Friday, July 20, 2018   امروز ,   جمعه 29 تير 1397 خورشیدی

جزئیات مطالب  

   
20 تير 1393
زمینه های شکل گیری داعش و آینده پیش رو - گفتگوی تلویزیون رها (کامیار بهرنگ) با کورش زعیم

زمینه های شکل گیری داعش و آینده پیش رو


گفتگوی تلویزیون رها (کامیار بهرنگ) با کورش زعیم

18 تیر 1393 – 9 ژوئیه 2014

بهرنگ : آقای دکتر زعیم عزیز، سلام و درود بر شما، به برنامه ما بسیار خوش آمدید. ما در برنامه های مختلف نگاه کردیم به زاویه های مختلفی از شکلگیری داعش. از زبان شما بشنویم، زمینه های شکلگیری داعش را شما چگونه می بینید و این گروهی که این روزها دیگر یک گروه اسلامی عراق و شام نیست و داعیه دار حکومت اسلامی شده است و ولی امر مسلمین تعریف کرده است. شما این را چگونه ارزیابی می کنید؟

کورش زعیم : شکل گیری داعش در پرده ای از ابهام قرار دارد. برخی آن را شاخه ای از القاعده می شمارند که در سوریه می جنگیده؛ ولی دو جنبه از موجودیت آن کنجکاوی را تحریک می کند. یکی نام آن به عنوان داعش (یعنی دولت اسلامی عراق و شام) و هم حضور ناگهانی آن در عراق با تجهیزاتی جنگی که هیچکدام از گروههای جهادی هرگز از آن بهره مند نبوده اند، و شباهت زیادی به تجهیزات ارتشی برخی کشورهای همسایه داشت. دوم اینکه ناگهان بوجود آمد و ناگهان با فقط چهار هزار نفر شهر دو میلیونی موسل را تصرف کرد، پادگان قدرتمند زرهی آن شهر با دریافت دستور از بغداد پادگان را تخلیه کردند.

نم دولت اسلامی عراق و شام ما را به یاد موافقتنامه سایکس- پیکو در جنگ جهانی اول می اندازد که عراق و سوریه را که با کمک قبیله های عربستان از عثمانی آزاد کرده بودند به شریف مکه، ملک حسین بن علی از قبیله هاشمی که حکمران مکه بود قول داده بودند. ادعای داعش (دولت اسلامی عراق و شام) اکنون باز زنده سازی همان موافقتنامه است.

من دست اندرکاری جناح های تندرو و ماجراجوی سه کشور را در این ماجرا باورکردنی می دانم: عربستان (پول و جنگجو)، ترکیه (ترابری و جنگ افزار) و اسراییل (طرح و جنگ افزار). داعش بدون پشتیبانی قدرتمند برخی کشورها نمی توانست ناگهان از هیچ کجا با آن تسلیحات و تجهیزات ارتشی و قدرت کوبنده هویدا شود. دولت اسلامی داعش که همه مسلمانان جهان را به فرهنگ صدر اسلام و زندگی ساده و خشن قبیله ای آن زمان فرا می خواند، خود از پیشرفته ترین تکنولوژی رایانه ای و تبلیغاتی غربی و بکارگیری متخصصان غربی برای پیشبرد مقاصد خود استفاده می کند و رهبرانش از تجملی ترین امکانات شخصی استفاده می کنند، و غرب هم از برخورد با آن پرهیز می کند.

داستانی که اکنون دستاویز این گروه بسیار خشن، که القاعده و طالبان آنها را تندرو می خوانند، شده بر می گردد به رویدادهای پس از جنگ اول جهانی و تقسیم سرزمینهای اشغال شده عثمانی توسط بریتانیا و فرانسه. در مه سال 1917، سر مارک سایکس و فرانسوا ژرژ-پیکو سرزمینهایی را که از ترکان عثمانی آزاد کرده بودند، بجز شبه جزیره عربستان که نفوذ بریتانیا در آنجا حاکم بود، به منطقه های نفوذ برای کنترل خاورمیانه در "موافقتنامه آسیای صغیر" که به سایکس-پیکو مشهور شد تقسیم کردند. در این تقسیم بندی بسیار سری که به سلیقه این دو نفر مرزبندی آن انجام گرفت، جنوب خاوری ترکیه، شمال عراق، سوریه و لبنان به فرانسه واگذار شد؛ بریتانیا از حاشیه رود اردن تا جنوب عراق و فلسطین و بندر حیفا و آکره را برداشت، و به روسیه استانبول و ولایت ارمنی نشین ترکیه و تنگه بوسفور را قول دادند، که قول به روسیه را با انقلاب اکتبر همان سال منتفی کردند.

پس از انقلاب اکتبر 1917، روسها که از بدقولی بریتانیا و فرانسه دلگیر شده بودند، متن موافقتنامه بسیار سری سایکس-پیکو را در روزنامه های پراودا و ایژوستیا منتشر و ادعا کردند که بریتانیا و فرانسه از پیوستن عثمانی به انقلاب بلشویکی جلوگیری کردند. این افشاگری عربستان را خشمگین کرد که تمامی آن منطقه باید به آنها واگذار می شد، زیرا افسر ارتش بریتانیا توماس لارنس، مشهور به لارنس عربستان، در سال 1316، هنگام متحد کردن قبیله های پراکنده عرب برای حمله به ترکان عثمانی قول داده بود تمام آن منطقه را به حجاز واگذار کند. وزارت خارجه بریتانیا هم جداگانه همین قول را به شریف مکه داده بود که حجاز آن منطقه را می تواند از مرکز دمشق اداره کند. فرانسه مخالف بود، زیرا آنها برای منطقه نفوذ خودشان برنامه داشتند و می خواستند از سوریه و لبنان تونس دیگری بسازند. صهیونیست ها هم با این تقسیم مخالفت کردند، زیرا آنها اورشلیم و کرانه باختری را جزو سرزمین موعود خود می دانستند.

در نوامبر آن سال، بیانیه بالفور، توسط آرتور بالفور (وزیرخارجه بریتانیا) و والتر روتشیلد (رهبر جامعه یهودی بریتانیا) که هیچ آگاهی از طرح سایکس-پیکو نداشتند، اعلام شد به این مضمون که دولت بریتانیا واگذاری فلسطین را به اسراییل به رسمیت می شناسد. پس از جنگ، در سال 1320، بریتانیا ملک فیصل فرزند شریف مکه را به پادشاهی سوریه و عراق نشاند که او آغاز به ترویج پان عربیسم کرد. فرانسه که با واگذاری سوریه و لبنان (لوانت) به حجاز مخالف بود به سوریه حمله نظامی کرد و فیصل را از آنجا بیرون راند، و او از آن پس فقط پادشاه عراق شد.

من می خواهم نشان بدهم که سه گروه از سیاستمداران و ماموران رسمی دولت بریتانیا در طی مه، ژوئن و نوامیر 1317، سه موافقتنامه متضاد و سه تصمیمگیری ناقض یکدیگر را انجام دادند که نشانه یک راهبرد آینده نگر و یکپارچه نبود.

ولی طرح مرزبندی های جدید خاورمیانه که اکنون دوباره مطرح شده، بر می گردد به کتاب و طرح برنارد لوییس در سال 1977، که نومحافظه کاران امریکا، تندروان اسراییل و بریتانیا آن را پی گرفتند و مقاله های زیادی در این باره نوشته شد. به تصور من نظریه "برخورد تمدنها"ی ساموئل هانتینگتون که در سال 1993، ارائه کرد به احتمال قوی پیش بینی روند برخورد تمدن غرب با تمدن اسلامی بوده است. سیاست ایجاد و مسلح کردن و تقویت گروههای جهادی اسلامی در پاکستان و افغانستان برای بیرون راندن شوروی از افغانستان، نطفه آغازین برخورد تمدن ها را با زنده کردن بنیادگرایی اسلامی کاشت. از آن تاریخ به بعد، یعنی پس از فروپاشی شوروی، آغاز حمله های تروریستی که در منطقه و حتا در کشورهای غربی آغاز شد، از همین نطفه سیاست کاربرد تعصب مذهبی علیه شوروی کمونیست پرورش یافت که روز بروز گسترده تر و بیرحمانه تر شده است. کیسینجر در فوریه 2012، در یک مصاحبه با مرکز پژوهشهای جهانی گفت که جنگی فراگیر و نابودساز در پیش است و آنها که طبل جنگ را نمی شنوند ناشنوا هستند. او به خاورمیانه به عنوان مرکز درگیریهای اشاره می کرد. احتمال دارد که او از طرح کاربرد جهادی های خشن برای پیشبرد طرح تغییرات در خاور میانه آگاه بوده یا خود در آن دست داشته است.  

اکنون این بحران خشونت آمیز، بهره برداری زیرکانه ابزاری از قولهای بریتانیا به شریف مکه است، که دستاویز برخی کشورهای ماجراجو و بلندپرواز منطقه با هدایت گروههای تندرو در امریکا و بریتانیا و اسراییل شده است. آنها با استفاده ابزاری از این پیشینه تاریخی و دخالت دادن گروههای خشن تکفیری و جهادی در بحرانهای اخیر در سوریه و عراق، گروهی را به نام دولت اسلامی عراق و شام، قصد دارند نقشه جدید خاور میانه را به سود خود اجرا کنند. ولی من در این ماجرا بی خردی و خودسری برخی گروههای تندرو برخی کشورهای غربی را می بینم که ناتوان از پیش بینی آینده آنچه این ماجراجویی های مذهب-پایه می تواند به بار بیاورد، سالهاست کشورهای بنیادگرایی چون عربستان را تقویت و ایران مذهبی میانه رو را تضعیف کرده اند.

داعش نمی توانسته بدون طراحی و پشتیبانی قدرتمند برخی کشورها ناگهان از هیچ کجاآباد با آن تسلیحات و تجهیزات جنگی ارتشی و قدرت کوبنده هویدا شود. دولت اسلامی داعش که همه مسلمانان جهان را به فرهنگ صدر اسلام و زندگی ساده و خشن قبیله ای آن زمان فرا می خواند، خود از پیشرفته ترین تکنولوژی رایانه ای و تبلیغاتی غربی و بکارگیری متخصصان غربی برای پیشبرد مقاصد خود استفاده می کند و رهبرش گرانترین ساعت اشرافی جهان رولکس بدست می کند؛ و جالب اینکه دولتهای غرب از برخورد با آنها پرهیز می کنند!

برای درک بیشتر رویدادهای اخیر، باید توجه کنیم که اوباما در 7 خرداد (28 مه) در سخنرانی خود در آکادمی نیروی دریایی امریکا، سیاست رسمی خود را مبنی بر کاربرد دیپلوماسی بجای جنگ در حل مسائل بین المللی تاکید کرد که درست مخالف سیاست محافظه کاران تندرو و ماجراجوی کنگره و برخی محافل اطلاعاتی و نظامی امریکا و بریتانیا و اسراییل بود. فردای آن روز نشست سه روزه ای در کپنهاگ رخ داد که در آن ژنرال پترائوس، فرمانده پیشین نیروهای امریکا در خاور میانه و رییس سابق سازمان سیا که مرد بلندپروازیست، جان ساورس، رییس ام آی 6 (اینتلیجنت سرویس) بریتانیا، و احتمالا نمایندگانی از موساد هم باید بوده باشند. حضور نمایندگانی از عربستان که شایع است بودجه این عملیات را تامین کرده و ترکیه که شایع است تسلیحات را فراهم کرده هم می توان حدس زد. نمی دانیم در این نشست چه گذشت، ولی ده روز بعد در 20 خرداد، ناگهان گروهی ناشناخته با نام داعش با حدود دو تا چهار هزار نفر مجهز به پیشرفته ترین ابزار جنگی و ارتباطات و ترابری که تا کنون در اختیار جهادگرایان سوریه دیده نشده بوده، به موسل دو میلیون نفری حمله و آن را بی هیچ مقاومت تصرف کردند، پادگان ارتش عراق به دستور منبعی در بغداد تحویل داعش داده شد و سربازان با دست خالی پادگان و شهر را ترک کردند. نخستین کار داعش اعدام 1700 دانشجوی آکادمی دریایی بود و جنایت هایی آنچنان وحشتناک با مردم بی دفاع آنجا کردند که توصیف پذیر نیست. این جنایتهای ددمنشانه برای ایجاد رعب و وحشت در بقیه ارتش و مردم عراق بوده که در مقام پایداری اقدام نکنند. همزمان با این تحولات، در افغانستان سران طالبان و پاکستان پشتیبانی خود را از اشرف غنی احمدزی اعلام و احمدزی هم از طالبان حمایت می کند؛ و ناگهان در شمارش دور دوم انتخابات، عبدالله عبدالله که در دور اول با فاصله زیادی نفر اول شده بود، در دور دوم با فاصله زیادی دوم می شود! حال شما پیدا کنید پرتقال فروش را.

بهرنگ : آقای زعیم، شما جایگاه ایران در تحولاتی که تازگی رخ داده، که نام ایران در بسیاری از رسانه ها در اخبار همواره ذکر شده، حالا جدا از همکاری آن با امریکا در مقابله با داعش، و بحث هایی از این دست در مقابله با دفاع از مکانهای مقدس شیعیان در عراق و بسیاری دیگر از خبرهایی که مطرح شده است، شما جایگاه ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟

کورش زعیم : ایران، من تصور می کنم که در مرکز این طرح خاورمیانه است که اکنون با ورود داعش دارد باززنده سازی می شود. و همانطور که خود فرمانده داعش اعلام کرده، هدفشان ایران است و قول داده که در تهران حضور پیدا کند. تجزیه ایران مهمترین هدف آن جناح های تندرو برخی کشورهای غربی و البته عربستان و ترکیه قرار دارد. عربستان رقابت دیرینه با ایران دارد و ایران را سر اژدهای خاورمیانه می داند که باید قطع شود، و کمک می کند به همه این گروههای جهادی. بنابراین، با توجه به قدرت مالی این گروهها و کشورهای خواهان تکه تکه کردن ایران و توان وحشت آفرینی این گروهها، ایران به تصور من در معرض خطر بزرگی قرار دارد که اگر با این بحران با قدرت و خردمندی رویارو نشود، آنچه میتواند رخ دهد دورانی طولانی از وقایعی شبیه سوریه و سرانجام تکه تکه شدن ایران خواهد بود.  

بهرنگ : آقای دکتر زعیم، واکنش هایی که تا امروز ایران انجام داده، از صحبتهایی که روحانی یا برخی از نظامیان مطرح کرده اند، از روزهای اول که تند و صریح بود و یواش یواش این صراحت کمتر شد تا به اینکه حتا ما شاهد هستیم در چند روز اخیر حتا اظهار نظری هم دیگر در این مورد نمی کنند. اما بطور کل این سیر را شما چگونه ارزیابی می کنید؟

کورش زعیم: جمهوری اسلامی عادت دارد نخست دهانش را باز می کند و سپس بیاندیشد. این کار در مورد نظامیان بسیار نابخردانه تر است. ولی خوشبختانه چهار عامل به سود ما عمل می کند که اگر از آنها بهره برداری درست بکنیم، می توانیم از از این بحران بسیار خطرناک جان سالم بدر ببریم. نخست اینکه حاکمیت ایران از دوران نابودساز هشت ساله دولت نهم و دهم گذشته خود را رها کرده و خوشبختانه در این هشت سال نتوانستند کشور را به جنگهای داخلی قومی و مذهبی بکشانند. همچنین حکومت ما شباهتش را به دورانهای یزدگرد سوم و فتحعلی شاه تا حد زیادی از دست داده، هرچند که هنوز در برخی نهادهای نظامی و شبه نظامی ما تا حدودی هرج و مرج سیاستگذاری وجود دارد که روز بروز کمتر می شود.

دوم اینکه، به باور من، دولت امریکا و اتحادیه اروپا به این نتیجه رسیده اند که با وجود کشورهای شرور و تروریست پرور در منطقه، که البته خودشان در ایجاد آنها دست داشته اند، اکنون که خطر آنها برای جوامع غربی هم جدی بنظر می رسد، اگر یک مرکز ثبات و پایداری در منطقه وجود نداشته باشد، جریان این خشونت ها دامان خودشان را هم خواهد گرفت و در کشورهایشان نفوذ و لانه خواهد کرد. ایران تنها کشور ریشه دار و با فرهنگ صلح دوستی است که می توان به آن اعتماد کرد. مذاکرات هسته ای دو سال گذشته نشان می دهد که امریکا و اروپا به اهمیت یک ایران قدرتمند و با ثبات باورمند شده اند، و اقدامات تخریبی مخالفان ثبات و نقش محوری ایران، در خارج و داخل کشور تا کنون عقیم مانده است.

سوم اینکه، به ارزیابی من، عربستان که مرکز پرورش جنگجویان جهادی و کمک مالی به آنها در کشورهای مختلف است، خود در مسیر فروپاشی سیاسی و تغییرات ساختاری و بنیادین است. همچنین ترکیه که بلندپروازی باززنده سازی امپراتوری خشن و نامحبوب عثمانی را در سر می پرورانده، خود در مسیر تغییرات مثبت قرار گرفته است. با بنیانگذاری دموکراسی در افغانستان که اکنون متاسفانه در همان شرایط سال 88 ما قرار گرفته منطقه می تواند هسته سازمانی تروریسم موجود در پاکستان را محدود کند که باعث تضعیف تروریسم در غرب خاورمیانه و افریقا هم خواهد شد.  

چهارم، اینکه دو سوی مذاکرات هسته ای، با وجود سنگ اندازی های برخی اشخاص در درون نظام، چه شخصی از روی ناآگاهی و چه دستوری یا سازمانی، سازش را پیگیری می کنند تا ایران از این بن بست دهشتناک که کشور ما را در سه دهه یک سده عقب انداخته بیرون بیاید. من فقط به مذاکره کنندگان خودمان می گویم به این اشخاص مورد دار اعتنایی نکنید، وقت کم است و دشمن در مرز. ما باید به سرعت ان پی تی را که سالهاست امضاء کرده ایم تصویب کنیم. مهم نیست امروز چند سانترفیوژ یا چند کیلو از این اورانیوم لعنتی داشته باشیم که صدها میلیارد و یک ملت را فدای آن کرده ایم، مهم اینست که ایران پایا باشد. فرصت این بچه بازیها و دزدیها را در آینده هم خواهیم داشت، اگر امروز فقط به آینده ایران و ملتمان بیاندیشیم.

بهرنگ : آقای دکتر زعیم، در چند روز گذشته صحبت های بسیاری در مورد شکست تشکیل دولت وحدت ملی در عراق شده است. بسیاری بر این باورند که نوری المالکی باید از قدرت کناره گیری کند، و دولت وحدت ملی تشکیل بشود تا بحران عراق به نحوی به پایان برسد. حتا آیت الله سیستانی، یکی از بزرگترین مراجع شیعیان در جهان، صحبتی را مطرح کردند و مالکی را دعوت به کناره گیری از قدرت کردند. اما اگر این مذاکرات و این بحث ها در تشکیل دولت وحدت ملی به شکست بیانجامد، شما عواقب آن را چگونه ارزیابی می کنید؟

کورش زعیم : تردیدی نیست که نوری مالکی مست قدرت متکی به پشتیبانی جمهوری اسلامی، برداشت درستی از شرایط بحرانی عراق ندارد. همچنین تردیدی نیست که در دو دوره نخست وزیری خود نتوانسته شایستگی خود را برای اداره عراق و گذر از مرزبندی های مذهبی برای ایجاد یک همبستگی ملی در عراق نشان بدهد. البته ایجاد همبستگی ملی در عراق که هیچگاه تجربه یک کشور-یک ملت را نداشته و همیشه جزوی از یک امپراتوری بزرگ، مانند ایران و خلافت اسلامی و عثمانی، بوده بسیار دشوار است. دلیل اینکه مردم جنوب عراق گرایش به ایران دارند فقط مذهبی نیست، بلکه یک حافظه تاریخی ملی ناخودآگاه، آنان را به ایران پیوند عاطفی می دهد. نوری مالکی بجای بهره برداری مثبت از این امتیاز، تحت نفوذ سیاست مذهب گرای جمهوری اسلامی، آنرا برای ایجاد و تثبیت دایره قدرت شخصی و به زیان مردم عراق بکار برده است.  

اکنون مهمترین اقدام ایران باید اصلاح چهره دیکتاتور پرور، و مذهب محور جمهوری اسلامی در عراق و همچنین در سوریه باشد. برای این کار نخست باید نوری مالکی را وادار کند خود را از نخست وزیری کنار بکشد تا فاجعه سوریه برای عراق تکرار نشود. یاری ایران در کنار گذاشتن نوری مالکی چهره ایران را برای مردم عراق کمی دوستانه خواهد کرد. نفوذ رو به رشد ایران در عراق همه مثبت نبوده، ولی چنین اقدامی برای نجات عراق نفوذ ما را تا حدودی مثبت خواهد کرد. این کار را می تواند محترمانه انجام داد. نخست وزیر بعدی باید یک سنی خوشنام میانه رو سکولار و بی حاشیه باشد تا در جو بشدت مذهبی و فرقه گرایی که در عراق ایجاد شده، بتواند از واگرایی ملی جلوگیری و مردم را به آینده امیدوار کند.

بهرنگ : آقای دکتر زعیم، صحبت از استقلال کردستان به میان آمده و برگزاری رفراندوم برای جدا شدن بخشی از خاک عراق. شما این استقلال کردستان را چگونه پیش بینی می کنید؟ آیا فکر می کنید محقق می شود یا اینکه در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد؟ به فرض اگر این رفراندوم برگزار و کردستان از عراق جدا شود، آینده منطقه را چگونه پیش بینی می کنید؟   

کورش زعیم : من امروز نمی خواهم درباره کردستان اندیشه هایی را که دارم، به علت حساسیت آن برای ایران، به وضوح ابراز کنم. ولی آقای مسعود بارزانی خیلی عجله کرده اند. ظهور داعش و مصون ماندن پرسش انگیز اقلیم کردستان از حمله های داعش، همان فرصتی را به کردستان عراق داده که اعلام پرواز ممنوع امریکا در زمان حمله به صدام حسین. دلیل اینکه داعش پشت به کردستان کرده، همه اش ترس از پیشمرگان کردستان نبوده، کما اینکه با آنها درگیر نشده اند. من می پندارم آقای بارزانی زیاد به قولهای برخی نیروهای خارجی اعتماد نکند و باید کمی تامل کنند تا معادلات عراق و سوریه شکل روشنتری بخود بگیرند. پشتیبانی یک کشور بانفوذ در منطقه یا عدم اعتراض یک کشور همسایه دلیل تضمین اینده این آرزو نیست.

 

بهرنگ : آقای دکتر زعیم به عنوان سئوال پایانی، شما چه عنصر و یا عناصری را در این بحران می بینید که با توجه به آنها بتوانیم بحثی را باز بکنبم تا منافع ملی ایران بیشتر تامین شود؟ یعنی مسیری که می تواند حداقل منافع ایران را که در سالهای اخیر همواره به شکست انجامیده، و هر روز این منافع کمتر شده است را بتوانیم بدست بیاوریم یاحداقل از دست ندهیم. فکر می کنید که چگونه و با چه رفتاری می شود واکنش به بحران اخیر در عراق نشان داد؟

کورش زعیم : ایران در معرض خطری بسیار جدیست. در صحنه بین المللی، از یک سو سیاست دیپلوماسی بجای جنگ دولت اوباما و اتحادیه اروپا که عجله دارند بحران ساختگی هسته ای به پایان برسد و غرب معتدل بتواند روی ایران برای ثبات در منطقه و جلوگیری از گسترش تروریسم مذهبی حساب کند؛ از سوی دیگر جناحهای تندرو ماجراجو در غرب هستند که خواب دیگری برای خاورمیانه دیده اند تلاش می کنند با ایجاد درگیری های مصنوعی و کشاندن منطقه به جنگهای مذهبی، به هدف راهبردی خود نزدیک شوند. در درون ایران هم، بخشی از حاکمیت کم کم متوجه شده اند که روش کنونی رفتار بین المللی جمهوری اسلامی می تواند عاقبت فاجعه باری داشته باشد که موجودیت و زندگی خودشان را هم تهدید می کند. از سوی دیگر، شمار معدودی که آینده خودشان را در همکاری با نیروهای ماجراجوی بین المللی می بینند، آتش نفاق و مخالفت با کوشش دولت برای کاهش بحران را شعله ور نگه می دارند. با ارزیابی تطبیقی من، آنقدر که امروز در کشور ما جاسوس در درون حاکمیت کاشته شده، نه در دوران بحران ملی شدن نفت سابقه داشته و نه در دوران پس از انقلاب.

امروز تنها راه نجات ما برای مصون ماندن از چهره جدید و کریه طرح "خاورمیانه بزرگ" که یک مشت ماجراجوی بین المللی پی می گیرند، امضاء و تصویب سریع قرارداد نهایی با امریکا و اتحادیه اروپا و آغاز به بازسازی کشور و دلجویی از همه شهروندان محروم شده از حقوق مدنی در جمهوری اسلامی است. ما حد اکثر دو سال وقت داریم که بافت حکومتی کشور را برای کاهش نارضایتی ها بطور ریشه دار تغییر دهیم. پس از این مدت، استراتژی برخی کشورهای قدرتمند جهان شایددیگر به سود ایران نباشد.

بهرنگ : من تشکر می کنم از شما آقای دکتر کورش زعیم که امروز همراه ما بودید، و امیدوارم در نوبت های بعد همین امکان فراهم شود، و از دید شما اتفاقات و مسائلی که در کشور و منطقه جاری هست بررسی و تفسیر بکنیم.   باز هم تشکر که وقتتان را به ما دادید.

بازدید صفحه: 1569
 



درود به شما ایالات متحده تولید ناخالص داخلی و در نتیجه قدرت نظامی بیشتری از مجموع تمام کشورهای اروپایی دارد. با توجه به پتانسیل و ثروت بالای خدادادی کشور ما آیا ایران می تواند در آینده تولید ناخالص داخلی و در نتیجه قدرت نظامی بیشتری از مجموع دیگر کشورهای خاورمیانه(مصر،ترکیه،عربستان،عراق،سوریه)داشته باشد یا این رویایی بیش نیست؟ سپاس
a.m
البته که می تواند. من بارها این موضوع را گوشزد و استدلال کرده ام. ولی جمهوری اسلامی تا کنون هدفش فقط گشترش شیعه گری حتا به قیمت ایران بوده است. شرایط کنونی را ملاحظه کنید و رشد خریت تا عمد در نابودسازی در مدیریت این دهه ها ارزیابی کنید، متوجه می شوید که مسئله ما نادانی و فساد و وابستگی سیاسی است.

آقای مهندس زعیم عزیز و گرامی سوال نخست: آیا خواستار اقتدار و عظمت ایران بودن به معنی جنگ افروز بودن است!؟ آیا برای رفسنجانی و خاتمی اقتدار ایران مهم بود یا دستمال زنی برای اعراب؟ سوال دوم: آیا بخاطر مخالفت با جمهوری اسلامی باید خدمات کسانی چون قاسم سلیمانی(که دشمنان ایران را منکوب کرده)نادیده گرفته شود!؟ آیا سلیمانی در سوریه و عراق و لبنان و یمن دشمنان ما در خلیج پارس را از میدان بیرون نکرده!؟ پیشنهاد شما چیست!؟
1- من بارها گفته ام اقتدار تنها نیروی نظامی و زورگویی نیست. اگر اینجور بود، روسیه اینگونه عقب نشینی از بلندپرواز هیش نمی کرد. بنابراین خواستار اقتدار کشور بودن ارتباطی با جنگ افروزی ندارد. اقتدار می خواهید شبکه دزدان و فاسدان و خائنان را در همه شئون کشور رخنه کرده اند و مانند موریانه پایه های موجودیت کشور را می خورند خنثی کنید. برای هر دو این شخصیت ها در زمان خودشان سوار شدن بر مردم مهم بود و نخبگان را خفه کردن. آقای خاتمی در سخنرانی آقای خیمین را مظهر دموکراسی و حقوق بشر و برابری و عدالت پروری اعلام می کرد، در صورتیکه خود آقای خمینی عکس این را می گفت. 2- ما آقای سلیمانی را نمی شناسیم و نمی دانیم چکار کرده و کجا موفق بوده و کجا شکست خورده. البته سیاستهای اجرایی در عراق و سوریه به سود ایران تمام نشد، در صورتیکه همان کارها با یک سیاست دوراندیش و حساب شده به سود ایران می شد. ولی من دخالت در رویارویی با داعش را تایید می کنم.

من روابط خوب با عربستان و بحرین و امارات را نمیخواهم.روابط خوب با آنها یعنی ضعف و حقارت برای ما.مانند دوران رفسنجانی و خاتمی که برای آقایان فقط سفر کردن به عربستان و خنده با فهد و عبدالله مهم بود نه اقتدار و عظمت ایران.زبان آنها را قاسم سلیمانی خوب بلد است.
آقای بی نام گرامی، شما را باید وزیر خارجه کرد تا بتوانی خود را در کنار آتش جنگ گرم نگه داری.

پس از بیروت،دمشق و بغداد حالا پایتخت چهارم هم در کنترل ماست. یعنی صنعا(یمن) درود بر قاسم سلیمانی
آقای بی نام گرامی، در همین رویا باش، خوشتر از بیدار شدن است.

درود به استاد گرامی جناب استاد چرا به نظر شما اقتصاد ایران پیش از انقلاب قدرتمند بود؟درحالیکه ما اکنون هم اقتصاد نفتی داریم و پیش از انقلاب هم همین بود.فقط صادرات نفت ما پیش از انقلاب 2 برابر زمان ریاست جمهوری خاتمی بود. ۲.چرا عربستان نمیتوانست پیش از انقلاب از سلاح نفت علیه ما استفاده کند؟در حالیکه تولید و صادراتش 2 برابر ما بود . با سپاس
سعید
1- پیش از انقلاب ما صنعت قدرتمند و در حال پیشرفت سریع داشتیم. کشاورزی هم همینطور. درآمد نفت را شاه اکثرا برای خرید اسلحه و وام دادن به این کشور و آن کشور مصرف می کرد. بسیار تولیدکنندگان بزرگ دنیا در ایران حضور داشتند و حتا سخن از تولید جتهای جنگی امریکایی در ایران بود. اقتصاد جدایی نسبتا خوبی از دولت داشت و کارآفرینان بسیار خوبی با شهرت بین المللی بوجود آورده بودیم. پس از انقلاب بطور عمد همه صاحبان صنایه بزرگ را فراری دادند و کارخانه هایشان را مصادره و غارت کردند. کره جنوبی آمد اینجا از ایران ناسیونا برای ایجاد صنعت خودروسازی در کره کمک بگیرد. یکی از دو شرت تشکیل دهند ال جی نزد من آمدند تا آنها را با پارس الکتریک (تولید کنند تلویزیون پاری) پیوند بدهم تا در آنجا هم پارس تولید شود، و غیره و غیره. درباره وضع صنعت در جمهوری اسلامی بهتر است چیزی نگویم. فقط در دوران رفنسنجانی هشتادهزار کارخانه ورشکسته، خوابیده و ناتمام داشتیم که وزیر صنایه در پاسخ من در مصاحبه ای فقط 30 هزار هستند و وزیر تعاون در مصاحبه ای گفت 50 هزار. این کارخانه ها هنوز خوابیده اند که بیشتر هم شده اند و هیچ تولیدکننده خارجی در ایران نیست. مگر چینی برای دوشیدن ما. شما به عظمت فعالیت و رشد صنعتی ما می توانید با دو دوتا چهارتا کردن پی ببرید. 2- عربستان یک کشور مصرف کننده بود و ما تولید کننده. به مصرف بخش عمده پول نفت در ایران هم که اشاره کردم.

درود منظور من پیمانهای ناپایداری بود که در قرنهای18 و 19 میان دولتهای اروپایی(روسیه تزاری،فرانسه،پروس،اتریش-مجارستان،ایتالیا و...) بسته میشد تا در جنگ بعدی متحدانی داشته باشند ولی ناپایدار بودند.چون با یک تنش سیاسی یکی از دولتها از پیمان بیرون میرفت و به پیمان رقیب می پیوست.ده ها مورد از چنین پیمانهایی در تاریخ 200 ساله اروپا بسته شده و بعد از بین رفته اند.درحالیکه روسیه هم اکنون با داشتن سلاح اتمی نیازی به چنین پیمانهایی برای حفظ امنیتش ندارد.ولی ژاپن و کره برای حفظ امنیت نیازمند پیمان با آمریکا هستند.یعنی وابستگی. سپاس
a.m
اروپا تازه از جنگهای سی ساله رها شده بود و دولتها سیاستهای پایداری نداشتند. برخی دولتها پیوندهای خانوادگی داشتند و با وجود رقابت های زیاد، وفاداری های ملی مرزهای مشخصی نداشت. مرزها تازه بودند و کشورهای می کوشیدند مساحت خود را افزایش دهند. جنگ اول جهانی مرزها را تثبیت کرد و بنابراین پیمانها ثبات بیشتری یافتند. 2- روسیه پیمان ورشو را در برابر پیمان ناتو بوجود آورد که پس از فروپاشی شوروی آن پیمان هم منحل شد. ژاپن و کره با واگذاری حمالی امنیت خود هزینه تسلیحات را صرف پیشرفت کشورهایشان کردند. البته ژاپن طبق پیمان تسلیم در جنگ دوم از حق داشتن ارتش برونمرزی محروم شد.

درودها به استاد گرامی جناب استاد آیا رییس جمهور آمریکا نمی‌تواند خارج از سیاست خارجی حزب برنامه ریزی کند!؟ ۲. کتاب جدید آقای لیون پانه تا شامل انتقادهای شدید به تصمیمات اوباما ست. با سپاس
سعید
چرا، ولی خارج از قانون نمی تواند باشد. گاهی رییس جمهور مشاوره یک نفر یا یک جناح اقلیت را به اکثریت ترجیح می دهد و مورد نقد اکثریت قرار می گیرد.

درود به استاد گرامی جناب استاد چرا آنها توانسته بودند تا این حد به خاک ما نفوذ کنند!؟ تامکتها چه می کردند؟ پدافند و رادارها !؟ ۲.فکر کنم منظور دوستمان این است که روسیه در پناه سلاح اتمی اش و بدون نگرانی از واکنش نظامی غرب به کریمه لشگرکشی کرد. در مقایسه با لشگرکشی عراق به کویت و واکنش غرب به آن. با سپاس
سعید
تامکت ها خوابیده بودند و خلبانانشان هم اعدام شده بودند تا ایران توان شکست دادن عراق را نداشته باشد. پدافند به علت هرج و مرج در فرماندهی در آغاز کارآیی که شایسته آن بود را نداشت. نقشه های رادارها گم شده بودند (به من گفتند افسران فراری آنها را برده اند) و برخی جابجا نصب شده بودند. برای مثال هنگامی که شهر صنعتی اراک را از لای رادارها می آمدند و می زدند، از من دلیل آن را پرسیدند، و من پس از دیدن نقشه نصب رادارها متوجه شدم که رادار دوربرد را روی قله کوه گذاشته بودند و رادار کوتاه برد را روی زمین. این آرایش حفره بزرگی را در بین دو رادار در کمره کوه ایجاد کرده بود و جت های عراقی براحتی می توانستد با گریز از ضد هوایی بیایند و بروند. من جای رادارها را گفتم عوض کنند تا جتهای عراق مجبور شوند در ارتفاع بالا از روی کوه بیایند و مجبور شوند برای زدن شهر صنعتی سی کیلومتر دورتر دور بزنند و ارتفاع را کم کنند و برگردند روی شهر صنعتی و در آنجا در تیررس ضدهوایی قرار گیرند. دو جت بعدی عراقی همین کار را کردند و توسط ضدهوایی سرنگون شدند و دیگر آن طرفها پیدایشان نشد. 2- روسیه هیچگاه بدون نگرانی از واکنش غرب نبود. داستان کریمه فرق می کرد. کریمه را خروشچف پس از جنگ جهانی برای التیام قتل عام روسها از اوکرایینی ها به اوکرایی هدیه داد. چون اوکراین جزوی از شوروی بود، زیاد اهمیت نداشت. در عوض غربی ها اوکراین را به اردوگاه خود کشاندند و به روسیه نزدیکتر شدند. لشگرکشی عراق به کویت برای تضعیف صدام حسین و با تشویق امریکا و بریتانیا انجام شد. آن تله ای بود که برای صدام گذاشته بودند.

درود به استاد گرامی جناب استاد دیدگاه تحلیلی شما درباره مقاله زیر چیست؟ چرا آنها توانسته بودند تا این حد به خاک ما نفوذ کنند!؟ با سپاس http://newcoy.persianblog.ir/post/643/
سعید
این گزارش کاملا درست است. من تا حدودی در خنثی کردن حمله به اراک و زدن موشکها بر فراز تهران دخالت داشتم. آنچه ذکر نکرده اند هواپیمای عراقی بود که در آغاز جنگ خود را برای بمباران مقر زندگی آیت الله خمینی به جماران رساند، ولی چون با ضدهوایی سنگین روبرو شد برگشت و دو بمب خود را در ولنجک رها کرد که یکی از آنها خانه من را آسیب جدی رساند و نزدیک بود کودک نوزاد من را به قتل برساند ولی جمجمه پدربزرگش را شکست که با درمان فوری در بیمارستان ارتش از مرگ نجات یافت.

درود به استاد زعیم جناب استاد روز گذشته رسانه های عربی خبر شرکت یک خلبان زن اماراتی و پسر ولیعهد عربستان در عملیات بمباران داعش را در بوق و کرنا کردند.جدا از اینکه چنین مسائلی در غرب عادی است و در بوق و کرنا کردن آن میتواند اسباب خنده غربی ها شود،به نظر شما چند درصد خلبانان امارات و عربستان شهروند بومی آن کشورها هستند؟این دو کشور در مجموع حدود 500 فروند جنگنده دارند.با فرض 10 خلبان برای هر جنگنده آیا این دو کشور 2000خلبان دارند؟ با سپاس
سعید
درصد بسیار بسیار کمی بومی هستند. این خلبان زن هم یک نمایش تبلیغاتی بود که نخست نشان بدهند زنان در آنجا برابر مردان هستند و دیگر اینکه مخالف داعش هستند. هر دو دروغ است. اگر 20 خلبان بومی داشته داشته باشند هنر کرده اند.

به گفته رییس جمهور یمن"حوثی ها در خدمت اهداف ایران قرار دارند" عبد ربه منصور هادی گفت: وقتی باب‌المندب و تنگه هرمز را در اختیار داشته باشید، دیگر نیازی به بمب اتمی نخواهید داشت". آقای مهندس زعیم گرامی آیا شما با کنترل باب المندب توسط ایران مخالف هستید؟(هرمز را مطمئنم که موافقید).
نه. ما در روزهای کهن هم باب المندب را در اختیار داشتیم. هیچ مانعی ندارد که دوستی و هم پیمانی ما با یمن که تاریخ هزاران ساله دارد تجدید شود.

برای مثال روسیه را در نظر بگیرید. با وجود دیکتاتوری پوتین اما امنیت ملی اش را به پیمانهای ناپایدار با این و آن کشور(همانند قرن 18و19) پیوند نزده! برای حفظ امنیتش محتاج پیمان با هیچ کشوری نیست.مانند کره و ژاپن 2.اگر سلاح اتمی نداشت نمی توانست از منافعش در کریمه حفاظت کند و آنجا را ضمیمه کند.
a.m
روسیه محتاج همه کشورهای پیشرفته غربیست. آن پیمانهای "ناپایدار" که نمی دانم کدام هستند روسیه را نمی پذیرند. پیمان ناپایدار پیمان ورشو بود که در برابر ناتو فروریخت. اگر روسیه توسط غرب تحریم اقتصادی شود، سیستم آنها خیلی زود فرو خواهد ریخت. 2- سلاح اتمی در آن دعوا مفت نمی ارزید، زیرا در برابر یک موشک دهها موشک دریافت می کرد. روسیه اگر بیشتر به توسعه اقتصادی و سیاسی بیاندیشد تا جهانگشایی شاید آینده بهتری داشته باشد.

در منطقه کدام کشور عربی حکومتش مردمی است و مردم فقیر ندارد!؟ عربستان؟مصر؟اردن؟امارات؟
a.m
هیچکدام. همه گرفتار حکومتهای دیکتاتوری هستند و طبقه حاکمه از همه امتیازها برخوردار است و فقر همگانی است.

درود 1.چین نیز مردمی فقیر و حکومتی غیرمردمی دارد اما برنامه های راهبردی نظامی دارد 2.ایران قبل از انقلاب بالاترین قدرت نظامی منطقه بود 3. دیدگاه ملی تکروان درباره قدرت نظامی ایران،نادرست نیست.همانگونه که قدرت نظامی آمریکا از مجموع چین و روسیه و اتحادیه روپا بیشتر است.آیا کندی،نیکسون،ریگان،بوش و کلینتون هم"ملی تکرو" بودند!؟ سپاس
a.m
1- چین از زمان دنگ وارد یک فرایند توسعه و آزادسازی تدریجی حقوق مدنی شد که تا کنون بسیار هوشمندانه پیگیری شده و بسیار موفق هم بوده که نتیجه آن صعود چین به دومین اقتصاد بزرگ جهان و یکی از صادرکنندگان عمده جهان شده است. چنین کشوری نمی تواند سیاست راهبردی نظامی نداشته باشد. 2- آری، ایران قدرت بزرگی بود، ولی مالیخولیای قدرت نظام تک بعدی فردمحور منجر به فروپاشی شد، زیرا متکی به مردم نیود. 3- در امریکا آن اشخاص تکرو در راستای سیاست حزب خود بودند نه شخص خود. و حزب آنها دستکم نیمی از مردم را به دنبال خود داشت.

عذر می خواهم "ملی تکروان"به چه معنی است؟
a.m
منظورم از ملی تکرو کسانیست که فقط برایشان ملی گرایی خودشان مطرح است و نیروی ملی گرایی دیگر کشورها را وارد معادله نمی کنند.

درود بهرحال در دنیایی که همه کشورهای اطراف ما در حال تسلیح خود هستند و همسایگانش پاکستان و عراق(نه اتریش و سویس)ما نمیتوانیم از قدرتمند شدن نظامی چشم پوشی کنیم. آمریکا و چین بیشترین بودجه نظامی را دارند.چرا ما نباید در سطح منطقه بالاترین قدرت نظامی باشیم!؟ 2.من در مجموع به کشورهای عربی یا عرب زبان اعتماد ندارم.سخنی از هموند شما آقای هرمیداس باوند خواندم که فرموده بودند"هر زمانی ایران ضعیف شده کشورهای عربی خصمانه با ما برخورد کرده اند و هر زمانی قوی بودیم به ما نزدیک شده اند".این سخنان جناب باوند اثبات غیرقابل اعتماد بودن کشورهای عرب و نیاز ایران به قدرت نظامی بسیار بالاست. سپاس سپاس
a.m
1. چون ما روی ثروت خوابیدع ایم و فقیریم، حکومتمتن فاسد و دزد است، مردم ناراضی هستند، فراری هستند، و مردم فقیر،ناراضی و گیزان قابل اتکاء برای برنامه های راهبردی نیستند. 2- این تحلیل یک واقعیت تاریخی است و در همه جای جهان که حکومتها مردمی نیستند مصداق دارد.

درود به شما منظور من از توازن راهبردی این بود که قدرت نظامی ایران باید از مجموع کشورهای اتحادیه عرب بیشتر باشد. چه کشورهای عربی و چه عرب زبان. پیمان ما با مصر و هند بسیار خوب است اما هیچ پیمانی ابدی نیست.اما اتکا به قدرت ارتش همیشه ما را آسوده نگه می دارد.چه با پیمان چه بی پیمان. سپاس
a.m
این هم یک دیدگاه است که هواداران زیادی در میان ملی تکروان دارد. ولی سلیقه من اینست که قدرت نظامی باید با مکمل منافع مشترک همراه باشد؛ زیرا منافع مشترک دیگران را وادار می کند برای حفظ بخش منافع خودشان با ما همداستان شوند. تخصیص بخش عمده ای از بودجه کشور به نظامیگری، همان نظامیگری را مخل آزادیهای مردم و قدرتنمایی می کند و ایجاد خطر برای کشور می کند. برخی نظامیان که از نداشتن فرصت برای نشان دادن قدرت خود به خارش می افتند می تواند کشور را در درگیری های ناخواسته فرو ببرند. شما به برخی فرماندهان کنونی که اظهاراتشان نشانه از نداشتن دانش کافی از نظامی گری و قدرت نظامی است توجه کنید که بیش از همه رجز می خوانند و می خواهند امریکا را به زانو درآورند یا ناو هواپیمابر آنها را نابود کنند. سال 85 هم می خواستند تنگه هرمز را با غرق کردن نفتکش ببندند، که من در زندان گفتم که چه اندیشه احمقانه ایست و یک خودزنی برای ایران و بدون هیچگونه مسئله برای دیگران. من گفتم من که هیچ وارد نیستم در عرض شش روز تنگه را باز می کنم، امریکاییان در عرض شش ساعت. ولی نتیجه این کار اثبات غیرقابل اعتماد بودن ایران خواهد بود. نادانی بد چیزیست.

درود بنابراین ما باید به دنبال همان توازن راهبردی برویم که روسیه در برابر ناتو یا اسراییل در برابر اعراب دارد! با نیروی هوایی و دریایی و زمینی که نمیشود. با سپاس
a.m
توازن راهبردی همان است که من همیشه گفته ام. پیمان راهبردی نظامی میان ایران و هند و مصر. ولی جمهوری اسلامی دست از شعارهای مسخره اش بر نمی دارد.

درود به استاد گرامی بهتر بود جان کری از عبارت،پایتخت فکری جهان اسلام استفاده میکرد نه "فکری و فرهنگی".چون تمام کشورهای منطقه مسلمان هستند و واژه فرهنگی این برداشت را به ذهن می آورد که مصر پایتخت فرهنگی منطقه نیز هست.در حالیکه بخش بزرگی از فرهنگ عرفان اسلامی برگرفته از فرهنگ ایرانی است و در واقع ما مرکز فرهنگی مناطق پیرامونی هستیم. با سپاس
سعید
چون اشاره به دین اسلام است نه فرهنگ ملت مصر، "فکری و فرهنگی" نادرست نیست. یعنی مرکز اندیشه هایی که فرهنگ دینی ملت مصر را که خودشان فرهنگی به نام "فرهنگ ملی" دارند تعیین و ترویج می کند. اصولن "فکر" کردن در زمینه دین، یعنی "فرهنگ ساختن" برای دین؛ در رقابت با فرهنگی ملی کشور. وگرنه اصول دین را که نمی شود با "فکر" کردن تغییر داد. عرفان اسلامی هم که "فرهنگ سازی" "فکر" کنندگان دینی در ایران است، همان کار را برای ملت ایران می کند. بجز اینکه عرفان دینی که ما وارد اسلام ایرانی کرده ایم برگرفته از فرهنگ مهر یا میترائیسم ایرانی است.

درود به شما در سیاست"هرگز"و هیچ وقت وجود ندارد! ما که نباید امنیت ملی و توازن راهبردی نظامی را به احتمالات(عمل نکردن مصر علیه ایران) وابسته کنیم. همانطور که روسیه هم امنیت ملی اش(دربرابر ناتو) را به احتمالات وابسته نکرده! سپاس
a.m
شما درست می گویید. منظور من تاکید بر نبود هرگونه دلیل راهبردی در تاریخ و نیز کنون مصر برای رویارویی نظامی با ایران است.

درود به استاد گرامی جناب استاد آیا مقاله زیر با گفته های شما و دکتر باوند درباره اینکه حل مشکلات با آمریکا مانع کارشکنی ها و گستاخی های اعراب علیه ایران می شود تضاد ندارد!؟ با سپاس "جمهوری اسلامی تصور می کرد اگر با کشورهای غربی بر سر تأمين منافع دو جانبه به توافق برسد، ديگر کشورهائی مانند عربستان سعودی توانائی آن را ندارند که مانع ورود آنها به ائتلاف هائی چون مبارزه با تروريسم گردد.اگر چه ممکن است افرادی مانند رفسنجانی و روحانی اين چنين خوش باورانه به اين سياست جديد جمهوری اسلامی نگاه نمی کردند اما تمام توان ديپلماسی ايران در اين سو بسيج شده بود و ايران تنها کشور منطقه بود که در جنگ عليه داعش در عراق عملا وارد ميدان شده بود و هزينه های مادی و سياسی سنگينی را به عهده گرفته بود.شکی وجود ندارد که عدم پذيرش ايران در ائتلاف بر ضد تروريسم،مسؤولان ايرانی را به شدت عصبانی کرده است".
سعید
نه، ما که مشکلات خود را با امریکا حل نکرده ایم. هنوز عوامل مشکوک در درون جمهوری اسلامی در راه توافق هسته ای با امریکا کارشکنی می کنند و قصد دارند کشور را به آشوبهای داخلی، احتمالا حمله داعش و تجزیه ایران بکشانند. عدم اقتدار دولت روحانی و عدم پیشرفت در مذاکرات در طی ماههای گذشته، ایران را غیرقابل اعتماد نگه داشته است. فعلن که روسیه کماکان نفوذ زیادی در سیاستگزاری خارجی ایران دارد.

علت اینکه مصر و عربستان علیه ایران ائتلاف تشکیل داده اند و سیسی گستاخانه از اعزام نیرو به خلیج پارس حرف می زند نیز همین است.یعنی عدم توازن نظامی راهبردی
a.m
تا جمهوری اسلامی بر سر کار است، انواع ائتلاف ها علیه آنها انجام می گیرد. به محض اینکه جمهوری اسلامی کنار برود، همه این ائتلافها از هم می پاشد.

ارتش مصر به تنهایی با ارتش ایران برابری می کند.حال به این ارتش، عربستان و امارات و الجزایر و(در آینده عراق)را هم اضافه کنید..کفه ترازو کاملا به زیان ماست.همانند روسیه دربرابر ناتو! به همین دلیل باید در اینده به فکر سلاحهای غیرمتعارف هم بود.بازهم همانند روسیه در برابر ناتو
a.m
ارتش مصر هرگز علیه ایران عمل نمی کند.

درود به استاد گرامی جناب استاد آیا سخنان جان کری که"مصر را پایتخت فکری و فرهنگی جهان اسلام"خوانده درست است؟ ایران کجاست؟ با سپاس
سعید
آری، دانشگاه الاهزر همیشه مرکز اندیشه اسلامی سنتی بوده است. ایران مرکز اندیشه شیعه را در نجف قرار داده که البته از زمان رضا شاه به قم انتقال یافته است. ولی هنوز نجف حاکم است.

درود به شما آقای مهندس ایران را به ائتلاف ضد داعش راه ندادند.در حالیکه داعش تهدید مستقیم برای امنیت ملی ماست و تهدیدی غیرمستقیم برای کشورهایی مانند مصر یا بحرین
a.m
درست است، ولی ایران از همان زمان که من مقاله ام را انتشار دادم در حال جنگ با داعش است.

سخنان آقای زعیم درباره حمایت اعراب خلیج پارس از داعش با خبر زیر تعارض دارد http://www.persian.rfi.fr/%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B9%D8%B4-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%B4%D8%B4-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%D9%84%DB%8C%D8%AC-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3-20140830/%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87
پس پوتین هم که گفت هیچ کمکی به شورشیان روس در اوکراین نکرده درست است. پس امریکا هم که انکار کرد القاعده را ایجاد کرده درست است. پس ترکیه هم اردوی آموزش داعش را در خاک خود ندارد و به آنها اسلحه نداده است. پس عربستان هم آنها را تامین مالی نکرده و جهادگر نفرستاده، پس بشار اسد هم فقط با تروریست ها می جنگیده نه با مخالفان خود، پس سربازانی که آلمان نازی در مرز لهستان کشت و ادعا کرد از لهستان حمله کرده بودند، سربازان آلمان نازی نیودند که لباس سربازان لهستانی را پوشانده شده بودند. حالا که نقشه شان به زیان خودشان شده، دخالت خود را انکار می کنند. شما بودید این کار را نمی کردید؟ چرا انکارشان اینقدر طول کشید و پس از شکست داعش در آمرلی و عقب راندن آنان توسط نیروهای ایران و پیشمرگها، و تصمیم امریکا بر سرکوب آنان، یکباره یادشان افتاده انکار کنند؟

درود به استاد گرامی جناب استاد دیدگاه شما چیست؟ با سپاس http://ir.voanews.com/content/iran-powers-nuclear-deal-regional-sunni-rivals/1967642.html
سعید
امیدوارم اینجور باشد. همه از اسلام نوع عربستان می ترسند. بلایی که سر ایران آوردند هنوز پس از 1400 سال نگذاشته ایران از زمین برخیزد.

اگر پاکستان رقیب هند باشد،عربستان هم میتواند رقیب ایران باشد. اما مساله اینجاست که آیا واقعا پاکستان رقیب هند است!؟
a.m
هند و پاکستان بر سر کشمیر رقابت دارند. هند نگرات نفوذ اسلامرگرایان تندرو در هند است. عربستان هم برای ایران، چون پاکستان است برای هندوستان.

البته برخی عقیده دارند که"داعش دشمن حکومت سعودی است و یکی از اهدافش سرنگونی آل سعود است".اعزام 30 هزار نیروی عربستان به مرز عراق هم یعنی سعودی از داعش احساس خطر می کند.پس نمی تواند حامی آنها باشد. 2.این تحلیلگران"داعش سوریه را همدست سپاه قدس و بشار اسد میدانند"
داعش به باور من، زاییده موساد و عربستان است. ترکیه هم به این تیم نامبارک ملحق شد. مذاکرات مربوط به آن چند ما پیش میان اسراییل و عربستان صورت گرفت که رسانه ای هم شد. هدف داعش در نهایت آمدن به نزدیکی مرزهای جنوبی ایران و ایجاد یک کریدور کمک رسانی از عربستان بود. بهمین دلیل کریدور را از جنوب عراق به عربستان از همان آغاز ایجاد کردند. بردن سی هزار نیروی عربستانی به مرز یک نمایش خنده داری بیش نبود برای فریب دادن افکار عمومی. ولی بخت داعش بزودی عوض خواهد شد. 2- من داعش را دشمن ایران و سوریه می دانم. به باور من اینها همه فرافکنی است، مانند آماده باش مرزی عربستان. شاید عربستان می پنداشت با نفوذ داعش به درون ایران به بهان حمله به داعش نیروی خود را وارد ایران و کمک به تجزیه طلبان کند. بخت اینجور بازی های نخ نما هم بزودی عوض خواهد شد.

جناب زعیم لطفا درمورد پاسختان به آقای سعید و سیلی و مذاکره و ارتباط آن با ایران و عربستان توضیح دهید. سپاس
آقای بی نام گرامی، منظور من این بود که آدم باید بتواند با دشمنش هم متین و احترام آمیز گفتگو کند، شاید که همین رفتار و احترام و ارزش گذاری درجه دشمنی را کاهش دهد و گونه ای همکاری را ممکن کند.

پس عربستان به رقیب ایران تبدیل شده!
همینطور است و داعش را فرستاده مانند 1400 سال پیش با ایران بجنگد.

ba salam aya jomhouri islami ejaaze midahad keh baafteh hokomateyash be toree rishe daar tabdil beshavad va masalan beshavad mesle tarhe jomhouri parlemani keh shoma eraee dadid chand saale pish?
salar ahvazi
جمهوری اسلامی اگر می خواست اجازه کارهای عاقلانه و دموکراتیک را بدهد که اینقدر زندانی و اعدامی نمی داشتیم. ولی مجبور خواهند شد.

اگر فایل صوتی مصاحبه ها را قرار دهید، عالی است.
دوستدار شما
من در نصب فایل های صوتی و تصویری در این سایت که تکنولوژی قدیمی است مشکل دارم. برای همین فقط نشانی آنها را می گذارم. این سایت در حال طراحی نوین است.

درود به استاد گرامی جناب استاد پیشتر فرموده بودید"عربستان رقیب ایران نیست" اما در این مصاحبه عکس آنرا فرمودید. با سپاس
سعید
نوشته های من همیشه ذکر مصیبت گذشته نیست، بلکه برای سیاست روز پیشنهاد می کند. من اگر با شما اختلاف داشته باشم، و مجبور باشم با شما مذاکره کنم، که در اولین برخورد سیلی بگوشتان نمی زنم. من می دانم که دیدگاههای من در جای هایی مورد نظر قرار می گیرد.

شما می توانید نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید

   
 : نام ونام خانوادگي
 : توضیحات

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمائید
 
   
   
 

      



 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد