Sunday, September 23, 2018   امروز ,   يکشنبه 1 مهر 1397 خورشیدی

جزئیات مطالب  

   
18 تير 1395
پیام به روحانیت راستین ایرانی: بیایید از نو بشکفیم - کورش زعیم

پیام به روحانیت راستین ایرانی

Image result for ‫خشکسالی‬‎

بیایید از نو بشکفیم! 

از: کورش زعیم

 

اروپا پس از تاریخ خونین هزارساله خود که آغشته به بیداد و جنایت و فساد و خرافات به نام مذهب بود، اکنون نماد صلح و رواداری و برابری همه مردم علیرغم باورهایشان شده است. ما هم کمابیش چنین تاریخ مذهبی خونین و آکنده از فساد و دروغ و خیانت به مردم و میهن را داشته ایم، که هنوز هم از آن رنج میبریم. آیا اینهمه دروغ و خرافات و فساد و حق کشی سدها ساله به بهانه مذهب که در سه دهه گذشته باززنده سازی شده، برای میهن ما بسنده نیست؟ در این سه دهه بنام دین بیش از سد سال به مردم و میهن ما آسیب وارد آمده و ما را به یکی از عقب افتاده ترین، فاسدترین و منفورترین کشورها درآورده، که اگر ادامه یابد بزودی نه اثری از دینداری و نه از ایران بجای خواهد ماند. در این زمان سرعت خیره کننده پیشرفت جهانی، سرعت پسرفت ما هم خیره کننده بوده است.

پاپ های کاتولیک در سده اخیر که خطر رویگردانی مردم از مذهب سختگیر و آکنده از خرافات خود را درک کرده بودند، روش مردمداری خود را تغییر دادند. پاپ جان پُل دوم یکی از آغازگران این تحول بود و اکنون پاپ اینوسنت شانزدهم آنرا به اوج خود رسانده و مذهب کاتولیسم را در مسیر خرافات زدایی و مردمگرایی قرار داده است. آیا زمان آن نرسیده که شما روحانیان خوب و واقع بین شیعه، هرچند که در اقلیت فاحش هستید و همبستگی هم ندارید، بکوشید پاپاهای نوگرای شیعه ایرانی شوید؟

شما که خود به خرافات و فساد دینی باور ندارید، چرا در برابر این همه دروغ و بی اخلاقی و فساد و خشونت هم صنفی های خود ساکت نشسته اید؟ اگر آیت خدا هستید و به حمایت خداوند ایمان دارید از چه می هراسید؟ شما هستید که گوش مردم ناآگاه و کم سواد و ساده لوح را در کنترل خود دارید، شما هستید که مردم فقیر و مستاصل به امید راست بودن معجزه امامان و امامزادگان، پول ته جیب خودرا صدقه میدهند و در ضریحها میریزند تا شاید معجزه ای در کاهش دردها و فقر و استیصال آنان رخ دهد. مسئولیت شما بس بزرگ و مردمیست، بویژه در شرایط خطیر کنونی که موجودیت کشورمان با سیاستهای روحانیان حاکم در تهدید است. سکوت شما در برابر کژی ها، نادرستی ها و ناراستی ها را تاریخ فراموش نخواهد کرد.

شما به غارت خزانه ملی در این سه دهه، بویژه در دهه گذشته که کشور به ویرانی کشانده شد، فقر و فساد به اوج تاریخی رسانده شد و زمینه برای جنگ داخلی و حمله بیگانگان فراهم آورده گشت بی اعتنا بودید. شما به هزار برابر شدن اعتیاد و تجاری شدن روسپیگری با تایید نهادهای مذهبی به نام صیغه ساعتی بی اعتنا بوده اید. شما به گسترش قاچاق رسمی، غارت رسمی اموال عمومی، انحصار و احتکار کالاهای ضروری مردم توسط نهادهای مذهبی و نظامی، و دهها فساد سازمان یافته دیگر ساکت بودید. شما به افت علمی دانشگاهها، با اخراج استادان فرهیخته و جانشینی استادان کم سواد، با گریزاندن دانشجویان نخبه از کشور و جانشینی درس نخوانهای سهمیه ای و غوطه ور شدن پزشگی و مهندسی و تخصصهای دیگر ما که شهره جهان بودند در نابلدی و بی اخلاقی، با حذف کتابهای درسی جهانپایه ما و جانشینی خرافات ساکت بودید. شما به حذف تاریخ و فرهنگ ایرانی در مدارس بی اعتنا بودید. آیا هیچکدام از اینها مشمول نهی از منکر نمیشود؟ آیا تنها تار موی دختران ما سزاوار اسیدپاشی به سیمایشان، شادی دانشجویان از فارغ التحصیلی، و درخواست حقوق معوقه کارگران سزاوار تازیانه است؟ آیا شما باید با سکوت خود اجازه دهید هم صنفی های شما امر به معروف و نهی از منکر را اینگونه وحشیانه تعبیر کنند؟ آیا در همه این اقدامات رسمی حکومتی آن هشت سال بوی خیانت برنامه ریخته شده به مشامتان نمی خورد؟

اگر امامزاده های شناسنامه دار کمتر از هزار تای پیش از انقلاب راستین بوده اند، شما به تجارت امامزاده سازی و افزایش آنها به یازده هزار در هشت سال برای بهره برداری از صدقات مردم بی پناه و ناامید و مستاصل بی اعتنا بودید. آیا این توهین به امامزاده های راستین شما نبود؟ آیا شما به بازیچه گرفتن ایمان مردم و اخاذی از آنان به نام مذهب بی اعتنا نبوده اید؟ آیا میلیاردها میلیارد پولهایی که از جیب تهی فقیران و دردمندان با امیدهای کاذب هر روز به ضریح ها و صندوقهای صدقه ریخته میشود، برای رفع رنج مردم و رفاه آنان هزینه میشود یا به جیب متولیان میرود تا هر روز ضیافت داشته باشند، کاخها در داخل و خارج کشور بسازند و آقازاده هایشان خودروهای میلیاردی سوار شوند؟ آیا امامان معصوم راضی هستند میلیونها مردم گرسنه و بیخانمان و معتاد گردند، و سرمایه کشور خرج زراندود کردن گنبدها و تجملی کردن آرامگاه هایشان در کشورهای دیگر شود؟ من نمی پندارم که روح امامان در آن دنیا از این نادانی و تظاهر و فساد خرسند باشند که از جیب فقیران بدزدیم تا بارگاه دنیایی آنان را مجلل نماییم و در این راه جیب خود را هم زراندود کنیم. آیا این اعمال فساد مالی، اخلاقی و بیرحمی به مردم است یا ترویج دینداری؟

 

 

 

وقتی بودجه ملت را می دزدند، شما ساکت هستید. وقتی میلیونها کودک و نوجوان ما بجای درس خواندن برای زنده ماندن به کارهای سخت واداشته میشوند، مدرسه ندارند یا در هوای آزاد و در کپر و طویله های متروک درس میخوانند و پابرهنه راه میروند، ولی حوزه های علمیه با صدها میلیارد تومان از مجلل ترین کاخهای تاریخی جهان تجملی تر ساخته میشوند، شما ساکت هستید. آیا در تاریخ ایران هرگز اینهمه محرومیت و فقر در کشور، و کاخهایی مجلل تر و گرانتر از حوزه های علمیه کنونی در قم و مشهد داشته ایم؟

وقتی مردم دردمند و فقیر ما پول نان شب کودکانشان را در ضریح امامزاده های زیر نظارت روحانیان می اندازند، آیا هرگز پرسیده اید این پولها به کجا میروند؟ آیا نسبت به زندگی این دردمندان احساس مسئولیت می کنید؟ شما که چنین هواداران کورکورانه مطیع دارید، چرا از این ابزار قدرتمند که مذهب در اختیار شما گذاشته بهره نمی گیرید تا خودکامگان و غارتگران و خشونتگرایان را به راستی و درستی و دادگری فرابخوانید؟ مگر نه اینکه اگر در راه خداوند، که همانا راستی و درستی و دادگری است، شهید هم بشوید به بهشت میروید؟ آیا نوید بهشت را تنها برای ما ناآگاهان تبلیغ میکنید؟ شما در راه خدا نباید از هیچ خطر ترس داشته باشید، و استوان باشید که کسی قدرتمندتر از او نیست که راستی و درستی را پیشه و ترویج کند. این وظیفه دینی شماست.

به دهه های گذشته که همواره هم صنفی های شما در ستمگری حکومتی شریک بوده اند و شما ساکت بوده اید کار ندارم، من از آغاز دولت نهم را که ملموس تر و هنوز در حافظه ملی ما هست مثال میزنم. آغاز فساد و خیانت دولتی با سیل میوه وارداتی مشابه تولید داخلی برای ورشکست کردن و تعطیل کردن باغداری در ایران آغاز شد؛ چوب بستنی و سنگ قبر و گلدان سفالین و امثال آن برای بیکار و ورشکست کردن کارگاههای کوچک، چنگ انداختن بر کارخانه های بزرگ و انحصارهای واردات کالاهای ضروری مردم و به تعطیلی کشاندن دهها هزار کارخانه های داخلی، و سرانجام نابودی صنعت در ایران. اقدامات عمدی دولت نهم برای ایجاد بحرانهای مصنوعی و تحریم های متعدد بین المللی، ایجاد تورم عمدی با یارانه ها و جانشینی واردات بجای تولید، رواج نزولخواری بانکها به نام بانکداری بی ربا، و محروم کردن تولیدکنندگان از اعتبار و سرمایه، وام های کلان بی دلیل، بی پشتوانه و بی بازگشت و در نتیجه افزایش فقر و نارضایتی و آمادگی برای شورش و جنگ داخلی،... و شما ساکت بودید. صنف شما در همه کار مردم و دولت دخالت و مشارکت می کند، ولی مسئولیت نمی پذیرد.

ما از آنان که اسلحه بدست دارند و فساد و خیانت می کنند انتظار نداریم که خدایی باشند و به مردم بیاندیشند؛ ولی مگر وظیفه دینی شما روحانیان این نیست که در برابر نامردمی و ستمگری و فساد و جنایات سازمانی سکوت نکنید؟ اگر این نیست، پس باید وظیفه روحانیان خود را که میگویند آینه خداوند هستند چه بدانیم؟

شکوه ها از جامعه روحانیت زیاد است و پیشینه سدها ساله دارد، ولی برای چاره اندیشی و ایجاد شرایط یک دوربرگردان، من به شرح زیر پیشنهاد میکنم:

۱. پیشنهاد سال ۱۳۹۰ من درباره ایجاد یک شورای مرجعیت تحت عنوان "پیشنهاد برای ساماندهی مرجعیت شیعه" در راستای تمرکز و یگانه سازی سیاستگزاری در امور مذهبی، تایید یا سلب صلاحیت روحانیان، انحصار صدور فتوا و دستورهای مذهبی و غیره را اجرا نمایید. متن پیوست این پیام است.

۲. روش اعطای صلاحیت اجتهاد و مرجعیت را باید این شورا تعیین کند تا از سیاست بازی و فرقه گرایی در امور دینی و رسوخ ناشایستگان و فرصت طلبان به کسوت روحانی جلوگیری شود. صلاحیت بسیاری از روحانیان که با القاب رسمی موعظه، و در امور مالی و سیاسی کشور دخالت می کنند باید بازنگری شود. آیت خدا باید براستی خدایی و مردمی باشد نه در پی شهوات دنیایی و مال اندوزی و قدرت طلبی.

۳. به امامان جمعه و سخنرانان مذهبی توصیه شود که برای حفظ احترام دین از نشر خرافات و دروغ پردازی نسبت به رویدادهای مذهبی و گریه های دروغین و نمایشی بپرهیزند، که همگی توهین به شعور مردم و به باورهای دینی ماست؛ و هنگام موعظه نزاکت اخلاقی را رعایت و از الفاظ مستحجن و شهوانی پرهیز کنند. روایت های دینی باید بطور مستند اظهار شود نه با خیال پردازی سخنگو. ما ایرانیان هزاران سال است که یک روز در سال، از مرگ سیاوش تا شهادت امام حسین (ع)، سیاه می پوشیم و سوگواری می کنیم. اینها قهرمانان اخلاقی ما هستند. گریه کردن و تخلیه خود از غم و نامهربانی های زندگی سالی یک بار یک چیز است و گریه های دروغین منبری سالی ۳۶۵ روز که مقدسات ما را به سخره میگیرد چیز دیگری. چرا باید همه آیین های زیبای خود را زشت نمایی کنیم؟

۴. سدها سال است که روحانیت کشور به تحجر، نابخردی سیاسی و پشتیبانی از دیکتاتوری متهم شده است. آیا زمان آن فرا نرسیده که روحانیت چهره خردمند خود را بنماید و براستی مردمی شود؟ من هشدار میدهم که با انقلاب اطلاعاتی که در دهه های اخیر رخ داده و با گسترش شبکه های اجتماعی مردم بهم و با مردم جهان بسیار نزدیک شده اند، سانسور حکومتی دیگر اثری ندارد و خبرها مانند برق به سرایر جهان میرسند؛ و اگر روحانیت اقدام به بازنگری در سیاست وجودی خود نکند، و سیاست درهای باز برای روحانی خوانده شدن و آزادگزاری هم صنفی های خود تجدید نظر نکند، و نتواند با دستور سازمانی از دروغ پردازی و ترویج خرافات از منبرها جلوگیری کند، نه تنها روحانیت بعلت جولان شمار زیادی روحانی نمای منبری به استهزای جهانی کشیده خواهد شد، که روحانیت بطور اعم بسوی فروپاشی دینی و اجتماعی پیش خواهد رفت.

۵. فراموش نکنید که نابودسازی زمینه و جلوگیری از گسترش و پیشرفت علمی در کشورمان بویژه از سده چهارم که خونریزی و وحشیگری مهاجمان بوسیله فرهنگ ایرانی مهار شد، تا صفویان و بعد قاجاریان به "تحجر" صنف روحانی نسبت داده میشود. بسیاری دانشمندان ایرانی، مانند رازی، پورسینا، خیام، سعدی، فارابی، رودکی، خوارزمی، سهروردی و غیره، و بسیاری دیگر که از ترس جان نام عربی بر خود گذاشتند، بودند که روحانیت زمان به گونه ای علیه آنان برخاست و فرصت وقوع رنسانس ایرانی پس از حمله بنیان کن عرب را نداد. ولی اندیشه همین دانشمندان ایرانی بود که زمینه رنسانس علمی و اخلاقی اروپای دوران سیاه را فراهم کرد. شما اگر به نوشته های اندیشمندان رنسانس اروپا، مانند دیده رو، نیچه، کانت، گوته، مارکس، هگل، بیکن، فیبوناچی، دکارت، شوپنهاور و غیره مراجعه کنید متوجه نسخه برداری آنان از اندیشه ایرانی و تاثیر ما در پیشرفت علمی و فلسفی غرب میشوید. کشتن اندیشمندان و فیلسوفان ایرانی و فراری دادن آنان به روحانیت آن دوران نسبت داده میشود، و اکنون هم دچار این بلا هستیم. اندیشه ایرانی اروپای وحشی را بسوی تمدن و دانش پژوهی سوق داد، و به تایید بزرگانی چون رسومی، ابن خلدون و ویل دورانت پایه دانش سده بیستم را برای غرب گذاشت، ولی در میهن خود تکفیر و محدورالدم میشد و هنوز می شود. امروز بنگرید که جوانان و نخبگان ایرانی که از خشونت و فساد و تحجر جمهوری اسلامی از میهن گریخته اند، چگونه در اروپا و امریکا درخشش جهانی یافته و کشورهای میزبان را از دانش و هنر خود شگفت زده کرده اند. ما چرا باید پس از ۱۴۰۰ سال هنوز دچار این بلای اجتماعی و عقب افتادگی ذهنی باشیم؟

در تاریخ ایران، روحانیت برای آغاز و شکست جنگهای نابخردانه بسیاری از جمله جنگ ایران و روسیه سرزنش میشود، برای جلوگیری از نوآوری های امیرکبیر و فراهانی سرزنش میشود، برای جلوگیری از برپایی جمهوری در ایران پس از انقلاب مشروطیت و تلاش برای بازگشت سلطنت سرزنش می شود، برای شکست دولت ملی و مردمی مصدق و بازگشت دیکتاتوری سرزنش میشود، برای نارساییها، کشتارها و کژیهای پس از انقلاب ۱۳۵۷، دیکتاتوری، فساد و پسرفت اقتصادی و اجتماعی، فرار سرمایه، گریزاندن مغزهای کشور، جنگ خانمانسوز عراق، دهها سال تحریم و فساد گسترده و خشونت و بیسوادی و عقب افتادگی امروزی سرزنش میشود. تا کی می خواهید چنین نقشی را برای خود در تاریخ ایران ثبت کنید؟ چرا برای حفظ حرمت دین و خودتان از پاکسازی صنف خودتان هراس دارید؟ همه صنف های تخصصی مانند مهندسان، پزشگان، حقوقدانان و غیره مقررات سازمانی دارند و همکاران را موظف به پیروی از اصولی بنیادین میکنند. چرا باید صنف روحانیان اینقدر ولنگ و باز باشد؟

۶. یک اشکال بزرگ روحانیت و مرجعیت اینست که بجای وابستگی به کمک های داوطلبانه مردمی برای زیستن، دست در بودجه کشور که باید برای رشد و آبادانی و آموزش و رفاه همه مردم هزینه شود دارد. پولهای کلانی که روحانیت به بهانه های گوناگون از حکومتهای ضد مردمی اخذ میکند، هیچ تولیدی بجز نشر و ترویج آنچه در طی ۱۴۰۰ سال پیش مکرر بازتولید شده ندارد و کشور را در عمران و زیرساختهای ملی، رفع فقر، آموزش همگانی، درمان و فناوری و غیره فلج و عقب افتادگی را بر مردم تحمیل کرده است. افزون بر آن، انحصارهای اقتصادی روحانیان نه بر پایه شایستگی و تخصص بلکه بر پایه نفوذ غیرمتعارف سیاسی از نهادهای دولتهای غیرملی اخذ شده که به اقتصاد آزاد و رقابتی آسیبهای جبران ناپذیر زده است و کشور را به فقر بیشتر سوق داده است.

۷. طرح "شورای مرجعیت" من که در سال ۱۳۹۰ پیشنهاد کردم، برای حفظ حرمت دین و روحانیت و قرار گرفتن آنها در جایگاه شایسته خود بود. شما "روحانیان خوب" که مخاطب من هستید همت کنید و شهامت بخرج بدهید و آن شورای مرجعیت پنج تنی را، با همه مخالفتها و جنجالهای احتمالی، عملی سازید. این کار بسیاری از نارسایی هایی را که دامنگیر جامعه روحانیت و جامعه ایرانی شده کاهش خواهد داد؛ و روحانی نماهای خرافات پرداز و دروغگو و بی اخلاق را، که باعث بدنامی شما هم میشوند، از منبر و عمامه محروم خواهد ساخت. روحانی اگر میخواهد وارد حکومت شود باید مانند نظامیان از صنف خود کناره گیری نماید، زیرا آنها در سیاستگزاری نمی توانند خود را از قفس محدودیت های مذهبی رها سازند، بنابراین کشور را هم دچار همان محدودیت ها میکنند که نتیجه آن فساد در بالا و نارضایتی و شورش در پایین است.

۸. همچنین امیدوارم که در آینده نه چندان دور از تشکیل این شورا، شما خردمندانه شورای مرجعیت را تبدیل به " شورای روحانیت ایران" نمایید و شهامت این را بیابید که بخاطر همبستگی ملی و زدودن نابرابری و محرومیت های فرقه ای شورا را گسترده تر کنید تا یک مفتی اعظم نماینده جامعه اسلام سنی ایران، و نمایندگانی از مذهبهای دیگر ایرانیان، مانند یک اسقف اعظم از مسیحیت، یک موبد موبدان از آیین زرتشت و یک خاخام اعظم از یهودیت را به شورا بیافزایید. این اقدام نه تنها ملت ایران را یکپارچه و نفوذناپذیر می کند که روحانیت شیعه ایرانی درسی بزرگ به جامعه بشری خواهد داد که: خداوند همه را برابر آفریده، پیامش از طریق همه دین های الهی یکیست، و قصد نفاق افکنی در میان بندگان خود را نداشته است. شما با این ابتکار در تاریخ جهان جاودانه خواهید شد؛ و بار دیگر فرهنگ والا و بزرگ ایرانی به جهانیان درس تمدن خواهد داد.

۹. من همچنین امیدوارم که در آینده نزدیک، قران به زبان رسمی کشور آموخته شود تا مردم بفهمند چه میخوانند و توتی وار آنرا از بر نکنند. همه دینهای دیگر جهان کتابهای آسمانی خود را به زبان ملی خود میخوانند و از اینکه پیروان بدانند در آنها چه نوشته شده هراس ندارند. ما نیز باید هراس را از خود دور کنیم. نماز را هم که برای ایرانیان پیشینه هزاران ساله دارد ارجح است هر کس به زبان خود بخواند. یکی از دلایل اصرار برای نماز عربی توهم وحدت بخشی میان امت های اسلامی بوده، که تاریخ ۱۴۰۰ ساله ما ثابت کرده چنین هدفی دسترسی ناپذیر و ناممکن است. ما نباید مردم را از فهم معنای نیایشی که میکنند محروم کنیم. در مورد اذان نیز همین استدلال وارد است. برخی علما استدلال میکنند که نماز و اذان تعبدی هستند و باید کورکورانه انجام شوند، ولی این دلیل با روح اسلام که دانایی و عقلانیت را اصل قرارداده در تضاد میباشد. در قران آمده که "خداوند به هر زبانی داناست"، پس نیایش خداوند به زبانی که معنای آنرا خود نمی فهمیم، ولی "او" میفهمد، توهین به دانایی خداوند است.

با گرامیداشت و به امید تحولی بزرگ در جامعه روحانیت ایرانی

کورش زعیم

هموند شورای مرکزی جبهه ملی ایران

تهران- هیجدهم تیرماه 1395خ

 

http://kouroshzaim.org/DetailsData.asp?IDdata=654

 

  

 

بازدید صفحه: 1802
 



aya zamane entekhabat presidency vagteh khobi baraye naashre ghanoneh assasi ast ? shaad bashid
soheyla javaadi
معلوم نیست. اگر احمدی نژاد بشود، که فروپاشی جمهوری اسلامی قطعی است. آنگاه نیاز فوری برای آماده بودن یک قانون اساسی خواهد بود.

aya benazare shoma begoleh jenabeh khonsari bayad hata ta 10-20 saale digaar ham ba hokomat sakt ta iran syria nashavad?
soheyla javaadi
نه. ما به پایان این کمدی هولناک نزدیک شده ایم.

شما كه انقدر احمدي نژاد و دولتش را مي كوبيد و به فساد و نابودي اقتصاد كشور متهم مي كنيد چه مدرك و سندي براي اثبات حرفتان داريد؟ روي هوا كه نميشود حرف زد و گفت فلاني فساد كرده و اقتصاد را نابود
حتا اگر احمدی نژاد را نمی شناختم، می پرسیدم 700 میلیارد دلار پول نفت را چکار کردی؟ حالا خرابکاری های گسترده و ژرف دیگر او بماند. البته خودش را که عروسک خیمه شب بازی دیگران بیش نبود بعنوان نماد جکومتش میگیریم، آقا یا خانم بی نام.

azleh va naasbeh vozrayaeh defa, amneyaat va kharejeh ba tasvibeh president baashad tavasoteh nokostvazir vali baagi vozara ba nokostvazir. majles mahestan khob ast vali elzaami nist .
soheyla javaadi
تقریبا همینگونه است.

استاد بسيار جالب است كه دلواپسان انگار اصل ١٧٦ قانون اساسي جمهوري اسلامي(درباره نحوه اجرا شدن مصوبات شوراي عالي امنيت ملي) را نخوانده اند كه اين گونه بابت برجام به دولت روحاني حمله مي كنند.تو گويي روحاني و ظريف خودسرانه تصميم به توافق گرفته بودند
سعيد
اینها قانون اساسی خودشان را هر گاه منافعشان ایجاب کند زیر پا می گذارند و همیشه گذاشته اند.

استاد جان هركس دوست داريد نخست وزير را از اين طرح حذف كنيد. سيستم رياستي بهتر است. نه بين رييس جمهوري و نخست وزير اختلاف احتمالي بوجود مي آيد و نه تصميم گيري با كندي مواجه ميشود. نخست وزير نمي تواند بپذيرد وزير خارجه را انتخاب كند ولي وزيرش فقط به رييس جمهور پاسخگو باشد و او تنها به امور داخلي بپردازد.
سعيد
معمول تفکیک مسئولیت ها همین است. سیاست خارجی و جنگ با رییس جمهور، اداره کشور با نخست وزیر.

hichi fegaat din raasmi hazf beshavad va bejaayeh shoraye negaahban haman divaneh ghanoneh assasi shoma baashad. nokostvazir ra president baraye raaye etemaad morefi konad be majles baraye raaye etemaad. vali ghanoneh assasi pishenhadi jebhe meli va shoma beseyar kaamel tar ast.
soheyla javaadi
همین خواهد بود.

aya benazare shoma roohani pirooz mishavad ? man fekr mikonam ghanoneh assasi dolate movagaat ra kaami eslah konid khob ast nazare shoma chist?
soheyla javaadi
پیشنهاد اصلاحی شما چیست؟

درود خدمت مهندس کورش زعیم میشه بگید چجوری میشه عضو جبهه ملی شد؟ ممنون
گ.م
شما نخست منشور جبهه ملی ایران را در همین سایت در بخش "جبهه ملی ایران" بخوانید و ببینید با آن موافق هستید یا نه. ولی وقتی شما از ذکر نام خود پروا دارید چگونه میخواهید به یک سازمان سیاسی علنی بپیوندید؟

ostad zaim khaare ghanoneh assasi be koja resid? khoda ro shokr keh mohandes tabarzadi azaad shodand.
soheyla jaavadi
شوربختانه وقفه ای چند ماهه رخ داده است. اگر من برای مدتی در بیرون زندان ماندگار شوم، شاید فرصت کنم آن کار را پی بگیرم.

شما لطفن یک بار دیگر نوشته من را بخوانید. بار نخست دود سیگار نگذاشت همه چیز را ببینید. با درود من به تمام کسانی که از انتقادات من ناراحت میشوند توصیه میکنم که "نرمش قهرمانانه" را امتحان کنند. باور کنید معجزه میکند، با تمرین "نرمش قهرمانانه" انسان باورمند به حکومت اسلامی قادر به تحمل و هضم مصاعب بزرگتر از توهم دود میشود امتحانش مجانی است باور ندارید از "عظما یا رفسنجانی یا روحانی و خاتمی خندان" بپرسید. کافیست با روش اخوندی پرسش خود را مطرح کنید، اینجوری "حاج اقا مسئلتون" حتما یاداوری کنید: با توجه به اینکه نمی خواهید بچه های گم نام عج در اینده پرونده بسازند اگر با "نرمش قهرمانانه" موافقید فقط سرتان را تکان دهید اگر سختتان است با دست چپ گوش راستتان را بخارانید و اگر نمتوانید تکان بخورید پلکتان را تکان دهید. البته بنظر من تمام بزرگان که فیضل حوزه رفتن نسیبشان شده بزرکتر از این را برای حفظ نظام هضم کرده اند چون خیلی لوتی مسلک هستند در طول این ۳۷ که با اراده امریکا و همت هیچ بر سرکارند فقط سوخته و ساخته اند. قبل از به پایان بردن نوشته ام باز پرسش اولم را تکرار میکنم، زعیم و طبرزدی در این نمایش انتصابات نقش بنداز و در رو را بعهده داشتند دستاورد این حرکت ساده لوحانه چه بود؟ در ضمن من به دود و دم و هر چیز که بوی کهنگی بدهد حساسیت دارم. با ارزوی روزهای بهتر برای ایران و ایرانی
حمید
شما خیلی بامزه هستید، ولی من انتظار داشتم که گفتگوهای من را با برخی رسانه ها گوش می کردید یا می خواندید. من هنوز شما را به آن پاسخ ها که به پرسشهای مشابه پرسش شما است دعوت می کنم.

با درود عملکرد چند نفر از روحانیت راستین ایرانی را برشمارید: = سید محمد مجاهد طباطبایی مشهور به سید مجاهد که بدستور انگلیس فتوای جهاد با روسها را و نتیجه ان قراردادهای ننگین گلستان و ترکمن چای است. مهدی ملک‌زاده می‌گوید: تاریخ انقلاب مشروطیت. ج. ۱. تهران: انتشارات سخن. = اقا نجفی هریک (روحانیان مخالف مشروطه) هزارها اوباش و عوام بد سابقه را که لباس روحانیت را در بر کرده بودند بنام طلاب با ماهانه کمک خرج دور خود جمع کرده بودند. بطور مثل، آقانجفی معروف با آنکه سواد زیادی نداشت حدود ۵۰۰۰ طلبه داشت که برای اجرای اوامرش حاضر بودند و چون قشونی در تمام شئون زندگی مردم، زندگان وحتی مردگان مداخله می‌کردند. چون ثروتمندی می‌مرد تمام هستی اورا بنام سهم امام ضبط و مابین خود قسمت می‌کردند. = نظر مرتضا مطهری یک اخوند عصرجدید راجع به چهارشنبه سوری یک از جشنهای ملی ایران: خوب چرا چنین می کنید؟ آقا یک سنت است مال ما مردم.از قدیم پدران ماچنین می کردند. قران می گوید: اولوکان اباهم لایعقلون شیأ.اگر پدران گذشته تان چنین کاری می کردند،شما می بینید یک کار احمقانه است، دلیل خریت پدران شما است روشونو بپوشید.چرا دو مرتبه این سند حماقت را سال به سال تجدید می کنید.این فقط یک سند حماقت است،که هی کوشش می کنید که این سند حماقت را همیشه زنده اش نگاه دارید.مائیم که چنین پدران احمق داشتیم .اولوکان اباهم لایعقلون شیأ.از طرف دیگر قران نمی گوید ،هرچه که سنت است ،پس باید درهم کوبید و هرچه کهه نو است… نو گرائی –یک عده هم می گویند نوگرائی .. این چطور ؟ نوگرائی هم درست نیست .برای اینکه نو گرائی درست نیست = شیخ فضل‌الله نوری: او با برابری حقوق مسلمانان و غیر مسلمانان مخالف بود. در این باره گفت: «ای بی‌شرف و ای بی غیرت! ببین صاحب شرع برای این که تو منتحل به اسلامی، برای تو شرف مقرر فرموده و امتیاز داده تو را و تو خودت از خودت سلب امتیاز می‌کنی و می‌گویی: من باید با مجوس و ارمنی و یهودی برادر و برابر باشم؟» = سید محمدباقر شفتی وی یکی از ثروتمندترین مالکان زمان خویش به شمار می‌رفت. اولین کسی است که عنوان حجت‌الاسلام (به معنی دلیل اسلام) را دریافت کرده‌است. لیل اطلاق این عنوان به شفتی، نقش دوگانهٔ او به عنوان قاضی و مفتی‌ای بود چند نفر از روحانیون معاصر راستین را نام ببرید و خدمات انها را برشمارید. خمینی : احتیاج به توضیح بیشتر هم هست؟ رفسنجانی : شریک دزد و رفیق قافله خامنه ای : سید غلی و چهل دزد بغداد اخوند انحصار شکر اخوند انحصار چای - اخوند انحصار لاستیک ماشین و قطعات یدکی اخوند شاه خراسان - اخوند انحصار برنج ...... بازم احتیاج به یاداوری است؟ حالا اگر یک شیخ دست چندم به دلیل هیچکاره بودن ظاهرن مهربان است نباید جوگیر شد. ایا اقای کورش زعیم عواقب بگمراهی کشاندن مردم به عناوین مختلف را درک میکند؟ توصیه من به ایشان مطالعه "داستان چوپان دروغگو " و پند اموزی از ان است زعیم و طبرزدی هنوز در رابطه با دستاورد شراکت در بالماسکه انتصابات و کمک به این توهم که گویا اگر سلاخ های گذشته بر سر کار بیایند هنگام ذبح اسلامی ایران و ایرانی با لبخند و به روش (اسلام رحمانی ) سنگسار، قطع عضو معتاد، صیغه و در یک کلام نابود میکنند سکوت کرده اند و بقول معروف با فرار بجلو از پاسخگویی شانه خالی میکند و امید بسته است به فراموشی مزمن ایرانیها!!! وجیه المله های متوهم در فکر تکرار دوباره مضحکه ۱۳۵۷ و بیرون کردن دیو و به ارمغان اوردن * هیچستان دیگری*هستند، بعناوین مختلف امادگی دوباره اینبار برای اجرای نقش محلل جهت نجات «اخوند های شیعه » و روحانیت راستین ایرانی!!؟ و ضمانت سلامت انان و رسانیدن جنایتکاران اسلامی به ساحلی امن را برنامه ریزی کنند. البته فراموش نکرده ایم مثل معروفی که میگوید: فردی دو کوزه شیری از ده برای فروش به شهر می برد در بین راه جهت رفع خستگی گوزه ها را جلو یش به زمین می گذارد وبه درختی تکیه می دهد وکم کم به خیالات رفته که اگر شیر ها را خوب بخرند می تواند بار دیگر چهار کوزه بیاورد و چهار را هشت و آنها را تبدیل به روغن نموده واگر زیاد تر بیاورد ومرکز فروش داشته باشد ، حجره ی تجارت باز کند وکار بارش بالا گرفته تا آنجا که امین التجار شود ، به سراغ دختر حاکم میرود وروزی بااو گفت وگویش شده چنانم لگد به او می نوازد که نقش زمینش می سازد که در این هنگام همان لگد را به کوزه هارا می کوبد !!! بله جناب زعیم شوربختانه زندگی طولانی در فضای رعب و وحشت انسانها را بجایی میرساند که به بهانه حفظ خود بعنوان نیروی مخالف برای روز مبادا!! پناه به جعل حقایق میبرند و ارزوها و خیالات خوش خود را بجای واقعیت میگذارند. تارخ گذشته نزدیک ما مملو از دروغهای نخ نما است که ستونهای جبهه ملی و سازمانهای سیاسی ما بر ان بنا شده و حتا فکر کردن به ان هم........ فراموش نکنید که: تاریخ دو بار تکرار می شود بار اول به صورت کمدی و بار دوم به صورت تراژدی
حمید
شما لطفن یک بار دیگر نوشته من را بخوانید. بار نخست دود سیگار نگذاشت همه چیز را ببینید.

hala keh daram mibinam idea tv khososi beseyar khob ast. chon alaan khaili az honar pisheha daranad gor mizanand keh hokomat yani seda va sima ma ro daavat nemikonad baraye baazi. vaghti keh enshaollah ghanoneh assasi pishnehadi shoma ya chezi shaabiheh aan mostagaar shavad digaar hokomat TV dolaati nadarad keh talabkaar beshavand .
soheyla jaavadi

aya taarhe ghanoneh assasi jomhouri meli bayad be tasvibeh shoraayeh markaazi jebhe meli ham beresaad mohandes? shaad bashid
soheyla jaavadi
نه. مجلس بنیانگذاران با رای مردم تشکیل میشود و آنان قانون را بررسی میکنند.

magaar gosheshon bedehkaareh inha. raasti mohandes ghanoneh assasi be koja resid midanam keh khaare sakhti ast va vagheaan moteshakeram keh be fekreh keshvar haastid Mohandes. agaar TV kososoi beshavad yani mardom baayad pooleh cable bedahand? shaad bashid
soheyla jaavadi
تلویزون کابلی گونه ای از تلویزیون خصوصیپولی بوده که کم کم برچیده میشود. تلویزونهای خصوصی تفاوتی با دولتی ندارند و همه از ماهواره پخش میشوند.

شما می توانید نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید

   
 : نام ونام خانوادگي
 : توضیحات

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمائید
 
   
   
 

      



 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد