Tuesday, September 18, 2018   امروز ,   سه شنبه 27 شهريور 1397 خورشیدی

جزئیات مطالب  

   
9 آذر 1391
پيشنهاد ادغام راهنمايي و رانندگي و شهرباني - كورش زعيم

 ادغام راهنمايي و رانندگي و شهرباني

وا بسته به شهرداري ها

از: كورش زعيم

ماهنامه تهران اكونوميست، يكم ارديبهشت 1358

در نظام گذشته، شهرباني سه ماموريت مهم داشت: پاسداري از نظام يا قانونهاي اجتماعي جامعه، ايجاد خفقان و پيگيرد مخالفان نظام، نگهباني از خانه هاي شخصيت ها و اداره ها و سفارتخانه ها. وظيفه پاسداري از نظام ترافيك و رفت و آمد شهري را به به سازماني جداگانه محول كرده بودند كه خود تشكيلاتي مجهز به پاسبانان راهنمايي و رانندگي، خودروهاي گران قيمت بنز (براي پيگرد درونشهري!) و هزينه هاي كلان ديگر داشت.

ولي در نظام نوين پس از انقلاب، احتمالن دو وظيفه خفقان مردم و محافظت از سردمداران حذف خواهد شد [1] و، بنابراين، ماموريت اساسي شهرباني نگهباني از قانونهاي اجتماعي شهري خواهد بود. راهنمايي ترافيك را هم كه جزوي از اين نظام شهريست همان پاسباناني كه بايد در كلانتري ها به انتظار ارتكاب جرم بنشينند مي توانند انجام دهند. همزمان، آنان مي توانند ترافيك را راهنمايي نمايند و شهر را نيز پاسداري كنند. وقتي بزه يا جنايتي روي مي دهد و آنان مورد نياز قرار مي گيرند، بوسيله بيسيم احضار مي شوند و به ماموريت جديد شتابانده مي شوند. بدين ترتيب، با ادغام اين دو سازمان، رويهم رفته مي توانند شمار كارمندانشان را كمتر از نيم كنند و در عوض به تجهيز و آموزش بيشتر آنان بپردازند. كارآيي يك نيروي كوچكتر آموزش ديده بسيار بيشتر از يك نيروي بي تجربه يا كاربرد سربازان وظيفه است.

نظام ترافيك تهران و شهرهاي ديگر با سازمانهاي پهناور و كمربند سپيد براي ماموران بهبود نمي بخشد. بهبود ترافيك فقط از راه ايجاد نظم امكان دارد. همانگونه كه پيشتر هم دقيقتر با ذكر آمار شرح داده ام [2]،  و سپس هم خواهم داد، بايد مقررات درست رفت و آمد تدوين و اجرا شود تا نظم بوجود آيد. و براي ايجاد نظم بايد ماموران اجرايي آموزش ديده، كه اين نظم لازم را درك مي كنند نه اينكه فقط آيين نامه را حفظ كرده اند، اجرا شود. وقتي مامور منطق و چرايي قانوني را كه بايد از آن پاسداري كند درك كرده باشد، با اعتماد به نفس و قاطعيت بيتشر مي تواند عمل كند. افزون بر اين، ماموران بايد سيار باشند. تخلف در رانندگي فقط سر چهارراه ها رخ نمي دهد. مردم بايد در همه جا قانون را رعايت كنند. ماموري كه همه جا مراقب رعايت قانونهاي رانندگي است، همه جا مي تواند مراقب رعايت قانونهاي ديگر اجتماعي و جلوگيري از جرم هم باشد. اين موضوع را بعدن دقيقتر مورد بحث قرار خواهم داد.

شهرباني بايد سازماني شهري و محلي و آشنا با رسوم و دردهاي مردم شهر خود باشد. تشكيلات كشوري بجز از لحاظ اطلاعاتي و براي هماهنگي، و همچنين براي آموزش داوطلبان كار در شهرباني ها ضروري نيست. شهرباني كل كشور را ملغي كنيد و بجاي آن سازمان هماهنگي شهرباني را بوجود آوريد كه مركزي براي گردآوري و پخش اطلاعات جنايي و شناسايي، جرم شناسي، كشف جرم و آموزش باشد. من اين سازمان را "شهرباني كشوري" مي خوانم.

شهرباني بايد بخشي از شهرداري باشد. شهربان بايد توسط شهردار پيشنهاد و توسط شورا يا انجمن شهر تاييد گردد. در آينده مي توان قانوني گذراند كه شهربان هم با راي مردم شهر برگزيده شود. لازم نيست شهربان يا رييس شهرباني سرتيپ و سرلشگر باشد. حتي لازم نيست نظامي باشد، بشرط اينكه در اين كار متخصص باشد. هيچگاه اميران شهرباني تيپ يا لشگري را در جنگ فرماندهي نخواهند كرد، و تيپ و لشگر هم در حفظ امنيت شهري كارآيي ندارد. در هنگام جنگ هم تداوم پاسداري از نظام شهري لازم است. براي رييس شهرباني هر شهر درجه اي بيش از سرهنگي مسخره است. براي كلانتري ها درجه سرواني كافيست. البته به شرط اينكه در كار خود آموزش ويژه ديده باشد، خبره باشد و تجربه بسنده در مدارج مربوطه داشت باشد. در كيفيت اين مديران بايد تجديد نظر شود. پاسبانها كه در حقيقت گاهي با قضاوت هاي آني خود در محل رويداد و گزارش چگونگي رويداد، سرنوشت شهروندان را در دست دارند، بايد دستكم دانش آموخته دبيرستان باشند، و نه تنها در كاربرد اسلحه و تعقيب جرايم و اصول رانندگي، بلكه در روانشناسي اجتماعي هم آموزش ببينند. پاسبان بايد دردهاي مردمش را بفهمد و نسبت به آنها حساس باشد. پاسبان بايد متانت و بيطرفي خود را حفظ كند، قوت قلب و اعتماد به نفس داشته باشد، به مردم توهين نكند و گلاويز نشود بلكه در آنان احساس احترام بخود را جلب نمايد.

پاسبان مي تواند و بايد در شهر سيار باشد و در گوشه اي از خيابان بلاتكليف نايستد. اين همه خودروهاي گوناگون كه در اختيار شهرباني و راهنمايي و رانندگي است؛ آنها را در اختيار پاسبانها بگذاريد. راننده و افسربازي را كنار بگذاريد. دو پاسبان فهميده با هم در يك خودرو مي نشينند. گاهي ضروري است كه يك پاسبان تازه كار با يك پاسبان باتجربه در يك خودرو بنشيند. هر خودرو بايد يك محله را پاسداري كنند. آنها بايد پيوسته در حركت باشند تا همه خيابانهاي اصلي و فرعي را بتوانند گشت بزنند و زير نظر داشته باشند. مردم بايد وجودشان را احساس كنند و احساس امنيت كنند و به ياري آنها متكي باشند. به حساب من، با توجه به شمار پرسنل و شمار خودروها، گشت پاسباني مي تواند و بايد هر بيست دقيقه در هر كوچه و خيابان ديده شود. سر چهارراه ها و برشگاههاي مهم، پاسبانان فهميده و با تجربه بگذاريد كه بتوانند با قاطعيت اجراي قانون را از رانندگان و مردم انتظار داشته باشد و در صورت تخلف رانندگي يا هر جرم ديگر آنها را جريمه يا به كلانتري جلب نمايد. پاسبانان ايستاي چهارراه ها و گذرگاهها بايد موتورسوار باشند تا بتوانند در صورت نياز يك راننده متخلف يا يك خودرو بزهكار را بي درنگ پيگرد نمايند. پاسبانان سيار در خودروهم  در بين راه بايد هم ترافيك (رفت و آمد، پاركينگ، سد معبر و غيره) را زير نظر داشته باشند و هم با چشم تيزبين وقوع جرم يا بزه را جستجو كنند. آنان متخلفان ترافيك را همانجا ايست داده هشدار مي دهند، يا جريمه مي كنند و يا به پيگردشان مي پردازند.

هنر بزرگ افسران ارشد راهنمايي اكنون اين است كه با لباسهاي اتو كشيده بغل دست يك سرباز راننده مي نشينند و با صداي زيبايشان پشت بلندگوهاي خودرو به مردم امر و نهي مي كنند و معمولن فقط راه خود را باز مي كنند تا بتوانند با سرعت رد شوند. مردم هم به آنان پوزخند مي زنند. بسياري از اين افسران هنوز كاركرد دقيق چراغهاي سرخ بالاي خودروشان ويژه چه ضرورت هايي است، و درباره اداره چهارراه ها با كاربرد چراغهاي سرخ و نارنجي و سبز ترافيك هم دانش ژرفي ندارند، يا اينكه خودشان رعايت نمي كنند. اگر باران بيايد از خودرو بيرون نمي آيند. از باد و آفتاب تند هم خوششان نمي آيد. اين كار يك افسر شهرباني نيست. آقايان بايد از عرش فرود آيند، آموزش بهتر ببينند و با مردم راه برود [3] .

شهرباني بايد متكي به مردم باشد و فقط مختص و منحصر به يك شهر و يك جامعه باشد. شهرهاي با جمعيت پنج هزار نفر به بالا مي توانند كلانتري يا شهرباني ويژه خود و به انتخاب خود را داشته باشند. شهرباني ها، مي توانند از شهرهاي ديگر درخواست پاسبان يا افسر با تجربه كنند، ولي استخدامي هاي خودشان را بايد براي آموزش به دانشكده شهرباني در مركز بفرستند، يا از مركز درخواست نيرو كنند. شهرهاي كوچكتر و روستاها كه امكانات استخدام نيرو ندارند مي توانند از مركز درخواست نيرو براي كلانتري خود كنند. البته شرح جزييات ساماندهي كلانتري ها و شهرباني هاي سراسر كشور را جداگانه خواهم نوشت. شهرباني مانند نيروهاي مسلح نيست كه نياز به فرماندهي مركزي داشته باشد، چون هيچگاه براي دفاع از كشور فراخوانده يا بسيج نمي شود. كار شهرباني كاريست مردمي. نيروي تهاجمي و تدافعي را همان چند پاسباني تشكيل مي دهند كه ماموريت ويژه براي اجراي قانونهاي شهري دريافت كرده اند.

شهرباني ها مي توانند پاسبانان فزون بر نياز خود را، با هماهنگي مركز، به شهرباني هاي ديگر كه نياز دارند بفرستند يا در صورت علاقه خود افراد، آنان را به نيروهاي مسلح منتقل كنند و يا به آنان كارهاي خارج از ماموريت اجرايي محول كنند و يا در سازمانهاي غيرنظامي دولتي به كار گماشته شوند تا بتوانند با بازده بيشتر به كشورشان خدمت كنند. افسراني را كه نمي خواهند به پاسداري بپردازند را، در حد نياز، مي توان بكارهاي آموزشي يا دفتري گمارد. شايد هم با حفظ درجه به كارآگاهي در خود كلانتري ها و شهرباني ها علاقه داشته باشند. 

شهرباني ها بايد تمام نيروي خود را در پيشگيري و مبارزه با جنايتهاي اجتماعي مانند دزدي، زورگيري، قتل، پخش مواد مخدر و غيره بكار اندازند. پرسنل شهرباني ها، هرچند مانند همه شهروندان حق راي در همه انتخابات دارند، نبايد در سياست و فعاليت سياستمردان دخالتي بجز حفاظت از آنان داشته باشند. در تظاهرات سياسي، اعتصاب ها يا گردهمايي هاي خياباني، وظيفه شهرباني حفاظت از تظاهركنندگان، و همزمان جلوگيري از اخلال در ترافيك و نظم عمومي است. در اينگونه رويدادها شهرباني بايد پيشگيري هاي لازم را براي جلوگيري از ايجاد خطرهاي جاني و مالي براي شهروندان انجام دهد. شهرباني بايد بدون در نظر گرفتن گرايشهاي سياسي و عقيدتي با تظاهركنندگان متخلف برابر با نظام قانونهاي شهري رفتار كند.

اداره زندانها نبايد در دست شهرباني ها باشد. زندانها بايد توسط سازماني بالاتر از سازمان شهري اداره شوند تا بتوان از تعصبات، تندروي ها و يا رقابت هاي محلي جلوگيري كرد. اداره كل زندانها بايد يا زير نظر وزارت كشور باشد، يا به دو دسته تقسيم شوند. زندانهاي موقت، كوتاه مدت يا تاديبي زير نظر استانداري ها، زندانهاي دائم يا درازمدت زير نظر وزارت كشور بايد باشد. نيروي پليس محلي نبايد زندانبان قربانيان خودش باشد. قوه قضائي كشور بايد در اداره زندانها نظارت عالي و بي هيچ دخالت اجرايي داشته باشد تا از خودسري ها و بي قانوني هاي عمد يا غيرعمد جلوگيري شود.

نيروي نگهباني زندانها بايد مستقل و به استانداري ها پاسخگو باشد، ولي تحت نظارت ژاندارمري ( نيروي انتظامي برونشهري يا نيروي پاسداران ملي [4] ) انجام وظيفه كند. شوراي هماهنگي و نظارت بر زندانها مي تواند بوسيله قوه قضائي بوجود آيد و با بازرسي منظم و پيوسته از زندانها همخواني مديريت آنجا را با قانونهاي جاري كشور تضمين نمايد.

شكستن تمركز فرماندهي نيروهاي پليس، استفاده نامشروع يا غيرقانوني از آن براي ارعاب و خفقان مردم بجز در موارد محدود محلي امكانپذير نخواهد بود. و اگر در يك شهر چنين مسئله اي پيش آمد مردم خواهند توانست خود بر آن چيره شوند و افكار عمومي هم ميهنان در شهرهاي ديگر هم به ياريشان خواهد شتافت.

كورش زعيم

1 ارديبهشت 1358



[1] پيش بيني آرزومندانه من بزودي كاملا نادرست ار آب درآمد.

[2] ترافيك تهران: نظم يا رزم؛ اطلاعات، 14 آبان 1354، ص 18.

[3] من در سال 1354، پس از يك پژوهش خياباني و آماري، در مقاله اي انتقاد شديدي از ناتواني ماموران ترافيك تهران كردم. در دهه 1370، اين پژوهش را تكرار نمودم، ولي مقاله خود را منتشر نكردم، زيرا وضع مديريت ترافيك و آمار بدست آمده دوچندان بدتر شده بود و نشريه اي مقاله من را چاپ نمي كرد. در سال 1390، يك پژوهش كوتاه سنجشي از كيفيت مديريت ترافيك كردم كه نتايج آن فاجعه بار بود. وضع ترافيك تهران، هر چند به علت ساخت پل ها و دوربرگران ها و اصلاح مسيرها تا حدودي جبران افزايش چشمگير شمار خودروها را كرده بود، ولي مديريت خياباني آنقدر بدتر شده بود كه ترسيدم اگر مقاله اي بنويسم متهم به "تشويش اذهان عمومي" شوم.

[4] http://kouroshzaim.org/DetailsData.asp?IDdata=540 مراجعه شود به "پيشنهاد براي ساماندهي نيروهاي انتظامي" 

بازدید صفحه: 2078
 



با درود به جناب استاد زعیم جناب استاد مقاله زیر از اقای دکتر رضا تقی زاده است.نظر شما درباره ان چیست؟با سپاس "بر اساس پیش‌بینی آژانس بین‌المللی انرژی، آمریکا تا سال ۲۰۲۰ با استخراج «سنگواره‌های نفتی» در تولید نفت از عربستان سعودی و روسیه پیشی گرفته و به بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان تبدیل خواهد شد. این مرکز جهانی مطالعات انرژی همچنین پیش‌بینی می‌کند که تا سال ۲۰۱۶ و از راه استخراج «صخره گاز»‌ها نیاز آمریکا به واردات گاز خلیج فارس نیز قطع می‌شود. یکی از روش‌های اصلی استخراج سنگواره‌های نفتی تزریق آب، شن و مواد شیمیایی با فشار به داخل لایه‌های زمین و شکستن و بیرون کشیدن سنگواره‌های نفتی است. این سنگواره‌ها در قرن ۱۹ کشف شده‌اند، ولی تنها از ۱۰ سال پیش تاکنون میزان استخراج آنها در آمریکا سرعت گرفته است. آمریکا در حال حاضر بزرگ‌ترین مصرف‌کننده نفت جهان و بزرگ‌ترین واردکننده نفت خام به شمار می‌رود. بخش مهمی از واردات گاز آمریکا به صورت مایع از قطر و سهم قابل ملاحظه‌ای از نفت خام وارداتی آن کشور از سوی عربستان سعودی و دیگر کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس تامین می‌شود. نفت و امنیت انرژی طی چند دهه اخیر یکی از ستون‌های اصلی سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه را تشکیل ‌داده است. جنگ سال ۱۹۹۰ آمریکا در خلیج فارس و اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ به شکل گسترده‌ای به مسائل نفتی و ضرورت ادامه کنترل منابع نفت (و گاز) منطقه خلیج فارس نسبت داده شده است. از این لحاظ بی‌نیازی آمریکا به واردات نفت و گاز خلیج فارس می‌تواند سیاست‌های خاورمیانه‌ای این کشور، به‌خصوص در منطقه خلیج فارس، را تحت‌الشعاع قرار دهد. تولید نفت آمریکا بر اساس گزارش «دفتر اطلاعات انرژی واشینگتن» در سال جاری ۷ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته و اینک روزانه معادل‌ ۷.۱۰ میلیون بشکه است. آژانس بین‌المللی انرژی که به عنوان مشاور کشور‌های بزرگ مصرف‌کننده نفت و گاز عمل می‌کند، همچنین پیش‌بینی کرده که نفت منطقه خلیج فارس به جای مقصد آمریکا راهی چین و دیگر بازارهای آسیایی خواهد شد. چین و هند با مجموع جمعیت در حدود ۳ میلیارد و دارا بودن شتابان‌ترین اقتصادی‌های رو به رشد جهان طی ده سال آینده نیاز بیشتری به واردات نفت خواهند داشت. به دلیل کوچک بودن حجم ذخیره‌های نفتی قابل بهره‌برداری روسیه نسبت به ذخایر کشور‌های خلیج فارس، و طول عمر کمتر آنها کشور‌های آسیایی واردکننده نفت و گاز، بیش از هر منبع دیگری متکی به منابع هیدروکربوری خلیج فارس خواهند شد. بر اساس محاسبه حجم ذخایر قابل بهره‌برداری موجود، منابع نفت خام قراردادی آمریکا تا ۸ سال دیگر و نفت خام روسیه در فاصله ۱۵ تا ۲۰ سال آینده به انتها می‌رسند. منابع نفت خلیج فارس در صورت ادامه بهره‌برداری به نسبت‌های کنونی تا ۸۰ سال دوام خواهند آورد. در حالی که نام و نقش ایران در پیش‌بینی‌های کنفرانس سال جاری آژانس بین‌المللی انرژی به عنوان تولیدکننده و تامین‌کننده بزرگ غایب است، توجه عمده به نقش کنونی و آینده عراق به عنوان یک تولیدکننده بزرگ نفت معطوف شده است. تولید کنونی نفت عراق روزانه بیش از ۳ میلیون بشکه است. صادرات روزانه نفت عراق نیز از ۲ میلیون بشکه فرا‌تر می‌رود. از این لحاظ عراق دومین تولیدکننده و دومین صادرکننده بزرگ نفت اوپک بعد از عربستان سعودی محسوب می‌شود. بر اساس محاسبات آژانس بین‌المللی انرژی تولید نفت عراق در ۴ سال آینده از ۶ میلیون بشکه در روز فرا‌تر خواهد رفت و تا ۸ سال دیگر در سطح کنونی تولید عربستان سعودی قرار خواهد گرفت. تا سال ۲۰۳۵، نقش اوپک نیز در تامین انرژی مورد نیاز بازار از ۴۲ درصد کنونی به ۵۰ درصد افزایش می‌یابد. در حالی که روسیه برای ادامه تولید نفت خام در سطح کنونی نیازمند سرمایه‌گذاری‌های سنگین و رو کردن به منابع نفت قطبی است، منابع نفت خام عراق عظیم و هزینه استخراج آن بسیار پایین است (در سطح ارزان‌ترین هزینه‌های تولید خلیج فارس). عامل دیگری که نفت عراق را پر جاذبه و افزایش ظرفیت تولید آن را با سرعت کنونی ممکن ساخته طبیعت قراردادهای بهره‌برداری در آن کشور و سهیم ساختن شرکت‌های نفتی در سود نفت کشف و استخراج شده است. در مقایسه با قراردادهای نفتی نوع ایران (بیع متقابل) که نوعی قرارداد پیمان‌کاری است، در قراردادهای نفتی نوع عراق شرکت‌های سرمایه‌گذار در سود و زیان سرمایه‌گذاری و استخراج و تولید نفت سهیم‌اند. در حال حاضر ناوگان پنجم آمریکا در منطقه خلیج فارس (بحرین) مستقر است. در صورت کاهش یا قطع نیاز آمریکا به واردات نفت و گاز از خلیج فارس، نگاهداری این ناوگان بزرگ و پرهزینه در جهت حفظ امنیت انرژی آسیا و یا اروپا خواهد بود و از این لحاظ توجیهی منطقی برای مالیات‌دهندگان آمریکایی نخواهد داشت. استخراج نفت و گاز از سنگواره‌های نفتی و صخره گاز‌ها علاوه بر شکستن قیمت این دو محصول راهبردی، آرایش سیاسی و امنیتی منطقه خلیج فارس را نیز تغییر می‌دهد".
سعید
آري، اين تا حدود زيادي مي تواند درست از آب درآيد. من نخستين بار در سال 1970 (1348) با اين سنگ و ويژگي آن آشنا شدم. در امريكا آزمايشهايي نشان داده بود كه مي توان نفت نهفته در سنگ شيل (shale) را بيرون كشيد. اين سنگ چيزي شبيه ذغال سنگ است ولي نرمتر و داراي مواد آلي كه نفت را بوجود مي آورند. از من هم دعوت كردند از منابع شيل بازديد كنم و حراج اجاره زيمنهاي داراي سنگ شيل كه امريكا اعلام كرده بود شركت نمايم. من بازديد را انجام دادم. در آن زمان بهاي يك بشكه نفت خام كه آسانتر بدست مي آيد فقط 2 دلار بود و يك بشكه از اين نفت 8 تا 10 دلار هزينه مي داشت. البته اكنون تكنولوژي استخراج نفت از شيل بسيار پيشرفت كرده، ولي با وجود اين هنوز بسيار بيشتر از نفت خام هزينه بر مي دارد. با افزايش بهاي نفت و كاهش ذخيره ها، نفت شيل آينده اي درخشان خواهد داشت. البته در چين هم تجربه استفاده از اين سنگ براي سوخت را هزاران سال است دارند و اكنون به استحصال پرداخته اند و در چند سال گذشته در استراليا، روسيه و چند كشور ديگر هم روي آن كار مي كنند. در ايران هم از اين سنگ ذخاير بسيار داريم. سه چهار سال پيش يكي از معدن داران منبعي از اين سنگ را كشف كرده بود كه نمي دانست چيست. سراغ من آمدند و گفتند به آزمايشگاه داده اند و آن را تشخيص نداده اند كه چه نوع سنگي است. من تا سنگ را ديدم شناختم و گفتم به معدن طلا برخورده ايد. خواهش كردند كه پروژه آن را به عنوان يك شريك انجام دهم. پاسخ دادم من ذخاير گرانبهاي زيادي را در ايران مي شناسم كه تا شرايط سياسي كشور اينجور هست دست به آنها نمي زنم. شما هم دست نگه داريد كه اگر موفق شويد، دزدان سرتان مي ريزند و سرتان بي كلاه مي ماند. از شوخي گذشته، اين يكي از مواردي است كه من پيشتر گفته ام، من هرگز نفت ايران را صادر نخواهم كرد.

شما می توانید نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید

   
 : نام ونام خانوادگي
 : توضیحات

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمائید
 
   
   
 

      



 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد