Saturday, September 22, 2018   امروز ,   شنبه 31 شهريور 1397 خورشیدی

جزئیات مطالب  

   
4 ارديبهشت 1392
به یاد قتل عام گسترده ارمنیان بدست تورک های عثمانی
نسل‌کشی ارمنیان
فرتور عثمانیان با سرهای بریده ارمنیان
نوشتار زیر: برگرفته از ماهنامه خواندنی شماره 70، اسفند 1390، 10-11

عبدالله مرادعلی بیگی

نود و شش سال پیش در جریان جنگ نخست، حکومت عثمانی کمابیش 2 میلیون تن از ارمنیان ساکن آناتولی را که امپراتوری عثمانی سرزمین آنان را تصرف کرده بود، از خانه‌های نیاکانی خود بیرون و آواره کرد. کمابیش 5/1 میلیون تن از آنان در راه تبعید به دست دژخیمان عثمانی به قتل رسیدند و حدود نیم میلیون تن که از این نسل کشی جان سالم به‌دربرده بودند، از سرزمین نیاکانی خود که هزاران سال در آن زیسته بودند، آواره شدند.

حکومت ترکیه همواره تلاش کرده است تا با انکار نسل‌کشی ارمنیان، آن را امری عادی در تحولات جنگ جهانی جلوه دهد؛ اما پیگیری سیاست نابود سازی ساختمان‌های تاریخی و فرهنگی تمدن باستانی ارمنیان در این سرزمین، شاهد استمرار سیاست‌های «تورک‌سازی» حکومت این کشور می‌باشد.

با آغاز جنگ جهانی نخست، دولت ایران اعلام بی‌طرفی کرد؛ اما خاک ایران از سوی نیروهای روسیه و انگلستان مورد تجاوز قرار گرفت. نیروهای عثمانی نیز با پشتیبانی مالی و تسلیحاتی امپراتوری آلمان و امپراتوری اتریش هنگری، در پی تجاوز و اشغال بخش‌هایی از ایران برآمدند.

در این شرایط سخت، در حالی که بخش‌هایی از خاک کشور در اشغال نیروهای متجاوز قرار داشت، دولت ایران درهای سفارت این کشور در اسلامبول و کنسول‌گریهای خود در خاک عثمانی را به روی پناه‌جویان ارمنی گشود و کوشید که تا آنجا که ممکن است آنان را از چنگال دژخیمان عثمانی نجات بخشد. بسیاری از جان‌به‌دربردگان از این نسل‌کشی گسترده، در زمرۀ پناهندگان به سفارت و کنسول‌گری‌های ایران در امپراتوری عثمانی‌ هستند.

ترکان عثمانی، حتا در آذربایجان نیز در پی قتل و کشتار ایرانیان ارمنی برآمدند؛ اما مردم آذربایجان با پناه دادن و پنهان کردن آنان، برخی در درون چاه ها، اجازه ندادند که به چنگال دژخیمان عثمانی بیافتند.

 

 

    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصویب لایحۀ «انکار نسل‌کشی ارمنیان» در مجلس ملی و سنای کشور فرانسه، به عنوان یک جرم، گام بزرگی بود در راه، جلوگیری از لاپوشانی این جنایت بزرگ تاریخی به وسیلۀ ترکان عثمانی. گرچه تاریخ پانصد سالۀ عثمانی، آغشته به خون، قتل‌عام، برده‌کشی و جنایت‌های هولناک ضدبشری در تمامی کشورهای اشغال شده آنها است. جالب اینجاست که حکومت ترکیه برای جلوگیری از تصویب این لایحه، به دولت فرانسه هشدار داده بود که در صورت تصویب آن، جنایت‌های فرانسه در الجزایر را فاش خواهد کرد البته نباید از یاد ببریم که فرانسه خود دارای تاریخ استعماری خون‌باری است؛ اما اقدام اخیر این کشور دربارۀ شناخت نسل‌کشی ارمنی‌ها توسط تورک‌ها و نیز مجرمانه شناختن «انکار» آن، راه را برای جامعۀ جهانی، هر یک از ملت‌های جهان، سازمان‌های مدعی دفاع از حقوق بشر و...، برای پیگیری جنایت‌های استعماری فرانسه و نیز دیگر جنایت‌کاران اروپایی در چند سدۀ اخیر، گشاده‌تر کرده است. باید به دولتمردان ترکیه گفت که اگر به راستی شما از جنایت‌های فرانسویان در الجزایر آگاه بوده و تاکنون به خاطر «بده و بستان» سکوت کرده‌اید، خود در این جنایت شریک هستید. محکوم کردن حکومت ترکیه برای نسل‌کشی ارمنیان از سوی کشورهای جهان، امکان تکرار این زشت‌کاری را در جهان کاهش می دهد و این گام بلندی در راستای صلح و امنیت پایدار خواهد بود.
برگرفته از: حیات یحیی ـ تالیف یحیی دولت‌آبادی ـ انتشارات فردوس ـ چاپ اول/ ویرایش دوم ـ تهران 1387 ـ ج4 ـ رر1245ـ 1244 :
راه حلب، قصۀ ارمنیان...
"...ارمنیان را که [حکومت عثمانی] به آنان بدگمان بود، گرفتار و طرد و منع نمود و در مواقع مهمی مخصوصا در «آناتولی» که جمعیت زیاد داشتند آنها را از زن و مرد و کوچک و بزرگ طرد نموده اموالشان را ضبط کرد. این جمعیت در صحراهای اطراف شط فرات از حلب تا آنات متفرق شدند. بعضی تلف شده و بعضی با حالت بسیار بد در خارج از آبادی‌ها، در خرابه‌ها یا در زیر درختان و در سایه چادرهای مندرس زندگانی می‌نمایند. دختران آنها به بهایی کم داد و ستد می‌شوند، اطفال آنها اغلب به گدایی برای یک لقمه نان به عابرین زحمت می‌دهند. در میان این مردم اشخاص متمول بوده‌اند که اکنون از دارایی خود دور شده‌اند و با بینوایان هم عنانند...
"...گفتم از شهر آنات تا حلب این جمعیت در صحراها و در نزدیک آبادی‌ها متفرق هستند. بلی هر کجا قافله ما ایست می‌کرد مخصوصا در نزدیک آبادی‌ها، اطفال کوچک دختر و پسر این قوم اطراف ما جمع می‌شدند برای گرفتن لقمه نان و دیده می‌شد که بعضی از آنها در همان حال هجوم آوردن برای گرفتن نان غش کرده به روی زمین می‌افتادند و بعضی از آنها می‌مردند.
برج خرابه‌ای بر سر تپه‌ای دور از راه بود و دیده شد مرغان سیاهی اطراف دیوار خرابه آن نشسته‌اند. موجب حیرت گشت. نگارنده و کسی که با من در ارابه بود پیاده شده از تپه بالا رفتیم، به محض پیاده شدن و بالا رفتن ما، مرغان مزبور به میان برج فرورفتند. دیدن این حال بر کنجکاوی ما افزوده، خود را به سر آن برج رساندیم دیدیم چند دختر جوان ارمنی برهنه یا مانند برهنه در این مکان مخفی شده‌اند تا گرفتار دست مامورین بی عاطفه عثمانی نشوند. مرغانی که به نظر می‌آمد، سرهای آنها بود که از اطراف برآورده بودند. بیچارگان به فغان درآمدند آنها را تسلی داده، احسانی نموده فرود آمدیم.
"ترحمی که از طرف این مسافرین نسبت به اولاد ارامنه متواری شده بروز می‌کرد رفته‌رفته موجب اعتراض مامورین عثمانی شد و بالاخره گفتند اگر دست از همراهی با این مردم برندارید به دولت راپُرت داده از شما شکایت خواهیم کرد. نگارنده در جواب یکی از آنها نظر به سابقه‌ای که با بعضی از وزرای عثمانی داشتم، گفتم ما از عملیات بی‌رحمانه شما نسبت به این قوم شکایت خواهیم کرد پیش از آن که شما از احسان ما درباره آنها شکایت نموده باشید... "
جالب اینجاست که حکومت ترکیه برای جلوگیری از تصویب این لایحه، به دولت فرانسه هشدار داده بود که در صورت تصویب آن، جنایت‌های فرانسه در الجزایر را فاش خواهد کرد البته نباید از یاد ببریم که فرانسه خود دارای تاریخ استعماری خون‌باری است؛ اما اقدام اخیر این کشور دربارۀ شناخت نسل‌کشی ارمنی‌ها توسط تورک‌ها و نیز مجرمانه شناختن «انکار» آن، راه را برای جامعۀ جهانی، هر یک از ملت‌های جهان، سازمان‌های مدعی دفاع از حقوق بشر و...، برای پیگیری جنایت‌های استعماری فرانسه و نیز دیگر جنایت‌کاران اروپایی در چند سدۀ اخیر، گشاده‌تر کرده است. باید به دولتمردان ترکیه گفت که اگر به راستی شما از جنایت‌های فرانسویان در الجزایر آگاه بوده و تاکنون به خاطر «بده و بستان» سکوت کرده‌اید، خود در این جنایت شریک هستید. محکوم کردن حکومت ترکیه برای نسل‌کشی ارمنیان از سوی کشورهای جهان، امکان تکرار این زشت‌کاری را در جهان کاهش می دهد و این گام بلندی در راستای صلح و امنیت پایدار خواهد بود.

جالب اینجاست که حکومت ترکیه برای جلوگیری از تصویب این لایحه، به دولت فرانسه هشدار داده بود که در صورت تصویب آن، جنایت‌های فرانسه در الجزایر را فاش خواهد کرد البته نباید از یاد ببریم که فرانسه خود دارای تاریخ استعماری خون‌باری است؛ اما اقدام اخیر این کشور دربارۀ شناخت نسل‌کشی ارمنی‌ها توسط تورک‌ها و نیز مجرمانه شناختن «انکار» آن، راه را برای جامعۀ جهانی، هر یک از ملت‌های جهان، سازمان‌های مدعی دفاع از حقوق بشر و...، برای پیگیری جنایت‌های استعماری فرانسه و نیز دیگر جنایت‌کاران اروپایی در چند سدۀ اخیر، گشاده‌تر کرده است. باید به دولتمردان ترکیه گفت که اگر به راستی شما از جنایت‌های فرانسویان در الجزایر آگاه بوده و تاکنون به خاطر «بده و بستان» سکوت کرده‌اید، خود در این جنایت شریک هستید. محکوم کردن حکومت ترکیه برای نسل‌کشی ارمنیان از سوی کشورهای جهان، امکان تکرار این زشت‌کاری را در جهان کاهش می دهد و این گام بلندی در راستای صلح و امنیت پایدار خواهد بود.

بازدید صفحه: 3154
 



bir daha türk ulusunu ayrı ayrı göstarmek için yazı yazarsan seni buldurup sikdirteceğim .. bunu da bir koşeye yaz .. kulağına küpe olsun ki zaten küpe takanlara benziyorsun .. کیر تو کس ننت ، نمیدونم چه گهی هستی .. اولا : شرمم میشه زبون حیوونای پارس پارس کن رو متوجه میشم .. یعنی زبون پارس (سگ) هایی مثل تو و عرب (تازی) ها .. مورد دیگه اینه که : مادر جنده حرف تو بی همه چیز که گهی بیشتر نیست ، نون و آب همتون از ماست .. اگه بار دیگه کس ننه گیت گل کرد پیدات میکنم میگامت .. که صد البته خوشت میاد D:
جرات داری خودت را معرفی کن، ما خودمان پیدایت خواهیم کرد. ترسو.

زعیم گرامی نا امید نباشید.نوشته هایتان پر است از برنامه برای آینده ایران. یادتان رفته در پاسخی گفتید:در 5 سال اول تولید ملی خود را به بیش از 1000 میلیارد دلار می رسانیم!؟ انگلیس که تفاله آمریکا هم نيست.
نظامی ایرانی
ناامید نیستم، انگلستان هم تفاله امریکا نیست و خود را خیلی زیرکنر و بر جهان اسلم مسلط تر می داند و اگر اراده کند القاعده و شاخه هایش در کمتر از 5 سال ریشه کن می شوند؛ ولی آنچه مرا آزار می دهد نادانی مفرط آقا بالاسرهای خود ماست. در دنیای بازی های کامپیوتری خود غرق شده اند و آن چنان در تاریکی توهمات خود زندگی می کنند که آدم شگفت زده می شود که آیا هرگز برای هواخوری بیرون نمی آیند؟ اگر این تفنگ را از آنان بگیرند چیستند؟

مصدقش خود شما زعیم گرامی باوند گرامی استاد برومند باز هم بگویم؟
نظامی ایرانی
بار گرانی بر دوش ما می گذاری. بازسازی تخریبی که جمهوری اسلامی انجام داده هم شاید فقط تبدیل به یک آرزو شود، دست و پنجه نرم کردن با بیگانگان پیشکش.

زعیم گرامی حالا دیدی که باید برای بیرون کردن انگلیسیها از خلیج پارس همان کاری را بکنیم که دکتر مصدق کرد!؟
نظامی ایرانی
اول مصدقش را پیدا کن، سپس حرف می زنیم. من که گفتم، با این موجودات که بر ما حکومت می کنند، اگر ایرانی باقی بماند... بجز در قصه کودکان...

درود به استاد گرامی جناب استاد شما پیشتر فرموده بودید"ایران دمکرات تامین کننده امنیت خلیج پارس خواهد شد و حتی می تواند پایگاه دریایی آمریکا در بحرین را تحویل بگیرد" یعنی ما نمیتوانیم کاری کنیم که انگلستان برود و باید آنها را تحمل کنیم!؟ ابن غیرقابل پذیرش است!!
سعید
نه. به این زودی ها نمی توانیم. هر چه شرایط ناهنجار سیاسی ما ادامه پیدا کند، این احتمال کمتر می شود، زیرا انگلستان به کمتر از تکه کردن ایران رضایت نمی دهد. سیاست راهبردی آنها در این منطقه از زمان اشغال هندوستان تا کنون تغییر چندانی نکرده است. نابود کردن زبان فارسی و کوچک کردن ایران و البته تداوم وضع کنونی.

درود به استاد گرامی جناب استاد بنابراین ایران دمکرات باید با کارت آمریکا،انگلستان را وادار به خروج کند؟ با سپاس
سعید
انگستان نمی رود.

جناب استاد آیا تصور می کنید ترکیه تا سال2050 بتواند اقتصاد فعلی4000 میلیاردی آلمان،2700 میلیاردی فرانسه و 2200 میلیاردی بریتانیا را پست سر گذارد؟ هدف سختی به نظر می رسد! با سپاس
سعید
آنها ادعا می کنند، و مطمئن هستم سخت برای این هدف خواهند کوشید. من برای این هم که شده آنها را ستایش می کنم. ولی کار ما مهم تر است که امریکا را نابود کنیم و اسراییل را با خاک یکسان کنیم. ما و کره شمالی می توانیم هر کدام نیمی از کره زمین را تصرف کنیم.

جناب استاد آیا یک دولت می تواند در کشورهایی که در آنها دارای منافع امنیتی حساس(نه حیاتی) است پایگاه ایجاد کند یا الزاما باید خطری از آن ناحیه تهدیدش کند؟ مثلا پایگاه ایران در تاجیکستان، یمن،گرجستان،اردن
سعید
ما دلیل ندارد در جایی که خطری ما را تهدید نمی کند، بودجه این کشور را تلف کنیم. پایگاه ایجاد کنیم که چه؟ چرا دانشگاه ایرانی برایشان نسازیم و اداره نکنیم؟ چرا مدرسه های زبان فارسی بر پا نکنیم؟ چرا داد و ستد و سرمایه گذاری متقابل را تشویق نکنیم؟ اینها بسیار قدرتمندتر چهار تا تفنگ هستند که هر دو سال یکبار از رده خارج می شوند.

درود به استاد گرامی جناب استاد البته منظور شما از عدم خروج انگلستان از خلیج پارس طی نسل بعدی، مشروط به عدم روی کارآمدن دمکراسی در ایران و ماندن آمریکا در منطقه ست!؟
سعید
امریکا، آری. ولی انگلستان کاری به دموکراسی ندارد. بر عکس حکومت دموکراسی در این منطقه آزارش می دهد.

درود به استاد گرامی جناب استاد زعیم نظر شما درباره مقاله زیر چیست؟ با سپاس http://www.persian.rfi.fr/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF/20130430-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87
سعید
چشم انداز رشد و توسعه اقتصادی در ترکیه: این یک ارزیابی فنی اقتصادی است. نظر نمی خواهد. ترکیه در پی جایگاهی در اقتصاد جهان است که ما اکنون باید می داشتیم. همان دستهایی که ما را باز داشت، ترکیه را فرصت داد تا ما را از لحاظ اقتصادی مسخره جهان کند. پیشرانه اقتصاد ترکیه باج هایی بود که از واردات ما و عراق به علت تحریم های زمان جنگ می گرفت (20%) و از گاز ما و اکنون از وابستگی وارداتی ما و از بازارهایی که بطور سنتی مال ما بودند. در حالیکه ما مشغول نابود کردن امریکای جهانخوار بودیم و اسراییل را به دریا می ریختیم، آنها با کمک امریکا و اسراییل اکنون هدف بزرگترین اقتصاد اروپا با 2000 میلیارد تولید ناخالص ملی را دارند.

درود به استاد گرامی جناب استاد درباره بخشی از نامه شما به نتانیاهو سوالاتی دارم: "وقتي ما سامانه هاي دفاعی بسنده در خاك خودمان برای دفاع ازميهن نداشته باشيم، گزينه دیگری بجز باز كردن دكان در نزدیکی دشمن نداريم." جناب استاد از این بخش سخن شما اینطور برداشت می شود که اگر ایران سامانه دفاعی قوی در خاک خود داشت نیازی به پایگاه برونمرزی نداشت.من با داشتن پایگاه در سوریه و لبنان موافق نیستم چون اسراییل دشمن ما نیست، اما کشورهایی مانند بریتانیا و فرانسه که سامانه دفاعی قوی در خاک خود دارند پایگاههای برونمرزی هم دارند. راهبرد دفاعی هر کشور بر 2 پایه استوار است: 1.ظرفیت بازدارنده که شامل داشتن سلاحهای هجومی برای کشاندن جنگ به خاک دشمن(و در واقع برای بازداشتن دشمن از حمله)به اضافه پایگاههای برونمرزی 2.ظرفیت مقابله که شامل سلاحهای تدافعی و پایگاههای درونمرزی است با سپاس
سعید
پایگاه نظامی ما در کنار مدیترانه علیه اسراییل نیست، هر چند در صورت هر گونه حمله اسراییل می تواند ویژگی ایزایی داشته باشد. ایزایی یعنی آنقدر خرابی بار بیاورد که مردم اسراییل علیه دولت خودشان اعتراض کنند. این پایگاه ها که از دهه 60، با ژست پشتیبانی از فلسطین بوجود آمده اند، از دو سال پیش (بهار عربی) تغییر ماهیت داده اند. من تصور می کنم، بدون اینکه استراتژیست های جمهوری اسلامی به عقلشان رسیده باشد، این پایگاهها تبدیل به سنگر جلوگیری از موجی است که می تواند ایران را چند تکه کند. اگر مقاله "سوریه" من را توقیف نمی کردند، دیدگاه من را می توانستید بخوانید. ملت سوریه دارد جور ایران و دو سه کشور خاورمیانه را می کشد. همچنین روسیه که از پیشرفت راهبردی غرب به این منطقه واهمه دارد. در اینگونه شرایط پایگاه برونمرزی منطق پیدا می کند. منطق دیگر این می تواند باشد که اگر کشور از منطقه ای احساس خطر کند، برای ایجاد توانایی دفاعی در نزدیکی منطقه خطر ایجاد پایگاه کند. ولی اکنون خطری که جهان را تهدید می کند، حمله نظامی نیست، بلکه قدرت یافتن و نفوذ عملیاتی گروه های اسلام افراطی است.

درود به استاد گرامی جناب استاد زعیم نظر شما درباره مقاله زیر چیست؟ با سپاس http://www.bbc.co.uk/persian/world/2013/04/130430_an_uk_military_persian_gulf.shtml
سعید
حدود 8 تا 10 سال پیش که پروژه بیست ساله (از سال 57) تغییر مرزهای کشورهای خاورمیانه، با تاکید بر تجزیه ایران، بطور جدی عملیاتی شد، انگلستان بی سروصدا و به تدریج به خلیج پارس بازگشت. انگلستان با کشورهای عرب (که بیشترشان را خودش اختراع کرده) بسیار دمسازتر است. اکنون هم برای دستیابی که هدف اصلی که کوچک کردن ایران است، ترکیه و باکو بیشتر مورد توجه هستند. آقای احمدی نژاد در این هشت سال نتوانست آنجور که قرار بود ریشه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کشور را نابود کند و کشور را به ناآرامی های مسلحانه بکشاند. ولی در هر حال، اکثریت مردم به شدت ناراضی، و پان های ضد ایرانی قدرت گرفته اند. در افغانستان نیروی های انگلیسی خود را در مرز پاکستان قرار داده بودند و در آنجا القاعده و طالبان به راحتی جلوی چشم سربازان انگلیسی رفت و آمد و اسلحه سنگین جابجا می کردند. در عراق آنها خود را در بصره مستقر کردند که نزدیک به خوزستان باشند؛ و وقتی قرار شد از عراق خارج شوند، یک گردان نزدیک مرز ایران مستقر کردند و کانال انتقال اسلحه و "جهادگر" عرب به آنجا شدند. نقش آنها در جمهوری باکو هم که توضیح لازم ندارد. من تصور نمی کنم انگلستان در طول عمر ما و نسل بعدی از خلیج فارس خارج شود.

درود به استاد گرامی جناب استاد آیا نامه شما به آقای نتانیاهو در تارنما موجود است؟ با سپاس
سعید
http://www.kouroshzaim.org/DetailsData.asp?IDdata=532

جناب استاد زعیم نظر شما درباره مطلب زیر چیست؟ با سپاس " ژنرال ذخيره گابی اشکنازی، رييس پيشين ستاد کل ارتش اسرائيل، که او نيز از مخالفان سياست‌های نتانياهو در ارتباط با ايران بوده است، در کنفرانس روزنامه جروزالم پست در نيويورک گفت: در صورت حمله اسرائيل به تاسيسات هسته‌ای ايران، اسرائيل از عهده مقابله با عواقب آن برخواهد آمد.ژنرال ذخيره عاموس يادلين رييس پيشين سازمان اطلاعات نظامی اسرائيل نيز اين نظر را تاييد کرد و گفت اسرائيل قدرت کافی دارد و می تواند پيامدهای ناشی از حمله به ايران را تحمل کند."
سعید
این ژننرال ها زیاد پرت نمی گویند، هر چند اسراییل دچار آسیب های زیادی خواهد شد و ما هم افزون بر خسارات بسیار سنگین به علت پیامدهای خیابانی و موضعی از هم خواهیم پاشید. ولی همانگونه که امروز نتانیاهو گفت ایران هنوز با بمب اتمی فاصله دارد، نشان می دهد که سرانجام فشار امریکا و خردمندان اسراییل و شکست نسبی او در انتخابات اخیر (که من آن را در نامه سرگشاده خود به نتانیاهو پیش بینی کرده بودم) آتش را به شعله شمع کاهش داده است.

درود به استاد گرامی جناب استاد زعیم نظر شما درباره مقاله زیر چیست؟ با سپاس http://www.radiofarda.com/content/f5-csis-on-existential-threat-of-iran-and-not-israel/24971014.html
سعید
آنتونی کوردزمن: ایران با خطر جدی مواجه است و نه اسرائیل: از دید نظامی تحلیل آقای کوردزمن تا حدود زیادی درست است. ولی امریکا هم بیست سال پیش مشابه همین توان را علیه شوروی داشت. داشتن توان دلیل کاربرد آن نیست. نیروهای دیگری در کار هستند که از درون و بیرون کشور مشغول نابودی زیرساختهای کشور ما هستند و بویژه در 8 سال گذشته موفقیت چشمگیری داشته اند که دیگر به حمله نظامی و بمب اتمی نیاز نباشد. البته ما همچنان در خواب عمیق رویاهای شیرین می بینیم.

درود زعیم عزیز ما بحرین را پس می گیریم. شما مطمئن باشید. ولی این را هم بپذیرید که فرماندهان ارتش شاهنشاهی اگر شاهدوست بودند قبل از آن وطن دوست بودند و به ایران عشق می ورزیدند.همینطور کادر سیاسی و دیپلماتیک ما. شما اینها را با فرماندهان سپاه امروز مقایسه کنید که آشکارا به روی فرهنگ ایرانی تیغ میکشند. سپاس
ناشناس
ناشناس گیرنده بحرین گرامی، در هال کنون به نگه داشتن مرزهای خود بپردازید که چند سال دیگر نگویید "ایران" را پس خواهیم گرفت. شما بدنه سپاه را که حداقل 90% آنان مانند شما می اندیشند با برخی فرماندهان زیر نورافکن نسجید.

با عرض درود فراوان خدمت استاد زعیم گرامی استاد اخیرا بشار اسد گفته نیروهای ارتش آزاد سوریه تروریست هایی هستند که پس از جنگ در سوریه به کشورهای اروپایی باز خواهند گشت و به دشمن غربی ها تبدیل خواهند شد در واقع مشابه افغانستان.در درون ارتش آزاد سوریه قدرت اصلی در اختیار گروههای وابسته به القاعده همانند جبهه نصرت است که دست به اقدامات تروریستی می زنند به طوری که هفته گذاشته شاهد بودیم این دست اقدامات تروریستی در عراق هم نمود پیدا کرد.به نظر آینده سوریه نگران کننده است زیرا اگر اسد کنار برود اسلام گرایان تندرو به قدرت می رسند متاسفانه در سوریه نیروهای دموکراتیک و سکولار توان کافی برای دموکراتیزه کردن سوریه ندارند.شاید یکی از دلایلی که غرب در سوریه مداخله نمی کند حضور تروریست های اسلام گرا در سوریه است.به نظر من بهترین راه حل برای سوریه گفت و گو میان مخالفین و اسد و کنار رفتن تدریجی نظام از طریق مشارکت مردم می باشد. با سپاس
hossein bodaghi
شوربختانه همینطور است که می گویید. معادله سوریه خیلی پیچیده شده. دخالت انگلستان و نومحافظه کاران امریکا و عربستان که قصد داشتند سوریه را دروازه ورود و اجرای مرزبندی های جدید در خاور میلنه و در نهایت تجزیه ایران کنند، با مقاومت جمهوری اسلامی که سوریه را سنگر خود می داند، و روسیه که نمی خواهد غرب به قفقاز و آسیای میانه وارد شود، زندگی را برای مردم سوریه جهنم کرده است. اگر بشار اسد از همان آغاز به اصلاحات سیاسی تن در می داد، هم نقشه غرب عقیم می شد، هم عربستان بهانه فرستادن القاعده را پیدا نمی کرد و هم مردم سوریه دچار این فاجعه بشری نمی شدند. دیکتاتوری ها معمولن دچار حاکمان با عقده حقارت و بازیچه همراهان فاسد می شوند

جناب استاد اما تقریبا اکثر سیاستمداران،علوم سیاسی یا روابط بین الملل خوانده اند و با یادگیری از تاریخ،آینده را می سازند! با سپاس
سعید
سیاستمدار باید اینقدر سواد و هوشمندی داشته باشد که بتواند سحت کارشناسان را درک کند یا راهکارهای آنان را تجسم کند. سیاستمدار نباید در آنچه گذشته محبوس باشد، زیرا هیچگاه در تاریخ شرایط پیش زمینه رویدادها یکسان نبوده است. سطح آگاهی مردم یکسان نبوده است و نیروهای برونمرزی و درونمرزی موثر در رویدادها یکسان نبوده است. بنابراین نسخه برداری از گذشته، بجز در مورد واکنش های احساسی مردم، کار خردمندانه ای نیست. بهترین پشتوانه تحصیلی برای سیاستمداران حقوق است.

درود به استاد گرامی جناب استاد زعیم نظر شما درباره مقاله زیر چیست؟ با سپاس http://www.bbc.co.uk/persian/world/2013/04/130425_l93_u14_jiyar_turkey_war.shtml
سعید
.آیا یکی از طولانی‌ترین جنگ‌های چریکی خاورمیانه تمام شد؟ مقاله ژورنالیستی و بر پایه مشاهدات است. سرانجام ساختار حکومتی سوریه آینده بسیار تاثیرگذار خواهد بود. احتمال و سرانجام جنگ داخلی در عراق تاثیرگذار خواهد بود. و بیشتر از همه سرنوشت سیاسی ایران. اگر حکومت ایران بی جنگ و خونریزی تبدیل به دموکراسی (منظورم روش طولانی اصلاحات نیست) شود، ترکیه می تواند نفس راحتی بکشد. در غیر این صورت، درگیریها می تواند از ایران بازآغاز شود و روی ترکیه هم تاثیر بگذارد.

جناب استاد با توجه به تخصص شما در سیاست که از دوران کودکی به آن علاقه مند بودید چرا بجای رشته هایی مانند علوم سیاسی و روابط بین الملل در رشته مهندسی به تحصیل پرداختید؟ با سپاس
سعید
مهندسی یک دانش است، سیاست یک هنر. آنان که علوم سیاسی یا روابط بین الملل می خوانند، گذشته را می خوانند و تکنوکرات بشمار می آیند. در صورتیکه سیاستمدار آینده را می سازد.

درود به استاد گرامی جناب استاد، نفوذ ایران قبل از انقلاب در لبنان در مقایسه با دیگر کشورها در چه سطحی بود؟آیا ایران با احزاب لبنانی در ارتباط بود؟ با سپاس
سعید
پیش از انقلاب رابطه سیاسی چندانی با لبنان نداشتیم. لبنان از حوزه نفوذ ایران خارج بود و اهمیت چندانی هم از دیدگاه راهبردی نداشت.

جناب استاد درمورد نام"خوزستان"چطور! با سپاس فراوان
سعید
سنگ نبشته های داریوش بزرگ به استان "خوجیا" یا "خشتره پاو" اشاره می کند. در زمان ساسانیان خوزستان یک استاندار داشت که شاهنشاه منصوب می کرد. این وضع ثابت بود تا در حمله عرب در سال 17 هجری ابوموسی اشعریخوزستان را گشود. در آن زمان آذین هرمزان استاندار خوزستان بود که تسلیم اشعری شد. شهرهای مهم خوزستان در مان ساسانیان گندی شاپور، سوسنگرد، رامهرمز، شوشتر، شوش، رام اردشیر، هرمز اردشیر (بعدها اهواز)، بهمن شیر و غیره بود. گندی شاپور یک شهر دانشگاهی و سوسنگرد بزرگترین و معروفتریت نکز تولید منسوجات ابریشمین بود: نخ، پارچه و فرش که همه صادر می شد، بویژه به روم. در هرمز اردشید تولید قند و شکر و نبات. بومیان آنجا قوم خوز بودند که همان ایلامی ها بودند. دین آنها مانوی و مسیحیت بود. سلمان فارسی می گویند یک مسیحی اهل رامهرمز بود. برخی روستاهای غرب خوزستان آرامی نشین بود که پس از حمله عرب از آنجا گریختند و عربها جایشان را گرفتند. زبان آرامی همان است که بسیارز از کتیبه های دوزبانه هخامنشیان به آرامی و پهلوی بود. شماری از روستاهای دشت میشان غرب خوزستان صائبی نشین بودند. یهودیان هم در خوزستان بیشمار بودند. این روستاها پس از حمله عرب به ضرب شمشیر مجبور شدند کم کم عرب زبان شوند. در زمان حمله در غرب و جنوب خوزستان تا بصره هیچ عربی زندگی نمی کرد. در بخش هخایی از عربستان کنونی هم بسیار شهرها نام ایرانی داشتند مانند سیخت، اسب بدی و قطیف و غیره. در تاریخ گزنفون می خوانیم که در زمان کورش بخشهای کناره نیل تا جنوب عراق را عربستان می خواندند. عربستان کنونی که شمالش جزوی از شاهنشاهی ایران بود، حجاز خوانده می شد. در این مناقع قبیله های سامی عرب زبن سکونت داشتند که در جنگ آشور علیه ایران هم شرکت داشتند. در سده های نخستیم اسلام برخی از این قبیله های عرب جنوب عراق به خوزستان کوچ کردند. و در آنجا دو زبانه شدند. در کنار هرمز اردشیر بازاری به نام بازار خوزی ها بود که عرب های مهاج آن را سوق الاخواز خواندند. اعراب بازار را ویران کردند و در آنجا پادگان ساختند و آن را الاخوار خواندند. کم کم این نام اهواز و به تمام شهر اطلاق شد.

درود به شما آقای مهندس 1.اسراییل نزدیکترین و بهترین هم پیمان بالقوه ایران در خاورمیانه است. 2.ایران هرگز نمی تواند بپذیرد که در خلیج پارس قدرت نظامی بلامنازع(همانند قبل از انقلاب)نباشد و اعراب حتی احساس برابری نظامی با ایران کنند.
نظامی ایرانی
قدرت یک کشور به سه چیز بستگی دارد که هر کدام یک سوم حیثیت و قدرت او را تشکیل می دهد. اقتصاد، روابط خارجی، ارتش. بنابراین فقط با نیروی نظامی هرگز قدرت بلامناضع نخواهید شد. اگر ما با اسراییل دشمنی نکنیم، انگار هم پیمان هستیم به دلیل اینکه منافع راهبردی مشترک داریم.

درود به استاد زعیم گرامی یوسف عزیزی بنی طرف تجزیه طلب که این روزها پای ثابت بی.بی.سی شده است ادعا میکند:تا 88 سال قبل عربستان(خوزستان) به فرمانروایی خزعل حکومت تقریبا مستقلی داشت و رضاخان بود که در سال 1304 آنجا را اشغال و نام آنرا به خوزستان تغییر داد و این آغاز بردگی ملت عرب بود." گویا بنی طرف فراموش کرده که 75درصد شهدای استان خوزستان در جنگ با عراق از عربهای ایرانی بودند.حال آنکه برده هیچگاه برای کسانی که او را به بردگی کشیده اند نمی جنگد.به خصوص اگر از سوی دشمن مهاجم شعارهای قومیتی با پوشش آزادی از بردگی داده شود. جناب استاد زعیم لطفا مختصری درمورد تاریخ استان خوزستان و به خصوص نام آن بیان فرمایید.تا آنجا که من می دانم خوزستان از دوران هخامنشیان جزوی از ایران بوده است. با سپاس
سعید
آقای بنی طرف در وارونه نشان دادن تاریخ تبحر فراوان دارند. هرچه می گویند وارونه واقعیت است. خود طایفه بنی طرف بودند که علیه شیخ خزعل بودند. طایفه مشعشعیان که از زمان صفویه اجازه اقامت در بخش غربی خوزستان را داشتند در زمان کریم خان شورش کردند و به دست سردار زکی خان و جنگجویان تنگستان سرکوب شدند، ولی کریمخان شیخ سلیمان را راه را بر کشتی و قافله ها می بست ÷س از دستگیری او را بخشید، ولی دیگر قدرتی در خوزستان نداشتند. در پی تضعیف مشعشعیان، چهار یا پنج طایفه عرب (آل کثیر، بنی لام، بنی کعب، بنی طرف و ...) در زمان ضعف نادرشاه به خوزستان تاخت و تاز و غارت پرداختند. در ضمن، همه این طایفه ها همیشه با هم در نزاع بودند. من در اینجا به جزییات نمی پردازم، ولی در زمان قاجار شیخ مزعل از طایفه بنی کعب از سوی دربار قاجار به ولایت خوزستان گماشته شد و ناصرالدین شاه به او لقب "خان" و "نصرت الممالک" داد. شیخ مزعل با انگلیسیان همکاری می کرد و از این راه ثروت زیادی اندوخت. برادر کوچکش شیخ خزعل پس از مرگ ناصرالدین و پادشاهی مضفرالدین شاه، مزعل را کشت و جانشین او شد. خزعل ها اهل کویت بودند. هنوز محله خزعلیه در کویت وجود دارد. شیخ خزعل یکی از شاهدخت های قاجار را به همسری گرفت و دربارا ایران به 9 اقب از جمله "معزالسلطنه، سرادار ارفع" و "سردار اقدس" و غیره گرفت و به درجات نظامی امیرتومان و امیر نویان ارتقاء یافت. وقتی انقلاب مشروطیت درگرفت و حکومت مرکزی ایران ناتوان شده به قلع و قمع طایفه های عرب پرداخت و آنها را که مخالف او بودند کشت از جمله بنی طرف را. خزعل بیشترین ستم را به طایفه های عرب می کر، جاسوسان خود را به درون این طایفه می فرستاد و به هر کس که بدگمان می شد او را می کشت. او بیش از 60 زن گرفت و به علت همکاری با انگستان در حراست از چاههای نفت و حفط منافه انگلستان در ایران از پادشاه انگلستان لقب شوالیه گرفت. بنابراین، عرب های منطقه غرب خوزستان و جنوب عراق و کویت برای رفع ستم از عربها، سه تیره های شیخ نصار، شیخ ادریس و شیخ مجدم از طایفه کعب و نیز بنی طفها هم قسم شدند خزعل را از میان بردارند. همه خوزستان از شیخ خزعل هراس داشتند. یک از اینها خیانت کرد و به خزعل خبر داد. خزعل همه را دستگیر کرد و در زندان کشت. بسیار دیگران را از جمله شیخ هویزه، شیخ آل خمیس و شیخ بنی طرف را با زهر یا با شکنجه در زندان فیلیه از بین برد. دارسی که در خوزستان کارس را آغاز کرد، خزعل تحت حمایت انگللستان درآمد و از انگلستان مبالغ هنگفتی لیره برای حفظ قدرت خود و منافع انگلسان می گرفت. خزعل که قدرت کاذب خود را باور کرده بود از اطاعت تهران سر باز زد و خود را "سلطان عربستان" خواند. سردار سپه آهنگ سرکوب او را گرفت و لشگر آذربایجان از راه کردستان و لشگر غرب از راه ایلام و خودش از راه اصفهان عازم خوزستان جهت محاصره شیخ خزعل براه افغتادند. در اصفهان سر پرسی لورین وزیرمختار انگلستان در تهران تا مدتی مانع سردار سپه شد، ولی سرانجام رضاخان فروغی را بجای خود به عنوان نخست وزیر گمارد و به اصفهان رفت و در آنجا سرکنسول انگستان به او هشدار داد که "از اینجا جلوتر نروید". او اعتنایی نکرد و به شیراز رفت. در آنجا کنسول انگلستان به او گفت که شیخ خزعل تحت حمایت انگلستان است و دولت او ناچاز از پشتیبانی از خرعل است. خزعل از تاسیسات و لوله های نفت حفاظت می کند و در این درگیری ممکن است تاسیسات انگلستان آسیب ببیند. رضاخان پاسخ می دهد که می کوشد آسیبی به آنها وارد نیاید و اگر خراب هایی وارد آمد او غرامت آن را خواهدپرداخت. وی به بوشهر می رود. خلاصه اینکه خزعل توسط پسرش اعلام تسلیم می کند و سرانجام رضاخان او را دستگیر و به تهران می فرستد و در تهران عوامل او خزعل را در زندان خفه می کنند. خوزستان همیشه جزوی از این بوده و همچنین بصره و کویت کنونی. خوزها همان ایلامی ها هستند، که این داستان مفصلی دارد.

شما می توانید نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید

   
 : نام ونام خانوادگي
 : توضیحات

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمائید
 
   
   
 

      



 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد