، ولي در نهايت سفير تركيه در تهران كه دوست ما بود كمك كرد آنها از كشور خارج شوند. داشناك ها وقتي مراجعه كردند كه خانواده را خارج كنند، شب پيشش سفير تركيه ترتيب كار را داده بود. مسائل خانوادگي هرگز در سياست من دخالتي ندارد. من ارمنستان را جزوي از خانواده ايراني مي دانستم و اكنون هم مي دانم. 2- فكر كردن درباره سياست خارجي در قالب مذهب كار درستي نيست. اگر من اختياري داشتم حتي پرسيدن اينكه "دينت يا مذهبت چيست؟" را ممنوع مي كردم. لابي ارمني در امريكا از دموكراسي در ايران هواداري مي كند.

درود به مهندس زعیم 1.ایا به نظر شما توان نظامی پایین یا به قول شما"نمایشی"عربستان عامل اصلی حضور امریکا در منطقه نیست؟وایا عنوان ژاندارم برای عربستان بیشتر حالت نمایشی ندارد؟ 2.چرا شما از سیاست پشتیبانی از ارمنستان حمایت کردید؟در حالیکه ما با این کار اذربایجان را به ترکیه نزدیک کرده و از دست دادیم. با تشکر
رضا
1- چرا، ولي كسي نگفته عربستان ژاندارم منطقه است. ژاندارم منطقه امريكاست. 2- من آران را جزوي از ايران مي دانستم كه جمهوري اسلامي با بي خردي و كارهاي بسيار ضدارزشي و ضد ملي از خود دور نگه داشته بود. ولي مي پنداشتم كه اگر جمهوري اسلامي اصلاح شود و بتواند عاقلانه و دورانديشانه اقدام كند، نزديك كردن باكو كار اساني خواهد بود. ولي ارمنستان به علت تفاوت ديني مي تواند خيلي زود از ايران بگريزد و به اروپا نزديك شود. در آغاز استقلال ارمنستان، كساني از آنجا آمدند و چون احساسات من را مي دانستند و اسقف تهران هم من را تاييد مي كرد، درخواست كمك براي بازسازي ارمنستان كردند. در همان زمان بود كه جنگ قره باغ آغاز شد. من بي درنگ اعلام كردم كه بايد يك پيمان نظامي ميان ما و ارمنستان و يونان امضاء شود. از اينكه ارمنستان با ما مرز نداشت و باكو مستقيم با تركيه هم مرز بود نگران بودم. در آن زمان پان ترك ها در قالب ارتش تركيه در آنجا حاكم بودند. سفير باكو هم بارها به دفتر من آمد و درخواست كمك به نزديك شدن دو كشور را كرد. ولي هيچ چيز توي كله اين اقايان نمي رفت. بنابراين، تنها راه باقي مانده حفظ مرز ايران و ارمنستان و جدا كردن باكو از تركيه بود تا در زمان مناسب هر سه كشور را همبسته كنيم.

نمایشگاه«Expo»برای اولین بار در سال ۱۸۵۱در لندن برگزار شد و تبدیل به سکوی پرشی برای کشورهای مطرح و رو به پیشرفت ان دوران شد . نگاهی به لیست کشورهای برگزار کننده به ما می اموزد که تنها سه کشور اسیایی از جمله ژاپن در سال ۱۹۷۰-کره جنوبی در سال۱۹۹۳- چین در سال۲۰۱۰موفق به برگزاری این نمایشگاهها شدند.با توجه به مدارکی که انتشار یافته و نشان می دهد که امریکا و انگلیس مخالف سرسخت ایجاد ذوب اهن در ایران بودند ولی شاه با چرخش به شرق و استفاده از تضادهای غرب و شرق موفق به بدست اوردن این صنعت برای ایران شد.حال بهتر میشود درک کرد که در سال ۱۳۵۰ایران با ترفند جشن های ۲۵۰۰ ساله موفق به همایشی سرنوشت ساز برای اینده ایران شد.رشد صنعتی ایران در دهه پنجاه و پذیرش ایران بعنوان کنترل کننده منطقه و در نتیجه برایند ان تامین منافع ایران است که کوته بینها نام ان را «ژاندارم منطقه» گذاشتند و حالا خودشان کاسه گدایی در دست در راهروهای مواضع قدرت در غرب التماس میکنند که منافع ما را در خلیج پارس برسمیت بشناسید و انها هم می گویند بعدا خبرتان می کنیم. دنیا بدنبال منافع خودش است و ما دلخوش به اینکه اختلاف اعراب و اسرائیل چگونه پایان می پذیرد! از ان طرف عربها به جای تشکر برای نابودی ایران نقشه میکشند!!بنازم به این طراحان سیاستهایی که قرار است منافع ما را پاس بدارند.سادات بارها گفت مسافرت من به ایران موفقیت بزرگی برای سیاست خارجی مصر است چون تلاش داشت که از طریق سیاست درست ایران و جایگاه ایران در منطقه فشار سیاسی به اسرائیل وارد کند برای سر میز مذاکره نشستن و خاتمه مشگل اعراب و اسرائیل. حالا این کسی که به همت اوباما و کلینتون انتخاب شد ناز میکند و اعلام میکند که فقط چهار ساعت می تواند به تهران بیاید!! همه هم غمزه شتری می ایند که بله رئیس جمهور مصر مفت خر کرده و چهار ساعت پایش را روی چشم اقایان می گذارد٬صفا اوردید یا اخی .بعد از برگزاری موفقیت امیز این جشن روسها خیلی زود خطر را حس کردند و بهانه گیری و توطئه شروع شد نادانان کوته فکر هم بدون هیچ اندیشه ای فقط تکرار کردند که پول بهدر رفت و .. در زیر سعی میکنم اطلاعاتی مختصر را راجع به ان زمان را با شما سهیم شوم . من میل دارم چند مورد را یاداوری کنم-۱- در رابطه برگزاری جشن بزرگداشت تاریخ باستانی ایران«از تاریخ ۱۲ تا ۱۶ اکتبر ۱۹۷۱ (برابر با ۲۰ تا ۲۴ مهر ۱۳۵۰) در تخت جمشید برگزار شد. در این جشن‌ها، سران حکومتی و پادشاهان ۶۹ کشور جهان شرکت کردند و تمدن و تاریخ کهن ایران را ارج نهادند.قبل از هر چیز ببینیم که اعضا و مسؤلین این جشنها چه کسانی بودند.اعضای شوراي جشنهای ۲۵۰۰ ساله : باقر پیرنیا، غلامعلی اویسی، جواد بوشهری، حسن زاهدی، مهدی شیبانی و ضیاءالدین شادمان بودند.میهمانان خارجی جشن: ۲۰پادشاه و امیر،۵ شهبانو، ۲۱ شاهزاده، ۱۶رییس جمهور،۳ نخست‌وزیر،۴ معاون رییس جمهور و ۶۹ وزیر خارجه از ۶۹ کشور در مراسم شرکت کردند. آغاز رژه با به حرکت در آمدن درفش کاویانی در مقابل صف سربازان بود و در ردیف دوم درفش همانشان کوروش و ارتش هخامنشی قرارداشتند.رقم هزینه شده برای این مراسم به گفته عبدالرضا انصاری که مسؤل مستقیم برگزاری جشن بود نزدیک به دویست میلیون تومان هزینه برگزاری این جشنها شده است.البته این هزینه شامل ساختن بنای یادبود شهیاد در تهران، توسعه زیرساخت مخابراتی اسد آباد همدان، توسعه فرودگاه شیراز و ساخت و تجهیز هتل های تهران و شیراز و راه سازی نیز بود. در پایان این جشن ها دوازده میلیون تومان در صندوق کمیته برگزاری جشن باقی ماند که به تکمیل «مسجد اعظم آیت الله بروجردی» در قم اختصاص یافت.همچنین منشور حقوق بشر کوروش بزرگ هم برای چند روز به ایران آورده شد و به نمایش در آمد.در پایان حاضر جوابی محمد صدر یکی از معاون وزیران دولت خاتمی مرا بیاد نکته طنزی انداخت که خستگی اظهار نظر طولانیم را بر طرف میکند. شیخ محمدجعفر آباده‌ای از علمای دو قرن پیش به حاضرجوابی شهرت داشت و کمتر کسی حریف زبان شیرین ولی گزندۀ او می‌شد.از او پرسیدند آیا هرگز پیش آمده است که از کسی سخن نیشدار بشنوی و در جواب دربمانی؟ گفت آری، یک روز سحرگاهان از خانه به‌قصد مسجد خارج شدم. شب هنگام باران زیادی باریده، کوچه‌ها پر از گل و لای بود و هوا تاریک. با وجود آن که خیلی احتیاط می‌کردم، پایم در چاله‌ای کم‌عمق اما پر از کثافت و نجاست فرو رفت. در ششدر حیرت، از حرکت، بازمانده و در خود فرو رفته بودم که چه کنم. می‌اندیشیدم که اگر به مسجد بروم، با این پلیدی و نجاست شرعاً جایز نیست و اسباب آبروریزی خواهد بود. اگر به خانه برگردم و تطهیر و تعویض لباس کنم وقت نماز می‌گذرد و مأمنین چشم‌انتظار می‌مانند و نگران می‌شوند.پس چه باید کرد؟ چشم‌ها را بسته، حیران و سرگردان در اندیشۀ کار خود مستغرق بودم که زنی رسید و چون مرا بدان حال دید به‌کنایه گفت: حاج آقا، چرا تو خودتان فرو رفته‌اید؟!آنجا بود که در عین اوقات تلخی، هم خنده‌ام گرفت و هم زبانم از جواب عاجز ماند.
حميد
1- ما در درازناي تاريخ از توليدكنندگان آهن و نوعي بوده ايم، ولي بجز در زمان شاه عباس، به علت گرايش به تندروي هاي مذهبي و شاهان بي لياقت از قافله صنعتي جهان دور مانديم. از زمان قاجار، صحبت كارخانه پولادسازي بودو مي پندارم اميركبير پيشگام آن بود. مخالفت غرب به علت ركودي بود پس از جنگ كارخانه هاي پولادسازي را زير فشار گذاشته بود. كارخانه اي روسها به ما دادند بجاي بخشي از طلاهايي بود كه از آنها طلب داشتيم. كارخان ذوب آهن اسپهان يك كارخانه تكونولوژي پيش از جنگ دوم بود كه بسيار بسيار ناكارآمد و غيراقتصادي بود. ما پولاد را 8 تا 10 تومان توليد مركرديم و 2 تومان مي فروختيم كه نرخ جهاني بود. كيفيت پولاد ما هم در سطح استاندارد جهاني نبود. سالها بعد بود كه كارخانه نوسازي شد.

درود دوباره به استاد زعیم جناب استاد تقریبا یکسال قبل اسناد و نوارهایی از کتابخانه شخصی پرزیدنت نیکسون بدست امد که در ان"پرزیدنت نیکسون به مشاوران و اعضای دولتش دستور داده بود که در تصمیمات مربوط به اسراییل(پس از ارائه طرح راجرز)یهودیانی که در دولت هستند از جمله کیسینجر را کنار بگذارند".شخص هنری کیسینجر هم این مسئله را تایید کرد.با توجه به گفته شما درباره نفوذ یهودیان امریکایی بر کاخ سپید چگونه پرزیدنت نیکسون توانست چنین تصمیمی بگیرد؟ با سپاس
سعید
درست است كه نيكسون شخصن كمي نژادپرست بود و ديد خوبي نسبت به يهوديان و سياهان نداشت، ولي نسبت به كيسينجز بسيار احترام داشت و بدون او سياست خارجي خود را تنظيم نمي كرد. اين نقل قول كه نيكسون مشاوران يهودي خود را از دخالت در سياست خارجي مربوط به اسرائيل دور نگه دارد را هالدرمن در كتابش درباره نيكسون نوشته و من در هيچ جاي ديگر آن را نخوانده ام. البته در نوارها در جاهايي نسبت به يهوديان نيش هايي زده است. خود كيسينجر هم يك بار گفته بود كه "مهاجرت يهوديان از روسيه به امريكا ارتباطي با امريكا ندارد و اگر روسها آنها را در كوره هم بسوزانند، اين مشكل امريكا نيست." احتمال دارد كه در زمان الكساندر هيگ كه رييس دفتر كاخ سپيد بود و شخصيت قدرتمندي داشت، براي اينكه جرقه اي ميان هيگ و كيسينجر درباره اسراييل رخ ندهد، نيكسون گفته بوده باشد كه در فلان جلسه بحث درباره اسراييل كيسينجر را دعوت نكنند.

درود به اقای زعیم 1.اگر عربستان بعنوان ژاندارم جایگزین ایران شده است پس چرا امریکا در منطقه حضور دارد؟قبل از انقلاب که ایران ژاندارم بود امریکا یا کشور دیگری در منطقه نبود و فقط ایران امنیت را تامین می کرد. 2.به نظر شما سیاست درست ایران(به جای سیاست اشتباه جمهوری اسلامی در حمایت از ارمنستان)نباید میانجیگری بیطرفانه میان باکو و ایروان برای حل اختلافات انها باشد؟ با تشکر
رضا
1- امريكا مي داند كه عربستان داراي ثبات سياسي نيست و اينكه با همسايه هاي خود مشكل دارد. شرايط موجود عربستان بسيار موقتي است. در صورتيكه ايران در ساختار ملي و فرهنگي ثبات داشته و دارد، هرچند حكومت ها دچار تغيير مي شوند. 2- سياست جمهوري اسلامي در پشتيباني از ارمنستان تنها سياست استراتژيك درست آنها بود كه خودم هم آن را به شدت تجويز مي كردم و خواهان حفظ كريدور قره باغ بودم. حتي وقتي يكي از وزيران (؟) باكو با دو نفر ديگر به ديدن من آمد و درخواستهايي براي نزديك شدن دو كشور بهم كرد، در ضمن گله كرد كه شايد من هم مشوق ارسال ده هزار ژ3 به ايروان بوده ام. (يكي از دوستانم ده هزار كت چرمي پليس ارمنستان را تامين كرده بود). كه البته من حتا خبر نداشتم، ولي آنها از صحبت هاي من مي دانستند كه من ارمنستان را يك متحد كليدي بشمار مي آورم. البته تلاش من براي كمك به مردم آران و شروان داستان ديگري است. دولت كنوني باكو ميانجي پذير نيست و اگر هم بود، جمهوري اسلامي موقعيت و توان اين را نداشت، زيرا موقعي كه بايستي به كمك آنها مي رفت، غفلت كرد.

با درود به جناب استاد زعیم جناب استاد شما در جایی فرمودید"زبان امپراتوری عثمانی، پارسی بود". با توجه به اینکه این یک امپراتوری ترک بود ایا زبان ترکی زبان اصلی انها نبود؟چون در کتابهای تاریخ مدارس زمان ما از زبان پارسی بعنوان زبان رسمی عثمانیها صحبت نشده است. با سپاس
سعید
زبان تركي در آن زمان نوشتاري نبود و دستور زبان مدون هم نداشت. زبان متصرفات مهاجران تركستان و سلجوقيان كه در غرب آناتولي (آسياي كوچك) مستقر شده بودند هم پارسي بود. سلجوقيان هم كه همسايه آنها بودند و بعدها توسط آنان شكست داده شدند هم متكي به وزيران و شاعران و دانشمندان و هنرمندان ايراني بودند. بنابراين، براي اينكه عثماني ها بتوانند امپراتوري را اداره كنند، زبان رسمي دربار و ديوان فارسي بود و همه بيانيه ها، نامه هاي و دستورها به فارسي نوشته مي شد، هرچند سربازان ترك ميان خودشان تركي مي گفتند. آن توهين هايي كه امروزه هم ميهنان آذري ما را مي آزارد، توسط خود اهالي آذربايجان به اين سربازان ترك گفته مي شد، زيرا زبان فارسي نمي فهميدند و آذريان هم تركي نمي دانستند. اگر به كاخهاي عثماني در استامبول سر بزنيد، مي بينيد كه سراسر تزيينات سقفها و ديوارهاي آنها شعرهاي فارسي است. شاعران دربار هم به فارسي شعر مي گفتند. شرايط چيزي شبيه دربار خانواده رومانف تزار روسيه بود كه در دربار زبان معمول فرانسه بود. با اين تفاوت كه در روسيه زبان نوشتاري و دستور زبان براي روسي داشتند.

گویا اسم یک خیابان در باکو را ایروان گذاشتند ومدعی هستند در دوره جنگ جهانی اول وپس از فروپاشی روسیه تزاری ایروان را برای مدت کمی به دست ارامنه برای تشکیل کنفدراسیون قفقاز نمودند وارامنه از این فرصت استفاده میکنند واز اصفهان هم تبارانشان را کوچ میدهند به ایروان درست است یا از ساخته های پان ترک ها است! اما ثروتی که باکو از نفت دارد چه؟ارمنستان کشوری ضعیف است ونفت مانند باکو ندارد
منصور
ايروان از 4000 سال پيش از ميلاد مسكوني بوده، ولي شهر ايروان در سال 782 پيش از ميلاد با ساختن دژ "اربوني" توسط شاه آرگيشيتيس اول بنيانگذاري شد. در سده هاي 6 و 5 و 4 پيش از ميلاد، ايروان يكي از ساتراپي هاي ارمني نشين مهم هخامنشيان بود. در دوران اشكانيان پادشاهان ارمنستان را مجلس مهستان ايران تعيين مي كرد كه معمولن يك شاهزاده ايراني بود. هرچند زبان بومي ارمني بود، ولي زبان رسمي و رايج دانشمندان و سرايندگان و نويسندگان پارسي بود. از جمله شاعران پارسي گوي ارمنستان: آشفته ایروانی، آشوب ایروانی، بیدل ایروانی، چشمه ایروانی، حجت ایروانی، حریف ایروانی، دلیل ایروانی، شاکر ایروانی، شهاب ایروانی، فخری ایروانی، قابل ایروانی، قدسی ایروانی، ناظم ایروانی، هستند. 2- در سال 1918 (پس از جنگ جهاني اول) ايروان پايتخت ارمنستان خوانده شد و ارمنستان به نام جمهوري خلق ارمنستان در درون اتحاد جماهير شوروي قرار گرفت. سپس فراريان و نجات يافتگان قتل عام دهشتناك دولت عثماني ارمنياني كه در قلمرو تركيه افتاده بودند، به ايروان برده شدند و جمعيت شهر به اين ترتيب افزايش يافت.

با سپاس از محبت شما نرخ بیسوادی چهارمیلیون نفر! طبق گفته نهصت سواد آموزی این وحشتناک نیست؟ در مورد کامنت آقای بداغی. بررسی این موضوع دغدغه من هم است ولی فعلا این یک پیشنهاد وطرح بود تا نهایی شدنش من فکر میکنم زمان زیادی طول بکشد خصوصا این که فکر نکنم دولت آمریکا بیکار باشد مرتب به این موضوع بپردازد ودر ثانی اجرایی شدنش زمان میبرد که ما نیروهای ملی میتوانیم سریع راه حل مناسب را پیدا کنیم فراموش نکنیم دولت باکو دغدغه اولش قره باغ است وحتا پول نفت خویش را صرف ارتش برای باز پس گیری آن میکند فکر نکنم در خود باکو هم مسئله آذربایجان ایران چندان جدی باشد(البته فعلا) به نظر من باید از تالش ها ولزگی ها برای نگاه داشتن دولت باکو در مرزهای خودش استفاده کنیم چون بی شک اگر قره باغ را پس گرفت ودر ایران هرج ومرج اتفاق افتاد بی شک هدفش ایران خواهد بود گویا مازندران را هم بخشی از خاک خویش تلقی میکنند گویا چشم طمع بر ایروان هم دارند که اگر بتوانند آنجا را نیز ضمیمه خاک خویش سازند!
منصور
1- نرخ بي سوادي خيلي بيشتر از اين حرفهاست. نهضت سواد آموزي فقط تا كلاس پنجم و آنهم اشباع شده از درس هاي مذهبي را سواد آموزي مي خواندند. بنابراين، با محاسبات من نهضت سوادآموزي هرچند دست اندركاران خود را بسيار ثروتمند كرد، ولي سوادي كه براي پيشرفت كشور سرمايه باشد نياموخت و سي سال وقت كلت را تلف كرد. آنها شهروندان پيرو تربيت كردند نه شهروندان باسواد. 2- اين پيشنهاد ريشه در يك طرح بزرگ و چند ساله دارد كه عملياتي شده است. باكو فقط يك بازيگر نوكر است نه تصميم گيرنده. باكو هرگز نخواهد توانست قره باغ را پس بگيرد و ايروان را بايد در خواب ببيند.

درودی دوباره خدمت استاد بزرگوار جناب استاد مطلب زیر بخشی از مصاحبه اقای محمد صدر معاون وزیر خارجه دولت خاتمی است.نظر شما درباره ان چیست؟ با سپاس در دهه های گذشته کشورهای منطقه به ویژه مصر و عربستان چه نقشی در مسئله فلسطین ایفا کرده اند؟ از سال 1948 که مقاومت مردم مسلمان منطقه علیه اسرائیل شروع شد، همه کشورهای منطقه حامی مردم فلسطین و مخالف دولت اسرائیل بودند، اما به مرور زمان به دلیل فشارهای آمریکا و حمایت از اسرائیل عقب نشستند و این عقب نشینی ها در نقش کشورها در خاورمیانه اثر داشت. به عنوان مثال مصر قبل از امضای قرارداد کمپ دیوید حرف اول را در جهان عرب می زد؛ مخصوصاً در دوره جمال عبدالناصراما با شکست ناصر از اسرائیل و فوت او و در پی آن امضای کمپ دیوید در دوره سادات، مصر نه تنها موقعیت گذشته را نداشت بلکه از اتحادیه عرب اخراج شد و موقعیتی منزوی در منطقه پیدا کرد که سال ها ادامه داشت.اما در مورد عربستان، این کشور نه قدرت نظامی و نه قدرت فرهنگی مانند مصر دارد اما به دلیل وجود حرمین شریفین و قدرت اقتصادی بالا(به خاطر نفت) همواره کشور تاثیرگذاری بوده است، اما به دلیل عدم برخورداری از ایدئولوژی انقلابی و گفتمان الهام بخش، هیچ گاه نتوانست به آرمان های مردم عرب پاسخ دهد . در عین حال به علت توان اقتصادی بالا و کمک هایی که در اختیار کشورهای مختلف قرار می دهد، باعث میزانی از تاثیرگذاری این کشور بر منطقه شده است. جایگاه عربستان به واسطه حمایت های آمریکا در دهه های اخیر پررنگ تر نشده است؟ برخی معتقدند باید نقش ژاندارم منطقه از سوی آمریکا را برای عربستان قائل بود. ژاندارم منطقه تا قبل از انقلاب اسلامی، شاه بود. البته رقابتی میان او و حکومت پادشاهی عربستان بود. هر دوی آنها می خواستند به آمریکا بگویند ما بهتر می توانیم مجری منویات شما در خلیج فارس باشیم. اما در نهایت ضمن اینکه آمریکا با هر دو کشور روابط حسنه ای برقرار کرد، در نهایت شاه را بر عربستان ترجیح داد. به همین دلیل هم یکی از دلایل تقویت ارتش ایران، واگذاری نقش ژاندارم منطقه به ایران بود که شاخص ترین نمونه آن لشکر کشی به عمان برای سرکوب چریک های مائوئیست مخالف سلطان قابوس بود. دلیل ترجیح ایران بر عربستان هم وسیع بودن ایران، پرجمعیت بودن، نیروی نظامی قوی تر و متحجر بودن حکومت پهلوی بود. شاه وی‍ژگی های غرب گرایانه ای داشت که آمریکا می پسندید.
سعید
مصر به دليل محبوبيت ناصر حرف اول را مي زد، ولي ناصر براي مصر يك فاجعه بود. انوار سادات مرد ميهن پرست و معقولي بود كه مصر را از ماجراجويي هاي ناصر نجات داد تا به رفاه مردم بپردازد. مسئله فلسطين يك ماجراي انساني بود كه با خشونت هاي غيرقابل تصور تروريست هاي صهيونيست كه همگي مهاجران اروپاي خاوري و روسيه بودند آغاز شد و ارتباطي با يهوديان ساكن آن منطقه نداشت. طبيعتن اينگونه خشونت ها و بيرحمي ها احساسات مردم كشورهاي همسايه را بر مي انگيزد. ولي با آمدن حسني مبارك، دولت مصر باز تاثيرگذار شد. ژاندارم بودن ارتباط مستقيم با امريكا نداشت. وقتي بريتانيا تصميم گرفت براي صرفه جويي در بودجه خود كه پس از جنگ زير فشار بود، منطقه را ترك كند، چون ايران هميشه مالكيت عمده و حضور عمده در خليج پارس داشت، طبيعي بود كه جاي خود را به ايران واگذار نمايد. نفوذ امريكا در خليج پارس پس از اين ماجرا ها شكل گرفت. عربستان هم به علت ثروت هنگفت و هم به دليل از دست رفتن حيثيت و اعتبار ايران، براي جانشيني ايران در خليج پارس نامزد موجهي به نظر مي رسيد.

با درود به جناب استاد زعیم جناب استاد نظر شما درباره مطلب زیر چیست؟با سپاس http://www.bbc.co.uk/persian/science/2012/08/120826_mgh_language_turkey_origin.shtml
سعید
اين يك گزارش گمراه كننده توسط يك پژوهشگر است كه تخصص خودش علوم رايانه ايست نه ژنتيك يا زبانشناسي. من در هال نوشتن نامه اي به ايشان هستم كه شايد برايتان جالب باشد و اين مزدور را رسوا خواهد كرد. او بطور عمد مركز پژوهش را آناتولي قرار داده، كه مانعي ندارد، ولي تمدن هند و ايراني را نديد گرفته است. با تيتر زدن "تركيه" غير مستقيم مي خواهد وانمود كند كه تركي اين سرچشمه است، در صورتي كه زيان پارسي كهن در پژوهشش بايد بوده باشد.

با درود فراوان استاد زعیم گرامی اخیرا شما بیان کردید یکی از برنامه های دولت اسرائیل جدا کردن آذربایجان از پیکره ایران است.اخیرا دانا روهرباچر، نماینده جمهوریخواه کنگره آمریکا در نامه ای به هیلاری کلینتون خواستار کمک آمریکا به تجزیه ایران و جدا کردن آذربایجان از ایران شده است.و در نامه اش به خانم کلینتون گفته «کمک در مشروعیت بخشیدن به اشتیاق مردم آذری برای کسب استقلال خود، در قیاس با تهدید بمباران مخازن تحقیقاتی هسته‌ای زیرزمینی ایران، می‌تواند خطر بسیار بزرگتری برای حاکمان ایرانی به دنبال داشته باشد.» همانطور که همه می دانیم حکومت بی عرضه مستقر در ایران به تنها چیزی که فکر نمیکند آینده و عظمت ایران زمین است.وظیفه فعالان ملی و وطنخواه برای مقابله با این گونه اقدامات تجزیه طلبانه چیست؟
hossein bodaghi
من گفتم جناح تندرو اسراييل. نامه اين نماينده مجلس امريكا در راستاي پروژه محافظه كاران نو براي تجزيه ايران است كه احتمالن توسط سازمان جاسوسي بريتانيا مديريت مي شود. آنها عقيده دارند كه با تجزيه ايران، جمهوري اسلامي سقوط مي كند، ديگر نمي دانند كه تجزيه هيچ تاثيري در پافشاري جمهوري اسلامي به ماندگاري ندارد. همه بلاد اسلام هستند. در مورد اقدامات خنثي كننده، من نمي توانم در هال كنون عقايد خود را ابراز كنم و جاسوسان درون نظام را هشيار نمايم.

درود نه جناب مهندس اتفاقا وضع مالی خوبی دارم تا جایی که دوستانم میگویند اگر جای تو بودیم به جای سیاسی بازی ودردسر عشق دنیا وتفریح میکردیم. از این لحاظ که فقط صد عدد قرار است چاپ شودچاپ محدود)
منصور
از سد شماره نسخه، يكي به شما مي رسد. من پنداشتم درباره كتاب هنر رهبري كورش بزرگ سخن مي گوييد.

به نظر شما اوضاع صنعتی جهان در حال متحول شدن نیست شاید زمانی کارخانجات صنعت سودمندی بودند ولی امروزه یک جوان با طراحی فیسبوک یا یک ایرانی با طراحی ebayثروتی بیش از چندین کارخانه در میاورند! باید از الان به صنعت توجه ویژه داشته باشیم.
منصور
از آنجا كه صنعت بر پايه تكنولوژي استوار است، از روز نخست در مسير تحول بوده كه هنوز ادامه دارد. برنامه هاي سايبري هم خود پولساز نيستند، وقتي در خدمت صنعت در مي ايند پولساز مي شوند. مانند Amazon, Bay, facebook و غيره همه درآمد خود را از راه فروش فراورده هاي صنعتي دارند. اينها همه رسانه هستند، نه صنعت.

پس از نعمت این کتاب باید صرفنظر کنم! سپاس
منصور
چرا؟ براي قيمت آن؟ اگر توان خريد نداريد، نشاني بدهيد بدهم برايتان بفرستند.

با درود به جناب استاد زعیم جناب استاد نظر شما درباره مقاله زیر چیست؟بدون در نظر گرفتن حکومت حاکم بر ایران ایا اسراییل در اینده نیز تنها متحد واقعی امریکا در منطقه خواهد بود؟ با سپاس http://www.radiofarda.com/content/f4_israel_attack_us_respect_iran_nuclear/24689162.html
سعید
در امريكا اقليتي يهودي زندگي مي كنند كه مي توان آنها را ثروتمندترين و بانفوذترين بخش جمعيت شهروندي امريكا شمرد. بسياري از صنايع مهم و رسانه هاي مهم در دست اين اقليت است. هر چند در آغاز با وجود كمكهاي مالي آنها به اسراييل، تعصب چنداني نسبت به اسراييل نداشتند، ولي با وقوع جنگهاي كشورهاي مسلمان عرب زبان غرب آسيا و مصر با اسراييل، و با ثروتند شدن و گسترش نفوذ كشورهاي شبه جزيره عرب در دهه هاي اخير، آنها تعصب زيادي نسبت به ماندگار و قدرتمند تر شدن اسراييل پيدا كرده اند. هر چه اسراييل بيشتر زير فشار تبليغاتي كشورهاي مسلمان قرار مي گيرد، آنها در پشتيباني خود پايدارتر مي شوند. كاخ سپيد هيچگاه از نفوذ تاثيرگذار اين بخش از جمعيت رها نبوده و به علت كنترل رسانه هاي مهم و پر تيراژ توسط اين اقليت، از لجن پراكني و كارشكني سياسي آنها مي ترسد. بنابراين، تا كشوري ديگر، مانند ايران، اين خلاء قدرت مثبت منطقه اي را پر نكند، امريكا مجبور است از اسراييل پشتيباني بي دريغ كند.

درود مجدد! این کتاب شما را من پیدا نکردم حتا کتبی مانند امپراتوری شوروی به کدام سو میرود یا کتابی که راجع به صنایع چوب نوشتید!اینها تجدید چاپ نشدند؟ ولی ماباید دنباله رو مسائل ازبکستان باشیم بالاخره ازبکستان هم بخشی از فلمرو ایران فرهنگی است! زمانی که شما در آمریکا تحصیل میکردید دروسی با عنوان دروس عمومی هم داشتید؟ به نظر شما دروس عمومی دروس اضافی نیستند چون با رشته دانشجو زمین تا آسمان فرق میکنند!
منصور
1- كتاب "امپراتوري شوروي به كجا مي رود؟" در سال 59-1358 به عنوان پاورقي در روزنامه ميزان چاپ شد، ولي پيش از پايان كتاب، روزنامه ميزان آتش زده شد، روزنامه مردم ارگان حزب توده دو صفحه كامل ميانه خود را به نقد ديدگاه من به عنوان "تئوريسين خودساخته كه تصور مي كند همه چيز مي داند و ديگران چيزي نمي دانند" اختصاص داد و راديو فارسي مسكو در چند نوبت به موضع من حمله كرد و من را مانع ايجاد روابط حسنه ميان دو كشور برادر شوروي و جمهوري اسلامي خواند. من پاسخ دندان شكني در نامه اي به راديو مسكو دادم كه در روزنامه عدالت چاپ شد. در آن نامه گفتم كه من هر كاري براي حفظ استقلال ميهنم لازم باشد انجام خواهد و شما هم كه بجز لجن پراكني و تهديد و قتل كاري بلد نيستيد، هر كاري را لازم مي دانيد بكنيد. پس از آن شمس آل احمد و علي دهباشي (انتشارات رواق) كتاب من را در 10 هزار نسخه چاپ و پخش كرد. كتابفروشي هاي جلوي دانشگاه تهديد شدند كه اگر اين كتاب را در ويترين بگذارند يا بفروشند شيشه هايشان شكسته خواهد شد و كتابفروشي آتش زده خواهد شد. س هزار جلد فروش رفت و انتشارات رواق مجبور شد 7 هزار جلد بقيه را خمير كند. اين كتاب تجديد چاپ نشد و ناياب است. اخيرا من سفارش داده ام سد نسخه كپي شود كه به دوستانم كه بارها نسخه آن را خواسته اند بدهم. 2- شرح مختصري درباره كتا در مجله كهكشان چاپ شد كه شايد برايتان جالب باشد. http://www.kouroshzaim.org/DetailsData.asp?IDdata=242 3- كتاب درباره صنايع چوب جزوه مختصري است كه تجديد چاپ نشده است. در اين كتابچه من شماري واژه هاي نو وارد اين صنعت كردم. 4- من هم ازبكستان را جزوي از گستره فرهنگ ايراني مي شناسم و براي همين نسبت به آن حساس هستم و اقداماتي در دهه 70 پيشنهاد كرده بودم كه جمهوري اسلامي حاليش نشد. اكنون در صدد اقدامات ديگر هستم. 5- آري درس هاي عمومي براي هر دانشجو در هر رشته ضرورت حياتي دارد كه بدون آنها دانشجو يك متخصص مكانيكي يا يك ربات بار مي آيد.

با درود به جناب استاد زعیم جناب استاد مطلب زیر در واقع در تایید نظر شما درباره فروش تسلیحات به کشورهای منطقه می باشد. http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1906039
حميد
من با اين آمار آشنا هستم، ولي اين رويداد سه دليل بزرگ دارد: 1- كيفيت تسليحات امريكا كه كم رقيب است. 2- نياز كشورهاي ديكتاتوري به جلب پشتيباني امريكا براي امنيت رژيم هاي خود. 3- پولدار شدن اين كشورها از نفت و غفلت از سرمايه گذاري در صنعتي كردن كشورهاي خود. 4- رفتار تهديدآميز جمهوري اسلامي. من باور ندارم كه هم اينها از پيش برنامه ريزي شده بوده است.

اگر پرسند کیستی باید هنرهای خویش را بشماری . ( بزرگمهر ) با درود خوشبختانه شجاعت«ان سان سوچی» و رهبریت جمعی و درست حزب ایشان در راهنمایی مردم برمه باعث شد یک پیروزی بزرگ دیگر نصیب مردم برمه شود . موفقیتهای«حزب اتحاد ملی برای دمکراسی»در میانمار«برمه» اهمیت داشتن طرح و برنامه برای پیشرفت و پیروزی و همچنین نقش یک شخصیت دمکرات باورمند به دمکراسی و حقوق بشر همچون «انگ سان سوچی»که معتقد به عدم دخالت مذهب در دولت است را دوچندان میکند.پیروزی مردم در انجا حاصل تعهد بیشتر از ۱۵حزب مخالف دولت در پایبندی به یک اصل بود نباید توجیه گر دیکتاتوری حاکم شد و بهانه بدست انان داد که اعتراضات مردم را به بیراهه بکشند.بد نیست نگاهی به تناسب و در صد اعتقادات مذهبی مردم انجا داشته باشیم.٪ ۸۹ مردم این کشور پیرو آیین بودا هستند، ٪ ۴ مسیحی، ٪ ۴ مسلمان، ٪۱ هندو و ۲ ٪ معتقد به ادیان دیگر هستند.اما «انگ سان سوچی»حتی یکبار سعی نکرد موج سواری کند و باورهای مذهبی مردم میانمار را دست مایه قرار دهد و یا تحت تاثیر این شعار قرار بگیرد که چون اکثریت مردم میانمار به بودا باور دارند پس باید به عقاید اکثریت مردم احترام گذاشت و مبلغ این دین شد. خواب نما نشد و شوررا بجای شعور قرار نداد و برای بودا شعرنگفت. دولت «انگ سان سوچی» را در مقابل انتخاب سختی قرارداد اولا شوهر بیمار او و فرزندانش اجازه ورود بکشور را نداشتند و دوما اگر مایل بدیدار خانواده خود است اجازه بازگشت به میهن را نخواهد داشت!! اما او حسرت اه و ناله را بر دل حاکمان کشورش گذاشت٬بعد مرگ همسرش در ۱۹۹۹حتا یک بار در مجامع عمومی و سخنرانیهایش نخواست با عنوان کردن الام خویش جلب ترحم کند.تصرف کشور بوسیله انگلستان و بعد ژاپن و بار دیگر انگلیس باعث نشد که نگاهشان خیره به گذشته بماند و حال و اینده را فدای هیچ بکنند.متاسفانه معیارهای فعالین سیاسی چه در داخل کشور و یا خارج از ایران تاکنون نشأت گرفته از تفکرات قبیله ای و قومی بوده است و تلاش شده که مخالفین این معیارها را هم با انواع شانتاژ وادار به سکوت کنند اما خوشبختانه هر روز که می گذرد نیروهای واقع بین توانمند تر میشوند و جماعت جا مانده در لابلای صفحات تاریخ کم توان تر.با سپاس دو باره از شما و دیگر دوستان که در برابر ناملایمات پا برجا مانده اید بخت یارتان هر روزتان بهتر از دیروز
حميد
شك نيست كه انگ سان سوچي، همتراز با نلسون ماندلا، شخصيت بزرگي است و بايد از اين رهبران مردمي درس بگيريم.

درود بر استاد گرانقدرمان واین روحیه دموکرات منشی وتساهل سیاسی که در مقابل منتقدین اینچنینی دارند!(لیبرال کامل) این مسئله کمک به مخالفین امامعلی رحمان کار درستی فکر نکنم باشه ملیون توجه کنند در دام دشمنان تاریخ وفرهنگ ایران نیفتیم امامعلی رحمان از نظر ایرانیت بهترین گزینه برای تاجیکستان وایران است معلوم نیست مخالفینش هم تا این اندازه به ایرانیت پایبند باشند یانه بهترین راه با توجه به اینکه خیلی از تاجیک ها خودشان را ایرانی میدانند(به طور صد در صد مستقیم)پیدا کردن مهره هایی پان ایرانیست تر از امم رحمان است که امید جیهانی که یکی از تاجیک هایی است که در فیس بوک هم فعالیت دارد نوشته که در تاجیکستان بسیارند کسانی که از پان ایرانیست های داخل ایران نسبت به ایرانیت پایبند ترند! در مورد ازبکستان هم لطفا منافع مردم سمرقند وبخارا را فراموش نکنیم که هویت ایرانی شان را ازبک ها منکر میشوند باید ابتکار عمل در آنجا به دست تاجیک ها بیفتد!یا نه در آینده ما شاهد سمرقند وبخارایی ازبکی خواهیم بود! نمونه شما برای صنعتی سازی ایران کدام کشور است از لحاضی میدانم بیشتر طرفدار نظام های سوسیالیستی مانند اروپای غربی هستید ولی از نظر صنعتی باید صنعت ما با کدام کشور برابری کند!من به شخصه صنعت ژاپن.قدرن تظامی آمریکا.سوسیالیست کانادایی را برای ایران میپسندم با من موافقید؟ با سپاس
منصور
1- سخن شما درباره تاجيكستان درست و من كاري به كار امامعلي رحمان ندارم، زيرا مخالفان بانفوذ او اسلامگرايان تندرو و بنيادگرا هستند. من فقط تلاش دارم ايرانيان را وادار به سرمايه گذاري و حضور در تاجيكستان كنم. شما سخنراني من را در انجمن دوستي ايران و تاجيكستان بخوانيد: http://www.kouroshzaim.org/DetailsData.asp?IDdata=117 2- در ازبكستان شرايط معكوس است و من از توضيح بيشتر معذور هستم. 3- طرح من براي صنعتي سازي ايران الگوي هيچ كشوري را نسخه برداري نمي كند. ما برنامه اي برگرفته از تجربيات كشورهاي موفق با حذف اشتباهات آنها در سر داريم. من نخستين گام را در سال 1360 با ترجمه تز دكتراي مديريت خود تحت عنوان "مالكيت صنعتي و پيشرفت صنايع" با ارائه آن به كميسيون صنايع مجلس اول يا دوم و درخواست طرح مواد آن در لايحه هاي مختلف كردم كه برخي از آنها تصويب شده است. شما در آينده نزديك طرح كامل آن را خواهيد خواند.

درودی دوباره به جناب استاد زعیم جناب استاد نظر شما درباره مطلب زیر چیست؟ ایا در ان زمان از شما هم مشاوره خواسته بودند؟وضعیت فعلی پدافند ایران را چگونه می بینید؟ با سپاس http://newcoy.persianblog.ir/
سعید
1- اين گزارشي بسيار درست و صادقانه از وضعيت ما در آن زمان است. نه، من با نيروي هوايي ارتباطي نداشتم، ولي گاهي فرماندهاني از سپاه كه نمي شناختم از من پرسشهايي مي كردند. اين گزارش به درستي به 5 مورد دشواري هاي نيروي هوايي كه كار ما را خراب كرد، اشاره كرده است. مقامات دفاعي آن روزها من گفتند كه افسران فراري يا مستشاران امريكايي بسياري از نقشه ها و دستورالعمل هاي پدافند هوايي را با خود برده اند و اكنون اينها هيچ چيز در دست ندارند. جاهايي كه من كمي دخالت كردم در راستاي اصلاح جايگاه نصب رادارهاي براي حفاظت از شهر صنعتي اراك بود كه مورد حمله قرار مي گرفت و مي توانست صنايع مهمي از ما را نابود كند. راهنمايي من آن شهرك را امن كرد و دو جت عراق هم سرنگون شدند و عراق از حمله به آنجا منصرف شد. ديگري جلوگيري از حمله عراق به راكتور اتمي اميرآباد، استتار نيروگاه اصفهان و حفاظ ضد موشكي از تاسيسات زيربنايي. در مورد شكار موشك هاي پرتاب شده به تهران هم راهنمايي هاي كردم كه با شكار دو سري شليك دوتايي عراق به تهران در آسمان، موشك باران تهران (فكر مي كنم) خاتمه يافت. 2- درباره سامانه پدافند كنوني كشور اطلاع چنداني ندارم، ولي از مطالبي كه مي خوانم به نظر مي رسد كه با در نظر گرفتن محدوديت ها و كاربرد امكانات موجود، در وضع خوبي باشد.

با درود به جناب استاد زعیم برخی از معتقدان به تئوری توطئه سرنگونی شاه را در جهت منافع اقتصادی غرب می دانند.به باور انها ایران در ان زمان بعنوان ابرقدرت منطقه نقش برقرارکننده ثبات و ارامش را در منطقه ایفا می کرد و در نتیجه کشورهای منطقه نه می خواستند ونه می توانستند از غرب سلاح بخرند.اما با روی کارامدن جمهوری اسلامی صنایع تسلیحاتی غرب فعال و پر رونق شده و این مسئله عملا در جهت منافع اقتصادی غرب و حتی شرق بود. جناب استاد شما چه دیدگاهی دارید؟ با سپاس
سعید
هر كس مي تواند روز بعد از مسابقه فوتبال براي همان بازي بهترين مربي شود. اينگونه نتيجه گيري هاي پس از وقوع براي پاي منقل خوب است. چرا چنين پيش بيني را در همان زمان نكردند كه بازار اسلحه فروشان در چنين روزي رونق خواهد گرفت؟ بالاخره نفهميديم، منافع غرب يا شرق؟ مي دانيد كه بازار صادرات جنك افزار ساخت ايران هم نسبت به آن زمان رونق گرفته؟

شما مهندس زعیم لطف دارید، البته با زیرکی اقای اختلاف انداز را هم به دوستمان اقای سعید معرفی کردید، بله نزدیکم به مهندس امیرانتظام خوشبختانه یا متاسفانه زیاداست، لطف دارید؛ شکسته نفسی میکنید؛ اطلاعات من کجا؛ از شما کجا!!! اما دوست ندارم؛ این صفحه با این مسائل پرشود؛ به امید خدا، بسمت سوالاتی میرویم، که پاسخ شما برای من ودوستان مفید باشد.امیدوارم، دید شما نسبت به اینجانب مثبت شود. کمتر تیکه بارمان کنید، من 27 سال، شما جای پدر بزرگ من را دارید،
نوید میجانی
*

اقای میجانی گرامی..تصور کردم منظورتان من بوده ام..با پوزش
سعید
*

مهندس زعیم؛ اما این اولین بزرگداشت جشن تولد برای مهندس امیرانتظام بود؛ از جشن تولد گرفتن برای دوستان دیگر ؛ بیخبرم؛ فقط میدانم، این اولین جشن تولدی بود شما برای مهندس ترتیب دادید؛ خود دوستان بخاطر یاداوریم تشکر کردند؛ ومیکنند، نیازی نیست شما زحمت تشکر انها را بکشید، ؛ چرا همین یک خط، رانوشتید وقت باارزش شما را در پاسخ به دوست دیگری میگیرد؛برای مثال هرمز ممیزی وبانو، .... همیشه به خاطر این یاداوری تشکر کرده اند
نوید میجانی
اطلاعاتي كه شما داريد از اطلاعات من بيشتر است.

دوست گرامی؛ سعید خان--مهندس زعیم از هویت من مطلع اند،شما نگران نباشید، این صفت را بزرگی به من نسبت دادند، که خود مهندس این بزرگ را میشناسند، پیامی؛ یا جمله زیبایی برای مهندس ارسال کردم؛ به هیچ عنوان بی ادبی نبود،-- اما سخنی با مهندس زعیم؛ مهندس؛ پوزش های شما هم صادقانه نیست متاسفانه؛ تیکه های شما، برایم مهم نیست دیگر؛ من حرف خودم را میزنم، وسوالاتم را میپرسم واز دانش شما استفاده میکنم؛ من وشما دیگر برای هم پسته دهان بسته نیستیم
اختلاف انداز
آقاي ميجاني، شما هر پرسش داشته باشيد، وظيفه اجتماعي من است كه اگر بدانم پاسخ دهم.

درود ؛ به مهندس زعیم وظیفه من گفتن انچه باور دارم؛ وبرداشت شما ........ برایم مهم نیست، شما فردی باهوش هستید؛ ومن اصراری نمیکنم؛ که مهندس؛ منظورم را نفهمیدید... جوانم؛ از سخنان نیش دار شما لذت میبرم؛ می اموزم؛ و دیگرناراحت نمیشوم؛(پوست کلفت شدم) همانطور گفتم؛ شخصیت اخلاقی شما دیگر برایم مهم نیست؛نباید توقع بیش از حد داشته باشم؛ دانش شما برایم مهم است ومیخواهم بیاموزم؛ تا زمانی که از کلاستان اخراجم نکنید اما دوست گرام، سعید عزیز؛ منظورم شما نبودهاید، در واقع کسب تکلیف کردم؛ شما مثال شخصی شده اید؛ که شخصی در خیابان فریاد میزند؛ ای دزد ای دزد، دیگری؛ دیگران میدود؛ منظورم شما نبوده ؛ اما شما به خودتان شک دارید
نوید میجانی

اقای"اختلاف انداز" لطفا کمی مودب تر صحبت کنید..اگر امکان دارد در انتخاب این صفتی که-اختلاف انداز-بعنوان شناسه خودتان برگزیده اید تجدیدنظر کنید.صفت خوبی نیست.
سعید
*

اقای نوید میجانی...اگر منظورتان به من است باید به شما بگویم من در پایان هر موضوع سوالاتی را که بخواهم از استاد زعیم خواهم پرسید.حالا چه با موضوع ارتباط داشته باشد چه نداشته باشد.امثال من که نمی توانند صبر کنند تا مثلا یک موضوع مرتبط با سیاست خارجی یا امنیتی-نظامی در تارنما نوشته شود و بعد سوالهای مرتبط با ان موضوع را مطرح کنند.ما هیچ دسترسی دیگری به مهندس زعیم برای طرح پرسشها و فهمیدن دیدگاههای ایشان نداریم.این تارنما یک روزنه کوچک است.لطفا کلیشه ای نیندیشید. با سپاس
سعید

• اینقدر با "تکبر" و "غرور" با آدم حرف نزن ... وقتی کسی به تو ابراز "علاقه" کرد ... ......... فکر نکن که "فوق العاده ای" ! شاید اون "کم توقعه" !:(((((((((((((((((((((
اختلاف انداز
پوزش مي خواهم اگر جمله اي گفته ام كه تكبر برداشت شده. ولي برخي اشخاص "پرسش انگيز" هستند كه از گفته ها و پرسش هايشان بوي "وظيفه" به مشام مي رسد و قصدي بجز آنچه مي نمايند دارند. در هر هال، اگر از پاسخي كه من داده ام كسي دلگير شده، اميوارم پوزش من را بپذيرد.

با درود در روز چهارشنبه مجله Foreign Affairs متن مصاحبه یکی از مامورین«FBI» با صدام را منتشر کرده که واقعا عبرت انگیز است زیرا این دیکتاتور ذلیل که مثل موش در یک چاه مخفی شده بود برای «حفظ جانش»!! کسی که مردم خودش را با خونسردی میکشت کسی که از هیچ جنایتی در حق مردمش کوتاهی نکرد و موقع دستگیری برای حفظ جان خود مرتب فریاد می زد شلیک نکنید!کسی که یک مملکت را به ویرانی کشید اعتراف کرده که دارای هیچ سلاح مخرب نبوده و فقط بخاطر ترس از ایران وانمود کرده که دارای انواع سلاحهای بیولوژیکی و شیمیایی و غیره بوده است واقعا چه باید گفت به این مترسک سر جالیز!! که معتقد بوده امریکا نمی تواند حمله کند چون روسیه متحد عراق است «عجب» بله یک مملکت را نابود کرد زیرا فکر میکرد امریکا و ناتو جدی نیستند بیچاره نفهمیده بود که روسیه رفیق دزد و شریک قافله است. «عنوان مصاحبه» FBI releases details of Saddam interrogations
حميد
همه فاجعه هاي بشري بخاطر ناداني ديكتاتورها رخ مي دهد. اينها معمولن شخصيت هاي بدون اعتماد به نفس با احساس حقارت شديد هستند كه پيرامون خود فقط اشخاص چاپلوس و دروغگو و غالبن دزد را راه مي دهند. شايد اگر سرشان را از آن سوراخ تنگ و تاريك بيرون آورند و به نور و واقعيات بنگرند، جور ديگري خواهند انديشيد.

با درود به جناب استاد زعیم جناب استاد وضعیت نیروی زمینی ایران(ارتش و سپاه و بسیج)که در مجموع 750هزار نیروی رزمدیده دارند را چگونه می بینید؟ از نظر نظامی ایا کشوری مانند پاکستان که2/5 برابر ما جمعیت دارد از نظر موج انسانی تهدیدی برای ما می باشد و همچنین کشورهای عربی با 200 میلیون جمعیت(البته بدون لحاظ کرده تفاوت میان کشورهای عرب و عرب زبان) با سپاس
سعید
نيروي زميني ما قدرت بزرگي است، هرچند كه بايد در ساماندهي آن تجديد نظر شود. پاكستان نمي تواند براي ما موج انساني بفرستد، نه مي خواهد و نه توان بسيج آن را دارد. از جنوب خليج پارس هم بايد شناكنان بيايند. نه، هيچ خطر موج انساني ما را در جنگها تهديد نخواهد كرد.

درود مهندس زعیم؛ توصیه: براین باورم؛ اگر پاسخ ها را با رنگی دیگر بنویسید؛ بهتر است،چشم اذیت میکند، مثلا ابی سوال: میتوان در پایان هر موضوع، سوالات بی ارتباط با ان موضوع مطرح کرد؟میبینم دوستان چنین میکنند
نوید میجانی
رنگ نوشتار در دست من نيست، بايد از طراح تارنما بخواهم. ولي آرامترين رنگ براي چشم بايد همين سبز باشد.

مهدس زعیم؛ طرح جشن تولد را من دادم؛ صادقانه بگویید؛ قبل از اینکه من بگویم؛ چنین برنامه ای داشتید؟ چرا انچه بخاطر دارم؛ برای مهندس امیرانتظام؛ زیاد زحمت کشیدید، وبزرگداشت زیاد گرفته بودید؛ اما خبری از جشن تولد نبود؛ اینجانب -3-2 سال است دارم روز تولد ایشان به دوستان ملی یاداوری میکنم،
نوید میجانی
ستايش شما را كه اينقدر به بزرگان ملي توجه داريد. ما معمولن بزرگداشت ها را در زادروزها مي گيريم. از اينكه شما به دوستان ما دو سه سال است تذكر مي دهيد، قدردان هستيم.

با درود به جناب استاد زعیم جناب استاد اما در یکماه اول جنگ ایران با عراق نیروی هوایی ما عملا در نقش نیروی زمینی هم ظاهر شد(نابود سازی ستونهای زرهی عراق و گرفتن 15 روز حیاتی از ارتش عراق که مانع سقوط ابادان و اهواز شد)با توجه به نظرات شما ایا در جنگهای امروز نیروی زمینی نقش راهبردی دارد؟در این صورت نیروی زمینی ایران(ارتش سپاه و بسیج)حدود 750هزار نیرو دارند. با سپاس
سعید
نيروي هوايي در نقش هوانيروز ظاهر شد. كار هوانيروز همين است. آنچه نيروي هوايي انجام داد رفتن به بغداد و عمليات دور از جبهه بود. نقش نيروي زمين بسته به نوع جنگ است. در جنگهايي كه به مرز تجاوز مي شود و هدف گرفت سرزمين است، نيروي زميني نقش راهبردي پيدا مي كند. در جنگهاي تنبيهي يا بازدارنده يا پيش گيرانه، نيروي هوايي و نيروي موشكي نقش راهبردي پيدا مي كنند.

با عرض درود فراوان خدمت استاد گرامی آقای زعیم اجلاس غیر متعهد ها تا چند روز دیگر در ایران برگزار می شود هزینه های این اجلاس برای ایران بسیار زیاد است آیا دستاوردی برای حکومت ایران خواهد داشت؟به نظر شما چرا حکومت برای برگزاری این اجلاس تا این اندازه تبلیغ می کند؟آیا حضور دبیرکل سازمان ملل متحد در ایران به نوعی مشروعیت بخشیدن به اقدامات رژیم در داخل و خارج نیست؟جنبش عدم تعهد که در اوج جنگ سرد پدید آمد اعضایش از همان ابتدا وابسته به یکی از بلوک شرق و غرب بوده اند اعضای آن تاثیری در تعیین مناسبات بین المللی نداشته اند بعداز فروپاشی شوروی فلسفه وجودی این جنبش از میان رفته است/به نظر شما آیا این جنبش می تواند در سیاسیت های بین المللی نقشی چشمگیر تر ایفا کند؟مردم ایران از خود می پرسند در حالی که بسیاری از خانواده ها زیر خط فقر هستند با مشکلات اقتصادی و تحریم و تورم افسار گسیخته دسته و پنجه نرم می کنند و عملا کشور در آستانه فروپاشی اقتصادی قرار گرفته این همه هزینه سنگین از جیب مردم خرج حضور این سران برای سوار شدن ماشین بنز و هتل های گران قیمت و هدیه های دیگر از جانب حکومت به سران می شود.گفته شده 7000نفر مدعوین خارجی این اجلاس می باشند.به جز همه این هزینه ها تعطیلی پنج روزه تهران صدها میلیون دلار به اقتصاد کشور صدمه خواهد زد.
hossein bodaghi
1- حكومت ايران به اين هزينه گزاف و غيرضروري مي خواهد به مردم كشور نشان بدهد كه بر خلاف تبليغات جاري، جمهوري اسلامي چندان هم منزوي نيست و هنوز دوستاني در جهان دارد. 2- حضور دبيركل سازمان ملل متحد ارتباطي با اين اجلاس ندارد. او مي خواهد با مديريت كشور گفتگويي نهايي انجام دهد. 3- جنبش عدم تعهد ديگر دليل وجودي خود را از دست داده است. ديگر جهان دو قطبي نيست و بيشتر اعضاي اين جنبش اكنون به ابرقدرتي متعهد هستند. اين جنبش كه فقط سياسي بوده، و بجز در دوران بنيانگذاران آن (نهرو، ناصر، سوكارنو)، تا كنون هيچ تاثيري در روند سياست جهاني نداشته است، زيرا خودشان هم نمي دانسته اند نقششان چيست. 4- فقر مردم با اين هزينه ها رفع نمي شود، چون ساختاري است و نتيجه سياست هاي غلط، برنامه هاي بد و اتلاف هزاران ميليارد دلار (تعجب نكنيد) در طي اين سي سال است. فقر چنان ريشه دوانده و در ژرفا گسترده شده كه ديگر با تزريق پول درمان نمي شود. 5- اقتصاد از آستانه گذشته است. اسب مرده را نمي توان چوب زد. 6- پنج روز تعطيلي هم زاييده ترس است.

هرگاه مشكلی را مطرح می كنید، برای رفع آن هم راه حلی پیشنهاد كنید ( ناشناس ) ياد بعضي نفرات/روشنم ميدارد:/اعتصام يوسف/حسن رشديه/قوتم ميبخشد/ره مي اندازد/و اجاق کهن سرد سرايم/ گرم مي آيد از گرمي عالي دمشان/نام بعضي نفرات/رزق روحم شده است/وقت هر دلتنگي/سويشان دارم دست/ جرأتم ميبخشد/روشنم ميدارد «نیما یوشیج» با درود ضرب المثلی معروف داریم مبنی بر«قرض که رسید به صد تومن هرشب چلوکباب بخور»چون کسانی که طلبکارند از ترس از بین رفتن اصل پولشان مجبورند کلاه بردار را سر پا نگاه دارند٬امروزه نمونه روشنش پیش چشممان است . در هر مملکتی بنا به شرایط با روشهای کلاسیک و یا ابداعی سعی در ممانعت از آسیب رسیدن بیشتر بمملکت بوسیله زنگیان مست میشود. اما راجع به جواب شما مبنی بر درست بودن نظر«سحابی پسر»قصد من این نیست که بخواهم در تائید یا تکذیب سخنان او یا دیگر توجیح کنندگان بلای نازل شده برایم٬ سخن من در رابطه با خطر بزرگنمایی این معضل و چشم فرو بستن بر این واقعیت است که بی عملی باعث ضررهای بیشتر است نمونه زلزله نشان داد که هنوز عافیت طلبی همه گیر نشده ولی استمرار این وضع با توجه به فرهنگ ضد انسانیشان که حاضرند برای سلامتیشان و استمرار وضع چوب حراج به همه چیز و همه کسی بزنند صد چندان زیانبارتر است از اینکه کسی قصد کاری داشته . باشد و با اتلاف وقت عاشق و معشوق را بهم برسانید حضرات همگن سحابی بارها امتحان پس داده اند نباید خود فریبی کرد.در پایان «جناب مولانا» حکایتی دارد که ارزش خواندن دوباره دارد٬ روزگار بکام شما باد. فروختن صوفیان بهیمه ی مسافر را جهتِ سماع(مثنوی) «خر برفت و خربرفت و خر برفت» صوفیی در خانقاه از ره رسید مرکب خود برد و در آخور کشید/آبکش داد و علف از دست خویشاحتیاطش کرد از سهو و خباط/چون قضا آید چه سودست احتیاط صوفیان تقصیر بودند و فقیر/کاد فقراً ان یکن کفراً یبیر ای توانگر که تو سیری هین مخند/ بر کژی آن فقیر دردمند از سر تقصیر آن صوفی رمه/خرفروشی در گرفتند آن همه هم در آن دم آن خرک بفروختند/لوت آوردند و شمع افروختند ولوله افتاد اندر خانقه/ وان مسافر نیز از راه دراز خسته بود و دید آن اقبال و ناز/صوفیانش یک بیک بنواختند نرد خدمتهای خوش می‌باختند/گفت چون می‌دید میلانش بوی گر طرب امشب نخواهم کرد کی/لوت خوردند و سماع آغاز کرد خانقه تا سقف شد پر دود و گرد/ز اشتیاق و وجد جان آشوفتن گاه دست‌افشان قدم می‌کوفتند/دیر یابد صوفی آز از روزگار زان سبب صوفی بود بسیارخوار/چون سماع آمد ز اول تا کران مطرب آغازید یک ضرب گران/خر برفت و خر برفت آغاز کرد زین حرارت جمله را انباز کرد/زین حرارت پای‌کوبان تا سحر کف‌ زنان خر رفت و خر رفت ای پسر/از ره تقلید آن صوفی همین خر برفت آغاز کرد اندر حنین/روز گشت و جمله گفتند الوداع خانقه خالی شد و صوفی بماند/گرد از رخت آن مسافر می‌فشاند رخت از حجره برون آورد او/تا بخر بر بندد آن همراه‌جو تا رسد در همرهان او می‌شتافت/رفت در آخر خر خود را نیافت گفت آن خادم به آبش برده است/زانک خر دوش آب کمتر خورده است /خادم آمد گفت صوفی خر کجاست گفت خادم ریش بین جنگی بخاست/گفت من خر را به تو بسپرده‌ام من ترا بر خر موکل کرده‌ام/از تو خواهم آنچ من دادم به تو باز ده آنچ فرستادم به تو/بحث با توجیه کن حجت میار آنچ من بسپردمت وا پس سپار/گفت پیغمبر که دستت هر چه برد بایدش در عاقبت وا پس سپرد/گفت من مغلوب بودم صوفیان حمله آوردند و بودم بیم جان/تو نیایی و نگویی مر مرا که خرت را می‌برند ای بی‌نوا/تا خر از هر که بود من وا خرم ورنه توزیعی کنند ایشان زرم/من که را گیرم که را قاضی برم این قضا خود از تو آمد بر سرم/چون نیایی و نگویی ای غریب پیش آمد این چنین ظلمی مهیب/گفت والله آمدم من بارها تا ترا واقف کنم زین کارها/تو همی‌گفتی که خر رفت ای پسر از همه گویندگان با ذوق‌تر/باز می‌گشتم که او خود واقفست زین قضا راضیست مردی عارفست/گفت آن را جمله می‌گفتند خوش مر مرا هم ذوق آمد گفتنش/مر مرا تقلیدشان بر باد داد که دو صد لعنت بر آن تقلید باد/عکس ذوق آن جماعت می‌زدی وین دلم زان عکس ذوقی می‌شدی/یک حکایت گویمت بشنو بهوش تا بدانی که طمع شد بند گوش/ هر که را باشد طمع الکن شود با طمع کی چشم و دل روشن شود/ حکایتهای جناب مولانا چقدر ملموس است اگر پند بگیریم.
حميد
شما بايد يك نويسنده شويد، اگر هنوز نيستيد!

با درود به جناب استاد زعیم جناب استاد ایا 2 نظر دیگر من درمورد کره شمالی و کره جنوبی به تارنما رسیده است؟ با پوزش
سعید
پاسخ داده شد.

با درود به جناب استاد زعیم جناب استاد نظر شما درباره مطلب زیر چیست؟ با سپاس http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/08/120823_tj_l16_mm_committee24.shtml
سعید
1- آري مي دانم. بزودي جبهه ملي تاجيكستان تشكيل خواهد شد. همانگونه كه در افغانستان هم با كمك جبهه ملي ايران در زمان برهان الدين رباني تشكيل شد. ما اميدواريم و هر گونه ياري را خواهيم كرد تا مردم تاجيكستان بسيار مسالمت آميز و خردمندانه به تغييرات بنيادين دست يابد. 2- نخست مردم ازبكستان راه تغيير را خواهند پيمود. ما بايد از مردم ازبكستان پشتيباني كنيم. 3- قرقيزستان هم دوباره دستخوش ناآرامي خواهد شد كه اميدوارم با مسالمت به نتيجه برسد.

جناب استاد گمان نمی کنم در جنگهای امروز 8میلیون ذخیره یا موج انسانی بتواند باعث پیروزی یک کشور در جنگ شود چون اگر چنین بود اسراییل نمی توانست بدون استفاده از سلاح اتمی در 3 جنگ بر اعراب پیروز شود و هم اکنون نیز با داشتن160هزار نیروی ثابت و400هزار ذخیره برتری نظامی فاحشی بر کشورهای عربی با 200میلیون جمعیت داشته باشد(که اگر این گونه باشد پس ما هم با 75میلیون جمعیت توسط پاکستان با 180 میلیون جمعیت و کشورهای عربی با 200میلیون جمعیت در خطر هستیم).چین هم دیگر چین دهه50 نیست که کشور و سربازان خود را فدای کره شمالی کند.همچنین تصور نمیکنم روسیه هم دخالت کند چون دیگر اتحاد شوروی نیست. با سپاس و پوزش
سعید
در جنگهاي اسراييل با كشورهاي عرب زبان، سلاح اتمي هيچ دخالتي نداشت. پيروزي آنها هشياري (نابودسازي پيشگيرانه نيروي هوايي دشمن) و قدرت نيروي زميني بود. در آن جنگها نيروي هوايي هم نقش سرنوشت سازي نداشت، بجز نابودسازي جت هاي دشمن روي زمين و شكستن روحيه دشمن در پشت جبهه. جنگ ميان دو كشور همسايه عمدتا با نيروي زميني (زرهي و پياده نظام) انجام مي گيرد. مانند جنگ عراق و ايران، يا هند و پاكستان. نيروي هوايي يا موشك ها فقط پشتيباني مي كنند تا سنگرها و پشت جبهه دشمن را آسيب بزنند. در يك جنگ ميان دو كره، درست است كه موشك و بمب و غيره، مي تواند پشت جبهه را به آتش بكشد و تاسيسات را تخريب كند، ولي نيروي زميني را نمي تواند از بين ببرد، زيرا به محض اينكه سيل نيروي انساني وارد خاك دشمن شد، هرگونه بمباران و موشك پراني تاسيسات و جمعيت خودي را هم آسيب مي زند. برتري اسراييل در نيروي زميني نيست، در تكنولوژي، آموزش، مديريت، برنامه ريزي و حملات پيشگيرانه است. دوم اينكه كشورهاي عرب زبان پيرامون اسراييل آن همبستگي لازم را براي رويارويي ندارند، زيرا هدف سياسي هر كدام از ديگري متفاوت است، بنابراين، ارتش هايشان بهيچوجه و هيچگاه نمي توانند چون يك ارتش عمل كنند. حركت احتمالي چين نمادين و دفاع از آينده خود خواهد بود تا به غرب بفهماند در همسايگي او جاي امني براي ميهمان ناخوانده نيست.

با درود به جناب استاد زعیم جناب استاد منظور من حمله یا تجاوز سئول به شمال نبود.سوال من این بود که چرا کره جنوبی در پاسخ به حملات کره شمالی(مانند حمله توپخانه ای سال 2010 کره شمالی به جزیره یونگ بیونگ یا حمله زیردریایی کره شمالی به رزمناو کره جنوبی و غرق کردن ان)پاسخ نظامی نمیدهد؟سیاست مماشات با کره شمالی حاکمان شمال را جری تر و پرروتر کرده است. با سپاس
سعید
گاهي اينگونه رويدادها نا خواسته است. افسران ناو كه دستورالعمل واكنشي استاندارد خود را دارند، براي مثال، قضاوت اشتباه مي كنند. چيزي شبيه زدن جت جنگي تركيه توسط سوريه. در ارتش هاي كشورهاي ديكتاتوري و نظامي، افسران در ميدان، حق ابتكار عمل ندارند و بايد دستور كلي را مو به مو اجرا كنند. در صورتيكه در كشورهاي پيشرفته افسران در محدوده مسئوليت خود حق دارند بسته به شرايط پيش رو قضاوت كنند و ابتكار عمل نشان بدهند، مگر اينكه در پاسخ گزارشي كه مي دهند دستور از مركز برسد. در مورد كره شمالي، فرمانده ناو موقعيت را گزارش مي دهد به فرمانده خود و او حق دارد دستور بدهد، هرچند عاقلانه تر است با توجه به در شرايط آتش بس كه در آن هستند، موضوع را به پيانگ يانگ خبر بدهند. در هر حال، كره جنوبي (و امريكا) كه كره شمالي را زير ذره بين دارند شايد تشخيص داده اند كه اين يك اشتباه در سطح فرمانده ناو بوده است. از اين اشتباه ها در مرز دو كشور هم بارها رخ داده است. تلافي كره جنوبي ممكن است به جنگ تمام عيار منتهي شود.

خانه از پایبست ویران است ... خواجه دربند نقش ایوان است « به نظر شما چقدر احتمال دارد اسرائیل تا قبل از پایان سال جاری میلادی به ایران حمله کند؟» « در هفته های اخیر صحبتهای زیادی درمورد حمله اسراییل می شنویم.به نظر شما علت مخالفت اکثر مقامات نظامی و سیاسی اسراییل با حمله چیست؟تلفات بالا در اسراییل در صورت واکنش ایران بخاطر تراکم جمعیت بالا و وسعت کم اسراییل؟ « به نظر شما چقدر احتمال دارد اسرائیل تا قبل از پایان سال جاری میلادی به ایران حمله کند؟» « به نظر شما چرا کره جنوبی در پاسخ به تجاوزات نظامی کره شمالی از خود واکنش نظامی نشان نمیدهد؟قرار داشتن سئول در برد توپخانه کره شمالی و ترس خسارت شدید اقتصادی؟ در هیچ دوره ای از تاریخ «هیچ کشوری باز تاکید می کنم هیچ کشوری» مخالفین حکومت با وجود اطلاع از در خطر بودن کشور همانند کشور ما وقت را به طامات نگذرانیده اند. حیرت اور است «  الیت سرزمین عجایب» خاك به سرم بچه بهوش آمده/ بخواب ننه،يكسردوگوش آمده/گريه نكن لولومي‌ياد مي‌خوره/ گربه ميآد بزبزي رو مي‌بره افسوس که این مزرعه را آب گرفته,  دهقان مصیبت زده را خواب گرفته اپوزیسیون = در اصطلاح سیاست به مجموعه افراد و نهادهای مخالف نظام سیاسی گفته می‌شود. پوزیسیون = بناها اصطلاحی دارند که وقتی کار خراب است می گویند «احتیاج به ماله کشی دارد» روزی بود ، روزگاری بود . در یکی از روزها دو نفر که با هم هیچ دوستی و آشنایی نداشته با یکدیگر همسفر شدند راه بسیار طولانی بود . آنها به هم گفتند برای اینکه راه به نظرمان کوتاه بیاید . بهتر است با هم حرف بزنیم تا سر مان گرم شود . اوّلی گفت : بگو ببینیم اهل کجایی ؟ چرا به سفر می روی ؟ دومی با خودش گفت : این بابا که مرا نمی شناسد بهتر است چیزهایی ببافم و برای او تعریف کنم تا مرا آدم مهمی به حساب آورد و احترام بیشتری بگذارد . به او گفت : من اهل شهری هستم که زمین های آبادی دارد . کار من کشاورزی است و چغندر می کارم . در مزرعه من چغندر عجیب و غریبی بوجود آمده که کسی قدرت خرید آن را ندارد ؟ دومی گفت : چرا کسی نمی تواند آن را بخرد اول گفت : چون آن قدر بزرگ است که بیست نفر کارگر به کمک هم توانستند آن را از خاک بیرون بیاورند چغندر من از گنبد یک مسجد هم بزرگتر است حالا به سفر می روم تا برای چغندرم در شهری دیگر مشتری پیدا کنم . دومی می دانست چنین چغندری هرگز وجود ندارد اما دلش نمی خواست که به همسفرش بگوید تو دروغ می گویی . اما تصمیم گرفت چیزی بگوید که به همسفرش بفهماند دروغش را فهمیده تا او را خیلی نادان و ابله نداند . سپس اولی به دومی گفت : حالا تو بگو ببینیم چرا به سفر می روی و چکاره هستی ؟ دوّمی گفت : من صنعتگرم . کارم درست کردن دیگ و سینی و ظرف های مسی است اخیراً به کمک کارگران دیگ بسیار بزرگی ساخته ایم . این دیگ آنقدر بزرگ است که چهار تا مسجد با گنبدهای بزرگش را می توان در آن جای داد . من هم به سفر می روم که برای دیگ به آن بزرگی خریدار پیدا کنم . اولی فهمید که همسفرش دروغ چغندریش را فهمیده اما به روی او نیاورد و با اعتراض گفت : مرد حسابی ! این چه حرفی است که می زنی ؟ مرا نادان و ابله فرض کرده ای ؟ چرا دروغ می گویی ؟ دومی گفت : دروغم کجا بوده ؟ (بیله دیگ ، بیله چغندر) چنان چغندرهایی که در مزرعه ی تو روییده . به چنین دیگ هایی هم احتیاج دارد . اولی از خجالت لب فرو بست و دیگر چیزی نگفت . از آن به بعد وقتی کسی حرف های نادرست بزند می گویند (بیله دیگ ، بیله چغندر) بهترین نمونه :در سال ۱۳۸۷ سحابی در پاسخ خبرنگاری که از او پرسید شما اپوزیسیون هستید یا پوزیسیون؟ گفت ما تکلیف‌مان را با نظام و اصل جمهوری اسلامی مشخص کرده‌ایم و بارها گفته‌ایم که به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران وفاداریم. من برانداز نظام نیستم نه به دلیل اینکه در نظام هیچ اشکالی نمی‌بینم بلکه به این خاطر که اندک فتوری در اقتدار حکومتی ایران باعث آشوب و بلوا از اطراف و اکناف می‌شود.... فروپاشی و یا تضعیف حکومت مرکزی مساوی است با فروپاشی ایران. وی همچنین در سال ۱۳۸۸ در بیانیه‌ای خطاب به ایرانیان خارج از کشور از سوق یافتن حرکت مدنی و مسالمت آمیز معترضان ایرانی به سوی خشونت ابراز نگرانی کرده و چنین گرایشی را به نفع حکومت و به زیان معترضان دانسته‌است. او شبیه سازی شرایط امروز ایران با شرایط سال ۱۳۵۷ را رد کرد و گفت: «انقلاب در ایران فعلی، نه شدنی است و نه درست» شورای فعالان ملی مذهبی ایران منتشر کرد امده که وی در اخرین  لحظات گفت«زندگی مردم سخت شده‌است. خدا می‌داند که من چقدر برای ایران نگرانم! من دارم می‌میرم و کاری برای ایران نکردم.» سحابی و همسالان او مدت مدیدی است که خطا بودن باورها و راهشان را دریافته اند اما کو شجاعت؟ بزرگان که از دوده ٔ ویسه اند / دورویند و با هر کسی پیسه اند. «عالیجناب فردوسی»
 حمید
سحابي در اين باره كه فروپاشي قهرآميز نظام جمهوري اسلامي شورش ها و درگيري هايي را در سراسر كشور بر پا خواهد كرد، درست مي گفت.

ویژگی‌های محصولات جدید نظامی وزیر دفاع ایران امروز در جمع خبرنگاران برخی ویژگی‌های دستاوردهای جدید را توضیح داده است: نسل چهارم موشک فاتح ۱۱۰: این موشک از موشک‌های بالستیک زمین به زمین با سوخت جامد مرکب است که نسل‌های مختلف این موشک به تولید انبوه رسیده است. توان نقطه‌زنی در شرایط مختلف جوی، افزایش طول عمر موشک، افزایش زمان استقرار موشک مسلح بر روی سکوی پرتاب برای شلیک به موقع، کاهش زمان تست‌های قبل از پرتاب و حین پرتاب و زمان ترک موضع پرتاب را از توانمندی‌های این موشک است. موتور دریایی بنیان ۴: یکی از گلوگاه‌های فنی در طراحی و ساخت شناورهای سنگین، تامین توان و قوه محرکه شناور است. موتور دریایی بنیان ۴ با ۱۶ سیلندر و قدرت ۵ هزار اسب بخار و ۱۸ تن وزن بر روی شناورهای بزرگ نظامی نصب می‌شود. آزمایشگاه پرنده آرمیتا: این پروژه سکوی تست‌های پروازی با هدف آزمایش سامانه‌های هوایی در شرایط واقعی پرواز ساخته شده است. این پروژه با هدف آزمایش سامانه پرتاب هواپیمای جنگی، آزمون سامانه دستگاه تولید اکسیژن هواپیما‌، آزمون سامانه اویونیک پیشرفته هواپیما و آزمایش اویونیک پیشرفته به خلبان‌های هواپیمای جنگنده انجام شده است. نامگذاری این محصول به خاطر نام دختر داریوش رضایی‌نژاد که به تازگی کشته شده است. خودروی تاکتیکی ارس: خودروی تاکتیکی ـ فرماندهی ارس با ۳. ۴ تن وزن و قدرت ۱۳۳ اسب بخار با دو کابین یکپارچه به عنوان خودروی حامل فرماندهان، ‌خودروی هجومی و خودروی پشت خاکریز قابلیت استفاده در تمام مناطق عملیاتی صعب‌العبور و شهری را دارد. خمپاره‌انداز وفا: سامانه خمپاره‌انداز برد بلند ۱۶۰ میلیمتری وفا که در برد توپخانه‌های معمولی اجرای آتش می‌کنند، دارای مشخصاتی نظیر افزایش قدرت سر جنگی به میزان دو تا سه برابر، عمر بالای مهمات نسبت به گلوله‌های موشکی، پراکندگی کمتر نسبت به گلوله‌های موشکی و نواخت تیر ۵ تا ۸ گلوله در دقیقه است. نامگذاری این محصول نیز به یاد «وفا غفوریان» از درگذشتگان صنایع دفاع ایران صورت گرفته است. جهت‌یاب و شنود شاهد: این سامانه پولیس سیگنالی و جهت‌یابی در باندهای VHF و UHF و مدلاسیون‌های مختلف را در فاصله زمانی بسیار کم انجام می‌دهد. این سامانه سیگنال‌های ثابت، آنالوگ و جهش فوقانی را تشخیص می‌دهد، پردازش می‌کند و می‌تواند امکان شنود چند کانال را به طور همزمان فراهم کند.
سعید
پاسخ شما را در زير دادم. من تكنولوژي را پس زمينه پيشرفت اقتصادي پايدار مي دانم.

با درود به شما جناب استاد زعیم جناب استاد نظر شما درباره مطلب زیر چیست؟ با سپاس ویژگی‌های ۶ محصول جدید نظامی ایران که امروز رونمایی شد /ايران/ 21020821 http://www.persian.rfi.fr
سعيد
من از هر گونه پيشرفت تكنولوژيكي شادمان مي شوم. در اين ميان بيش از همه از ساخت موتور دريايي 5000 خوشحال شدم كه نياز مبرمي به آن بود و سازندگاني مانند MAN و MTU كه پيشرانه هاي عمده قايق هاي ما هستند از فروش آنها خودداري مي كردند. آزمايشگاه هوايي هم بسيار ضروري است و البته جهت ياب.

جناب استاد به نظر شما چرا کره جنوبی در پاسخ به تجاوزات نظامی کره شمالی از خود واکنش نظامی نشان نمیدهد؟قرار داشتن سئول در برد توپخانه کره شمالی و ترس خسارت شدید اقتصادی؟ در این صورت نیروی هوایی کره جنوبی و نیروهای هوایی و دریای امریکا با کمک ماهواره های جاسوسی امریکا می توانند در یک عملیات ضربتی توپخانه کره شمالی در شمال مدار38 درجه را تا قسمتی از عمق کره شمالی که سئول از خط اتش خارج شود نابود کنند.در این صورت کره شمالی ناچار خواهد شد که برای پاسخ از موشکهای اسکاد استفاده کند که انها هم توسط ضدموشکهای پاتریوت رهگیری میشوند.تصور نمیکنم که پیونگ یانگ جرات استفاده از سلاح هسته ای را داشته باشد. با سپاس
سعید
چرا كره جنوبي بايد به شمال حمله كند؟ كره جنوبي بسيار خردمندانه عمل مي كند. هالا از ديدگاه سياسي و نظامي: 1- نيروي زميني كره شمالي بيش از 1 ميليون سرباز دارد و بيش از 8 ميليون ذخيره كه از سوي روسيه و ايران و چين و اوكراين مسلح شده اند. كره جنوبي 650 هزار سرباز و 3 ميليون ذخيره با تسليحات داخلي و از كانادا و فرانسه و آلمان. يك موج انساني از شمال به جنوب تلفات وحشتناكي را در بر خواهد داشت. 2- چين و روسيه چنين حمله اي را تحمل نخواهند كرد. ممكن است با ملاحظه درگير نكردن امريكا دخالت مستقم نكنند، ولي بيكار نخواهند نشست. چين مانند جنگ گذشته مي تواند يك ميليون داوطلب يا حتي به عنوان "كره اي" سرباز به كمك شمال از مرز عبود دهد. 3- موجه پناهندگان شمالي به جنوب براي اقتصاد جنوب بار سنگيني خواهد بود. من پيش بيني مي كنم شايد بيش از يك ميليون نفر از فرصت استفاده كنند. 4- موشك باران كره شمالي دارايي چنداني را نابود نخواهد كرد، ولي آسيب اقتصادي به تاسيسات صنعتي جنوب كمرشكن خواهد بود. 5- هزينه جنگ براي جنوب 10 برابر هزينه آن براي شمال خواهد بود. 6- هالا فرض كنيم كره جنوبي زد و برد. مرز باز خواهد شد و ناگهان مواجه با ميليونها مهاجر فقير و گرسنه خواهد شد كه به جنوب سرازير خواهند شد و كمر اقتصاد جنوب را خواهند شكست. 7- شما مطالعه كنيد چرا در ادغام آلمان خاوري به باختري چه برنامه ريزي دقيق و درازمدتي ريختند تا مردم فقير خاور آلمان ناگهان به اقتصاد غني باختر حمله نكنند و به تدريج جذب شوند. 8- امريكا اجازه چنين حمله اي را نخواهد داد، زيرا طبق پيمان نظامي كه با كره جنوبي دارد، مجبور به دخالت است و در شرايط كنوني كه در چند جا درگير است، در اينجا هم نمي خواهد در همسايگي دو رقيب بزرگ به ماجراجويي دست بزند و توان ذخيره خود را درگير كند.

درود فراوان خدمت استاد زعیم گرامی با آرزوی بهبودی و سلامت برای اسطوره مقاومت ایران آقای امیرانتظام گرامی.استاد به نظر شما چقد احتمال دارد اسرائیل تا قبل از پایان سال جاری میلادی به ایران حمله کند؟آیا این حمله مشابه حمله به اوسیراک عراق در سال 1981 خواهد بود و صرفا فقط برخی مراکز هسته ای و نظامی ایران مورد هدف قرار خواهد گرفت یا مشابه حمله نیروهای ائتلاف به عراق سال2003خواهد بود؟ با سپاس
hossein bodaghi
شرايط سياسي منطقه ما يك معادله چند مجهولي است و چهار بعدي. مختصات بين المللي هيچگاه ثابت نيستند و با زمان تغيير مي كنند. من اكنون امكان حمله را بيش از 90% مي بينم، هرچند كه يك حركت درست و خردمندانه از سوي جمهوري اسلامي مي تواند آن را بي درنگ به 50% كاهش دهد، كه مي تواند آغاز يك روند كاهنده باشد. حمله به اوسيراك در برابر آنچه برنامه ريزي شده فقط يك بازي كودكانه بود. اميدوارم هيچ ائتلافي براي حمله به ايران صورت نگيرد و احتمال آن هم بسيار كم است، ولي همين امريكا و اسراييل و بريتانيا براي ويران كردن كشور و ايجاد جنگهاي داخلي كافي خواهند بود. درمان اين خطر بزرگ تاريخي، كه از زمان فتحعليشاه تا كنون بي سابقه است، فقط يك اقدام خردمندانه است كه من آن را پيشتر پيشنهاد كرده ام و در اينجا جايز نيست آن را توضيح بدهم.

با سپاس در اولین فرصت ایمیل را ارسال میکنم. ..... مصاحبه با این شبکه ها به نفع ایران تنها یک صدم سودی که از جانب ایران نصیبشان شده را هم جبران نمیکند با پول نفت و گاز ما چه ها که نمیکنند آیا به نظر شما این سرمایه گذاری های دولت قطر مفید است؟ چون میشود این پول را در داخل قطر سرمایه گذاری کنند وکشورشان را به سوی صنعتی شدن ببرند چون اگر نفت تمام شود سود این سرمایه ها به همه قطری ها نمیرسد!
منصور
قطر كه اكنون از منابع گاز ايران استفاده مي كند، نيازي به اين ثروت هنگفت ندارد، و از انجا كه حكومت قطر مانند ديگر كشورهاي جنوب خليج پارس قبيله ايست، رييس قبيله هر كاري را كه هوس كرد با آن انجام مي دهد. البته سطح درآمد مردم در قطر بسيار بالاست و اكثريت جمعيت قطر را مهاجران موقت تشكيل مي دهند كه براي كار در آنجا اقامت دارند. من با شما موافقم كه با اين ثروت هنگفت مي توانند قطر را تبديل به يك قطب صنعتي يا دستكم تكنولوژيك جهان كنند، همانگونه كه تايوان بدون هيچگونه منبع طبيعي اين كار را كرد. ولي .... كار كردن؟ ... خيلي سخت است!

با درود به شما جناب استاد زعیم در هفته های اخیر صحبتهای زیادی درمورد حمله اسراییل می شنویم.به نظر شما علت مخالفت اکثر مقامات نظامی و سیاسی اسراییل با حمله چیست؟تلفات بالا در اسراییل در صورت واکنش ایران بخاطر تراکم جمعیت بالا و وسعت کم اسراییل؟عدم برخورداری اسراییل از بمبهای ضد پناهگاه با قدرت نفوذ بالا(همانند بمبهای ضدپناهگاه امریکا)و در نتیجه عدم امکان نابودی کامل برنامه اتمی ایران و فقط به تاخیر انداختن ان؟پراکندگی تاسیسات اتمی ایران و وسعت بالای ایران و در نتیجه عدم امکان کسب موفقیت کامل همانند حمله به راکتور اوسیراک عراق؟یا ترکیبی از همه این عوامل؟ 2.به نظر شما اگر اسراییل از وسعتی مثلا یک چهارم ایران برخوردار بود در طی 7 سال گذشته به ایران حمله کرده بود؟
سعید
حمله به ايران پيامدهاي بدي ممكن است داشته باشد. نابودسازي تاسيسات اتمي و نظامي ايران بيش از چند روز طول نمي كشد. موشكهاي ميانبرد و دوربرد ما هم بازدارنده اين تخريب نيستند، هرچند كه ممكن است برخي از آنها به هدف بخورند و آسيبهاي جدي به طرف وارد آورند. آنچه اسراييل از آن نگران است، يكي فروپاشي سوريه و افتادن آن در دست تندروان اسلامي است. مرز اسراييل و سوريه تا كنون امن ترين مرز مشترك اسراييل بوده است. حزب الله لبنان و حماس هم اگر ايران نباشد، قابل كنترل خواهند بود. بنابراين، برخي سياستگزاران اسراييل نابودي توان ايران، كمك به تجزيه ايران (در درجه اول آذربايجان كه برنامه آن را هم عملياتي كرده اند) و سرانجام سقوط نظام جمهوري اسلامي را تنها راه امنيت اسراييل و منطقه مي دانند. از ديدگاه زماني هم، امروز كه ايران در منطقه هيچ دوستي ندارد و در جامعه جهاني منزوي شده و مردمش هم بسيار ناراضي هستند را بهترين زمان ممكن براي حمله به ايران مي دانند. گروه بانفوذي از نمايندگان و سناتورهاي جمهوريخواه امريكا و البته سياست پنهان بريتانيا هم از اين تصميم اسراييل پشتيباني مي كنند. خردمندان اسراييل، هزينه چنين حركتي را بسيار زياد بشمار مي آورند. همان موشك اندازي آغازين حزب الله و كاربرد احتمالي سلاحهاي شيميايي سوريه عليه اسراييل، همراه با چندتا موشك از ايران مي تواند يك هولوكاست جديد ايجاد كند؛ هرچند كه حمله كنندگان همه نابود شوند، كه خواهند شد. در چنين حمله اي، امريكا چاره اي بجز دخالت نخواهد داشت، و امريكا هم بجاي تنها عمل كردن، ناتو را در گير خواهد كرد. 2- وسعت اسراييل ارتباطي به تصميم به حمله ندارد. هر كشور بايد دلايل امنيتي يا استرتژيكي براي يك حمله نظامي داشته باشد. در شرايط عادي اسراييل بخاطر حفظ امنيت خودش، حتا خطر حمله ديگران به ايران را خواهد كوشيد خنثي كند.

با درود لطفآ کاری کنید که بشود مطالب را به فیس بوک لینک کرد هر کاری کردم پیدا نمیکنم ،مثلان وقتی به سایت ایران و جهان میروم بعد از خواندن مطلب ان را به فیس بوک لینک میکنم در بالای صفحه این آبشن را داده . با سپاس
کوروش رازی
چشم. فكر خوبيست. حتمن اين كار را مي كنيم.

با درود به شما جناب استاد زعیم جناب استاد نظر شما درباره مطلب زیر چیست؟ با سپاس http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1905702
سعيد
اختلاف ميان عربستان و روسيه شگفت انگيز نيست، زيرا آن دو در سوي پشتيباني از تحولات دو سال اخير قرار گرفته اند. ولي هر دو خودشان هم هدف ادامه اين تحولات هستند. اول عربستان.

البته مطالب شما را به اشتراک میگذارم ولی تنبلی اکثر اوقات مانع از فعالیت حساب شده میشود! واز طرفی مایل نیستم محدود به اینترنت باشم! آیاامکان عضویت در جبهه برای افرادی که در شهرهای کوچک زندگی میکنند وجود داردمثلا عضویت در سازمان جوانان یا دانش آموختگان!
منصور
سازمان سياسي، شهر كوچك و بزرگ ندارد. همه جا ايران است و سازمان هم جبهه ملي ايران است نه تهران. درخواست خود را ايميل بزنيد، من ارجاع مي دهم.

بله اقای مهندس.حق با شماست. با سپاس
رضا
آفرين به هوش شما.

درود نگاه کنیم این روحیه نخبه ستیزی ما خیلی کار دست ما داده اگر امیر کبیر را حمیایت میکردند ایرانمان امروز خیلی بهتر بود کم هستند میهن پرستانی که برتری دیگری را قبول کنند متاسفانه من هم تهران نیستم ونمیدانم چه کمک مثبتی میتوانم کنم اگر راهنمایی بفرمایید خوشحال میشوم .
منصور
كمكي نمي توانيد بكنيد بجز بازتاب دادن ديدگاههاي ما. اين رقابت آميخته با حسادت در خون ما رفته. نخبه ستيزي را رژيم هاي سركوبگر و تماميت خواه مي كنند، ولي رقابت ستيزگرانه در ميان خود نخبگان است. دشمان كشور نياز ندارند ما را محدود كنند، ما خودمان يكديگر را محدود مي كنيم.

ولی جناب مهندس رسانه هایی که نام بردم نام خلیج پارس را تحریف میکنند.جزایر سه گانه ایرانی را اشغال شده می خوانند و کاملا ضدمنافع ملی ایران و بلندگوی غیر رسمی دولتهای قطر و عربستان هستند!
رضا
چه بهتر! اگر من بتوانم ديدگاه خود را به خوانندگان آنها برسانم، آيا به سود ماست يا نه؟

درود دوباره یادتان است درفیس بوک لینک یک وبلاگ را برایتان فرستادم(وبلاگ خشم ایران)که به شما حملاتی زیادی مینمود آن وبلاگ از اسفند سال پیش به این طرف دیگر به روز نشده وتا الان کامنت هایی که در دفاع از شما نوشته بودم را هم نیز تاییدد نکردند فکر کنم اینها یک گروه از رقیبان سیاسی شما باشند که خودشان کار مفیدی برای ایران نمیکنند که هیچ بلکه میخواهند مانعی سر راه کوشش های میهن پرستانه شما شوند.
منصور
من دو سه تاي ديگر سخنراني و مصاحبه بكنم، دوباره اينگونه سايت ها فعال مي شوند. رقيب سياسي كه بدجنسي نمي كند، رقيب سياسي مي كوشد خود را برتر نشان دهد. آنها كه لجن پراكني مي كنند يا براي پول اين كار را مي كنند يا براي ارضاي عقده حقارت خود. سايتهايي مانند خشم ايران هم توسط اينجور آدمها اداره مي شود. ولي ظاهرا من نارضايتي برخي اعضاي خودمان را هم بر مي انگيزم. فاطمي و بختيار هم چنين تاثيري روي همرزمانشان داشتند و به سزاي انديشه ها، سخت كوشي ها و شجاعتشان رسيدند. هم اكنون چند سايت متعلق به اعضاي قديمي جبهه ملي در امريكا و اروپا، مانند سايت هاي زير چند سال است من را بكلي تحريم نموده اند، انگار وجود خارجي ندارم: www.jebhemelli.net www.melliun.org www.ois-iran.com

بله در جریان هستم تکیه من بر این گفته وی بود که از شما خواسته بود بابت همکاری با مائوئیست ها عذرخواهی کنید وخودتان هم گفته بودید شما رو با برادرتان اشتباه میگیرند(مصاحبه با آقای نوری علا)
منصور
يادم آمد. هميشه گروه خاصي هستند، اكنون بيشتر آن شناخته شده اند، كه كارشان تهمت زدن و شايعه پراكني و هجو گفتن درباره من بوده و هست. اين سخنان دروغ يا هدفدار براي ايجاد ترديد در صلاحيت و صداقت من بوده و هرگاه من در رسانه ها بيشتر مطرح شوم، آنها بيشتر فعال مي شوند. و گاهي اطلاعاتي را آشكار مي كنند كه من را شگفت زده مي كند آنها را از كجا بدست آورده اند.

اقای مهندس زعیم ایا شما(در صورت دعوت)با رسانه های ضد ایرانی مانند العربیه و الجزیره مصاحبه می کنید؟
رضا
براي مصاحبه از من دعوت هاي بسياري مي شود كه نزديك به همه آنها را بيشتر بخاطر ممنوعيت و تهديد مقامان رد مي كنم. اگر مصاحبه اي را بپذيرم، فقط درباره مطلب مورد علاقه خودم است و حرف خودم را هم مي زنم. شما با ذكر "ضد ايراني" پرسش خود را يك پيچ و تاب تهديدآميز داديد، يعني چنين كاري خطاست و ضد ملي است. من عكس شما مي انديشم. ضد ملي خود ما هستيم كه با انديشه هاي ناراست خود منافع ملي يا دستكم احترام ملي خود را خدشه دار مي كنيم. شما هم در آينه نگاه كن و آنچه را تصور مي كني "حفاظت عليه ضد ملي" است از خود بزدا. كسي كه انديشه اي دارد بايد بتواند آن را آزادانه بيان كند. و اين دقيقن آن چيزي است كه همه ما براي بدست آوردنش مبارزه مي كنيم. جامعه اي كه انديشه ها حبس كند، هرگز آزاد و مردم سالار نخواهد شد.

با درود بر شما وآقای امیر انتظام ودیگرانی که در عکس هستند ولی ناشناس(حداقل من نمیشناسمشون) قبلا با آنگ سان سوچی مقایسه میشدند که از نظر من زیاد مقایسه خوبی نیست!خصوصا باموضع گیری خانم سوچی در قبال مسلمانان میانمار! این کسی که با نام جانی جاهل که در فیس بوک پیام داده فکر کنم شما رو با برادرتون سیامک زعیم اشتباه گرفته باشد! از جاهلی که جانی هم باشد بیش ازاین انتظار نیست!
منصور
برادر من هرگز عذرخواهي نكرد، با وجود اينكه شرط زنده ماندنش بود. هرگز حاضر به مصاحبه تلويزيوني نشد. هرگز حاضر به مناظره با برخي روحانيان كه اين را خواسته بودند نشد. و هرگز توبه نكرد. مادرمان در آخرين روز مهلت توبه به او گفت توبه كردن يعني لو دادن ديگران و به كشتن دادن ديگران براي زنده ماندن، و اين يك ننگ خانوادگي خواهد بود.

با درود  با ارزوی بهبودی سریع تر اميرانتظام و یاد اوری دوباره به ایشان«با داشتن چنین دوستانی چه جای کسالت است؟» بعد از اطلاع از احوال شما بی اختیار بیاد یکی از ترانه های معروف افتادم که بنظرم وصل الحال امد.  طاقت بیار رفیق (رفیق،رفیق،رفیق،رفیق،رفیق) طاقت بیار ، می شه شنید خندیدن دلخواه رو تو زنده می مونی رفیق ، طاقت بیار این راه رو طوفان رو پشت سر بذار ، اون سمت ما آبادیه این زمزمه تو گوشمه ، فردا پر از آزادیه طاقت بیار رفیق ، دنیا تو مشت ماست طاقت بیار رفیق ، خورشید پشت ماست دنیا اگه تاریک شد ، دستای فانوس رو بگیر با من بیا ، با من بیا ، چیزی نمونده از مسیر سرما و سوز برف رو آهسته پشت سر بذار امروز وقت خواب نیست ، ما با همیم ، طاقت بیار طاقت بیار رفیق ، دنیا تو مشت ماست طاقت بیار رفیق ، خورشید پشت ماست طاقت بیار رفیق ، ما هر دو بی کسیم طاقت بیار رفیق ، داریم می رسیم دوستان عزیز ممنون از شجاعت و زحمات یکایک شما عزیزان. سرسبز باشید
 حمید
احساسات شما را ستايش مي كنم.

شما می توانید نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید

   
 : نام ونام خانوادگي
 : توضیحات

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمائید
 
   
   
 

      



 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد