Thursday, September 20, 2018   امروز ,   پنجشنبه 29 شهريور 1397 خورشیدی

جزئیات مطالب  

   
30 شهريور 1394
روز جهانی صلح در سال جنگ و خونریزی - کورش زعیم

روز جهانی صلح در سال جنگ و خونریزی
 

کورش زعیم
۲۱ سپتامبر  ۲٠۱۵م - ۳٠ شهریور ۱۳۹٤خ
در مجمع عمومی سازمان ملل در ۱۳۸۲، روز بین المللی صلح با اتفاق رای به تصویب رسید. هر سال امروز، ۲۱ سپتامبر، دبیرکل سازمان ملل زنگ صلح را می نوازد. این زنگ از سکه هایی ساخته شده که کودکان از سراسر جهان به این منظور فرستاده بوده اند. زنگ در ژاپن ساخته و توسط انجمن سازمان ملل ژاپن به عنوان یادآوری هزینه های جنگ به سازمان ملل در نیویورک هدیه شده است. سکه های کودکان به امید صلح جهانی، نبود جنگ و خشونت، و یا آتش بس در مناطق جنگی و درگیری ها مسلحانه وقف شده بود.
درگیری های مسلحانه آدمیان با هم کمتر از بیماری های واگیرداری چون ایدز و سرطان، و مصیبت های طبیعی چون توفان ها و زمین لرزه ها و تصادفات رانندگی و هوایی و دریایی، و همچنین خودکشی ها و جنایت های خصوصی تلفات ندارند. ولی جنگ ساخته دست بشر است و پرهیز از آن باید آسانتر از مصیبت های طبیعی و اجتماعی باشد. اگر قتل و خودکشی جنایت های اجتماعی یا شخصی است، جنگ یک جنایت سیاسی و زاده زیاده خواهی دولت هاست که باید جلوگیری از آن آسانتر باشد، زیرا سیاستگزاری خرد جمعی است. سبب های درگیری انسانها باهم و خشونتگرایی را می توان فقر، بی عدالتی، نابرابری، تعصب و افراطگرایی شمرد، که از شرایط اجتماعی و آموزش نادرست به کوکان سرچشمه می گیرد. ولی دولتها چه بهانه هایی برای اعمال خشونت و جنگ دارند؟

از سال ۱۹۸۲، که سازمان ملل بر پایه قطعنامه ٦۷/٦٦ روز بین المللی صلح را با رای همه کشورهای عضو اعلام کرد تا کنون جهان درگیر سدها درگیری مسلحانه دولتی در جنگهای داخلی و مرزی و فرامرزی بوده که تنها ٦٤ فقره آن در امریکای جنوبی و شمار زیادتری در افریقا و آسیا رخ داده و بسیاری از آنها هنوز ادامه دارند. ولی از جنگهایی از سال ۱۹۸۲ که می توان آنها را جنگهای بین المللی خواند مهمترین آنها به شرح زیرند:
سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹: حمله شوروی به افغانستان، با شرکت مجاهدین افغانستان، و پشتیبانی امریکا، عربستان، بریتانیا، پاکستان، ایران، مصر، اندونزی، کانادا، چین و هندوستان.
سال ۱۹۸٠ تا ۱۹۸۸: جنگ تحریک شده توسط غرب علیه ایران، با کمک نظامی و اطلاعاتی ۲۱ کشور به عراق از جمله، شوروی، امریکا، کویت، عربستان، مصر، لیبی، اردن، امارات متحده و آلمان.
سال ۱۹۸۲: حمله بریتانیا به آرژانتین برای تصرف جزیره مالویناس (فالکلند) متعلق به آرژانتین.
سال ۱۹۸۲ تا ۱۹۸٤: جنگ لبنان با مشارکت امریکا، بریتانیا، ایتالیا و فرانسه.
سال ۱۹۸۲ تا ۲٠٠٠: حمله اسراییل به لبنان.
سال ۱۹۸۳: حمله امریکا به گرانادا.
سال ۱۹۸٦ تا ۱۹۸۸: حمله هوایی امریکا به تانکرهای ایران در خلیج پارس و دریای هند.
سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۹٠: حمله امریکا به پاناما.
سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۲: جنگ خلیج پارس علیه عراق بعلت حمله به کویت، با شرکت امریکا، کویت، بریتانیا، عربستان سعودی، فرانسه، کانادا، مصر، سوریه، قطر، بحرین، امارات متحده، عمان و بنگلادش.
سال ۱۹۹۱ تا ۲٠٠۳: حمله هوایی به عراق، با شرکت امریکا، بریتانیا، فرانسه، استرالیا، بلژیک، هلند، عربستان سعودی و ترکیه.
سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵: حمله به سومالی، با شرکت امریکا، بریتانیا، اسپانیا، مالزی، پاکستان، ایتالیا، هندوستان، یونان، آلمان، فرانسه، کانادا، بوستوانا، بلژیک و استرالیا.
سال ۱۹۹٤ تا ۱۹۹۵: حمله به هائیتی، با شرکت امریکا، لهستان و آرژانتین.
سال ۱۹۹٤ تا ۱۹۹۵: جنگ در یوگوسلاوی، با شرکت امریکا، بلژیک، کانادا، دانمارک، فرانسه، آلمان، ایتالیا، لوکزامبورگ، هلند، نروژ، پرتغال، اسپانیا، ترکیه و بریتانیا.
سال ۱۹۹۸: حمله به عراق در جنگ روباه صحرا، با شرکت امریکا و بریتانیا.
سال ۱۹۹۸ تا ۱۹۹۹: جنگ در سربستان، با شرکت کوسوو، آلبانی، کرواسی، امریکا، بلژیک، کانادا، چک، دانمارک، فرانسه، آلمان، مجارستان، ایتالیا، لوکزامبورگ، هلند، نروژ، پرتغال، لهستان، اسپانیا، ترکیه و بریتانیا.
سال ۲٠٠٠ تا ۲٠٠۲: جنگ داخلی سیرا لیون، با شرکت بریتانیا و سیرا لیون.
سال ۲٠٠۱ تا امروز: جنگ در افغانستان علیه طالبان، با شرکت افغانستان، امریکا، بریتانیا، آلمان، ایتالیا، دانمارک، فرانسه، کانادا، استرالیا، زلاند نو، ال سالوادور، ارمنستان، گرجستان، نروژ، سوئد، لهستان، استونی، رومانی، ترکیه، بلغارستان، مجارستان، لوکزامبورگ، پرتغال، اتریش، اردن، آلبانی و ایسلند.
سال ۲٠٠۳ تا ۲٠۱۱: جنگ علیه عراق، با شرکت امریکا، بریتانیا، کره جنوبی، ایتالیا، لهستان، استرالیا، گرجستان، اوکراین، استونی، هلند، اسپانیا و دانمارک.
سال ۲٠٠٤ تا کنون: جنگ علیه ترویستهادر پاکستان، با شرکت امریکا، پاکستان.
سال ۲٠٠٦: حمله اسراییل به لبنان
سال ۲٠٠۹ تا کنون: جنگ سپر اقیانوس در شاخ افریغا و خلیج عدن و سومالی، با شرکت امریکا، بریتانیا، دانمارک، هلند، اسپانیا، یونان، آلمان، بلژیک، کانادا، ایتالیا، پرتغال، ترکیه، نروژ، استرالیا، هندوستان، ژاپن، زلاند نو، عربستان، اوکراین، سومالی و کره جنوبی.
سال ۲٠۱۱: جنگ داخلی لیبی، با شرکت ارتش آزادیبخش لیبی، قطر، امریکا، بلژیک، بلغارستان، کانادا، دانمارک، فرانسه، یونان، ایتالیا، هلند، نروژ، رومانی، اسپانیا، ترکیه، بریتانیا، سوئد، اردن، امارات متحده.
سال ۲٠۱٤ تا کنون: جنگ علیه داعش (به نیابت آشکار از سوی اسراییل و عربستان و ترکیه و قطر و امارات) در کشورهای لیبی، سوریه، عراق و نیجریه، با شرکت امریکا، عراق، بریتانیا، کانادا، اردن، مراکش، استرالیا، بلژیک، دانمارک، فرانسه، آلمان، ایتالیا، هلند، زلاند نو، نروژ، پرتغال، اسپانیا، بحرین، مصر، کامرون، چاد، نیجر، مخالفان سوریه و ایران.
بنابراین، پرشمار بودن درگیری های مسلحانه در جهان و میلیون ها کشته و زخمی و آسیب های شمارش ناپذیر مالی و ویرانی کشورها نشان می دهد که روز بین المللی صلح مصوب سازمان ملل فریبی بیش برای مردم جهان از آب در نیامده است. بنظر می رسد که چالش جهانی برای صلح سخت تر و دورتر از دسترس است تا در اوج دوران جنگ سرد. هنوز دروغ و فریب و شهوت پول و زیاده خواهی جان مردم بیگناه اعم از بیدفاع و پیر و جوان و زن و کودک را می گیرد تا اقلیتی زیاده خواه به انحصار و ثروتی بیشتر و تکه زمینی بیشتر دست یابند. هر چه تولید کنندگان اسلحه به تکنولوژی پیشرفته تر برای تولید سلاح دست می یابند، بازارهای بیشتری را طلب می کنند و سیاستمداران خودخواه و زیاده خواه را تحریک می کنند تا به کمی بیشتر از رویاهای ضد بشری خود دست یابند.
امروز بنظر می رسد که صلح جهانی رویایی دست نیافتنی بیش نیست، و اینگونه قطعنامه های ناشدنی تنها مردم ناآگاه را امیدوار نگه می دارد تا در اقدامات لازم برای دفاع از خود خوش خیالانه کوتاهی کنند. کوفی عنان روزی گفت، "هیچ اعتمادی مقدستر از اعتماد کودکان به ما نیست که منافع آنان را نگهبانی کنیم و زندگی آنان را از ترس آزاد کنیم تا در صلح پرورش یابند."
چرا ما نمی توانیم به آن درجه از عقلانیت برسیم که همه ما در این کیهان یکی هستیم؟ صلح برای مردم جهان که بجز رنج و عذاب جنگ را، حتا از دولتهای خود در زمان صلح تجربه کرده اند چیزی جز نان و سرپناه و تندرستی و آموزش نیست؛ و اینها کمینه خواست بیشنیه مردم جهان است. زور هرگز نمی تواند آفرینندگی کند مگر مرگ و ویرانی را. ناپلئون بناپارت گفت، "اگر صلح می خواهید، ملت ها باید برای جلوگیری از شلیک توپها از آزار یکدیگر و زیاده خواهی خودداری کنند"، و آلبر کامو گفت که، "صلح تنها نبردیست که ارزش دارد".
ما در سازماندهی برای جنگ تجربه داریم و آبدیده شده ایم، ولی آیا براستی می دانیم وقتی شرایط صلح روی می دهد چگونه با آن رویارو شویم و عمل کنیم؟ ما آدمیان بیشتر در کاربرد جنگ برای رسیدن به خواستهایمان مهارت داریم تا در صلح. موشه دایان روزی گفت، "اگر ما خواهان صلح هستیم نباید با دوستانمان گفتگو کنیم [که چگونه دشمن را شکست بدهیم]، باید با دشمنانمان گفتگو کنیم [که چگونه از جنگ پرهیز کنیم]. صلح را نمی توان با زور نگاهداشت، ولی با تفاهم می شود (اینشتین). همین جمله از امرسون هم شنیده شده است.
به گفته بنجامین فرانکلین، "هرگز یک صلح بد و یک جنگ خوب وجود ندارد". توافق اخیر ایران با ۱+۵ تنها نمونه بارزی از خردورزی در رویارویی با احتمال جنگ است که در دوران جمهوری اسلامی شاهد آن بوده ایم. آیا ما به آن شعور رسیده ایم که یک صلح بد بهتر از یک جنگ خوب است؟ صلح فرصت گفتگو و رفع دلایل جنگ را به ما می دهد. جنگ برای سیاستگزارانی که قدرت اندیشیدن ندارند و برای ابتکار عمل نه اعتماد به نفس بسنده و نه هوشمندی بسنده دارند، یک گزینه آسان است. این کاریست که لاتهای خیابانگرد می کنند، تنها زورشان را به رخ طرف می کشند نه هوشمندی خود را. سیاستگزاران کشورها باید شهوت قدرت و ماجراجویی و تحمیل آزمندیهای خود بوسیله جنگ را با عشق به صلح و هوشمندی برای جلوگیری از جنگ و ویرانی جانشین کنند. من باور دارم و امروز آشکارا می بینیم که ناهوشمندترین رهبران کشورها طبل جنگ می زنند، و هوشمندترین در پی صلح هستند. اگر ملت ها می توانستند بجای نازش به قدرت ویرانگری و کشتار خود، به قدرت سازندگی، دانش و هوشمندی خود می نازیدند.
باید باور کنیم، و تجربه هزاران ساله به ما باید آموخته باشد، که جنگ وسیله کارآمدی برای رسیدن به صلح نیست. صلح برآمده از جنگ آتش بس نام دارد، یعنی بزودی از سر گرفته خواهد شد. صلحی که بر پایه تحریم و تهدید به جنگ و تحمیل و تحریک قشرهای ناراضی برپا شده باشد پایدار نخواهد بود. ما باید در درون کشورهایمان هم صلح برقرار کنیم، صلح با برابری همگان و برخورداری همگان از همه امکانات کشور، باید دانش آموختن را اجباری کنیم که بیسوادی، فقر دانشیک، فقر مالی، تبعیض، خفقان، بی عدالتی، مردم را بیشتر تحت تاثیر دروغ و تهدید و قولهای مدینه فاضله اشخاص فریبکار و کشورهای آزمند قرار میدهد. صلح با احترام به حقوق دیگران آغاز می شود. جان کندی گفت، "صلح تنها بر پایه منشورها و قطعنامه ها بدست نمی آید، صلح باید در قلب و ذهن همه مردم باشد." پاپ جان بیست و سوم گفته بود که، "صلح راستین و مستحکم ملت ها در کیفیت جنگ افزارشان نیست، بلکه تنها در اعتماد متقابل است." یعنی صلح برآمده از تهدید و ترس نیست، صلح از خاموشی گورستانها نیست، صلح نافرمانی خاموش زیر خفقان و خشونت نیست، ... (اسکار رومرو)
هیچ چیز گرانبهاتر از صلح نیست، صلح کشورها با هم و صلح دولتها با مردمشان، و فقط آنگاه است که روند پیشرفت تمدن بشری تدام می یابد. فرانکلین روزولت گفته است که، "ساختار صلح جهانی نمی تواند کار یک تن یا یک حزب یا یک ملت باشد. صلح باید استوار بر کوشش و همیاری همه جهان باشد."
دولتها دارایی و درآمد مردمشان را صرف جنگ می کنند، در نتیجه مردم از رفاه و پیشرفت باز می مانند؛ و پس از پایان جنگ باقیمانده دارایی و درآمد کاهش یافته ملت را صرف بازسازی ویرانی های همان جنگ می کنند، و بنابراین مردمشان را بیشتر در محرومیت و فقر فرو می برند. آنگاه باز جیب ملت را می تکانند که با آن پایان جنگ را هر ساله جشن بگیرند! آیا این دولتها دیوانگان نیستند؟ همه برای حل اختلافاتشان بر زور و توان جنگی خود حساب میکنند نه بر توان گفتمان و خردورزی. آیا ما آدمها هرگز آدم خواهیم شد؟
کورش زعیم
تهران-۳٠ شهریور ۱۳۹٤خ-۲۱ شهریور ۲٠۱۵م

بازدید صفحه: 2088
 



چرا عربستان در يمن تاكنون نتوانسته به هدف اصلي اش دست يابد!؟ اين به معني پيروزي حوثي ها هم نيست ولي هنوز صنعا، تعز و حديده در كنترل حوثي هاست. بعضي ها چندماه است كه در روياي پيروزي عربستان در يمن هستند و مدام از پيروزي قريب الوقوع آنها حرف مي زنند ولي در عمل جنگ به بن بست خورده است! هادي منصور هم نوكر عربستان است نه رييس جمهور قانوني يمن. رييس جمهور قانوني از بيگانه دعوت نمي كند براي بازگرداندن او به تخت خاك كشورش را به توبره بكشند تا ناچار باشد هميشه مديون و فرمانبردار آنها بماند سپاس
رضا
من که از همان آغاز گفتم که عربستان بازی را خواهد باخت. فراموش کرده اید؟ احتمال دوباره دو تکه شدن یمن وجود دارد.

جناب استاد ناوهاي اقيانوس پيماي جنگي داريم؟ اگر نداريم، جمهوري اسلامي بدون داشتن حمايت هوايي به خليج عدن ناوگروه مي فرستد تا خوراك جنگنده هاي ائتلاف عربي شوند
سعيد
برای پاییدن خلیج پارس و خلیج عدن نیازی به ناو اقیانوس پیما نیست. اینها همه آبهای ساحلی هستند. همین ناوها تا دویست کیلومتر مشکلی ندارند و تا سومالی و شاخ افریقا هم می تواند به راحتی رفت و آمد کنند. جنگده تفاوتی میان ناوها نمی گذارد. ائتلاف عربی بزودی بجان یکدیگر خواهند افتاد.

جناب استاد من پيشتر طرفدار عضويت ايران در ناتو بودم ولي اكنون فكر مي كنم عضويت در ناتو محدوديت هايي را بر سياست خارجي ما تحميل خواهد كرد.ولي روسيه تهديدي جدي براي ما است(و تاحدودي پاكستان).شايد پيمان دو جانبه امنيتي با امريكا(بجاي ناتو)بهتر باشد. با سپاس
سعيد
عضویت در ناتو هرگز به سود ما نمی بود و نیست. روسیه اکنون منزوی شده و در برابر رقیبانش مانند چین و امریکا و اتحادیه اروپا و حتا هندوستان احساس می کند در تنگنا افتاده است. طرح یوراسیا هم بجایی نرسیده اکنون در اندیشه هم پیمانی با ایران و آسیای مرکز هستند. پاکستان خطر بسیار بزرگی برای ماست به علت تروریست پروری و بمب اتم افتادن در دست تروریست ها.

دلمان خوش بود حداقل نيروي دريايي مان از عربستان قويتر است. فعلا كه نيروي هوايي آنها مي تواند از نيروي دريايي شان در خليج فارس حفاظت كند ولي ما نه.. واقعا چه سرنوشت بدي داشته ايم در ٣٧ سال
سعيد
فعلن همانجور که در همینجا من دو سال و نیم پیش درباره عربستان به شما گفتم که "از دو سال دیگر فروپاشی نظام قبیله ای و وهابی حکومت عربستان آغاز خواهد شد."، چند ماه است که آغاز شده! نگران عربستان نباشید که آینده ای در برابر ما ندارند.

درود به استاد گرامي جناب استاد آيا كشتيهاي نيروي دريايي ارتش ما هم(مانند عربستان)بدرد جنگ دریایی نمی خورند بلكه از مرزهای آبی نگهبانی می کنند و کار آنها حفاظت از ماهیگیری، نجات در آبهای سرزمینی و بازدارنده یک حمله دریایی تا رسیدن نیروی دریایی یا هوایی است؟ سپاس
سعيد
ما ناوهای اقیانوس پیما هم داریم، ولی در حد تکنولوژی نوین نیستند. شمار زیادی از شناورهای نظامی ما مشابه عربستان هستند و برای گشت زنی در خلیج پارس مناسب هستند.

نگران سواستفاده تجزيه طلبان از اعتراضات هموطنان آذري به برنامه فتيله هستم.. نمي دانم پانتركها چند درصد هستند؟ شما مي دانيد؟
Reza
پان ترکها و هوادارانشان بیش از 3 درصد نیستند، ولی در دوران احمدی نژاد که بطور عمد روادید ورود از مرز آستارا را یکسویه لغو کردند، هزاران مامور ترکیه و باکو آزاد از راه آستارا بدون ویزا وارد ایران شدند با ماموریت تهییج مردم و ایجاد تنش های قومی و زبانی. تهیه کنندگان برنامه فتیله هم فاش کردند که شوخی زشت علیه ترک زبانان توسط یکی از عوامل صدا و سیما بر آنان تحمیل شده بوده است.

جناب استاد در يك مقاله اشاره شده بود: آن ١٣ ميليارد دلار طرح مارشال معادل 250 ميليارد كنوني است
سعيد
آن را باید بر پایه تورم در امریکا حساب کرد، نه تورم یا قدرت خرید در کشور نویسنده.

جناب استاد همچنان معتقديد پيمان ناتو به درد ما نمي خورد؟ قرار بود طرحي براي دگرديس شدن نقش ناتو ارائه دهيد.
سعيد
من پیش نویس طرح را آماده کرده ام، ولی در شرایط کنونی مورد توجه قرار نخواهد گرفت. باید صبر کنیم تا شرایط امنیتی منطقه شکل نهایی خودش را بگیرد.

ارتش و نهادهاي امنيتي سوريه هم درحال فروپاشي اند. خوشحالم كه همانند ارتش عراق يك دشمن عرب ديگر ايران هم به زانو مي افتد. اميدوارم براي تمام كشورهاي عرب چنين اتفاقي رخ دهد.. سياست همين است.بيرحم و ماكياوليستي
Reza
در منطقه تنها یک کشور عرب دشمن ماست.

جناب استاد بنابراين آيا فروش اين كشتي ها به نوعي قالب كردن آنها به عربستان است؟
سعيد
نه، زیرا نیاز عربستان را در نگهبانی از آبهای سرزمینی که 20 کیلومتر است برطرف می کند.

مهندس جان عربها از خودمان سلاح بخرند كه مثل الان تو سر ما بزنند؟
آیا شما اگر از فرانسه سلاح بخرید، توی سر فرانسه می زنید؟

جناب استاد موافقم كه "فروش سلاح یک ضرورت برای بقای کارخانه های اسلحه سازیست" ولي منظورم اين بود كه در يك ايران دمكراتيك اين فروش به سمت ايران تغيير جهت خواهد داد يا خير؟ چون اگر قرار باشد در آينده به اعراب هم بفروشند يعني همچنان توازن تسليحاتي به زيان ما باقي خواهد ماند
سعيد
آری، زیرا ایران اگر از یک حکومت ایدئولوژیک و فاسد رها شود، تنها کشور قابل اعتماد این منطقه خواهد بود. من باز تکرار می کنم، همه کشورهای عرب زبان عربستان نیستند.

درود به استاد گرامي جناب استاد كشورهاي مشمول طرح مارشال به نرخ كنوني با 500 ميليارد دلار كمك بلاعوض و سرمايه گذاري امريكا طي ربع قرن تمام خرابيهاي جنگ دوم را(كه بسيار وسيعتر از خرابيهاي ما در جنگ بود)ساختند و پيشرفته شدند. ما هم پس از جنگ بيش از يك تريليون دلار درامد نفتي داشتيم. من گمان مي كنم خرابي جنگ بهانه جمهوري اسلامي براي توجيه بي كفايتي اش است. ما با اين ميزان درامد نفتي پس از جنگ مي توانستيم اكنون كره جنوبي باشيم
سعيد
طرح مارشال که برای بازسازی اروپا بود با اهدای 13 میلیارد دلار از امریکا انجام گرفت که به پول امروز ده برابر است. سیاستمداران اروپا خوشبختانه دزد و فاسد نبودند و میهنشان را دوست داشتند. ولی در مورد ایران، پول در دست حکومتی بسیار فاسد و بی وطن افتاد. با آن پول می توانستیم آلمان باشیم.

جناب استاد ديدگاه شما چيست؟ اين مساله چه تاثيري روي نيروي دريايي ما خواهد داشت؟ سپاس http://www.radiofarda.mobi/a/f9-us-sells-saudi-arabia-four-advanced-waships/27318198.html
سعيد
اینها کشتی های گارد ساحلی امریکا هستند و برد محدود دارند. اینها بدرد جنگ دریایی نمی خورند، بلکه از مرزهای آبی نگهبانی می کنند. کار آنها حفاظت از ماهیگیری، نجات در آبهای سرزمینی و بازدارنده یک حمله دریایی تا رسیدن نیروی دریایی یا هوایی است.

درود به استاد گرامي جناب استاد اگر شما تصميم گير بوديد چه سياستي در برابر عربستان در پيش مي گرفتيد كه هم اقتدار و پرستيژ كشور حفظ شود و هم تنش زدايي قدرتمندانه صورت بگيرد و كسي نتواند شما را به تندروي يا عقب نشيني متهم كند؟ ٢. آيا شما به كشورهاي مدعي جزاير و نام خليج فارس سفر مي كرديد يا احترام به تماميت ارضي و هويت ملي ايران را پيش شرط سفر و عادي سازي روابط قرار مي داديد؟ ٣. اگر براي مثال جبهه ملي در يك نظام دمكراتيك قدرت را در دست بگيرد آيا روند فروش سلاح از سوي غرب به كشورهاي عربي ادامه خواهد يافت يا به نفع ايران معكوس خواهد شد تا توازن نظامي ايجاد شود؟ با سپاس
سعيد
1- می دعوتشان می کردم و در گوششان شرح آسیب هایی که ماجراجویی هر دو طرف می توانند بخورند را فهرست می کردم. از سوی دیگر منافع همکاری را هم بر می شمردم و به آنها مدت نه چندان زیادی را می دادم که تصمیم بگیرند کدام راه را بروند. توازن قدرت تنها به اسلحه نیست. 2- من آنها را دعوت می کردم و یک نقشه راه در رویاروی که همه عوامل بین المللی را در بر داشته باشد توضیح می دادم. می پندارم قانع می شدند! 3- فروش سلاح یک ضرورت برای بقای کارخانه های اسلحه سازیست. ولی ما چنان سطح کیفی اسلحه سازی خودمان را بالا می بردیم که از خودمان هم بخرند.

جناب مهندس زعيم نظر شما درباره سخنان ديروز عادل الجبير درباره مقابله نظامي با اقدامات ايران چيست؟ بعنوان يك تحليل گر آيا اين سخنان را بلوف و ژست ديپلماتيك مي دانيد يا تهديدي واقعي؟
رضا
این کودک پر رو و ماجراجو بزودی همراه با پدرش کنار گذاشته خواهد شد. حتا اگر بلوف باشد، آدمهای بی قرار هر آن می توانند دست به یک دیوانگی بزنند که 100 نفر نتوانند جبران کنند.

اقاي زعيم ببينيد در امريكا هم دمكراسي وجود ندارد http://m.ir.voanews.com/a/ganji-on-us-democracy/3013687.html
این آمار کما بیش درست است، ولی باید توجه داشته باشید که دموکراسی نسبی است و در طی دوران های درازمدت دچار دگرگونی یا اصلاح می شود. از اینکه امریکا در طی سی سال گذشته دچار نفوذ بیش از حد سرمایه داران و دخالت آنها در سیاست شده که شکی نیست؛ و بسیار کشورهای اروپایی از این لحاظ پیشرفته تر هشتند.

آقاي مهندس زعيم همانطور كه مي دانيد امسال قانون حمايت از آمران به معروف و ناهيان از منكر(قانون حمايت از دخالت در زندگي مردن)تصويب شد. از ابتداي انقلاب حجاب اجباري را عاملي براي جلوگيري از گسترش فحشا دانستند و كشورهاي غربي را پر از فحشا.مثال نخ نمايي هم كه مي زنند سوراخ كردن كشتي توسط يكي از سرنشينان است.پس از گذشت سه دهه شما بعنوان يك فعال سياسي و اجتماعي چه پاسخ علمي مي توانيد به اين سياست بدهيد؟ سپاس
من بارها در این باره نوشته ام. این لایحه یکی دیگر از لایحه های ننگین و ضداخلاقی این مجلس مردگان فرهنگیست. لایحه ازدواج با کودکان و فرزندخواندگان هم یک شاهکار دیگر است. این اقایان تمام فکرشان به پایین تنه است و چون خودشان از دیدن یک زن بی حجاب تحریک می شوند، برای کنترل خودشان قانون می سازند. ولی بد نیست به پارتی های آنها به باغ های غصبی یا با پول دزدی خریداری شده لواسان و لشگرک و شمال و غیره سر بزنید. آنگاه دیگر نه هوس لاس وگاس می کنید و نه خیابانهای چراغ سرخ آمستردام یا بانکوک.

درود به استاد گرامي جناب استاد بعضي از مسئولان جمهوري اسلامي گناه عدم پيشرفت كشور را به گردن 300 ميليارد دلار خسارت جنگ مي اندازند. من فكر مي كنم 500 ميليارد دلار(نصف درآمد نفتي پس از جنگ)مي توانست تمام خرابيهاي جنگ را بازسازي كند و نصف ديگرش براي پيشرفته كردن ايران مانند كره جنوبي. از نظر اقتصادي آيا چنين محاسبه اي درست است؟ با سپاس
سعيد
آنها اعلام کرده بودند که 300 میلیارد دلار خسارت جنگ بوده، ولی در همان زمان در نوشتاری من خسارت را 700 میلیارد برآورد کردم، و یکی دو ماه بعد آن را به هزار میلیارد افزایش دادم. اکنون هزار میلیارد در ادبیات خسارت جنگ بکار برده می شود نه 300. آری درست می گویند، ولی کسانی که کشور را اداره می کردند یک دهکده را هم بلد نبودند پیشرفت بدهند.

جناب زعيم يكي از شاهزادگان سعودي فرمودند: اگر از تهران به سمت ما تيري شليك شود كاري مي كنيم كه بگويند اينجا زماني تهران بود.
Reza
این شاهزادگان بزودی کنار خواهند رفت و دهانشان بسته خواهد شد. اینها جمهوری اسلامی را تهدید می کنند، هنوز ایرانیان واقعی را ندیده اند.

درود به استاد گرامي توليد ناخالص داخلي ايران در سال ۵۶ = 70 ميليارد دلار جمعيت ٣۵ ميليون نفر درآمد سرانه 2000 دلار توليد ناخالص داخلي ايران در سال ٩۴ = 400 ميليارد دلار جمعيت ٨٠ ميليون نفر درامد سرانه 5000 دلار توضيح: 70 ميليارد دلار سال ۵۶ معادل 800 ميليارد دلار كنوني است. و 2000 دلار سال ۵۶ معادل 10هزار دلار كنوني است. بنابراين درامد سرانه و توليد ناخالص كنوني ما نصف معادل قبل از انقلاب است.
سعيد
شما باید ارزش دلار و ریال را به نرخ کنونی تبدیل کنید و تاثیر تورم را هم حساب کنید تا اعداد معنا پیدا کنند.

جناب استاد ديدگاه شما درباره مطلب زير چيست؟ سپاس http://m.ir.voanews.com/a/us-uae-iran/3010122.html
سعيد
اینها خل بازی های این آقایان است و واکنش به عملکرد ایران. غنی سازی بکند که چکار کند؟

جناب زعيم چطور تركيه اجازه داد ناوهاي روسي با عبور از بسفر و داردانل براي سوريه اسلحه و تجهيزات ببرند ولي به ما از كانال سوئز اجازه نمي دهند؟
Reza
ترکیه حق ندارد جلوی هیچ کشتی را بگیرد. تنگه ها همه به روی کشتیرانی همه کشورها باز هستند. تنها در مورد تنگه هایی چون هرمز و بسفر، کشتی های جنگی باید با اعلام عدم خصومت به کشور مربوطه بگذرند. فقط در صورتی آن کشور می تواند از گذرشان جلوگیری کند که احساس دشمنی یا حمله کند. کانال داریوش (سوئز) آبراه طبیعی بین المللی نیست. یک کشور در خاک خودش آبراه ساخته و از آن خودش است.

درود به استاد گرامي جناب استاد ديدگاه شما درباره مطلب زير از يك محقق(احتمالن افغانستاني)چيست؟ با سپاس در ایران یک تفکر وجود دارد که بعد از اینکه دولت افغانستان نامش بر سر خراسان گذاشته شد و حدود جغرافیایش تعیین شد و جنگ‌هایی که در ایران شد بر سر هرات نتیجه نداد و انگلیس از افغانستان حمایت کرد و روس‌ها بیشتر از دولت‌های وقت قاجاری در ایران حمایت کرد یک تفکر جدید شوونیستی فرهنگی در ایران ظهور کرد که وارث تمام فرهنگ تمدنی مشترکی که مردمان این منطقه داشتند ایران خودش را شمرد و دولت‌های ناسیونالیستی پشتونی افغانستان هم تمایل برای حفظ این نداشتند و بیشتر یک تفاهم بین دولت‌مردان افغانستان و ایران درعرصه فرهنگی وجود داشت که بیشتر تلاش‌شان این بود که وارث تمام حوزه فرهنگی در داخل افغانستان را ایران معرفی کنند و خود پشتون‌های افغانستان همان فرهنگ بدوی و قبیله‌ای خود را فرهنگ بومی و تاریخی نشان دهد. اتفاقا‌ً‌ همین تاثیر فرهنگی است که مسئله‌ای است که مرکزیت ندارد. تاثیر فرهنگی نیست که از داخل خاک ایران یا به هیچ صورتی که بتوانیم به مسئله سیاسی ربط بدهیم... دنیای فردوسی دنیای شرق ایران است. دنیای فردوسی اتفاقا‌ً‌ افغانستان است. رستم فردوسی دارد در زابلستان زندگی می‌کند که قندهار است و می‌رود با یک نفر در سمنگان در تخارستان ازدواج می‌کند و پدربزرگش پادشاه کابل است. اتفاقا‌ً‌ دنیای فردوسی دنیای افغانستان است. یعنی اگر بخواهیم قضیه فرهنگی را پولیتکال و تریتوریال کنیم اینجاست که افغانستان می‌شود آن (حالا هر چیزی که در ذهن فردوسی هست) از نظر منطقه فرهنگی.
سعيد
آن پژوهشگر افغانستانی تا حدود زیادی درست می گوید، ولی آنچه که باید به آن توجه کند اینست که که: 1- بر سر هرات، بریتانیا به یاری افغانستان نیامد، بلکه با حمله به بوشهر و تهدید به تصرف جزیره های ما در خلیج پارس، دولت قاجار را وادار کرد از هرات عقب نشینی کند. بریتانیا افغانستان را برای یک حایل میان روسیه و هندوستان می خواست و هیچ اعتنایی به خواست آنها نداشت. 2- استانی که ما در این جنگ از دست دادیم، آریانا بود که هرات مرکز آن بود. 3- دانایان فرهنگ ایران، آن را فرهنگ "ایرانی" یا "ایرانشهری" می خوانند نه فرهنگ ایران در چارچوب مرزهای سیاسی کنونی. من خود بارها در نوشته و سخنرانی هایم از مردم افغانستان و تاجیکستان به عنوان هم میهنان جدا افتاده از وطن نام برده ام. نه افغانستان تفاوتی با ایران دارد و نه ایران با افغانستان. همانگونه که فردوسی از آن ایران است، پورسینا و رازی و حافظ و خیام هم از آن افغانستان هستند.

جناب زعيم واقعا توليد ناخالص ما بدون نفت از تركيه و كره بالاتر بود؟ اگر اين گونه است پس فاجعه كه اكنون با نفت هم پايين تر از آنها هستيم 2. فكر كنم درامد سرانه ما ٣ برابر تركيه و ٢ برابر كره جنوبي بود.
Reza
در آمد سرانه ما کمی از ترکیه بیشتر بود و 30% از کره جنوبی بیشتر بود. امروز ترکیه دو برابر ما و کره جنوبی پنج برابر ماست.

جناب استاد آيا اكنون عربستان توان كمك نظامي به عمان يا ديگر كشورهاي عرب را دارد؟
سعيد
شما خودتان داوری کنید. آنها به یمن کمک نظامی کردند. فقط بمب روی مردم می ریختند ولی ارتش آنها توان جنگیدن روی زمین را نداشت. من تصور نمی کنم عمان هرگز از عربستان کمک نظامی بخواهد.

درود به استاد گرامي درباره درباره درامد سرانه آقاي دكتر سعيد ليلاز فرمودند: اكنون با محاسبه قدرت دلار درامد سرانه ما نصف معادل سال 1356 است(بايد 10هزار دلار بود ولي اكنون 5هزار دلار است).. طبق اين محاسبه آقاي ليلاز توليد ناخالص داخلي كنوني تركيه با محاسبه قدرت دلار معادل توليد ناخالص سال 1356 ايران است. سپاس
سعيد
ایشان دوبرابر شدن جمعیت و تورم را هم باید به حساب آورد. درآمد سرانه کنونی حدود 5000 دلار درست است. که اندکی بیش از 56 است، درآمد سرانه ما باید دستکم 10 هزار دلار می بود، ولی با روندی رشد اقتصادی که در پیش بود و اگر ارزش پول ما اینقدر کاهش نمی یافت، می توانست از 20 هزار دلار هم بگذرد.

آقاي زعيم ثروتمندان خارج از نظام مقدس هم كم جرم انجام نداده اند. ماليات ندادن،رشوه ،اعمال نفوذ،جنس يك توماني را ده تومان به مردم فروختن و...
مالیات ندادن، رشوه، اعمال نفوذ، گران فروشی و... و... همه به دلیل ناکارآمدی و فساد نظام است.

‎برخی از سخنان تکراری و بی اساس پانها وتحریک شدگان ‎١.اسیمیله کردن ملل غیرفارس: اینان توضیح نمی دهند که ملت فارس کیست؟ کودکی که مثلا از پدر ترک و مادر کرد در تهران متولد شده کجایی است؟ یا پدر بلوچ و مادر عرب در اصفهان؟یا پدر تهرانی و مادر ترکمن در تبریز؟ یا پدر شیرازی و مادر ترک در کرمانشاه؟ مشابه این آمیختگی ها در طی بیش از هزاران سال در ایران رخ داده و عملا چیزی به نام ملت فارس نداریم ‎٢.تلاش برای نابودی زبان مادری: اینان توضیح نمی دهند که آیا به دلیل صحبت به زبان محلی یامادری مجازات شده اند!؟ آیا(مانند ایران پس از حمله اعراب) زبانشان را سوراخ کرده اند!؟ آیا از دانشگاه اخراج شده اند!؟ تنها خواسته مشروع آنها آموزش زبان محلی یا مادری است که کسی هم مخالفتی باآن ندارد. ‎٣.تحمیلی بودن زبان پارسی: این در حالی است که پس از اسلام و از زمان سامانیان(یعنی بیش از ۱۱۰۰ سال)زبان پارسی دری زبان مشترک همه اقوام ایرانی بوده و در قانون اساسی مشروطه که رهبرانش وطنپرستانی مانند ستارخان و باقرخان بودند به عنوان زبان رسمی پذیرفته شده است.معلوم نیست اگر قرار باشد پارسی، زبان رسمی نباشد ایرانیان بایدبه چه زبانی باهم ارتباط برقرار کنند!؟ آیا باید مترجم بیاورند!؟ ‎ ٤.حمله به زبان پارسی و بی ریشه دانستن آن: این مساله که از لطیفه های مسخره است.هر انسان باسوادی میتواند با یک تحقیق ساده جایگاه زبان پارسی را که از هند تا اروپا گسترده بود دریابد.زبان ديواني و رسمي حكومت عثماني.زبان رسمي ٨٠٠ ساله در هند. معلوم نیست اگر ما پان فارس و فاشیست هستیم این دوستان چرا از ما الگو میگیرند و به زبان پارسی حمله می کنند!؟ آیا تحریف و دروغ بافی درباره زبان پارسی باعث شکوفایی زبان مادری آنان می شود و از اسیمیله شدن جلوگیری می کند!؟ ‎٥.وجود بیش از ۳۵ میلیون ترک زبان در ایران: این در حالی استکه در منابع معتبر وسرشماری ها تعداد كل ‎ هموطنان ترک زبان حداکثر 19درصد جمعیت کشور است نه ۳۵میلیون ادعایي ‎٦.ترک دانستن آذربایجان از هزاران سال قبل: این در حالی است که با نگاهی به تاریخ و آثار مورخان برجسته غیرایرانی مانند پروفسوراقرار علیوف و دکتر جواد هیات(که از پانترکهای متعصب است)ورود گسترده قبایل اغوز به آذربایجان از زمان سلجوقیان و سپس ایلخانان است و ترک زبان شدن آذربایجان روندی بسیار طولانی بوده که در زمان صفویه تکمیل و غالب شده است
Reza
1- این دری وری ها طرح جداسازی مردم ایران توسط قدرتهای بیگانه بوده که جوانان ما را با دروغ و تحریف تاریخ و تفرقه افکنی بدبین کرده اند. 2- یکی از محورهای تفرقه افکنی همان ابزار جداسازی زبان و ناتوان سازی زبان ملیست. 3- بزرگترین مروج زبان پارسی مغولان، سلجوقیان و عثمانیان بوده اند، که زبان پارسی را زبان رسمی و خود آن را آموختند و به پارسی سخن می گفتند و می نوشتند. 4- حمله به زبان پارسی از زمان تشکیل فرقه پان ترکیسم توسط ام آی 6 در سده گذشته برای تضعیف ایران بود. پان ترکیسم را به عنوان یک گروه تروریستی تشکیل داده بودند تا در شهرهای شمالی ایران ایجاد جنگ داخلی کنند. 5- دروغگویی و تحریف تاریخ و آمار ابزار کار پان ترکها است. 6- در اینباره آنقدر مدرک و تاریخ و پژوهش وجود دارد که خیلی آسان می توان آنها را در میان مردم رسوا کرد. چیزی شبیه نام خلیج پارس. ولی مشکل ما بیش از پان ترکها و ام آی 6 و سازمان امنیت ترکیه و الهام علیف، خود جمهوری اسلامی است که زبان پارسی را سه دهه است زیر پا گذاشت و زبان و تاریخ و جغرافیای عربستان را ترویج می کند

جناب زعيم اگر بخواهيم شاخص و معياري براي روابط ايران با كشورهاي عربي از نظر اقتدار و منافع ايران ارائه دهيم شما دوران قبل از انقلاب را انتخاب مي كنيد يا دوران محمد خاتمي؟ سپاس
Reza
در دوران خاتمی به علت خطر ترویج شیعه گری در کشورهای سنی عرب، آنها به ما اعتماد نداشتند و جنگ عراق نشان داده بود که ایران با وجود قتل عام بهترین فرماندهان ارتش و نیروی هوایی و دریایی توسط نظام جمهوری اسلامی، دیگر ایران اواخر ساسانی نیست. یک احتیاط متقابل حکمفرما شده بود. ولی با آمدن احمدی نژاد شیخ عربستان به او که، در هر هال، لقب رییس جمهور ایران را حمل می کرد، بد جوری توهین کرد. پیش از انقلاب احترام ایران واقعی و احتیاط یکطرفه بود.

درود ١.شیخ عیسی امیر بحرین در گفتگویی با سفیر ایران در منامه در فروردین ١٣۵٣ گفت: عربستان سعودی از حضور نیروهای ایران در عمان راضی نیست و پشیمان است که چرا به درخواست سلطان قابوس برای کمک، بموقع پاسخ نداده و راه را برای ایران باز گذاشته است. جناب زعيم اگر برخي معتقدند كه ما براي رفتن به ظفار از عربستان و مصر كسب تكليف كرديم و آنها پذيرفتند ديگر نارضايتي عربستان براي چه بود!؟ اين مساله نشان مي دهد ما خودمان تصميم گرفتيم به درخواست دولت عمان پاسخ مثبت بدهيم و ربطي هم به عربستان و مصر نداشت. وقتي دولت عمان از ما درخواست كمك كرد به عربستان و مصر چه ربطي داشت كه بخواهند حرف بزنند!؟ مگر عمان تحت قيمومت آنها بود!؟ ٢.دولت‌های عرب خلیج فارس در دي١٣۵۴ تصميم به ایجاد یک خبرگذاری مشترک با عنوان خبرگزاری دولت‌های عرب خلیج عربی گرفتند.دولت ايران در اعتراض به این حرکت اعراب که با توجه با تلاش‌های سودمند خود در مبارزه با جنبش ظفار، آنرا نوعی ناسپاسی و خیانت می‌دانست، واکنش شدیدی نشان داد از این رو، شهیدزاده سفیر ایران در عراق، زندفرد از کویت، رائد از عربستان، سعیدی از بحرین، بهنام از امارات عربی، شفا از قطر و خردمه از عمان فرا خوانده شدند و ایران از شرکت در جلسه نمایندگان کشورهای حوزه خلیج فارس خودداری کرد. در نهایت، با سفر قیس الزواوی وزیر خارجه عمان به ایران و گفتگو با دكتر خلعتبری و سایر مقامات بلندپایه، تنش‌های موجود فروکش کرد. جناب زعيم اين عمل ايران اقتدار بود نه حقارت دوران خاتمي و روابط به ظاهر خوب اما با ادامه ادعا به جزاير و نام خليج فارس. همچنين نشان مي دهد كشورهاي عرب بسيار ناسپاس و غيرقابل اعتماد هستند و به همين دليل هيچگاه نبايد قوي باشند و هرچه بيشتر با هم به جنگ و درگيري مشغول باشند و ضعيفتر شوند به نفع ايران است. مانند يمن، سوريه، عراق، ليبي و... اين بر اساس ژئوپلتيك و توازن قواست سپاس
Reza
1- در آن هنگام عربستان توان کمک نظامی به عمان را نداشت و عمان با همهنگی ایران درخواستی را کرد که ورود ایران به ماجرا با حفظ احترام به همسایگان انجام بگیرد. آنها هم می دانستند که با توجه به روابط کهن ایران و عمان و اینکه ما در عمان هم پایگاه داشتیم، کمک با طبیعی می بود، و احتمالن ما اجازه نمی دادیم آنها وارد عمان شوند. 2- درست است. این بازیها را جمال عبدالناصر درآورده بود که آرزو داشت رهبر یک اتادیه از کشورهای عرب و عرب زبان شود. او بود که تخم لق پان عربیسم را شکست.

جناب زعيم آيا پيش از انقلاب كه ما به ظفار رفتيم با موافقت عربستان و مصر بود يا به تصميم خودمان(پس از درخواست سلطان قابوس؟ بعضي از دوستان طوري در اين باره حرف مي زنند كه انگار ايران حقيرانه پس از كسب اجازه از عربستان و مصر به ظفار رفت
Reza
ما تنها به درخواست دولت عمان رفتیم که یک دوست هزاران ساله ما است.

درود به استاد گرامي جناب استاد آيا توليد ناخالص داخلي ما پيش از انقلاب بدون نفت هم از تركيه و كره جنوبي بالاتر بود؟ ٢. گفته ميشود درامد سرانه ما در حال حاضر نصف معادل پيش از انقلاب مي باشد. درست است؟ ٣. اگر انقلاب رخ نميداد يا حداقل سياستهاي درست ادامه پيدا ميكرد آيا امروز مي توانستيم توليد ناخالص داخلي 3 تريليون دلاري (پنجمين قدرت اقتصادي جهان) داشته باشيم؟ سپاس
سعيد
1- آری. تولید ناخالص داخلی ایران در 1357، 4300 دلار با ضریب تورم 0/5 درصد و جمعیت 38 میلیون، سال 1394 حدود 16900 دلار با ضریب تورم 253% و جمعیت 79 میلیون. معنایش به زبان ساده این است که تولید ناخالص داخلی با احتساب ارزش کنونی دلار، در سال 57، حدود 150 میلیارد دلار و امروز حدود 250 میلیارد دلار با دوبرابر جمعیت. یعنی هیچ تغییری نکرده است. البته این اعداد تخمینی است. تولید سرانه در سال 1357: ایران 2300 دلار، ترکیه 2083 دلار و کره جنوبی 1778 دلار بود. در سال 1392، ایران 4743، ترکیه 10971 و کره جنوبی 25980 دلار. 2- درآمد سرانه ما تقریبا همان است که در سال 57 بود، ولی حدود 5 درصد افزایش یافته است. 3- سه ترلیونی نه، ولی بی شک مسیرمان بسوی 2 تریلیون می بود. 2-

بعضي از اپوزيسيون خارج نشين به گونه اي صحبت مي كنيد كه انگار ايران بايد در تمام سياستهاي منطقه اي خود با عربستان و ديگر كشورهاي عرب هماهنگ كند و از آنها كسب تكليف كند و نه اينكه يك سياست مستقل ملي داشته باشد. انگار ما يك كشور حقير و كوچك هستيم كه عربستان براي ما تعيين تكليف كند. ما بزرگترين قدرت بالقوه منطقه هستيم كه متاسفانه با سياستهاي اشتباه حكومت اكنون جايگاه پيش از انقلاب را نداريم ولي اگر از اسب افتاديم از اصل نيفتاديم. بقيه كشورهاي منطقه بايد دنباله رو سياستهاي ما باشند نه اينكه ما دنباله رو عربستان و ... باشيم.مگر پيش از انقلاب ما نقش برتر در منطقه نداشتيم و همين عربستان و مصر در اكثر موارد با سياستهاي ما هماهنگ نبودند!؟ اين دوستان اپوزيسيون طوري حرف مي زنند انگار ايران بايد تن به هر حقارت و ذلتي بدهد تا ملك سلمان لطف نموده و يك ميليون بشكه نفت كمتر توليد كند تا اندكي درآمد نفتي ايران بالاتر برود! فكر كنم خوب است كه جزاير و خليج فارس را هم به آنها بدهيم تا آنها به ما لبخند بزنند و قيمت نفت بالاتر برود! اين چه اقتصادي است كه افزايش يا كاهش درآمدش وابسته به تصميم سياسي يك كشور ديگر است و اين دوستان كه خود را ملي مي دانند از آن حمايت مي كنند!؟ آيا شاه يا مصدق با چنين اقتصاد و حقارتي موافق بودند!؟ ايران با روابط گسترده با غرب مي تواند اقتصادش را توسعه دهد نه از طريق باج دادن به عربستان. آيا ما با باج دهي به اعراب توانستيم پيش از انقلاب ايران را قدرت برتر منطقه كنيم!؟ آيا با باج دهي توانستيم دهان امارات را ببنديم يا با قدرت ملي خودمان!؟ آيا با باج دهي به صدام يا عربستان توانستيم حاكميت ايران را بر شرق اروند رود تثبيت كنيم يا با قدرت ملي ايران!؟
Reza
من اوپوزیسیونی را نمی شناسم که چنین بیاندیشد. تردیدی نیست که او همانا از گمراهان است.

آقاي مهندس زعيم من شخصي از طبقه متوسط هستم كه از ثروتمندان بدم مي آيد و دوست دارم آنها محاكمه و زنداني شوند. آيا اين تفكر به منافع ملي ايران صدمه مي زند؟
کار خوبی نمی کنید که از ثروتمندان متنفر باشید. اگر کسی بر پایه دانش و نوآوری و کارآفرینی و تلاش خود ثروتمند شده باشد به جامعه سود رسانده و ستایش انگیز است. می پندارم منظورتان ثروتمندان درون نظام مقدس جمهوری اسلامی است که 99% آنها دزد و غارتگر هستند و دستشان در جیب ملت است.

جناب استاد ديدگاه شما درباره گسترش حضور نظامي روسيه در سوريه چيست؟ هدف مسكو نامشخص است. چون خودش ميداند كه اسد در پايان مرحله گذار، رفتني است و حكومتي كه پس از آن روي كار مي آيد به دليل تنفر مردم از روسيه نمي تواند حضور روسها در پايگاه طرطوس و لاذقيه را تمديد كند. سناريوي كريمه هم هرگز قابل پياده كردن در آنجا نيست. در نتيجه آيا روسيه مي خواهد طرطوس و لاذقيه را حتا پس از اسد در اشغال نگه دارد؟ با سپاس
سعيد
هدف مسکو جلوگیری از رسوخ داعش به روسیه است. دیروز داعش قفقاز هم از چچنی ها و ازبک ها و قزاق ها و غیره در سوریه تشکیل شد. هدف آنها رسیدن به مرزهای روسیه است. روسیه چاره ای بجز تلاش برای پیشگیری ندارد.

درود به استاد گرامي جناب استاد قندوز توسط طالبان سقوط كرد.البته مطمئنم كه بيرونشان مي كنند ولي اوضاع افغانستان واقعا تاسف بار است. پس از 14 سال هنوز امنيت كامل برقرار نشده و مردم روزانه كشته مي شوند.طالبان جري تر و گستاخ تر شده. امريكا هم كه اخطار جدي به حكومت پاكستان نمي دهد! با سپاس
سعيد
نفستان را بس کنید که در ایران هم ممکن همین رخ دهد. پاکستان روی حرف امریکا حرف نمی زند!

با درود صرفا روابط خوب با همسايگان باعث حفظ امنيت ملي نمي شود.روابط خوب سر جاي خود،اما در واقع قدرت ملي است كه باعث حفظ صلح و حفظ روابط خوب ميشود. همانطور كه قدرت ايران باعث شد عراق به قرارداد 1975 وفادار بماند، ولي به محض اينكه احساس كرد ايران ضعيف شده قرارداد را پاره و به ما حمله كرد و كشورهاي عرب هم حمايتش كردند. اگر شما قدرتمند نباشيد يا همسايگانتان قوي باشند هرگز نمي توانيد با روابط خوب امنيت و منافع كشور را حفظ كنيد. قدرت تضمين كننده صلح است نه صرفا روابط حقارت بار به ظاهر خوب.مانند دوران جمهوري اسلامي از جمله خاتمي. ٢. درباره كشف شبكه هاي جاسوسي ايران در كويت و بحرين بايد اشاره كنم كه ايران بعنوان بزرگترين قدرت بالقوه منطقه بايد از آنچه در اطرافش مي گذرد با خبر باشد،به خصوص از كشورهاي عرب كه مي توانند خطري براي ما باشند. در دوران پيش از انقلاب هم ساواك در تمام كشورهاي منطقه شبكه جاسوسي داشت .ايران بايد حضور و نفوذ امنيتي در كشورهاي منطقه داشته باشد مانند پيش از انقلاب. با سپاس
Reza
1- من هیچگاه قدرت ملی را کم ارزش تلقی نکرده ام. 2- شبکه جاسوسی در کشورهای بالقوه متخاصم هم از ضروریات است. امروز هم وزارت اطلاعات کم جاسوس در کشورهای دیگر ندارد و آنرا ششمین سازمان اطلاعاتی قدرتمند می شناسند.

از قسمت "البته هرچه كشورهاي عربي ضعيفتر باشند..." نظر من است نه دكتر باوند. در سياست خارجي بايد ماكياوليست بود تا بتوان منافع كشور را تامين كرد مانند هنري كيسينجر و ريچارد نيكسون
Reza
در سیاست خارجی باید واقع نگر بود و هوشمند.

هادي منصور رييس جمهور قانوني يمن نيست.او خيانتكاري است كه براي بدست آوردن دوباره قدرت از بمباران و نابودي كشورش توسط يك دولت بيگانه حمايت كرد.حالا اگر كسي مي خواهد بخاطر اين حرف من را متهم به حمايت از حوثي ها و جمهوري اسلامي كند من هم مي توانم آنها را به حمايت از عربستان متهم كنم. به قول دكتر هرميداس باوند: هادي منصور مهره عربستان است. البته هرچه كشورهاي عربي ضعيفتر باشند و با هم به جنگ مشغول باشند به نفع ايران است.مانند درگيري عراق و سوريه پيش از انقلاب١٣۵٧ كه باعث ميشد توان دو كشور عربي دشمن ايران به تحليل برود.يا جنگ داخلي كنوني در سوريه، عراق، ليبي و يمن
Reza
درست است، هادی منصور را مردم یمن پذیرا نیستند. او بی اندازه خود را زیر چتر عربستان قرار داده است.

شاگرد نوازي مي فرماييد استاد. فارغ التحصيل رشته حقوق هستم. سپاس از شما
سعيد
آن چیزی که این کشور نیاز دارد، البته حقوق مدنی نه حقوق اسلامی.

جناب استاد خاطرات بصورت كتاب الكترونيكي خواهد بود؟ چه زماني منتشر ميشود؟ ٢. اين طرفداران جمهوري اسلامي مي گويند: مثلن آن موقع مردم پيكان سوار مي شدند و الان تويوتا و هيوندا.
سعيد
طول می کشد. کمترین آن اینست که مدیرعامل یکی از شرکتهای گولدن استار و لاکی کره جنوبی که به ایران آمده بود، به دفتر من هم آمد 1358، و از من خواست که پارس الکتریک را با آنها شریک کنم که از تکنولوژی و تجربه آنها برای ساختن صنعت تلویزیون سازی استفاده کنند. یک مشت آدم ناوارد به جان صنایع مهم ایران افتاده بودند و فقط موجودی انبارهای می فروختند و صنایع را به تعطیلی می کشاندند.... اکنون آن دو شرکت ادغام شده اند و ال جی هستند و پارس الکتریک نابود! در 1355 یا 6 رییس جمهور کره جنوبی به ایران آمد، و از شاه خواست که اجازه بدهد ایران ناسیونال (ایران خودرو) کارخانه ای هم در کره بزند تا صنعت خودرو سازی آنها پا بگیرد. چین که در "دهه طلایی" جمهوری اسلامی از من به عنوان یکی از صد شخصیت جهانی که دعوت کرده بود به توسعه صنعتی چین کمک کنند، از جمله خواست که از صنایع نفت ایران بخواهم متخصصان نفت را در یک مشارکت برای اکتشاف و استخراج و پالایش به چین بفرستند و در صنایع نفت چین مشارکت کنند. آنها در سطح راس هیئت رئیسه با من برای این موارد یک پروتکل امضاء کردند و در رسانه های و تلویزیونشان اعلام کردند. در ایران موجودی وزیر نفت بود که اهمیت موضوع را برای کشور درک نمی کرد و باوجود وعده ملاقان با من دیدار نکرد که من چه حقی دارم برای جمهوری اسلامی پروتکل امضاء کنم. از معاونش نژاد حسینیان و از معاون سیاسی اش که مردان فهمیده ای بودند بپرسید که چه گذشت. اکنون ما باید صنایع نفت چین را در دست خود می داشتیم و یا دستکم شریک می بودیم. داستانها زیاد است و خشم من زیادتر. کشور من را در همان "دوران طلایی" نابود کردند. احمدی نژاد فقط از خرابیها و آشفتگی ها و نادانی ها سوء استفاده کرد و کشور را شخم زد. حالا دوباره این تحفه ها می خواهند بیایند کشور را اداره کن��z�6د.

جناب استاد من از كودكي به تاريخ و سياست علاقه داشتم و يك متوهم هستم كه آرزو دارد در ايران دمكرات آينده وزير خارجه بشود.. البته مطمئنم اگر از شما نظر بخواهند توهم من را تاييد مي كنيد. قسمت آخر مزاح بود. با سپاس
سعيد
همینقدر که شما نسبت به ایران و امنیت کشور و قدرت کشور و پیشرفت حساس هستید، شما را یک نامزد معتبر می کند. من در پرسشهای شما هیچ نشانی از تعصب و تبعیض یا احساس حقارت ملی ندیده ام.

درود آقاي زعيم اين مطلب درست است؟ ترک‌ زبان شدن آذربایجان یک امر تدریجی بود و پیچیده.مانند هر مسئله‌ی دیگر تاریخی، نمیتوان جزئیات آن را ثانیه به ثانیه شرح داد.آنچه ثابت شده است، همان اینست که زبان پیشین آذربایجان، ایرانی بوده است. زیرا از ترکان در این ناحیه، هیچ سند و دستاورد فرهنگی پیش از ورود قبایل غوز وجود ندارد. نامهای شهرها و آذربایجان همه یک‌سره ایرانی است. گردشگران نیز زبان این ناحیه را فهلوی شمرده و آثاری به زبان تبریزی در کتاب سفینه تبریز و فهلویات دیگر، و ایرانی بودن مادها و زیر حاکمان ایرانی و (اندکی عرب و یونانی) بودن این مناطق تا سلجوقیان. این نکته نیز مهم است که خزرها هرچند در دوران امویان به آذربایجان شبیخون زدند، ولی هر بار از این مناطق بیرون رانده میشدند و این مناطق را هرگز برای درازمدت در دست نداشتند (حداکثر شاید پنج ده سال)که آن را ترک ‌زبان کنند.برای همین هیچ آثاری از خزرها در آذربایجان نیست و اصولاً زبان خزرها، هرچند هنوز خوب شناسایی نشده است، ولی جزو ترکی شرقی بیشتر دانسته شده است و از ترکی اغوزی جدا میباشد. دوم اینکه در آن دوران مرزها مانند امروز نبود.و این تنها آذربایجان نبود که ترک‌زبان شد، بلکه آران/شروان، سغد و خوارزم، مناطقی از افغانستان، بخش اعظم ترکیه، و حتی بخشهایی از خراسان، فارس، و مکان‌های دیگر. چند مکان دیگر ایران نیز مانند لرستان که چراگاه‌های وسیعی داشتند زیر نظر حاکمان ایرانی‌تبار(هزاراسپان یا همان اتابکان لرستان که کرد/لر بودند)بود و همچنین مکان اصلی مهاجرت ترکان،همان منطقه چراگا‌ه های پیوسته آران/شروان و آذربایجان و علفزارهای وسیع آناتولی بوده است و نه جنوب ایران. یعنی الزاماً هر مکانی که چراگاه داشت، ترک ‌زبان نشد، اما مناطقی که چرا‌گاه داشتند (مانند آذربایجان) نسبت به اصفهان یا یزد یا بلوچستان، برای ترکان مناسب تر بودند.پس ترکان سرزمین استپهای وسیع میخواستند و نه یک منطقه کوچک مثلا در حدود بخشی از کرمان(ترکانی که به این مناطق مانند یزد امدند تعدادشان زیاد نمیشد زیرا چراگاه های فراوانی در این مناطق نبود).مناطق شمال و لرستان زیر کنترل حاکمان محلی بود که بارها این حاکمان هر زمان امپراتور مرکزی ضعیف میشد، قدرت نمایی میکردند.این حکومتهای محلی باجگزار حکومتهای بزرگ‌تر بودند ولی آن حکومت‌های بزرگتر نیز به این محل‌ها حمله مستقیم نمی‌کردند، زیرا سودی برای آنها نداشت و به علاوه، این نواحی مسلمان بودند.این مناطق نیز به انداز استپهای وسیع مثلث آناتولي-آران-آذربایجان نیستند و مهاجرت اصلی ترکان، به مناطق آناتولی بوده است که میبایست از آذربایجان نیز گذر کنند. یکی دیگر از دلایلي که آناتولی(و نه جنوب و مرکز ایران) که مورد توجه ترکان اغوز گرفته بود، جایگاه مسیحیان بود و اینها میتوانستند به عنوان "جنگ با کافران" آن را فتح کنند و بدست بگیرند.اما مناطق دیگر ایران مسلمان بود.حتی پادشاهان سلجوق به این قبایل میگویند که مناطق ایران به اندازه کافی برای شما علفزار ندارد، و برای چراگاه های جدید، باید سرزمین کافران را فتح کنید که آنها نیز به جان روم و بیزانس میفتند.همچنین باید دانست در آنزمان مرز ثابت بین آناتولي/آران/آذربایجان نبوده است و باید این منطقه را يک استپ علفزاری وسیع پیوسته دانست، که به یقین، مورد جلب توجه ترکان بوده است و هیچ جای ایران به اندازه این مثلث وسیع، علفزار ندارد.هیچ جای دیگر ایران پلی برای این مهاجرت نیست و اینها برای نمونه چون از آسیای میانه میامدند، ناچار از آذربایجان میگذشتند.
رضا
اطلاعات شما درست است. ولی خزرها اگر هم تورک بوده اند، زیر فشار خلیفه بغداد و امپراتوری روم خاوری که هر کدام می خواستند دین خود را تحمیل کنند، یهودیت را برگرفتند. آنها بعدها زیر فشار تزارها به اروپا مهاجرت کردند و بیشتر در لهسیتان و آلمان سکنی گزیدند. اکنون خزرها همان "صحیونیست ها" هستند که پس از اختراع کتاب مذهبی تلمود در سده دهم میلادی ادعای کنعان و سرزمین موعود را کردند. تلمود به علت شکست و سرکوب آنها در طی سده ها از ایران که همیشه برای غارت به آن حمله می کردند، علیه ایران نوشته شده و اینکه ایرانیان باید همه برده یهودیان باشند یا کشته شوند و سرزمین ایران باید نابود شود و غیره. یهودیان اصیل ایران و خاور نزدیک، ایران را خانه خود می دانند و کورش را پیامبر-گونه خود می شناسند و همین معنا در تورات آمده است. پان ترکها که توسط همین صحیونیست ها در سده گذشته برای مبارزه و تجزیه ایران اختراع شده، کلا دروغ می گویند. هر چه می گویند دروغ و تحریف تاریخ و هویت سازی برای اندک شمار خودشان است که از هویت راستین خود افتخار ندارند.

درود به استاد گرامي جناب استاد آيا رفاه اقتصادي و سطح زندگي مردم پيش از انقلاب بالاتر بود يا در شرايط كنوني؟ بعضي از طرفداران جمهوري اسلامي مي گويند: اكنون مردم نسبت به پيش از انقلاب بيشتر اتومبيل دارند و حتا مي توانند اتومبيلهاي گران قيمت ژاپني و كره اي را بخرند. با سپاس
سعيد
شوخی می کنید! این طرفداران جمهوری اسلامی را برای درمان به تیمارستان بفرستید. شعور داشتند به آمار اقتصادی می نگریستند. ما از کره و مالزی و چین و ترکیه و ... و ... جلوتر بودیم. چین و ایرلند و کانادا و سری لانکا از یک ایرانی مانند من برای توسعه اقتصادی کمک می خواستند. اسکناس ایران در همه کشورها و فروشگاههای اروپا و امریکا قابل خرج کردن بود. و هزار چیز دیگر. اگر شرایط واقعی آن زمان را برایتان بگویم، که بزودی در خاطراتم منتشر خواهم کرد، شما فقط خواهید گریست.

درود به استاد گرامي جناب استاد مقاله اي زيبا بود،ولي ما در دنياي واقعي زندگي مي كنيم نه آرماني.واقعيت روابط بين الملل و سياست خارجي مي گويد:اگر صلح ميخواهيد بايد قدرتمند باشيد. واقعيت ملموس مي گويد : تهديد نظامي يكي از ابزارهاي سياست خارجي است و هرچه كشوري قويتر باشد بيشتر و بهتر از اين ابزار استفاده مي كند.به گفته: هانس مورگنتا: كشورها در رقابت هميشگي بر سر منافع ملي هستند. كيسينجر و برژينسكي هم. با سپاس
سعيد
من هیچگاه نگفتم کشور نباید قدرت داشته باشد. مگر این من نبودم که نخستین بار خطر داعش را درک کردم که اعلان جنگ دادم! از جمهوری اسلامی صدایی در نمی آمد. شاید این بی صدایی تاکتیک بوده، ولی پس از نوشتار من، آنجور که من از درون جامعه امنیتی نظامی شنیدم توجه ها تیزتر شد.

شما می توانید نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید

   
 : نام ونام خانوادگي
 : توضیحات

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمائید
 
   
   
 

      



 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد