Sunday, November 18, 2018   امروز ,   يکشنبه 27 آبان 1397 خورشیدی

جزئیات مطالب  

   
30 آذر 1392
گستره نفوذ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ایران: مروری بر سیاستهای راهبردی گذشته - کورش زعیم
گستره نفوذ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ایران

کورش زعیم  (سخنرانی که به علت محدودیت های امنیتی انجام نشد)

۲۶ آذر ۱۳۹۲

در سال ۱۳۷۱، پس از فروپاشی شوروی و آزاد شدن مناطق از دست رفته ایران و تبدیل آنها به کشورهای مستقل، من در مصاحبه ای با ماهنام کهکشان دربارره گستره نفوذ معنوی، فرهنگی و اقتصادی و سیاسی ایران در آن کشورها، در قفقاز و آسیای میانه، و اینکه سیاست ایران بایستی درباره این جمهوری های نوپا چگونه باشد سخن گفتم [1].  

من گفتم که به باور من، سه اصل باید حاکم بر اندیشه سیاست خارجی ایران نسبت به این جمهوریها باشد. نخست اینکه بخش بسیار بزرگی از این سرزمینها جزوی از گستره تاریخ و فرهنگ ایران زمین و مردم بسیاری از این مناطق ایرانی یا ایرانی تبار هستند؛ مانند تاجیکستان، بخش باختری قرقیزستان، نیمه جنوبی ازبکستان، بیشتر ترکمنستان، آذربایجان، ارمنستان و بخشی از گرجستان و حتی داغستان و بخش از اوستیا. رفتار ایران با این مردمان بایستی مانند اعضای یک خانواده باشد بی اینکه استقلال یا وابستگی های کنونی آنها را خدشه دار کنیم.

دوم اینکه، از دید اقتصادی، این جمهوری ها (بجز آنها که در محدوده سیاسی روسیه هستند) بعلت وابستگی فرهنگی و جغرافیایی، بازارهای طبیعی ایران به شمار می روند و منافع اقتصادی ایران اقتضاء می کند که روابط نزدیکی با آنها داشته باشیم.

سوم اینکه، به دلایل جغرافیایی، این جمهوری ها وابستگی ترابری و ارتباطاتی زیادی به ایران دارند. به این معنی که ایران تنها کشور در همسایگی آنهاست که میتواند و باید در تمام سال از راه زمین و دریا آنها را با همه جهان پیوند بدهد. بنابراین، ایران در این جمهوری ها دارای حقوق و منافع اقتصادی، فرهنگی و استراتژیک است که هیچ یک از کشورهای منطقه (بجز شاید روسیه) نمی تواند آنها را انکار کند یا مشابه آن را ادعا نماید.

ارزیابی سیاست و عملکرد جمهوری اسلامی از آغاز کار سقوط شوروی و کمونیسم نشان می دهد که درک درست و ژرفی از رویدادها و پیامد رفتارشان وجود نداشته است. به همین دلیل تا یکی دو ماه اخیر (یعنی تا اوایل ۱۳۷۱) ظاهرٱ آمادگی ذهنی و سیاسی برای ابتکار عمل و عدم تردید بنظر نمی رسید و سیاست خارجی جمهوری اسلامی مانند قایق کوچکی بدون پارو روی امواج رویدادها سرگردان بود.


پس از فروپاشی شوروی [2] ، جمهوری های قفقاز و آسیای مرکزی آذربایجان اعلام استقلال از شوروی را اعلام کردند، در لنکران و باکو پرچم ایران را به اهتزاز درآوردند و هم میهنان ما در آن سوی ارس برای رسیدن به مادر-میهن از ارس گذشتند و به دروازه های مرزی هجوم آوردند. واکنش ما چه بود؟ ما مرز را بروی آنان بستیم و آنانی را که از مرز گذشته بودند با زور و قندان تفنگ و غیره پس راندیم و همه آن ایرانیان جدا افتاده از میهن را آزرده کردیم.  

وزیر خارجه ما در راه مسکو اعلام استقلال جمهوری باکو از شوروی را در آذرماه مردود اعلام کرد، ولی مجلس (دوما)ی شوروی چند روز بعد آن را برسمیت شناخت! در پی آن در بهمن ماه جمهوری اسلامی آن را برسمیت شناخت. این نشانه ای از نابخردی های آن دوران بسیار حساس و تاریخی است. آموزش و پرورش در برابر درخواست آنها برای تامین کتاب درسی دببستانی فارسی، برایشان کامیون ها پر از قران به زبان عربی فرستاد. همین کار را با افغانستان و تاجیکستان هم کردند، که خوشبختانه سفیر ایران در تاجیکستان کامیون ها را پس فرستاد و خود کتابهای فارسی فراهم کرد.

مقاماتی از باکو که از نوشته ها و دیدگاههای من آگاهی داشتند نزد من آمدند و از رفتار جمهوری اسلامی گله کردند و اینکه در برابر هر تلاش برای نزدیکی به مام میهن جمهوری اسلامی منفی عمل کرده است. خواستند ما دستکم اسکناس جدید آنها را بزبان فارسی و روسی در اینجا چاپ کنیم. من پیام را به بانک مرکزی رساندم که به نشانی برادری و دوستی  اسکناس آنها را رایگان چاپ کنند تا شاید تا حدودی تلافی بی خردی ها (که البته من نام آن را خیانت به کشور نهاده بودم) بشود. بانک مرکزی چنان قیمتی از آنها خواسته بود که آنها رفتند در لندن با قیمتی بسیار کمتر اسکناس خود را چاپ کردند.

از نظر بسیاری از ناظران و علاقمندان به مسائل منطقه، بطورکلی سیاست نزدیک شدن به همه این جمهوری های آزاد شده مرددانه، دیر و کم بوده است. یک مادر نسبت به بازیافتن جگرگوشه گمشده خود چنین عمل نمیکند. ولی هنگام وقوع قضییه قره باغ، سیاست ایران بلوغ خود را نمایش داد و هوشمندانه کوشید بین اعضای خانواده خود را آشتی دهد، هر چند ک دخالت ها و تبلیغات عوامل بیگانه اجازه توفیق سریع و قاطع را به ایران نداد. حکومت ایران آنقدر تعلل کرد تا خاندان فاسد و ضد ایرانی علیف ها روی کار آمدند و تلاش زیادی را برای تغییر چهره جمهوری باکو و تاریخسازی ساختگی کردند.

نگرانی من همیشه این بود که با ادامه توجه ویژه به شیعیان این مناطق که در اقلیت هستند بجای ایرنی تباران که در اکثریت هستند، نه تنها ایران به صورت یک نفوذ تک بعدی نگر جلوه کند، که شیعیان آن مناطق را نیز منزوی و زیر فشار اکثریت سنی قرار دهد و زندگانی آنان را به مخاطره بیاندازد. حال آنکه، یک رفتار برابرانه و بدون تفکیک مذهبی، شیعیان را مغرور به بلوغ سیاست ایران، و آنان را برخوردار از شرایط مساوی با دیگران می نمود.

آنچه من در سال ۱۳۷۰ پیشنهاد کرده بودم، این بود که ایران بایستی یک بازار مشترک با این جمهوری ها تشکیل دهد و به این وسیله آغوش خود را برای منافع مشترک به آنها باز کند. ایجاد یک بازار مشترک مهمترین گامی است که رشته های فرهنگی، تاریخی و اقتصادی گذشته را دوباره پیوند می دهد. اعضای این بازار مشترک ایران، آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان و قرقیزستان می بودند. همچنین افغانستان پس از پایان جنگ نیز خواهد توانست به این بازار بپیوندد. افغانستان در آن زمان گرفتار طالبان و جنگ بود. شرایط بازار مشترک پیشنهادی من به شرح زیر بود:

1- داد و ستد و انتقال کالا بدون عوارض گمرکی.

2- آزادی استفاده از راههای ترانزیت زمینی، دریایی و هوایی و بندرها.

3- قابل تبدیل بودن پول های رایج جمهوری ها با ریال ایران.

4- آزادی حق مالکیت املاک و اموال، و ثبت و مالکیت شرکتها.

5- حقوق برابر در دادگستری.

6- آزادی رفت و آمد مردم میان جمهوری ها بدون نیاز به روادید .

چنین پیمانی نه تنها بازار بزرگی را به روی تولیدات ایران باز میکرد و تحولی در پیشرفت صنعتی و اقتصادی ایجاد می نمود، بلکه همبستگی و اشتراک منافع ژرفی که از آن برمی خواست، ضامن بقاء و رشد پیوندهای فرهنگی و اقتصادی در گستره تاریخی ایران زمین می بود و شالوده یک قطب قدرتمند اقتصادی را می ریخت.

البته در این معادلات نمیتوانستیم ونمی باید که نقش ترکیه را ندیده بگیریم. ما با ترکیه نیز همبستگی های ژرف فرهنگی و تاریخی داریم و هر دو باید خود را جزوی از گستره فرهنگی و تاریخی منطقه بدانیم. ترکیه همیشه پل پیوند و آمیزش فرهنگ کهن ایران با فرهنگ یونان، روم باستان و اروپا، و نیز نماد فرهنگ اسلامی بوده است و این نقش می تواند سازنده باشد. ولی ترکیه هنوز جایگاه دلخواه خود را نیافته است؛ از یک سو خود را متعلق به جامعه اروپا می داند و، از سوی دیگر، با تعصب روی گسترش زبان ترکی می کوشد تا محور مرکزی ترک زبانان قلمداد شود، و از این زاویه شبح عظمت امپراتوری عثمانی را بازسازی نماید. به همین دلیل گرایش نژادی ترکیه و وجود دیکتاتوری های بازمانده از شوروی کمونیست، ما شاهد مسایل و اختلافات زیادی در جمهوری های تازه استقلال یافته خواهیم بود و گروه های اقلیت رادیکال ترک-ملتی در این جمهوری ها به وجود خواهند آمد و ثبات و آرامش را بهم خواهند ریخت. این چیزی بود که من در آن تاریخ گفتم.

اگر ترکیه خود را عضوی از یک خانواده بزرگ بداند، همانگونه که کشورهای اروپایی پس از قرنها جنگ و خونریزی اکنون رقابت های ناسالم و آزمندی های ارضی را کنار گذاشته و خود را از اعضای خانواده اروپا می شمارند، این منطقه نیز می تواند با چنین روحیه ای، به کمک اعضای ارشد خود، از درگیری های توان فرسا و زیانبار جلوگیری کند و با سرعت به سازندگی و پیشرفت و رفاه اقتصادی بپردازد. در غیر اینصورت، با روندی که اکنون مشاهده می شود، ما شاهد جنگهای طولانی در این جمهوری ها، به ویژه در قفقاز خواهیم بود و دشمنی های ژرفی در این ناحیه ظهور خواهد کرد.

در آن سال من گفتم که، مگر اینکه ایران در سیاست خارجی خود نسبت به جمهوری های قفقاز مرتکب اشتباه شود، و یا مسیر یکسان نگری کنونی خود را برای حمایت از گروه خاصی عوض کند، نفوذ سیاسی ترکیه در آذربایجان فقط محدود به اقلیت کوچکی که به پان ترکیسم دل بسته اند محدود خواهد بود. ولی از دیدگاه اقتصادی، ترکیه در حال گسترش نفوذ خود با سرمایه گذاری های گسترده در صنایع و خدمات کلیدی آذربایجان است و در این زمینه از ایران پیشی گرفته است؛ آنهم به این دلیل که ایران در گستره خانه خودش مانند میهمان عمل می کند.

اظهارات آقای دمیرل درباره قره باغ در آن سال نشانگر روحیه نظامی گری و عدم تعادل سیاست خارجی ترکیه در قفقاز بود. تهدید آقای دمیرل مبنی بر اینکه اجازه تصرف نظامی قره باغ را نخواهد داد، افزون بر جنبه توهین آمیز آن نسبت به ایران، یک اشتباه سیاسی و تاکتیکی بود. ترکیه به جای درخواست آتش بس و ابراز همکاری با ایران برای کسب وجهه به عنوان پشتیبان ترک زبانان، به موضع گیری نظامی پرداخت و دوباره خود را در برابر ارمنستان قرار داد.

نفوذ ترکیه در قفقاز می تواند مثبت باشد و در جهت پیشرفت منطقه عمل کند؛ یا می تواند سرچشمه دوگانگی و عدم ثبات سیاسی و درگیری های موضعی مرزی باشد. ولی آنچه حاکم بر سیاست منطقه باید باشد، عملکرد هوشمندانه و خردمندانه دولت ایران است. ایران باید ستون ثبات و آرامش و یگانگی باشد، و به عنوان پشتیبان قدرتمند نیروهای پیشرو، دموکرات و اصلاح طلب تلقی گردد.

من گفته بودم که یکی از مسایل منطقه درگیری جمهوری اسلامی  و امریکاست. این نگرانی امریکا از نفوذ جمهوری اسلامی  در این جمهوری ها بود که باعث پشتیبانی آنها از مقاصد ترکیه شد. اگر امریکا مشوق ترکیه در خنثی سازی نفوذ ایران در قفقاز شد، یکی دیگر از اشتباه های بزرگ استراتژیک بود که امریکا مرتکب شده بود. زیرا تشویق پان ترکیسم و دامن زدن به اختلاف میان باکو و ایروان جامعه بزرگ و با نفوذ ارمنی در امریکا را جریحه دار می کرد، جمهوری باکو را در دورانی طولانی از عدم ثبات فرو خواهد برد، روابط پیچیده ایران و امریکا را دشوارتر و تیره تر خواهد ساخت و بالاخره قفقاز را تبدیل به یک میدان بزرگ جنگ خواهد کرد که حتی امریکا از عهده کنترل آن بر نخواهد آمد.

در مورد نخجوان هم که تهدید ترکیه در آن زمان جنبه نظامی داشت، من در آن سال گفتم که این تهدید مردم نخجوان را که همه ایرانی هستند در مورد مقاصد ترکیه نگران کرده است. ایران تهدید هیچ کشوری را، چه ارمنستان و چه ترکیه نسبت به نخجوان نباید تحمل کند، و باید شرایطی برای دفاع از نخجوان به وجود آید که ترکیه هرگز جرات تکرار چنین اشتباهی را نداشته باشد.

-0-



[1] http://kouroshzaim.org/DetailsData.asp?IDdata=244 گستره نفوذ معنوی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ایران ماهنامه کهکشان، خرداد ۱۳۷۱، مه ۱۹۹۲،

[2] کورش زعیم، "امپراطوری شوروی به کجا می رود؟" ۱۳۶۰، نشر رواق؛ همچنین پاورقی روزنامه میزان در ‍۱۳۵۸ و ۵۹، که در آن بر خلاف تحلیل بسیاری اندیشمندان زمان، از جمله گزارش های سازمان های سیا و کا.گ.ب. که بعدها منتشر شد، فروپاشی را در حدود ۱۰ تا ۱۲سال پیش بینی کرده بودم. نگا: ماهنامه کهکشان، "نگونساری نظام کمونیسم، آبان ۱۳۷۰، اکتبر ۱۹۹۱،  http://kouroshzaim.org/DetailsData.asp?IDdata=242

بازدید صفحه: 2396
 



درود آقای زعیم چگونه نفوذ اقتصادی باعث نفوذ سیاسی-امنیتی می شود؟ روسیه بدون نفوذ اقتصادی در آسیای میانه و قفقاز دارای نفوذ سیاسی-امنیتی است.پس نمی توان گفت بدون نفوذ اقتصادی نمیتوان به نفوذ سیاسی-امنیتی رسید. سپاس
رضا
نفوذ بر پایه زور و تهدید زودگذر است، چون مردم همیشه در پی گزینه ای برای شکست دادن آن هستند، ولی نفوذ بر پایه فرهنگ و اقتصاد هم به روجیه مردم ورود می کند و هم به رفاه مردم، در نتیجه پایاست.

درود به استاد گرامی جناب استاد زعیم به مطلب زیر توجه فرمایید. بیانیه می گوید"آموزش به زبان مادری"و اشاره‌ای به زبان رسمی نمی کند! با سپاس http://farsi.alarabiya.net/fa/iran/2014/02/13/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%89-%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-.html
سعید
البته که نمی کند. اینها بر پایه طرح جداسازی فعالیت می کنند. بقیه مردم ایران هم باید به اعتراض برخیزند که چرا زبان غربی باید در سراسر ایران اجباری باشد.

من واقعا هنوز نفهمیده ام علت ترس از روسیه چیست!؟ چرا ما باید در همه جا بخاطر روسیه از منافع خود بگذریم!؟ شوروی پاشیده شده است!
a.m
ما نباید از منافع ایران در برابر هر کشوری بگذریم، جنگ هم با کسی نداریم، ولی در دفاع از هیچ گزینه ای غافل نمی شویم.

حرف شما درست.اما اینکه می فرمایید"مردان باید خود را کنترل کنند"، در شرایطی که زنان لباسهای تحریک کننده می پوشند(اروپا و امریکا) مانند این است که یک لیوان آب جلوی انسان تشنه بگذاریم و بگوییم آب نخور و خودت را کنترل کن!
آری، می گویم اگر لیوان آب جلوی شما باشد و برای شما نباشد، آن را نیاشام. با استدلال شما، هنگام گذشتن از جلوی مغازه میوه فروشی که میوه ها را بسیار هوس انگیز چیده اند، باید دست درازی کرد؟ اگر تشنه ای برای خود یک لیوان آب بخواه.

درود به استاد گرامی جناب استاد ما که نمی توانیم با آمریکا که ناوگان ششم آن در مدیترانه است برای کنترل منطقه رقابت کنیم.ضمن اینکه کشورهایی مانند ترکیه و مصر هم در منطقه دریای مدیترانه هستند. ۲.اگر ما بخواهیم همه مناطق پیرامونی خود(آسیای میانه،قفقاز،شبه قاره و خاورمیانه)را کنترل امنیتی و نظامی کنیم آیا باعث گسترش تعهدات ما همانند شوروی نمی شود!؟ ضمن اینکه با کشورهایی مانند چین،هند و روسیه هم سرشاخ می شویم. ۳.فکر کنم بهترین راه کنترل، گسترش نفوذ اقتصادی باشد که به دنبال خود نفوذ سیاسی و امنیتی هم می آورد.چون براساس گفته های شما تاسیس پایگاه نظامی در خارج ایران مربوط به زمانی است که دشمن وجود داشته باشد و ما نیاز داشته باشیم بیخ گوش دشمن پایگاه داشته باشیم. با سپاس
سعید
1- درست است. 2- چرا، روسیه تحمل نخواهد کرد. کنترل امنیتی و نظامی همان است که اکنون بر روی مردم ایران می شود. تنها راه ما راه فرهنگی و اقتصادی است. 3- کاملن درست است.

آسمانخراش ساختن که پیشرفت نیست.وقتی85 درصد غذای کشور از خارج وارد میشود!
a.m
همه آسمانخراش های امارت توسط بیگانگان ساخته شده اند. امارات فقط ثروت خدادادی را از زیر زمین می کشد بیرون و خرج خود میکند.

درود آقای مهندس چه پاسخی می توان به این قسمت مقاله داد؟ سپاس "چالش اقلیت ها با دولت-ملت ایرانی، با وجود تجربه چندین دولت تاکنون نیز ادامه یافته است.اظهارات همسان سازانه و حذف گرایانه اخیراعضای فرهنگستان فرهنگ و ادب فارسی به نیابت از گفتار دولتی در رابطه با اجرایی شدن اصل پانزدهم قانون اساسی و واکنش ها به آن، تازه ترین نمونه های چنین چالشی هستند؛ چالشی که نطفه آن در زمان رضا شاه و همزمان با تاسیس دولت-ملت در ایران بسته شد".
رضا
این ادبیات و کاربرد این واژه ها تزریقی است، و معمولن با خواندن مقاله های "حساب شده". در یک کشور دیکتاتوری مردم راههای گوناگونی را برای ابراز مخالفت و نارضایتی خود نشان می دهند. در این راستا، بیگانگان میکوشند مسیر نارضایتی را به سمتی که خود طراحی کرده اند بکشانند.

درود به استاد گرامی جناب استاد لطفا به بخشی از مقاله آقای دادخواه توجه کنید. "سوریه در زیر منطقه ای واقع شده است که به آن قطب ژئوپولیتیکی خاورمیانه می گویند و باور دولت های منطقه این است که هر کس بر این منطقه مسلط شود، میتواند اصلی ترین بازیگر این منطقه باشد.زیر منطقه شامات که سوریه در آن واقع شده، شامل اردن، لبنان،عراق، اسرائیل و فلسطین است، زیر منطقه ای که در دهه های گذشته همواره شاهد جنگ ها و بحران های متعددی بوده که تاسیس اسرائیل در سال 1948 هم این بحران ها را تشدید کرده است.علاوه بر قدرتهای بیرون از منطقه، هر یک از دولتهای زیر منطقه شامات نیز طرح های بلند پروازانه ای برای آن دارند. از طرح اسرائیل بزرگ گرفته تا پادشاهی کبیر خاندان هاشمی اردن، احیای تمدن بابلی و بین النهرین مورد نظر صدام و طرح شام بزرگ سوریه و اخیرا تلاش عربستان برای تشکیل یک دولت سنی وابسته به خود در این زیر منطقه.ترکیه و ایران و آمریکا و عربستان هم طرح های اعلام شده و نشده ای برای تسلط بر زیر منطقه شامات دارند". ۱.من همواره به این فکر می کردم که نمی توان ایران را قلب خاورمیانه دانست چون ایران و مصر از نظر ژئوپلتیکی در حاشیه های خاوری و باختری خاورمیانه قرار دارند. مانند فرانسه،بریتانیا و روسیه که در حاشیه اروپا قرار دارند و در قرنهای گذشته همواره بر مرکز اروپا(آلمان) فشار وارد می‌کردند. ۲.ایران قلب ژئوپلتیکی چهار منطقه است:آسیای مرکزی،قفقاز،شبه قاره هند،خاورمیانه.اما قلب خاورمیانه نیست. با سپاس
سعید
تحلیل آقای دادخواه همان است که من در دیدگاهها و تحلیل هایم سالهاست میگویم. واژه خاور میانه را که غربی ها ایجاد کردند نام درستی برای این منطقه نیست. خاور میانه هندوستان و پاکستان و قزاقستان است. ما غرب آسیا هستیم و به دلایل تاریخی و جغرافیایی تا دریای مدیترانه که همان دریای ماد است و جولانگر نیروی دریایی ما بوده، درون منطقه استراتژیک ایران است. بهمین دلیل از زمان دوردست ما برای کنترل منطقه با آشور و روم و یونان در رقابت بوده ایم. چیزی تغییر نکرده بجز جانشینی امریکا و انگلستان در جای روم.

ولی به پیشرفت دبی حسادت هم می کنید و رشک می برید.این حرفها را برای تبلیغات می زنید که خوشحال هستید.فقط به دبی نگاه کنید.کدام شهر شما این گونه است با تمدن چندهزار ساله!!
پان عرب
پان عرب گرامی، اگر ایرانی هستی ،پس ستایش از یک همسایه موفق، نشانگر فرهنگ زیبای چند هزار ساله توست. اگر شهروند آن کشور عرب هستی، پس من برای موفقیت کشورت به تو تبریک می گویم.

یعنی به نظر شما آزادیهای بی حد و حصر به خصوص در لباس و پوشش زنان باعث گسترش فحشا نمی شود؟
دوست ناشناس گرامی، یک مثال در زبان انگلیسی هست که می گوید برای تانگو رقصیدن دو نفر باید باشند. فحشاء بوجود نمی آید مگر اینکه من و شما هم در آن شرکت کنیم. اینقدر این زنان بیچاره را که در اثر ستم ما مردان خودخواه و بی مایه و فاسد به این راه می روند نکوهش و توهین نکنید. حدود آزادیهای اجتماعی را باید نمایندگان برگزیده مردم تعیین کنند نه من و شما. این مجلس و هچکدام از مجلس های شست سال گذشته برگزیده مردم نبوده اند و حق ندارند برای مردم تعیین تکلیف کنند. ما مردان باید شهوت خود را کنترل و تنبان شل خودمان را محکم و چشمان هیز خود را درویش کنیم، و کاری بکار زنان نداشته باشیم. ام الفساد ما هستیم نه زنان.

درود به آقای زعیم آقای مهندس تارنمای BBCفارسی در سالگرد انقلاب بازهم اقدام به انتشار مقاله هایی کرده که برای ایران مفید نیستند و خواسته یا ناخواسته به جدایی میان ایرانیان دامن می زنند.مدام از واژه"اقلیتها" استفاده می کنند! حال آنکه من نمی فهمم اقلیت در ایران یعنی چه!؟ چه کسی اکثریت است و چه کسی اقلیت!؟ اگر امکان دارد به پاراگراف آخر مقاله مربوطه که بسیار مورد تاکید و تکرار فریب خوردگان قرار می گیرد پاسخ دهید.گویی این دوستان مبدا همه چیز را رضاشاه میدانند: "چالش اقلیت ها با دولت-ملت ایرانی، با وجود تجربه چندین دولت تاکنون نیز ادامه یافته است.اظهارات همسان سازانه و حذف گرایانه اخیراعضای فرهنگستان فرهنگ و ادب فارسی به نیابت از گفتار دولتی در رابطه با اجرایی شدن اصل پانزدهم قانون اساسی و واکنش ها به آن، تازه ترین نمونه های چنین چالشی هستند؛ چالشی که نطفه آن در زمان رضا شاه و همزمان با تاسیس دولت-ملت در ایران بسته شد". سپاس
رضا
فقط پیروان مذهب های غیرشیعی را میتوان "اقلیت" خواند؛ ولی ما حریف بی بی سی نمی شویم. آنها سیاست خودشان را اعمال میکنند و از تاریخ پیدایش خود کوشیده اند در ذهنیت ایرانیان تاثیرگذار باشند.

درود به استاد گرامی جناب استاد به نظر شما چرا ایران در جریان جنگ اکتبر 1973 اعراب و اسراییل سعی کرد موازنه قوا میان اسراییل و مصر را حفظ کند؟ از یک طرف اجازه داد هواپیماهای شوروی از آسمان ایران عبور کرده و برای مصر اسلحه ببرند و همچنین خودش 600 هزار تن نفت مجانی در اختیار مصر قرار داد و از سوی دیگر گلوله های توپ و تجهیزات الکترونیکی در اختیار اسراییل قرار داد و صدور نفت به اسراییل را هم ادامه داد. با سپاس
سعید
من بارها گفته ام که مصر یک هم پیمان راهبردی برای ایران است. کاری که ایران کرد جفظ یک هم پیمان بود. کاری که با اسراییل کرد یک کاسبی بود.

امیدواریم در آینده ایران،جبهه ملی یا هر حزب سیاسی که قدرت را در دست می گیرد به فکر این نباشد که مشابه آزادی های اجتماعی دبی را در ایران پیاده کند چون فساد و فحشا گسترش می یابد.
فساد و فحشاء فقط ویژه دوبی نیست.

شما به پیشرفت دبی حسادت می کنید نه سفر به دبی ببینید و باز هم حرص بخورید http://farsi.alarabiya.net/fa/middle-east/2014/02/03/%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-1-9-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A8%DB%8C-.html
پان عرب
من خوشحالم که سرمایه و خلاقیت ایرانیان یک کشور همسایه را چنان ساخت که برای دیگر کشورها هم جذابیت پیدا کند.

درود به استاد گرامی ۱.بنابراین ارتش ایران نمیتواند در برابر امارات کوچک برای ما امنیت بیاورد بلکه پول امنیت می آورد. درحالیکه پیش از انقلاب۵۷ وضعیت اینگونه نبود! ۲.فکر نمی کنم تجاوز و فشار به کشورهای کوچکتر همسایه که به زور اسلحه به شوروی چسبانده شدند رفتار طبیعی باشد.دنیا این رفتارها را محکوم کرده است. با سپاس
سعید
1- پیش از انقلاب هم پول نقش مهمی داشت، ولی در آن زمان امریکا و غرب تا دندان مسلح در منطقه حضور نداشتند. تا آنها هستند، امارات از ارتش ما نمی ترسد. 2- همه کشورهای بزرگ به هر کشوری که در مسیر منافع ملییشان قرار گرفته باشد زور می گویند. این ویژه روسیه نیست.

متاسفانه برخی هموطنان که علاقه بسیاری به سفر کردن به دبی(دشمن جزایر و نام خلیج پارس)دارند مدام از پیشرفت دبی دم می زنند و انسان را عصبانی می کنند.باید به آنها گفت اگر عاشق هستید چرا در دبی زندگی نمی کنید!؟ چرا بجای سفر تفریحی به دبی به تاجیکستان یا گرجستان یا ارمنستان یا کردستان عراق نمی روید!؟آنجا هم آزادی هست.چرا پول ایران را بجای خرج کردن در کشورهای حوزه فرهنگی ایران به جیب دشمنان ایران می ریزید!؟حاضر هستید هر توهین و تحقیری را در دبی تحمل کنید ولی به تاجیکستان یا گرجستان یا ارمنستان یا کردستان عراق که ایرانی‌ را روی چشمهایشان می گذارند نروید!؟اگر ایرانی این گونه رفتار کند دیگر از دشمنان ایران چه انتظار!
سعید
اماناتی که در دوبی برای تفریح هست در تاجیکستان نیست. در هر هال، اقتصاد دوبی به ایرانیان وابسته است و اگر ما سرمایه های خود را از آنجا بکشیم دوبی تقریبا فرو می پاشد.همین کنترل اقتصادی دوبی برای ما امنیت میاورد.

درود به استاد گرامی جناب استاد فکر نمی کنم ماهیت سیاسی روسیه تغییر کرده باشد نمونه های آنرا در ۱.تجاوز به گرجستان ۲.فشار بر کشورهای آسیای میانه برای احیای قدرت زمان شوروی ۳.فشار بر اوکراین برای وادار کردن آن به پیروی کامل و غیره می بینیم. با سپاس
سعید
این رفتار طبیعی است و با غرور ملی یک کشور ارتباط دارد. همانگونه که ما هم نظر به کشورهای آسیای میانه و قفقاز و بحرین داریم، و انگلستان هنوز دست از سر مستعمره های گذشته خود بر نداشته است. فشار روی اکراین چه تفاوتی با فشار ایران روی عراق دارد؟ با تغییر در فرهنگ سیاسی جهانی، ماهیت رفتار هم تغییر می کند.

درود به استاد گرامی جناب استاد درمورد"آزادی کامل نام مغازه ها و غیره"این مساله می تواند مورد سواستفاده قرار بگیرد مثلا طرف بیاید با خط دولت باکو مغازه اش را نامگذاری کند.همچنین هموطنان غیرمحلی هم در سفرها برای برآورده کردن نیازهای خود با مشکل روبرو می شوند. ۲.متاسفانه برخی از نخبگان تحریک شده هم مردم ایران را به فارس و غیرفارس تقسیم می کنند.هرچه به آنها می گوییم قوم فارس وجود ندارد بازهم در نوشته ها و گفته های خود خط کشی قومی میکنند.برایشان مثال زدم و گفتم براساس افکار شما اگر یک مرد ترک آذری با یک زن عرب خوزستانی ازدواج کند و فرزند آنها در کرمانشاه متولد شود این کودک به کدام قوم تعلق دارد؟ فارس؟ترک؟عرب؟کرد؟یا مخلوط!؟ حالا شما تصور کنید که بیش از هزار سال است که مشابه این آمیزشها رخ داده و درحال رخ دادن است و دیگر نمی توان انسانی را بر اساس قومیت یا نژاد در هیج جای دنیا تفکیک کرد.در دنیای امروز تفکیک براساس مفهوم ملت-دولت مدرن است نه نژاد. ۳.لطفا درمورد "عدم توجه هواداران پان ها به ماهیت و پیامدهای اینگونه شیطنت ها" توضیحی بدهید. با سپاس
سعید
1- اگر یک دولت مردمی داشته باشیم و اگر وزارت اطلاعات میهن پرست داشته باشیم هیچ مانع ندارد که حتا نام مغازه را به خط و زبان چینی بنویسند. اگر کسی دوست نداشت به آن مغازه نمی رود. 2- این نفاق افکنی را طرح جهانی تجزیه خاور میانه و ایران بود که همه از سوی سازمانهای جاسوسی برخی کشور ها اداره می شد که پیشتر به شرح آن پرداخته ام. اگنون این راهبرد بکلی عوض شده و کم کم پان تورد و پان عرب احساس تنهایی وبی اعتنایی و بی بودجه ای خواهند کرد و متعصب هایشان در افسردگی خواهند زیست. 3- هر چه دولت ملی رویکردی دموکرات داشته باشد و وضع اقتصادی بهبود یابد، تبلیغات کلیشه ای پان ها کمتر خریدار خواهد داشت.

درود بنابراین سیاست جبهه ملی و شما آموزش زبان محلی است و نه آموزش به زبان محلی؟(برای مثال تدریس زبان ترکی آذربایجانی بعنوان چند واحد از درس زبان و نه همه دروس) 2.چرا ما باید از رقابت با روسیه هراش داشته باشیم؟ نباید همانند200 سال گذشته با تهدید این همسایه همیشه متجاوز زندگی کنیم! سپاس
a.m
1- آری. 2- ماهیت سیاسی روسیه همگام با تغییر در فرهنگ سیاسی جهانی تغییر کرده. ما با یچکس رقابت نداریم. ما کاری خواهیم کرد که دیگران با ما رقابت کنند.

درود اینکه شما می فرمایید"به عنوان زبان تدریس شود"یعنی آموزش زبان محلی.ولی مخالفان این دیدگاه(به خصوص پان ها) می گویند: آموزش به زبان محلی.یعنی تمام دروس مانند ریاضی و تاریخ و غیره به زبان محلی تدریس شود. حرف"به" تفاوت بزرگی میان این دو دیدگاه ایجاد میکند. سپاس
a.m
سرکرده های پان ها در خارج از کشور هستند و برای پاره کردن ایران از خارج دستور می گیرند. ولی اکثریت هوادارانشان در ایران متوجه ماهییت و پیامدهای اینگونه شیطنت ها نیستند.

آقای زعیم آیا ایران هیچگاه نمی تواند از نظر اقتصادی و نظامی از روسیه قویتر شود؟ سپاس
a.m
دلیل ندارد این کار را بکنیم، زیا رقابت با کشوری چنین بزرگ و قدرتمند هزینه و ریسک بسیار سنگی خواهد داشت که بر مردم تحمیل خواه شد، ولی یک دولت ملی که بتواند نخبگان را برگرداند و از فرار نخبگان جلوگیری کند و اندیشه های بکر ایرانی را که خود چندی از آنها را دارم بپروراند، ما با هزینه بسیار کمتر میتوانیم تسخیرناپذیر و شکست ناپذیر شویم.

درود به استاد گرامی جناب استاد نظر شما درباره مقاله زیر چیست؟ با سپاس http://www.bbc.co.uk/persian/blogs/2014/01/140131_l44_nazeran_azarbaijan_rohani.shtml
فرهنگستان زبان ترکی مانعی ندارد. من خودم پیشنهاد کرده بودم که در فرهنگستان زبان فارسی بخش هایی به نام فرهنگستان زبانهای آذری، کردی، بلوچی، لری و گیلک ومازنی در راستای غنی سازی زبان رسمی ایجاد شود. ولی اگر این وعده روحانی درست تعریف نشود، بیگانه پرستان از آن سوء استفاده می کنند. همین چند روز گذشته یکی از پان ترک های شناخته شده، تدریس آنلاین زبان ترکی آذربایجانی را تبلیغ کرد. من هم نام نویسی کردم. ولی نخستین درس آن که الفبای زبان بود، الفبای دولت باکو را آموزش می داد. این یک نشانه از سوء استفاده سیاسی از یک کار فرهنگی حساب نشده است.

ببخشید جناب مهندس من متوجه نشدم!! آیا آموزش به زبان محلی به مفهوم این است که تمام واحدهای درسی به زبان محلی تدریس شوند یا اینکه مثلا چند واحد زبان محلی هم بعنوان دروس اختیاری تدریس شود؟
a.m
به عنوان زبان تدریس شود.ولی پان ترک ها می گویند فقط به زبان محلی آنهم ترکی اسلامبولی!

آقای مهندس ولی بمب گذاریها و عملیاتهای تروریستی که در عربستان انجام شده کار القاعده بوده!همچنین آنها به آل سعود اعلان جنگ داده اند و خواستار پاکسازی حجاز از این خاندان شده اند!
a.m
من درباره دنیای سیاه و تاریک پر از خیانت و جنایت و دروغ تروریست ها چیزی نمی دانم. وقتی تنها منطق قتل باشد، با منطق نمی شود کارها را ارزیابی کرد. اینکه شما گفتید ممکن است چون این روش آنها برای مذاکره است.عکس آن هم ممکن است. نفوذ پنهان کشورهای دیگر هم در این سازمان چهل تکه ممکن است. تهدید به پاکسازی خاندان ابن سعود را اخیرا پوتین کرد.

درود به شما جناب مهندس فرموده بودید در فیس بوک چیزی پیدا نکردید به همین دلیل به سراغ ایمیل رفتم. سپاس
رضا
پیدا کردم. درباره سخنان یکی از فلان سیاسی خارج از کشور بود. من معمولن درباره دیدگاههای فعالان سیاسی اظهار نظر نمی کنم. ولی اگر چیز خاصی باشد که ذهن شما را مشغول کرده آن جمله یا مطلب را اینجا بیاورید تا من پاسخ بدهم. راستش را بخواهید من وقت اینکه بروم دهها مقاله را بخوانم، آنهم با این اینترنت کند، تا یک پرسش را پاسخ بدهم ندارم. گاهی مقاله های جالب در ارتباط با منافع ملی یا موقعیت استراتژیک کشور است که می خوانم.

درود این که"آموزش زبان محلی در کنار زبان پارسی آزاد است" یک مساله غیرممکن است! مگر کودک دبستانی می تواند ریاضی را به دو زبان بخواند!؟یا تاریخ را به دو زبان بخواند!؟ زبان محلی همین حالا هم در حال آموزش است. در میان خانواده،دوست،فامیل،کوچه و خیابان.حالا چه اصراری است که تدریس هم به این زبانها باشد!؟ 2.در آمریکا وضعیت آموزش زبان انگلیسی و زبانهای دیگر مانند اسپانیولی چگونه است؟آیا چند زبان رسمی وجود دارد؟ 3.آیا داعش و جبهه النصره هم مورد حمایت عربستان هستند؟ سپاس
a.m
1- تصمیم این با مادر و ر کودک است. آموزش زبان با آموزش یکواحد درسی است و با ریاضی و فیزیک فرق می کند. همانگونه که شما انگلیسی می آموزید میتوانید ز "زبان"ی را بیاموزید. 2- در امریکا هم همیگونه است. زبان رسمی اجیاری است. در کنار آن شما میتوانید هر زبانی را بیاموزید. 3- من از پشتیبانان داعش و جبهه النصره آگاهی ندارم. ولی معمولا آدم های تندرو و متعصب یا شرور گروهی را درست می کنند و سپس به دنبال پشتیبان می گردند.

اصطلاح "زبان مادری"بی معناست!! یعنی انسان در شکم مادرش زبان می داند!؟ چرا نمی گویند زبان پدری!؟ کسانی که این حرفها را می زنند اهداف دیگری در ذهن دارند.
a.m
زبان مادری چون کسی که نخستین واژه ها را به کودک می آموزد و بیشترین وقت را با او می گذراند مادر است.

آقای مهندس مطلب فیسبوکی را دوباره به شما ایمیل کردم. با سپاس
رضا
باشه، چشم، ولی چرا یکجا پرسشتان را مطرح نمیکنید و من بین ایمیل و فیسبوک و سایت می چرخانید؟!

ما که آخر نفهمیدیم چرا برخی هموطنان اصرار به آموزش به زبان محلی دارند!؟ یعنی در ایران با این تنوع زبانی باید کتابهای درسی به 10 زبان محلی تدوین شود!؟پس تکلیف زبان پارسی که مشترک است چه می شود!؟نباید آموزش داده شود!؟ هر ایرانی باید برای سفر از استانی به استان دیگر 10 مترجم همراهش ببرد!؟ اصلا این که"آموزش زبان محلی در کنار زبان پارسی آزاد است" یک مساله غیرممکن است! مگر کودک دبستانی می‌تواند ریاضی را به دو زبان بخواند!؟یا تاریخ را به دو زبان بخواند!؟ زبان محلی همین حالا هم در حال آموزش است. در میان خانواده،دوست،فامیل،کوچه و خیابان.حالا چه اصراری است که تدریس هم به این زبانها باشد!؟ پس تکلیف آموزش به زبان پارسی چه می شود!؟ تکلیف زبان مشترک چه می شود!؟ اصرارکنندگان به این مساله اهداف دیگری در ذهن ندارند.
a.m
این خواست مردم نیست بلکه خواست آن سازمانهای برونمرزی است که برنامه تکه تکه کردن ایران را داشته اند و برای تبلیغ و تلقین این خواسته وتحریف و دروغ پرازی های تاریخی و فرهنگی کوشیده اند بخشی از ملت ایران را از بقیه بیگانه کنند. صدها میلیون دلار هزینه کرده اند. آموزش هر زبانی در کنار زبا رسمی و همگانی هیچ مانعی ندارد (همانند هندوستان که 8 هزار زبان محلی داشت) ولی بجای زبان رسمی خیانت به تمامیت ارضی کشور است.

درود به شما آقای زعیم گویا پیامها و ایمیلهای من به دستتان نرسیده است! با سپاس
رضا
چرا رسیده. شما من را به پیامی در فیسبوک ارجاع دادید و من در فیسبوک چیزی پیدا نکردم.

درود چرا عربستان که خود از القاعده آسیب دیده در سوریه آنان را حمایت میکند؟آیا داعش و جبهه النصره هم مورد حمایت عربستان هستند؟
a.m
عربستان از القاعده آسیبی ندیده. اوساما بن لادن یکی از فرزندان پرشمار (فکر می کنم 40) عوض بن لادن یک پیمانکار بسیار ثروتمند عربستانی بود که پس ار مرگش 40 میلیون دلار با اوسامه رسید. که لیسانس مهندسی ساختمان و فوق لیشانس مدیریت دولتی گرفته بود. پس از به دنیا آمدنش پدرش مادر او حمیده را طلاق داد و وی را به ازدواج یکی از همکارانش درآورد و اوسامه در خانه مادر همراه دو نابرادری بزرگ شد. او یک وهابی بسیار متعصب بار آمد. در جریان مبارزه با اشغال افغانستان توسط شوروی او مامور شد یک گروه مجاهد اسلامی را علیه شوروی تشکیل بدهد در آن زمان هم عربستان و هم بریتانیا و امریکا او را پشتیبانی مالی و لچیستیکی و اطلاعاتی می کردند. برای موثر بود در جنگ تصمیم گرفت خودش فرقه ای بوجود بیاورد. این فرقه پس از جنگ با شوری پایدار ماند. اوسامه پس از جنگ با گروهش به عربستان رفت که او را از آنجا بیرون کردند، بعد به سودان رفت تا گروهش را در آنجا مستقر کند. از آنجا با فشار امریکا اخراج شد و او به افغانستان طالبانی برگشت و در آنجا مستقر شد و علیه امریکا اعلان جنگ داد. احمد شاه مسعود را کشتند تا طالبان را در سراسر افغانستان مستقر کنند و از آن پس او تبدیل به گوروی جنبش اسلامی وهابی بسیار خشن نوع خودشان برای صادرات اسلام به همه کشورهای خاور میانه و غرب شد. برای درآمد به بازرگانی تریاک و هرویین از افغانستان پرداخت و غربستان هم همیشه برای عملیان پشییان آنها بوده است.

درود به شما آقای زعیم چرا با وجود حمایت ما از کردهای بارزانی قبل از انقلاب حمله ای از سوی عراق رخ نداد و کشورهای عربی هم علیه ما موضع گیری نکرده و ما را متهم به دخالت در امور کشورهای عربی نکردند؟ سپاس
a.m
در آن هنگام عراق جرات چنین کاری را نداشت و پشتیبانی بین المللی هم نداشت. هنگامی هم که بعد از انقلاب حمله کرد با ترغیب و قول پشتیبانی برخی کشورهای غربی بود.

درود به آقای زعیم یکی از تحلیلگران خارج از کشور که او را به خوبی می شناسید تحلیلی درباره بحران سوریه ابراز کرده است.نظر شما در این مورد چیست؟ 1.عربستان از ارتش آزاد سوریه حمایت می کند نه از تروریستها و سلفی ها و قطر است که از آنان حمایت می کند. 2.گروه داعش ساخته و پرداخته جمهوری اسلامی و اسد است نه مورد حمایت عربستان و قطر.
a.m
1- عربستان پشتیبان القاعده و گروه های جهادی است. قطر پشتیبان اخوان المسلمین است. 2- بعید است جمهوری اسلامی گروهی را پشتیبانی کند که منافع خودش را مستقیما آسیب بزند. با عقل جور در نمی آید و نوعی خودزنی است.من این را نمیتوانم باور کنم.

آزادی کامل به چه معناست؟ مثلا در هند دهها زبان وجود دارد اما رسانه ملی به همه این زبانها که برنامه پخش نمی کند چون نشدنی است! ولی رسانه های محلی و ایالتی وجود دارد.در ایران هم شبکه های استانی به زبان محلی داریم. ادعای هموطن ناراضی نادرست است. سپاس
a.m
رسانه های ملی در همه جا به زبان ملی هستند و دولت فقط حق دارد رسانه های ملی را بودجه بدهد. ولی مردم می توانند به خرج خودشان (نه یک کشور یا سازمان جاسوسی بیگانه) به هر زبانی می خواهند رسانه داشته باشند.

جناب مهندس منظورم این بود که مثلا الان کسی نمی تواند در تبریز یا ارومیه نام ترکی برای مغازه اش بگذارد!؟(در ارتباط با ادعای هموطن ناراضی).
رضا
نام ترکی روی مغازه ها یا هر زبانی دیگر نباید ممنوعیت داشته باشد، ولی وقتی به دستور سازمانهای بیگانه می روند سنگ نبشته و سنگ گورهای چند هزار ساله را می تراشند که روی آن ترکی بنویسند ا نشان دهند از چندهزار سال پیش مردم ترک بوده اند، این یا بیماری است یا خیانت.

آقای مهندس در مورد"روزنامه و رسانه سراسری و نام مغازه ها و مشابه آن در کشورهایی مانند آمریکا"چطور؟ سپاس
رضا
آزادی کامل نام های مغازه ها و رسانه ها.

آقای مهندس مطلب به شما ایمیل شد.
رضا
چرا پرسش های خود را اینجا مطرح نمی کنید که همه از آن بهره مند شوند. حال که با نام مستعار می نویسید که ضرورت دارد پیام محرمانه باشد؟

ببخشید آقای زعیم که شما را ناراحت کردم..گاهی اوقات غیرثروتمندان بدبخت هم از اینکه باید همه چیزشان را سرکوب کنند افسرده و عصبی می شوند.شخص مطمئن دیگری را چون شما برای صحبت نیافتم.ببخشید. سپاس و بدرود
Arash
برای بدبخت نبودن ثروت ضرورت ندارد. باید خودباوری خود را تقویت کنید.

درود به شما آقای زعیم مطلب زیر از یکی از هموطنان عصبانی و ناراضیست.لطفا پاسخی به او بدهید.به خصوص بخشهای روزنامه و رسانه سراسری و نام مغازه ها.و مشابه آن در کشورهایی مانند آمریکا. سپاس "چرا بايد همه فارسي يادبگيرند؟ما هم تاريخ داريم فرهنگ و آداب سنت خودمون رو داريم! چرا رسانه ملي فقط به زبان فارسي؟روزنامه هاي رسمی فقط فارسی؟حتي اين آزادی رو نداريم كه اسم تورکی براي مغازه ها انتخاب كنيم! اسم مغازه ها فارسي؟اينها گرايش به زبان فارسي نيست پس چيه؟ اگه ايراني هستيم و به اين معتقديم كه همه اقوام برابرند بايد رسانه ملي به همه زبانها داشته باشيم(رسانه سراسری نه استانی)يا روزنامه هاي سراسری به همه زبانها! اگه از برابري و برادري حرف بزنيم ودر عمل یکی رو برتر قرار بديم اين خيلي خندهآور و مضحك ميشه".
رضا
شما پاسخ من را در دیدگاه زیرین بخوانید. این دیدگاه در میان هم میهنان آذربایجانی ما از سال 57 که لوئیس با طرح تجزیه ایران و خاورمیانه جدید بیرون آمد کلید زده شد. این طرح را پرزیدنت بوش به عنوان خاورمیانه بزرگ مطرح کرد و سپس از دهه 80 تا کنون نئوکانهای امریکا و ام آی 6 بریتانیا و سازمان جاسوسی ترکیه پیگیر آن بودند. سازمان جاسوسی ارتش ترکیه حدود 200 میلیون دلار در سال 78 بودجه برای "ختنه" مردم آذربایجان گذاشت و حدود 4000 دانشجوی ایرانی را داوطلبانه از آنجا رایگان در دانشگاههای خود پذیرفت و سپس آنان را به ایران برگرداند و کم کم اینها در پست های تاثیرگذار گماشته شدند.من در سال 78 با نامه ای به وزیر آموزش و پرورش وقت هشدار دادم که به درخواست تعویض کتابهای دبستانی به زبان ترکی بطور جانشین تن در ندهد ولی تدریس زبانهای محلی در کنار زبان رسمی آزاد باشد. پس از روی کار آمدن الهام علیف در باکو، او هم با فرستادن پول و اسلحه و جاسوس اندیشه اتحاد "ترک ها" و تغییر زبان را پیگیری کرد. سه چهار سال پیش عربستان هم 480 میلیون دلار به پروژه تغییر زبان در آذربایجان و خوزستان بودجه داد. اکنون سامانه حکومتی ما مملو از جاسوسان این کشورهاست. اخیرا غرب و بویژه امریکا متوجه شده اند که تجزیه ایران خاورمیانه را به حمام خون و بی ثبانی طولانی مدت خواهد کشاند و منافع استراتژیک آنها تامین نخواهد شد. بنابراین تصمیم به تقویت ایران گرفتند و ترکیه و عربستان را زیر فشار گذاشتند. البته روسیه هم با تجزیه ایران مخالف است، زیرا اگر ایران ناتوان بشود پای تروریست ها اسلامی و پان ترکیسم به همسایگی آنها هم خواهد رسید. البته هم میهنان فریب خورده ما در آذربایجان و خوزستان پان ترک و پان عرب نیستند فقط تحریک شده اند و ابزار گسترش تبلیغات آن سازمانهای فاشیستی شده اند. اگر کمی مطالعه کنند خود متوجه خطری که تهدیدشان می کند خواهد شد.

درود به شما آقای زعیم لطفا توضیحی درباره تغییر نامها که شخصی به آن اشاره کرد بدهید.همچنین درباره تاریخ رسمیت زبان پارسی. سپاس
a.m
پیش از اسلام زبان ایرانیان در سراسر سرزمین زبان پهلوی بود که گویش جنوبی و شمالی داشت. کردی و آذری گویش پهلوی شمالی بودند. البته لهجه ها فراوان بود و هست. با حمله عرب زبان ایرانی ممنوع شد و حتا گاهی اگر کسی بجز عربی سخن میگفت، او را می کشتند یا زبانش را به درخت میخ می کردند. بهمین دلیل بزرگان ایران مانند رازی و پور سینا و خوارزمی غیره به عربی مینوشتند که اکنون بهمین دلیل سیاست غرب، بویژه انگلستان، این بوده که آنان را "عرب" بخوانند. پس از روی کار آمدن سامانیان در سده سوم هجری یا سده نهم میلادی، زبان فارسی دری رسمی شده که ما تا کنون به آن سخن میگوییم. هندوستان هم برای 800 سال تا هجوم بریتانیا به آنجا و ممنوع شدن زبان فارسی، زبان رسمی دولتی فارسی بود. از زمان مسعمراتی بریتانیا در هندوستان تا کنون بریتانیا تلاش در نابود کردن زبان فارسی داشته که در آن زمان آن را رقیب سرسخت انگلیسی می دانستند. اکنون هم پشت سر این جنجال زبان آنها هستند که آن را از جنگ دوم جهانی از طریق پان ترکیسم و پان عربیسم که خودشان کمک به پایه گذاری آنها کردند تشویق کردند. شما اگر تاریخچه پان ترکیسم را بخوانید متوجه می شوید که یک سازمان محفلی فاشیستی بود که بسیار مشابه حزب نازی در آلمان و اسپانیا و ایتالیا به ایجاد رعب و ترور می خواست سلطه خود را تحمیل کند. لطفن تاریخ این محفل را که خیلی مشابه اساعیلیه خودمان بود بخوانید. الگو برداری از میسونری که برگرفته از آیین مهر بوده است. پس از سامانیان ما گسترش زبان فارسی را مدیون غزنویان، سلجوقیان و امپراتوری عثمانی هستیم که زبان فارسی دری را به عنوان زبان رسمی دیوانی از چین تا اروپا گسترش دادند.

درود به شما آقای مهندس آدرسی که دادید یافت نشد اما آدرس زیر یافت شد. آیا صفحه شماست(با حدود5000 نفرfriend)؟ www.facebook.com/kourosh.zaim
رضا
]ری. ببخشید اشتباه از من بود: www.facebook.com/kourosh.zaim

درود آقای مهندس لطفا آدرس فیس بوک خود را در اینجا قرار دهید با سپاس
رضا
www.facebook.com/kourosh_zaim

پی چرا دختر جرج بوش با یک مرد غیرثروتمند ازدواج کرد!؟ آقای زعیم این در ایران است که به علت عملکرد جمهوری اسلامی ثروت همه چیز مردم شده و چشم و هم چشمی بسیار زیاد.آیا همسر شما هم بخاطر ثروت با شما ازدواج کرد؟
Arash
آقای آرش خان، من مددگر خانوادگی نیستم و تخصصی هم در این رابطه ندارم. شما مشکلتان را با یک روانشناس مددگر خانوادگی در میان بگذارید.

یعنی تورکهای مغول و سلجوقی و عثمانی نامهای تورکی را به فارسی تغییر دادند تا بهتر بشناسند!!؟مگر آنها تورک زبان نبودند!؟چطور می شود به فارسی یا به قول شما پهلوی تغییر دهند!؟ آیا بیش از 100 سال است که زبان فارسی رسمی شده!؟ از زمان مشروطه بود که رسمی شد.
تورک
بر عکس. یا من باید دوباره مدرسه بروم و تاریخ یاد بگیرم یا شما.

زبان فارسی زبان تحمیلی است که حدود100 سال است رسمی شده.اکثریت در ایران فارسی زبان نیستند.
تورک
هر چه شما بگویید. ظاهرا دانش تاریخی شما بسیار ژرف است.

الان حکومت فارس است و تفکرات فارس دارند و دراین کشور حکومت میکنند و مکانهای تاریخی شهرها روستاها رودها و... از نام اصلی ترکی به فارسی تغییر میدهند چرا باید نام اصلی آجی چای به تلخه رود سویوق بولاق به مهاباد و هزاران نام دیگر تغییر داده شود . من هم بخاطر این از خلیج عربی استفاده می کنم.
تورک
این نام هایی است که از زمان سلجوقیان و برهی توسط مهاجمان عثمانی در مسیر لشگرکشی آنها تغییر نام داده شد تا سربازان مهاجم مغولی و تیموری بتوانند این رودها را به زبان خودشان بشناسند. نام های ایرانی از زمان آتروپات و برخی از زمان زرتشت وجود داشته اند. همه نام ها کهن به زبان پهلوی شمالی هستند که زبان مردم ماد (کرد و ۀذری) بوده وهست. کشور ما را هم فعلن هم میهنان آذربایجانی ما اداره می کنند از شخص اول به پایین.

نه آقای زعیم.در ایران کنونی فقط برای ثروتمندان همه چیز هست! چشم و گوش دختران و زنان ثروت را می‌بیند و می شنود تحصیلات، خرد،آینده روشن شغلی و...محلی از اعراب برای آنان ندارد.همه می خواهند یک شبه ثروتمند شوند بدون تلاش.فقط پول
Arash
در همه جا آسمان همین رنگ است.

جناب مهندس در صفحه شخصی تان message دادم.
رضا
من همه پیام ها پاسخ می دهم. با چه نامی پیام گذاشته اید؟ دوباره آن را تکرار کنید.

و پس از آن می بینند که فلان مرد ثروتمند با خوش سیما از نطر اخلاقی و روحی به آنان نمی خورد.نتیجه: افزایش آمار طلاق در ایران
Arash
دستکم ثروتمند می شوند و جدا می شوند!

بهتر است غیرثروتمندان بروند و بمیرند
Arash
نگران نباش، برای هر مردی زنی هم هست.

درود آقای مهندس پیامی در فیس بوک برایتان فرستادم. سپاس
رضا
کجای فیسبوک؟

آقای مهندس منظور من درباره پول و ثروت در ارتباط با سوال آقای ت.ب بود!
Arash
ببخشید، من درست متوجه نشدم. ولی جذب ثروت شدن برای زنان امری غریزیست و همیشه در درازنای تاریخ بوده است. زنان بطور غریزی چذب یک با بیشتر این امتیازها می شوند، ثروت، شهرت، قدرت، اندام و سیما. وقتی یکی از این امتیازها حاصل شد، آنگاه فرصت شناخت اخلاقی و روحی را به خود می دهند.

درود به شما آقای مهندس کسی که بخاطر پول و ثروت دیگری به او احترام بگذارد، دختری که بخاطر پول و ثروت با مردی باشد بهتر است که بروند و پادو ثروتمندان شوند.وای به حال جامعه‌ای که معیار روابط انسانها پول باشد نه اخلاق و انسانیت و علم و دانش. سپاس
Arash
من پول گرفتن از این و آن را تایید نکردم. سیاست من این است که فقط در مورد نوشتار، گفتار و کردار شخصیت هایی که بر روند موجودیت ایران تاثیر می گذارند نظر بدهم. من پیش داوری نمی کنم و از رازهای پنهان آگاه نیستم، دهن بین هم نیستم و از تهمت و غیبت و افترا هم خوشم نمی آید. اگر کسی خطا کرده باشد، کاشف آن خطا باید مدارک دادگاه پسند داشته باشد تا من توجه کنم.

درود به استاد گرامی جناب استاد نظر شما درباره مقاله آقای دکتر محمد سهیمی چیست؟ با سپاس http://news.gooya.com/politics/archives/2014/01/173528.php
سعید
لطفن درباره نوشتار شخیت های اوپوزیسون در خارج یا داخل از من نظر نخواهید.

درود به استاد زعیم جناب استاد نظر شما درباره مقاله زیر چیست؟ با سپاس http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2014/january/13/article/-39aa15f88a.html
سعید
تحلیل درستی است. عربستان سیاستمدار خوبی نیست و در تلاش برای آلت دست کردن دیگران، خود آلت دست می شود. این بندر سلطان کارشان را خرابتر کرده است.

میخواستم درباره بابک زنجانی بگویم که او شخص زرنگی است.در ایران امروز تا پول و ثروت نداشته باشی تحویلت نمی گیرند.اگر ثروتمند باشی احترام ویژه‌ای برایت قائلند. اگر ثروتمند نباشی اصولا شاید نتوانی زنی را برای زندگیت انتخاب کنی. من هم اگر رانت و موقعیت زنجانی را داشتم ثروت اندوزی می کردم تا قدرتمند باشم و نزد همه احترام داشته باشم.
ت.ب
احترام مردم به ثروتمندیست که دارایی خود را از تلاش و ابتکار شخصی و کارآفرینی و هوشمندی بدست آورد باشد. پادو دیگران شدن و مشارکت در غارت اموال عمومی و خیانت به ملت، احترام نمی آورد.

درود به شما آقای زعیم من در فیس بوک دیدگاهی دیدم که از شما نقل کرده بودند.آیا شما صفحه فیس بوک دارید و آیا مطلب نقل شده از شما درست است؟ "بحرین حیاط خلوت عربستان نیست و ارتباط فقط از طریق قبیله حاکم است که در اقلیت هستند و بزودی سرنگون خواهند شد.بحرین جزو حوزه فرهنگی و نفوذ تاریخی ایران است و ایران باید بالاترین نفوذ را در آن داشته باشد.روشن کردن آتش تفاوتهای مذهبی در3 دهه گذشته توسط جمهوری اسلامی و انزوای ایران باعث شده عربستان از وضعیت سواستفاده کند و به اقدامات گستاخانه مانند فرستادن نیرو به بحرین دست بزند."
بهرام
آری، من صفحه فیسبوک دارم. آری، این نوشته از من است.

درود به استاد گرامی جناب استاد مواردی که درمورد نزدیکی فرهنگی مردم یمن،اردن و لبنان به ایران و دوری آنها از عربستان اشاره فرمودید درست،اما دولتهای این کشورها سیاستگذار هستند نه ملتها و این دولتها در شرایط کنونی به عربستان نزدیکتر هستند.حتی لبنان که نیمچه دمکراسی دارد.مثلا رهبران 14 مارس مانند حریری و سنیوره به عربستان نزدیکتر هستند. آیا شرایط کنونی ایران و سیاستهای جمهوری اسلامی علت آن است. با سپاس
سعید
دو لتهایی که برگزیده مردم هستند، آینه فرهنگ و خواسته های مردم هستند. در اردن خانواده پادشاهی متعلق به یکی از قبیله های عربستان است، بنابراین نمیتواند سرزمین مادری خود را فراموش کند. در دیگر کشورها ناراحتی از سیاستهای جمهوری اسلامی آنها را وادار به واکنش منفی می کند، سران جمهوری اسلامی را برگزیدگان ملت ایران نمی شناسند.

آقای زعیم مردم ایران تحت هیچ شرایطی پول گرفتن از دشمن یا بیگانه و حمایت از او را نمی پذیرند.بهتر بود جبهه ملی همانطور که درباره بی.بی.سی بیانیه داد درباره تلویزیون این شخص و پشتیبان سعودی اش هم بیاینه می داد.
ناشناس
اعتراض به بی بی سی را که من انجام دادم بخاطر برنامه های به روشنی تجزیه گرانه آنها بود. هر رسانه ای که برنامه ای خلاف منافع ملی ایران پخش کند، با آن برخورد خواهیم کرد.

درود به استاد گرامی جناب استاد نظر شما درباره مطلب زیر(برگرفته از یک مقاله)چیست؟ با سپاس "عربستان به اردن به چشم ایالتی وابسته به خود اما مستقل می نگرد. ارتباطاتی که قبایل محلی و پرقدرت اردن با قبایل محلی عربستان و همچنین دولت ریاض دارند، به ابزار فشار مهمی به خاندان هاشمی از سوی عربستان تبدیل شده که برقراری هر گونه رابطه حسنه با ایران با احتیاط از سوی اردن دنبال شود".
سعید
من این را نمی پذیرم. علت نگاه خانوادکی عربستان به اردن، خانواده پادشاهی اردن است که از شاهزاده های هاشمی عربستان بود و پس از فروپاشی عثمانی توسط بریتانیا به مردم اردن تحمیل شد. همه مرزهای اردن مصنوعی است و هم پادشاهی آن. ولی مردم اردن از فرهنگ بسار بالاتری از عربستان برخوردارند و هم خانواده بودن با عربستان را تا کنون نپذیرفته اند. مردم اردن با مردم ایران احساس نزدیکی بیشتری می کنند تا با عربستان. آنان خود را از یک پیشینه فرهنگی کهن می دانند، در حالیکه عربستان چنین پیشنه ای را نمی تواند عرضه کند. بسیار از مردم با سواد و فرهیخته اردن حتا خوششان نمی آید آنان را عرب بخوانید. می گویند ما عرب زبان هستیم نه عرب.

درود به استاد گرامی جناب استاد نظر شما درباره مقاله زیر چیست؟ با سپاس http://www.radiofarda.com/content/f3_economic_situation_world_usa_2014/25223823.html
سعید
تحلیلی درست و منطقی است. هر چه کشوری بیشتر دموکرات و کمتر فاسد باشد زودتر و بهتر می تواند اقتصاد خود را رونق بدهد یا از روکودهای ادواری نجات بدهد.

زعیم یادت هست گفته بودی آمریکا میخواهد هواپیمای نو به ایران بفروشد؟ حالا دیدی که حتی نگذاشت ترکیه موتور دست دوم به ایران بفروشد!! آن هم موتور هواپیمای مسافری نه جنگی.
پان عرب
خوشحال نشو هم میهن خوب. رفع تحریم ها از اول بهمن آغاز می شود. آن موتورها قاچاق می شد. کاش شما کمی دلت برای میهن خودت می سوخت تا قبیله ابن سعود.

آقای مهندس من نمیخواهم نوری زاده را به خیانت متهم کنم چون کلمه‌ی بسیار سنگینی است.اما به عکس زیر توجه کنید.لطفا به پرچم روی میز دقت کنید. با سپاس http://www.rasanehiran.com/vglb.zbwurhbs8l8purriq..html
a.m
آری، عکس را دیدم. شاید شما روزی عکس من را هم در گردهمایی تجزیه طلبان ببینید. باید شنید که او در آنجا چه گفته است. من هم با تلویویون کیشک صحبت کردم و در میزگردهایی که تجزیه طلب ها هم شرکت داشتنه اند. من از ان فرصت ها برای گفتن سخن خودم بهره برداری می کنم.

درود آقای مهندس یعنی پول گرفتن از دشمنان تمامیت ارضی و یکپارچگی ایران اشکالی ندارد!؟ عربستان که یک حکومت دمکرات نیست و قطعا منافعی برای خود در حمایت مالی از نوری زاده و شبکه اش دارد! هیچ گربه ای برای رضای خدا ماهی نمی گیرد.مانند بی.بی.سی و صدای آمریکا نیست که به دلیل سیستم دمکرات و دستگاه قضایی مستقل، دولت با وجود تامین بودجه این دو شبکه حق دخالت در سیاستهای شبکه نداشته باشد! همین مساله ای که شما اشاره فرمودید یک حقیقت است که"وی هیچگاه به عربستان نتاخته"! چرا نباید بتازد!؟ مگر می ترسد یا منافعی دارد!؟سالهاست که تحلیلهای او را گوش می کنم و می خوانم.همیشه در مورد عربستان خط قرمز دارد. او بین پیامبران جرجیس را انتخاب کرده!! هزاران ایرانی ثروتمند نمی توانستند حامی مالی شبکه باشند که او ناچار به دست دراز کردن به دشمن ایران کرده است!؟ ۲.اگر جبهه ملی بود این کار را میکرد؟ قطعا نه. سپاس
a.m
عربستان می داند که نوری زاده به شدت مخالف جمهوری اسلامی است و افشاگری می کند. پس از اینکه برنامه اش در تلویزیون های دیگر قطع شد، شاید...می گویم شاید عربستان از این کار دو هدف داشته: یکی باز نگه داشتن خط انتقاد و افشاگری علیه جمهوری اسلامی و یکی جلوگیری از انتقاد و افشاگری علیه عربستان. ما باید درباره رویدادها کمی ژرف تر نگاه کنیم. اقدامات سیاسی همیشه سیاه و سپید نیست که ما بتوانیم به آسانی قضاوت کنیم.

جناب مهندس می بینید که وطندوست نماها توزرد از آب درآمده اند!! چشم امیدمان فقط به جبهه ملی است که هیچگاه از بیگانه پول و کمک نگرفته اند. با سپاس
a.m
شما چشم امیدتان را به بهترین وسیله تحقق امیدتان بسته اید.

حالا باز بگویند این آقا وطندوست است..کدام وطندوستی؟ http://www.rasanehiran.com/vdcd.j0j2yt0kfa26y.html
a.m
من دیدگاهم را گفتم. تا آنجا که من مشاهده کرده ام، نوری زاده درسا است که به عربستان هیچگاه نتاخته، ولی در مورد ایران مانند هر اپوزیسیون خارج نشیین دیگر رفتار کرده است. ما باید از این برچسب زنی ها خودداری کنیم و اشخاص را با رفتار و گفتارشان داوری نماییم. اگر احساس می کردم که زره ای از نقش یک اوپوزیسیون ناراضی مانند صدها هزار نفر دیگر خارج شده است صدایم را بلند می کردم. کما اینکه در مورد طائف که مرد خطرناکی هم هست و سخنش دربار خوزستان من رودربایستی نکردم.

درود به شما آقای مهندس خونم به جوش آمده است.لطفا به مطالب زیر توجه کنید: http://networknews.blogfa.com/tag/%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D8%A7
a.m
خونتان به جوش نیاید. همه تلویزیون ها فارسی برونمرذ پشتیبانانی دارند که شاید ما با دیدگاه آنان موافق نباشیم. ولی من در ایراندوستی نوری زاده شک ندارم. اوکسی نیست که به میهنش خیانت کند.

درود به مقاله زیر توجه کنید.درود بر رییس جمهور تاجیکستان http://www.sharqparsi.com/2014/01/article9509
a.m
آری، خوانده بودم. ما در مورد تاجیکستان شانس آوردیم، چون پس از استقلال وقتی از ما کتابهای درسی فارسی خواستند، آقایان برایشان کامیون کامیون قران فرستادند. ولی سفیر میهن پرست ایران در تاجیکستان، آقای شبستری، کامیون ها را پس فرستاد و برایشان کتاب فارسی فراهم کرد. در دوشنبه اخیرا یک کتابخانه بزرگ ملی برای 10 میلیون کتاب ساخته اند که من هم چند صد جلد به آن هدیه کردم و ناشرانی را که می شناختم ترغیب کردم کتاب هدیه کنند. در آن کتابخانه بزرگترین تالار همایش آن به نام تالار ایران است و در آن فقط کتابهای درباره ایران حفظ می شود. برای گشایش کتابخانه و تالار ایران، من هم دعوت شدم که با عده زیادی دیگر برویم دوشنبه که البته و متاسفانه من نتوانستم. این آیین بابا برفی هم یک آیین ایرانی است که تاجیک ها عاقلتر از ما آن را زنده نگه داشته اند.

به همین دلیل است که فرانسه نمیخواهد با برقراری روابط راهبردی با ایران یک مشتری پولدار(عربستان)را از دست بدهد.اولاند هم گفته: فرانسه خواهان عادی سازی روابط با ایران به ضرر کشورهای خلیج فارس نیست. سپاس
a.m
سخن اولاند یک شعار توخالی است. تردید نیست که پول عربها را می خواهد. ولی می داند که آنها نمی توانند در منطقه ثبات بوجود بیاورند مگر با حضور سایه بزرگ ایران. شما اگر پول کلانی داشتی و هیچ کاری بلد نبودی یا انگیزه آن را نداشتی و کشورت توسط چند هزار "شاهزاده" یا شیخ زاده لوس و خوشگذران اداره می شد و مردم را با خشونت در زمان ماقبل تاریخ نگه می داشتی، دنبال چه می بودی؟ اسب دوانی و شتردوانی و کاباره های پاریس و قمارخانه مونت کارلو و کاخ های مرکز میهمانی های آن چنانی در لندن و نیویورک، و دلتان خوش بود که هواپیمای شخصی داری و توی توالت طلا کارت را می کردی.

درود به استاد گرامی جناب استاد "آقابالاسر شدن عربستان بر کشورهای خلیج فارس" تا چه میزان به انزوا و عدم حضور قدرتمندانه ایران ارتباط دارد و تا چه میزان ناشی از ملاحظات این کشورهاست؟ با سپاس
سعید
بیشتر به شرایط بستگی دارد. اگر ایران محور ثبات و تضمین صلح باشد، آنها که همه قبیله های حاکم هستند و با هم رقیب، آرام می گیرند و عربستان هم کمتر به فکر بلندپروازی می افتد. اکنون عربستان آنها را از نفوذ شیعه و کنترل جمعیت هایشان می ترساند نه چندان از ایرانی.

درود اگر منظور روابط عادی سیاسی فرانسه و غرب با ایران است به نظر من عربستان نه فرانسه و غرب این روابط عادی را قطع می کنند و نه عربستان مخالف چنین روابطی است. اما آنچه که منظور اولاند بوده و عربستان هم نسبت به آن حساس است روابط راهبردی با ایران است. سپاس
a.m
درست است. فرانسه مجبور است با ایران روابط راهبردی داشته باشد. ولی عربستان اکنون روی شن روان ایستاده است.

درود به استاد زعیم جناب استاد علت ترس اردن و یمن از عربستان چیست؟ ۲."آقابالاسر شدن عربستان و ترس اردن و یمن" تا چه میزان به انزوا و عدم حضور قدرتمندانه ایران ارتباط دارد و تا چه میزان ناشی از ملاحظات این کشورهاست؟ با سپاس
سعید
اردن از عربستان نمی ترسد، بچز این روزها که عربستان میتواند در شرایطی جوی خون براه بیاندازد. ولی یمن از عربستان واهمه تاریخی دارد. بهمین دلیل هنگام شورش کمونیستها در دهه 70، از ایران کمک خواست نه از عربستان که همسایه اش بود. فراموش نکنید که یمن جزوی از گستره فرهنگو تمون ایرانی بوده است. اردن که حضور ایران را بجز برای فعالیت های اقتصادی نمی پذیرد. ولی در یمن ما باید حضور می داشتیم. چون یمنی با ما احساس راحتی بیشتری می کنند. البته به شرط اینکه آنها را با صدور انقلاب و مذهب نگریزانیم.

آقا چرا می گویید دخالت منفی در منطقه!؟ایران کاری را می کند که اگر هر کشوری بود میکرد.
ناشناس
این ایران نیست که در منطقه دخالت می کند، این جمهوری اسلامی است. منافع ایران مد نظر نیست منافع اسلام شیعه مد نظر است. البته شیعه یک سیستم دفاعی هم میتواند باشد اگر هوشمندانه و بدور از خشونت بکار برده شود.

درود به استاد گرامی جناب استاد منظور من هم همین بود که چون عربستان یک مشتری بسیار پولدار است که مبادلاتش با فرانسه 8 برابر ایران است فرانسه و بقیه کشورهای غربی خواهان عادی سازی روابط با ایران به ضرر کشورهای خلیج فارس نیستند. ۲.آیا کویت،بحرین و امارات در شرایط کنونی عربستان را برادر بزرگتر خود می دانند؟در دوران قبل از انقلاب وضعیت واقعی چگونه بود؟ ۳. در یک ایران دمکرات هم آیا برادر بزرگتر آنها عربستان خواهد بود و ایران تا زمانیکه با عربستان روابط خوب نداشته باشد نمی تواند با این کشورها روابط خوب داشته باشد؟ ۴.در مورد اردن و یمن علیرغم اینکه به گفته شما باید"یمن و اردن را از عربستان جدا کرد"ولی آنها در سیاستهای منطقه ای شان در مورد ایران، کنار عربستان بوده اند! با سپاس
سعید
1- اگر عربستان 100 میلیارد هم از فرانسه خرید کند، فرانسه روابطش را با ایران بهم نخواهد زد. اهمیت ایران راهبردی است، عربستان مالی. 2- نه. آنها عربستان را یک آقابالاسر ناخواسته می دانند. معیار پول است. اگر پول آنها بیشتر از عربستان شود، علیه آن توطئه هم می کنند، همانگونه که قطر علیه عربستان کرده و می کند و من شرح آن را در این دیدگاهها داده ام. پیش از انقلاب نگاه همه آنها به سوی ایران بود. 3- در یک ایران دموکرات، ایران یک پسرعموی بزرگتر خواهد بود و عربستان هم به ناچار همین راهبرد را اتخاذ خواهد کرد. 4- اردن و یمن از عربستان می ترسند، ولی به ایران احترام می ذارند.

جناب استاد نظر شما درباره مطلب زیر چیست؟شاید فرانسه نمیخواهد 8 میلیارد را فدای 1 میلیارد کند! با سپاس "در ارتباط با سفر فرانسوا اولاند به عربستان یک مقام سعودی گفت که فرانسه خواهان عادی سازی روابط با ایران به ضرر کشورهای خلیج فارس نیست.عربستان سعودی بزرگترین شریک اقتصادی فرانسه در منطقه خاورمیانه است". مبادلات تجاری فرانسه-عربستان بیش از 8 برابر مبادلات تجاری ایران-فرانسه است.
سعید
فرانسه به ایران بیش از سعودی نیاز دارد. نیاز فرانسه استرتژیک است و به امنیت داخلی و نیز اقتصادی آنها مربوط می شود. ولی سعودی یک مشتری بسیار پولدار و بالقوه شرور است. شرور به علت اینکه القاعده را کنترل و تامین بودجه می کند.

چرا دخالت منفی؟ در ضمن نقشه فوق کامل نیست چون جنوب خلیج فارس را شامل نشده است!!
ناشناس
درست است. منطقه نفوذ فرهنگ ایران در سراسر حاشیه جنوب خلیج پارس از کویت تا عمان و جنوب تا یمن ادامه دارد، ولی مدیریت فرهنگی و اقتصادی ما در شمال و نیز بحرین آسانتر است.

درود آقای مهندس به نظر من در پاسخ شما تضاد وجود دارد: در بخشی فرمودید:آنها زیاد همدیگر راقبول ندارند و متحد نمی توانند بشوند و در خود شبه جزیره عربستان همشان برای هم چنگ و دندان تیز می کنند و رقیب هستند. و در بخش دیگر فرمودید :کاملا درست است که تا ایران با عربستان روابط خوب نداشته باشد، عربستان دست از شیطنت بر نمی دارد. بخش دوم یعنی تایید تلویحی اینکه آنها عربستان را بعنوان بزرگتر قبول دارند و بین ایران و عربستان با ریاض همسو هستند نه با ایران. 2.روابط خوب توام با رقابت هم می باشد.عربستان،خود را رقیب ایران می داند و سعی می کند در این رقابت کشورهای عرب منطقه را با خود همسو کند. 3.شما به خواسته های عربستان از ایران برای بهبود روابط نگاه کنید: عدم دخالت(بخوانید نفوذ نداشتن)در سوریه، لبنان،عراق و منطقه.یعنی عربستان می گوید: ای ایران تو از منافعت در منطقه دست بکش تا ما به شما لبخند بزنیم و دفعه بعد برای استقبال از شما بجای10 نوع غذا،20 نوع غذا آماده کنیم.ولی منافع ما در منطقه تامین شود و شما یک کشور حاشیه ای باشید. سپاس
a.m
اینطور نیست. شیطنت عربستن ارتباطی با روابط عربستان با دیگر شیخ نشینان ندارد. شا برای خودتان تفسیر کرده اید. رفتار عربستان هیچ ارتباطی با پشتیبانی کردن یا نکردن آنها ندارد. همه شان در پی منافع خود هستند و عربستان را هم قبول ندارند. 2- عربستان هیچ امتیازی در برابر ایران بجز پول ندارد. فکر می کند چون پول دارد باید هم سطح ایران بشمار آید. 3- ما نمی توانیم از نفوذ در سوریه و عراق و لبنان دست برداریم هرچند این نفوذ باید در راستای تقویت و بهبودی آنها بکار برده شود. ما با هر سه آنها همسویی فرهنگی ئ تاریخی داریم. در صوریتیکه عربستان هیچ همسویی بجز زبان و دین ندارد که هر دو امری فراگیر است ولی ویژه نیست. ما هرگز از منافع خود در منطقه دست نمی کشیم، و عربستان هم می تواند ما را از لبحند خود محروم کند. ما هرگز هرگز هرگز یک کشور حاشیه ای نخواهیم بود تحت هر رژیمی که بر ایران حکومت کند.

درود به استاد گرامی جناب استاد آیا سخن شما در مورد"شیطنت و روابط با عربستان" به این مفهوم است که شیوخ خلیج پارس،یمن و اردن در هر شرایطی عربستان را برادر بزرگتر خود می دانند و حتی در یک ایران دمکرات هم اولویت نخست رابطه شان عربستان(و نه ایران)خواهد بود!؟ با سپاس
سعید
یمن و اردن و عمان را از عربستان و امارات و قطر جدا کنید. ما با آنها هیچ مسئله نداریم و نخواهیم داشت. قطر هم هر جا عربستان شیطنت کند، آنها کنار می ایستند تا بلکه عربستان تنبیه شود یا میکوشند روی دست عربستان برخیزند. رقابت ابن دو بر سر سرزمین حد فاصل دو کشور که در اشغال عربستان است حل نشدنی است. شما این سه کشور را قبیله های رقیب و گاهی دشمن یا دوست بشمارید.

درود به استاد گرامی جناب استاد نظر شما درباره این دیدگاه برخی رهبران عرب که می گویند: مسائل عربی باید توسط کشورهای عربی حل شود چیست؟ در منطقه ایران،ترکیه و اسراییل هم وجود دارند.آیا پشت این دیدگاه مخالفت با نقش منطقه ای کشورهایی مانند ایران نیست؟ ۲.برخی از آقایان به اصطلاح وطن دوست می گویند: عربستان برادر بزرگ شیوخ خلیج پارس،یمن و اردن است و ایران تا زمانیکه با عربستان روابط خوب نداشته باشد نمی تواند با این کشورها روابط خوب داشته باشد.آیا شما با این دیدگاه موافقید؟ با سپاس
سعید
حرف مفت است. آنها هرگز نمی توانند مسائل خودشان را حل کنند، زیاد همدیگر را قبول ندارند و متحد نمی توانند بشوند. آنها که این را می گویند آن کشورهای عربی هستند که امثال مصر و سوریه ولبنان قبولشان ندارند و به حسابشان نمی آورند. کشوری که عربی سخن می گوید که عرب نیست. تازه در خود شبه جزیره عربستان همشان برای هم چنگ و دندان تیز می کنند. قبیله های رقیب و یا دشمن یا حسود. البته این کاملا درست است که تا ایران با عربستان روابط خوب نداشته باشد، عربستان دست از شیطنت بر نمی دارد.

حضور ایران در سوریه،لبنان،عراق و یمن نشانه عمق قدرت و نفوذ منطقه ای ایران است.ما باید حضور خود را در این کشورها و دیگر کشورهای منطقه گسترش دهیم.نشانه درست بودن حضور ما،نگرانی و ناراحتی عربستان،مصر و بقیه دشمنان است.وقتی عربستان به آمریکا می گوید"عراق را در سینی طلا به ایران دادید"یعنی سیاست ما درست بوده وگرنه اعراب نباید انقدر ناراحت و نگران می شدند.وقتی دشمن شما از افزایش قدرت و نفوذ شما ناراحت است یعنی کارتان را باید ادامه دهید تا دشمنان به زانو دربیایند.
ناشناس
نفوذ ما البته باید در سراسر منطقه باشد، ولی اکنون مانند زمان شوروی است که خودش با یک تا پیرهن و کفش پاره راه می رفت، ولی در کشورهای دیگر دخالت منفی می کرد و درآمد نداری ملتش را تلف می کرد. سرانجامش...؟ کدام دشمن؟ شما قامتت را بلند کن، همه رام می شوند.

جناب استاد مطمئن هستم که هم اکنون طرح هلی‌کوپترسازی شما را در پروژه هایی مانند هلیکوپتر شباویز(که از زمان تیمسار دادبین آغاز شد)درحال اجراست.
سعید
نه من فقط پیشنهاد داده بودم که این کار را خودم در بخش خصوصی کلید بزنم. هلیکوپتر هم یکی از نام های بزرگ جهان بود. این موضوع همزمان با درخواست من برای عدم جلوگیری از اجرای طرح هواپیماسازی من مطرح شد. آنها می گفتند در چارچوب دولت انجام شود و من نپذیرفتم. جلسه ای هم با جمع رده بالای صنایع هلیکوپرتر سازی داشتیم. من حتا گفتم در ازای عدم جلوگیری آنها، من اشتباه بزرگ آنها در هواپیماسازی اصفهان حل خواهم کرد. همچنین گفتم هواپیمای شما در اصفهان هرگز از زمین برنخواهد خواست. ولی حضور من مثل اینکه مانند امروز برایشان آزار دهنده است. من صحبت کرده بودم که هواپیماسازی فوکر در کارخانه اصفهان فعال شود. حتا صحبت کرده بودم، فولکس واگن که کارخانه اش را می خواست تعطیل کند به ایران منتقل شود، ولی عدم وجود "بصیرت" باعث شد که برزیل آن کارخانه را بقاپد.

درود به استاد گرامی جناب استاد طبق گفته های پیشین شما"عربستان و امارات بدون آمریکا جرات درگیری با ایران را ندارند و اگر آمریکا دخالت نکند آنها با وجود تمام ضعفهای جمهوری اسلامی،از ایران شکست خواهند خورد". گمان نمی کنید طرح تشکیل نیروی صدهزار نفری بیشتر نگرانی داخلی حکومتهای این کشورها باشد تا خطر تهاجم خارجی؟(چون حضور آمریکا در خلیج پارس برای حفاظت از این کشورها در برابر تهاجم خارجی کافیست). با سپاس
سعید
آری درست است و در راستای سرنوشتی است که اکنون خدشان هم متوجه شده اند گریبانشان را خواهد گرفت. منظور من همین بود، زیا گفتم این نیروی 100 هزار نفری به درد حمله به ما یا جزیره ها نمی خورد.

درود به استاد زعیم جناب استاد روسیه هم اکنون هم تاجیکستان،جمهوریهای قفقاز و تمام ازبکستان و قرقیزستان را محدوده نفوذ خود می داند و در آینده هم قصد سرشاخ شدن با ما را خواهد داشت. با سپاس
سعید
ضرورتی ندارد با کسی سرشاخ بشویم. هم اکنون جاذبه فرهنگی ما بسیار بسیار بیشتر از روسیه است و در آینده جاذبه اقتصادی ما هم بیشتر خواهد بود، و از آنجا که روسیه تا پایان دوره پوتین و شاید یک دوره پس از آن گرفتار تلاش برای دموکراسی خواهد بود، و ما احتمال دارد خیلی زودتر در آن مسیر بیافتیم، جاذبه سیاسی ما هم برای مدت کوتاهی بیشتر خواهد شد که آنگاه باید سیاستهای خردمندان خود را بکار ببریم.

درود به استاد زعیم جناب استاد با توجه به بخش مربوط به"رمز بمبهای هوشمند"در مطلب زیر آیا این مساله در مورد بمبهای هوشمندی که قرار است به اعراب فروخته شود هم صدق می کند؟ اصولا رمز چه کاربردی در این موارد دارد؟ با سپاس http://www.bbc.co.uk/persian/world/2013/12/131222_l45_cia_farc_leaders.shtml
سعید
من دو سال پیش هم درباره هواپیماهای جنگی امریکایی ترکیه گفتم که امریکا هرگز رمز بمب های هوشمند را به خریدارانی بجز برخی کشورهای پیشرفته اروپایی نمی دهد. نه تنها امریکا می تواند کنترل بمب ها را داشته باشد که حتا هواپیما را از مسیر خود منحرف کند و اخلال در سامانه های کنترل اعمال نماید.

جناب استاد نظر شما درباره مطلب زیر چیست؟ با سپاس http://farsi.alarabiya.net/fa/middle-east/2013/12/18/%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%B1-%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AF-%D8%B9%D9%85%D9%84-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85.html
سعید
سفیر سعودی در بریتانیا: ما با یا بدون غرب علیه ایران و رژیم اسد وارد عمل می شویم در یادداشتی در روزنامه نیویورک تایمز. عربستان از ضعف ایران سوء استفاده می کند، همانگونه که ترکیه این روش را دو سال پیش در پیش گرفت، و من گفتم که بلندپروازی ایشان به زمینشان خواهد زد. اکنون مشاهده می کنید که پیش بینی من درست از آب در آمد. اکنون هم اعلام می کنم که آغاز افول سلطه ابن سعود بر عربستان کلید خورده. من خود بزودی طرح خنثی کردن تچاوز نظامی احتمالی عربستان و امارات را خواهم نوشت. اینها رویشان خیلی زیاد شده و باید پشت دستشان زد. حالا این آقایانی که فکر می کنند همه چیز را می دانند و نخوانده ملا شده اند می خواهد طرح من را اجرا کنند می خواهند نکنند. ما تماشاگر خواهیم بود.

جناب استاد نظر شما درباره مطلب زیر چیست؟ با سپاس http://farsi.alarabiya.net/fa/middle-east/2013/12/21/%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-%D8%AE%D9%84%DB%8C%D8%AC-%D8%A8%D8%A7-100-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-.html
سعید
من درباره نیروی 100 هزار نفره عربستان و امارات خوانده ام. من بعید می دانم این نیرو به این زودیها سامان بگیرد و سر فرماندهی آن اختلاف خواهد بود. احتمال پیوستن عمان صفر است و درباره قطر هم تردید دارم. در هر حال، این نیروی زمینی برای حمله زمینی بدرد می خورد یا دفاع زمینی. برای نیرو پیاده کردن در جزیره ها نیروی هوابرد و کماندویی لازم است. باز تکرار می کنم، عربستان در آستانه بحران است و سازماندهی بین المللی ناپیدا علیه عربستان بسیج شده. هم اکنون اجازه داده اند قربانیان سقوط هواپیمای لاکربی از دولت عربستان ادعای غرامت کنند. دشواری های دیگری هم در انتظار عربستان است که من ذره ذره پیش از وقوع در اینجا خواهم گفت.هواپیماهای آپاچی هم دو سال دیگر تحویل خواهند شد، اگر تحویل شوند. هم اکنون باز افسوس می خورم چرا در برابر طرح هلیکوپترسازی پیشنهادی من با تکنولوژ روز آن زمان بی اعتنایی و کارشکنی کردند. مانند طرح هواپیماهای تجسسی بی صدای دوربرد من.

درود به استاد گرامی جناب استاد درمورد قزاقستان،هند و بقیه خاک پاکستان و ازبکستان و قرقیزستان چطور؟ با سپاس
سعید
من هدفم فارسی زیان و ایرانی تباران بود. بقیه آن سرزمینها بیشتر جنبه گسترش خواهی پیدا می کند و ما با روسیه هم سرشاخ می شویم.

شما می توانید نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید

   
 : نام ونام خانوادگي
 : توضیحات

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمائید
 
   
   
 

      



 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد