Thursday, September 20, 2018   امروز ,   پنجشنبه 29 شهريور 1397 خورشیدی

جزئیات مطالب  

   
18 شهريور 1394
گیتی پورفاضل وکیل مدافع دگراندیشان را بهتر بشناسیم - گفتگو با ندای آزادی

گیتی پورفاضل را بهتربشناسیم

 
گفتگوی گیتی پورفاضل با ندای آزادی (داریوش مجلسی)
آدینه ۱۳ شهریور ۱۳۹٤خ
وی از اینکه جبهه ملی این چنین سترون گردیده و برخی با سن بالا حاضر به رها کردن سمتی که دارند نیستند و با چنگ و دندان آن را بهر بهایی نگهداشته اند، اظهار تاسف نموده معتقد است در این مورد ارگانی که خود را فرمانروای کشور میداند بسیارخوشحال است چون عقیم بودن یک گروه ملی که جز منافع ایران چیز دیگری در سر نمی پروراند. بدین گونه و شیوه ای که بزرگان جبهه در پی گرفته اند برایشان ایده آل مینماید، و به همین دلیل شخصی چون کورش زعیم را برنمی تابند که همه زندگیش را در گرو آرمانش گذاشته و جز حق نمی گوید. او هم نیز بهمین دلیل بعنوان وکیل مدافع وی بحمایت از زعیم برخاسته است.
زمان کوتاهی هم، برای دفاع از زعیم، نسرین ستوده را در کنار خود داشت که قاضی صلواتی از ورود او بدادگاه خودداری نمود و بعدا هم وکالتش دچار تعلیق گردید. – داریوش مجلسی

داریوش مجلسی: مادر من در جوانی مدت کوتاهی  در مکتب صدیقه دولت آبادی از پیشروان نهضت زنان در ایران تعلیم دیده بود و خودم هم یکسال در تهران در خانه او زندگی میکردم. او از جمله اولین زنانی بود که رضاشاه آنان را برای تحصیل بفرانسه اعزام نمود. خصایصی را که در او دیده بودم هم اکنون در زنان مبارز کشورمان مانند نسرین ستوده، گیتی پورفاضل، سیمین بهبهانی در زمان حیاتش و تعدادی دیگر نیز مشاهده میکنم منتها منطبق با جو، شرایط و خصوصیات امروز جامعه مان. وقتی گیتی پور فاضل را، از راه دور،  بهتر شناختم خوشحال شدم که نسل صدیقه دولت آبادی، بانو تربیت و سایر همنوعانشان نه تنها منقرض نشده بلکه در ترکیب جدیدی در وجود پورفاضلها و ستوده ها اظهار وجود میکند.
 بسیاری ازما از زندگی، ایده ها و آرمانهای گیتی پورفاضل  بسیار کم میدانیم. از او خواهش کردیم شمه کوتاهی را برای ما بروی کاغذ بیاورد و ما را با ناشناخته های زندگی پر افتخارش آشنا کند که خلاصه بسیار مختصری را در سطور پائین ملاحظه مینمائید:
گیتی پورفاضل: در یک خانواده لاییک به دنیا آمدم که پدرم نه دین را، بلکه تنها ارزشهای انسانی را راهکاری برای اعتلای یک جامعه میدانست واین اندیشه را به فرزندانش نیز منتقل کرد . 

ازآغاز با این شورش بزرگ که مردم ایران ناآگاهانه با دسیسه خارجی به راه انداختند هرگز کنارنیامدم چون به راحتی آینده را، با وجود اینکه تازه درسال ۵٦ پروانه وکالتم را گرفته بودم، پیش بینی میکردم و بعنوان یک وکیل جوان که با قوانین آشناست برای بیت رهبری نامه مینوشتم که دو واژه جمهوری که به معنی مردمسالاریست با اسلام که حاکمیت احکام اسلامی را بی کم وکاست می طلبد نمیتوانند کنارهم بنشینند بلکه رودرروی هم قراردارند. درهمین راستا درکنگره سراسری وکلای دادگستری که شادروان نزیه در سال ۵۹ برپا کرد، تنها  زن وکیلی بودم که سخنرانی کردم و قوانین اسلامی را بخصوص در مورد زنان به چالش کشیدم و درپایان ازشادروان مصدق بعنوان مرد دلیری که امپراتوری انگلستان را به زانو درآورد تجلیل کردم، که درروز نامه های آن زمان بازتاب یافت. مرتب جُستارهایم درمجله ها به ویژه مجله امید ایران به چاپ می رسید که آن زمان آقای علیرضا نوری زاده سردبیرش بودند وگاهی ازتندی نوشته هایم نگران می شدند. بهر روی تا جایی که درتوان داشتم نوشتم وگفتم که البته تاوانش را دادم، چون از سال ٦۲ که انجمنهای اسلامی در همه ارگانها وسازمانها تشکیل شدند پروانه وکالتم را آقای محمدی گیلانی بعنوان اینکه صلاحیت وکالت ندارم، بدون هیچ محاکمه ای با ۵٦ تن از وکلای دیگر به گناه اعتراض به کارکرد نادرست انقلابیون لغو کرد؛ بی آنکه کنشگری درگروه و دسته سیاسی باشم یعنی تنها به جرم گفتن و نوشتن کارم را از دست دادم اگرچه بازهم ازپای ننشستم و در سمینارها و همایشهای داخلی و خارجی که دعوت میشدم گفتنی ها را می گفتم  و مینوشتم که شمارششان از حوصله خارج است.
درسال ۷٦ که انتخابات کانون وکلاانجام شد، رئیس کانون درخواست رسیدگی به پرونده های ما را کرد که بیشترینمان بیگناه تشخیص و پروانه هایمان مسترد گردید؛ اما من هرگز از راهی که برگزیده بودم بازنگشتم  و همچنان بعنوان یک معترض به قوانینی که با روزگارمان ناسازاست و مربوط به دوران اسب وشتر است نه موشک وجت، تاکنون راه را ادامه داده ام و از سال ۸٦ با پذیرش پرونده های سیاسی بی شماری که انقلابیون آنها را عقیدتی و امنیتی میگویند رسالتم را انجام داده و بسیاری را از چوبه دار رهانیده ام وهرگز در نای وکرنا هم ندمیده ام، نه پشتیبانی داشته ام و نه باگروه و دسته ای همکاری کرده ام و تنها با آرمانهای ملیون دَمخور بوده وهستم و هرگاه در مورد دو زمان پیش و پس ازانقلاب به داوری نشسته ام دادگرانه به قضاوت نشسته ام، درستیها و نادرستیها را بی غرض بازگفته ام.
در راستای کارهایی که انجام داده ام نیز تنها اتکایم پاهایم بوده اند که همچون ستونی در دویدنها و همچنین  دستهایم در نوشتنها و زبانی که جز به حقیقت باز نشده و سری که سرافرازانه بالا گرفته شده و از هیچ کس و هیچ چیزی نترسیده است، سخن حق را گفته و خواهم گفت و داغ و درفش هم مرا از راهی که برگزیده ام باز نخواهد گردانید.
داریوش مجلسی:  منهم بهمان دلایلی که شما بدرستی نوشته اید تصمیم گرفتم از فعالیتهای خارج کشوری دست بکشم و نیرویم را باتفاق چند جوان دیگر در راهی که کورش زعیم در پیش گرفته بکار ببریم و می بینم که بی تاثیر هم نیست. البته زمانی به آرزوی خود میرسم که آقای زعیم طیفی وسیعتر از جبهه ملی را در داخل بدور خود جمع کند تا ماهم با دست پر تری از او و راهش حمایت کنیم. پیش از اینکه زعیم را حمایت کنم خیلی جستم و فکر کردم، ولی شخصیتی را لایقتر از او نیافتم. وجود زعیم باعث شد که با بانوی فرهیخته ای چون شما افتخار آشنائی پیدا کنم به این امید که جمع فرهیختگان در آینده نزدیک انسجام یابد. ضمنا بد نیست بدانید که بخشی از همان بچه های کنفدراسیون از نوچه های باند جبهه ملی و از مخالفان سرسخت زعیم هستند. آینده نشان خواهد داد حق با کیست. آشنائی شما با کورش زعیم از چه زمانی بوده؟
گیتی پورفاضل: آقای مجلسی من خانواده آقای زعیم را از سالهای دور می شناسم، از دهه چهل که برادر بزرگم با برادر کوچکتر آقای زعیم [سیامک] در دبیرستان البرز باهم همکلاس بودند و باهم مراوده داشتند که شوربختانه درسالهای آغازین انقلاب سیامک در رویداد جنگل در آمل دستگیر و اعدام شد. او یکی از فرزندان شایسته ایران بود که در اثر جوانی و تحت تاثیر بچه های کنفدراسیون جان خویش را از دست داد.
 آقای زعیم نیز یکی از فرزندان لایق این سرزمین کهن است که آرمانش تنها سربلندی ایران است و بس، وی همه زندگیش را دراین راه فدا کرده، در حالی که توانست مانند بسیاری تنها در اندیشه آب ونان باشد تا روزگارش به خوشی بگذرد. دراین برهه از زمان وانفسای مسلمانی که برای سیستم حاکم با بگیر وببندها و چپاول وغارت بیت المال مردم آبرویی نمانده، البته باید که بر انسانهای آرمانگرا هزارگونه انگ ناشایسته بزنند تا از میدان بدر روند وهمه کوششهایش باد هوا شود، تا دیگران برسفره بنشینند و دلی از عزا درآورند و به نام خود سکه زنند و خطبه بخوانند. من دراین چند سال آخر که پرونده های سیاسی و حقوقی ایشان را به عهده داشته ام از نزدیک با افکار و اندیشه های پُربار ایشان بیشتر آشنا شده ام. امیدوارم روزی به همه آنچه برای این مرزوبوم کهن در سر دارند برسند. با پوزش از این که چند دَمی از وقتتان را گرفتم ، پایدار و پیروز درآرمانتان باشید. -0

بازدید صفحه: 853
 



با درود و ارزوى پيروزى جناب زعيم . من نيز بوجود بانوان فرهيخته اى همچون گراميان گيتى پور فاضل و نسرين ستوده افتخار ميكنم. اين. عزيزان اموزگاران نوجوانان ايرانزمين هستند كه كشورشان را ازاد خواهند كرد و ايران ازاد راه سرفراز خواهند كرد پيروز باشيد
على فرازنده
درست است.

شما می توانید نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید

   
 : نام ونام خانوادگي
 : توضیحات

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمائید
 
   
   
 

      



 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد