Sunday, June 24, 2018   امروز ,   يکشنبه 3 تير 1397 خورشیدی

جزئیات مطالب  

   
4 ارديبهشت 1397
چرا جبهه ملی ایران خاموش است؟ - شماری از فعالان جبهه ملی

چرا جبهه ملی ایران خاموش است؟

Image result for ‫جبهه ملی ایران‬‎

در آوریل ۱۷۳۹ ، نادرشاه به شهر دهلی وارد شد و انگلستان طرح گسترش نفوذ و تصرف سراسر هندوستان را برای مدتی نامشخص عقب انداخت تا با نادرشاه رویاروی نشود. این تعویق دهها سال به درازا کشید. در زمستان آن سال انگلستان در جنگ کارتاجنا شکست خورد و هندوستان بدست ایران افتاد. امپراتور مغول تبار هندوستان در دشت کرال از ارتش ایران شکست خورد و تسلیم و نادر وارد دهلی شد. رابرت والپول، نخست وزیر انگلستان که این شکست را متحمل شده بود، پندی برای دولتهای آینده بریتانیا باقی گذاشت: "هرگز اجازه ندهید ایرانی تبارها گردهم آیند و ژنرال نادر دیگری بوجود آورند." در دوران قاجار بریتانیا هندوستان را گرفت و برای نابودی نفوذ ایران زبان پارسی را که هشتصد سال زبان ملی هندوستان بود ممنوع و یادگیری زبان انگلیسی را اجباری کرد.

نفوذ انگلستان در دربار قاجار به حدی زیاد شد که عملا کشور ما را اداره میکردند، زیرا آنها با نفوذ خود شخصیت های نوکر منش و ترسو و فاسد را به مقام های بالا میرساندند. آنها با توطئه مردانی چون عباس میرزا، امیرکبیر و فراهانی را کشتند تا دیگر کسی برای میهنش برنخیزد. خاطره تلخ نادرشاه درس عبرتی برای آنها شده بود. با کشتن آن سه مرد بزرگ، نوکری جانشینان آنان امنیت منافع انگلستان را تامین میکرد.

در ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲، دوران حکومت دکتر محمد مصدق، انگلستان خسته و ویران اقتصادی از جنگ جهانی خانمانسوز دوم دیر توانست بازیگران جدید صحنه سیاسی ایران را بشناسد و بار دیگر با یک ژنرال نادر روبرو شد. شکستی که مصدق بر انگلستان وارد آورد، آنقدر برای آنچه از "امپراتوری" بریتانیا باقی مانده بوده دردناک و خفت آور بود که وینستون چرچیل نوشت: "ارتش بزرگ آلمان نتوانست ما را شکست بدهد، ولی یک پیرمرد ایرانی تاس ما را از کشورش بیرون کرد." آنها برگشتند، مامور دائمی خود را هم در دربار در کنار شاه کاشتند و جبهه ملی را فشل کردند تا دیگر سر بلند نکند.

امروز هم ما گرفتار چنین مصیبتی هستیم که نمی گذارند جبهه ملی ایران سر بلند کند. نفوذ یک قدرت بیگانه میخواهد جبهه ملی ناتوان و "فشل" باشد، نه تاثیری بر افکار عمومی داشته باشد و نه مردم به یادش بیاورند؛ و بدتر از آن، دوباره برخیزد و مردم را امیدوار به آینده ای بهتر کند. هر کس در جبهه ملی سر بلند میکند او را تهدید و زندانی میکنند تا جبهه ملی خفته و بی اثر ابراز وجود نکند.


بیست سال نخست جبهه ملی پس از انقلاب همه تهدید بود و ممنوعیت بود و زندان برای آنان که مطیع نبودند. در بیست سال دوم، جبهه ملی دچار یک بیماری درونی شد. مرد بزرگی چون علی اردلان که ستون جبهه ملی پنجم بود آنقدر از شرایط تحمیلی و محدود کننده درون شورای مرکزی جبهه ملی زیر فشار بود خشمگین بود و فریاد ناامیدی میزد که سرانجام سکته کرد؛ و مرد بی همتایی چون دکتر پرویز ورجاوند که او هم در پیکار داخلی برای پویا کردن شورای جبهه ملی ایران و قدرتی که مانع جوانگرایی و پویایی آن میشد، چنان تلاش بی وقفه میکرد که سرانجام بر اثر فشارها و تهدیدهای نظام حاکم و دسیسه های درون شورا بسیار زود و ناگهانی از میانمان رفت. امروز هم اعضایی را که تلاش دارند جبهه ملی را جوان و چابک و پویا و اثرگذار کنند، افزون بر فشارها و تهدیدهای بیرونی، از درون هم هدف انواع ترورهای شخصیتی و حذف سازمانی هستند، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی هم آنان را احضار میکند، تهدید میکند و به زندانهای درازمدت محکوم میکند تا در صحنه نباشند. خدا میداند اگر اصرار بورزند چه بلایی بر سرشان میآورند.

ما از اعضای قدیمی شورای مرکزی جبهه ملی ایران در این سالها انتظار داشتیم که رهبری و اجرایی جبهه ملی دستکم در مورد رویدادهای سرنوشت ساز کشور حساسیت بخرج بدهند و اظهار نظر کنند، راهکار عرضه کنند و راهبردی را برای برونرفت از بحرانها ارائه دهند. ولی آنان تنها به بیانیه های تکراری بسنده کرده اند و مردم ایران را ناامید از خود. تنها تولید آنها در این سالها، بیانیه های ادواری و تکرار شعارهای کهنه امریکای جهانخوار، شیر پیر استعمار، شعبان بی مخ و پری بلنده و شاه خائن، بوده است؛ انگار هنوز از خواب  ۶۴ ساله  بیدار نشده اند.

از بی خبری و بی حرکتی چند سال گذشته آقایان که بگذریم، در همین ماههای پر تنش و تاریخ ساز اخیر، ما سخنی یا حرکتی از رهبری و اجرایی شورای مرکزی جبهه در هیچکدام از موارد زیر ندیده ایم:

- افشاگری های فساد گسترده و ژرف در همه سطوح جمهوری اسلامی.

- اتلاف ذخیره آب هزاران ساله، خشکاندن رودخانه ها، دریاچه ها، تالاب ها و نابودی کشاورزی، بعلت نادانی، فساد مالی و بی اعتنایی به منافع ملی و آینده.

- تخلیه و فروش ذخیره نفت کشور در این چهار دهه، به مقدار بیشتر از تمامی مقدار استخراج نفت از زمان دارسی تا انقلاب، و دزدیدن پول آن بوسیله انواع کلاهبرداری ها و اختلاس ها و اتلاف ها و انتقال به حسابهای شخصی در خارج کشور.

- گریزاندن صدها تن از دانشمندان و مغزهای کشور، میلیونها شهروند ایرانی و میلیاردها سرمایه های کشور بعلت نبود امنیت و آرامش و فرصت فعالیت.

- تظاهرات دی ماه  ۹۶ ، مردم در یکصد شهر ایران و حدود چهل شهر خارج از کشور.

- تظاهرات دختران کشور علیه حجاب اجباری.

- تظاهرات دهها گروه کارگری علیه فساد و بیکاری که ماهها حقوق نگرفته بودند .

- دهها هزار کارخانه و صنعت کشور که خوابیده، ورشکست شده یا کمتر از ۳۰٪ ظرفیت تولید میکنند.

- سالانه دهها میلیارد دلار کالای قاچاق و مواد مخدر که، آسانتر از کالاهای ضروری برای صنایع، وارد کشور میشود و آسیب جبران ناپذیر به صنعت و اقتصاد کشور زده است.

- کودکان ما که هر ماه در هفتاد هزار کیلومتر مربع مین گذاری شده زمان جنگ بخشی از اندام یا جان خود را از دست میدهند، زیرا جمهوری اسلامی مین ها را رها کرده و حتی از عضویت سازمان جهانی ضد مین خودداری می کند.

- رویداد اعتراضات هم میهنان عرب ما در اهواز.

- ستم به کولبران ستمدیده هم میهن ما در کردستان.

- بی اعتنایی به شرایط قربانیان زمین لرزه های غرب کشور که زمستان را در چادرهای باران زده و در سرمای زیر صفر به سر بردند.

- کلاهبرداری های بانکهای فرمایشی با مجوز رسمی بانک مرکزی، متخصص در دزدیدن سپرده های مردم و گریختن از کشور، که هزاران خانواده را بیچاره کرده اند؛ و پرداخت بخشی از پولهای اختلاس شده از بودجه کشور بجای تعقیب و باز پس گرفتن آنها از سارقان که از سردمداران و آقازاده ها هستند.

- واگذاری یک کوره راه به نام مصدق بزرگ، وقتی که بزرگراه ها بنام کسانی نامگذاری شده اند که به کشور و مردم بجز آسیب نزده اند و یا در قتل عام ها شرکت داشته اند.

- تنها حرکت مشاهده شده از اجرایی شورا، درخواست ب ُ زدلانه از رییس جمهور و وزارت کشور برای گردهمایی یا تظاهرات، وقتی که قانون اساسی جمهوری اسلامی به صراحت آن را اجازه میدهد؛ و لغو گردهمایی وقتی حکومت پاسخ نداده است!

- و دهها مورد دیگر که تنها در سال گذشته روی داده و یک سازمان سیاسی ملی باید نسبت به آنها هشیاری و حساسیت نشان داده اظهار نظر کند، نه اینکه خود را بخواب زده فقط مصدق مصدق کنند!

بدتر از همه هنگامی که آقایان سر خود و در تخلف اساسنامه عضو وارد میکنند و عضو اخراج میکنند، و نه تنها برای اعضای زندانی خود اعلامیه در پشتیبانی نمیدهند که نامشان را از آگهی های تسلیت هم حذف می کنند؛ منتخب شورا را که برخلاف میل و اراده خود و تنها بخاطر محبوبیت، و با وجود حملات غیراخلاقی برخی اعضای شورا، انتخاب شده بدون تشریفات قانونی اساسنامه ای و با تکیه بر دروغ و فریب حذف مینمایند. این تصویری از بازمانده مهمترین و خوشنام ترین سازمان سیاسی ملی کشور است که در بحرانی ترین دوران میهن ما در طی چهار دهه بی اثر شده است.

مهندس محمد اویسی (سازمان مهندسان)، جمال درودی (شورای مرکزی)، مهندس آرش رحمانی (سازمان دانش آموختگان)، یونس رستمی (شاخه ایلام)، مهندس اشکان رضوی (سازمان مهندسان و شاخه قزوین)، کورش زعیم (شورای مرکزی- زندانی سیاست خفقان اندیشه)، دکتر شاهین سپنتا (شاخه اصفهان- شورای مرکزی)، مجتبی موسوی (شاخه اهواز)، امیرمسعود موگویی (فریدونشهر)، فتح اله نجاتی مازگر (شاخه تبریز)،

چهارم اردیبهشت ۱۳۹۷خ


بازدید صفحه: 227
 



من همیشه دوست داشتم عضو جبهه ملی باشم ولی اکنون می‌ترسم برای تحصیلات تکمیلی ام از سوی جمهوری اسلامی مشکل ایجاد شود. آیا بزدل هستم؟
سعید
نه. خردمند هستید. دانش آموختگی شما بیشتر در کشور مورد نیاز است تا فعالیت سیاسی.

امیدوارم باوند،زعیم،اویسی و... همیشه در کنار هم باشند
Reza
سپاس، ما گروه کوچکی نیستیم و همیشه با هم هستیم.

درود جناب استاد چرا بودجه نظامی ما در مقایسه با عربستان انقدر کم است؟ چقدر تاثیر روی توان رزمی دارد؟ www.radiofarda.com/a/military-expenditure/29207719.html
سعید
کارآمدی ما در کاربرد تجهیزات نشامی چند برابر غربستان است. عربستان بیشتر از کارشناسان نظامی دیگر کشورها استفاده می کند که رغبت چندان مردن برای عربستان را ندارند. آنها هزینه سنگینی هم از عربستان دریافت می کنند. شنیده ام 15 هزار دلار برای هر پرواز یک جنگنده.

دوست داشتم نظر شما را درباره عملکرد آقای بنی صدر در زمان ریاست جمهوری چیست ؟
soheyla jaavadi ashteyani
از جان و دل تلاش میکرد، ولی در همه جا برایش سد ایجاد میکردند. اواسط حکومتش از جبهه ملی کمک خواست. جبهه ملی شش تن از جمله من را فرستاد. در نشستی که داشتیم او ناامیدانه و مستاصل دشواری ها و کارشکنی ها را توضیح میداد. هر پنج تن دیگر قول همکاری و یاری دادند. در آخر از من پرسید، و من به او گفتم که، "آقای رییس جمهور، دیر شده. شما بیش از پنج ماه دوام نخواهید آورد." پنج ماه بعد او در پاریس بود.

به نظر شما آیا امکان احیا نخست وزیری یا رییس جمهور پارلمانی در آینده جمهوری اسلامی می رود؟
soheyla jaavadi ashteyani
امیدوارم اجرا شود، ولی اکنون باید منتظر زورآزمایی دیوان باشیم.

احتمال استقرار پادشاهی پارلمانی را در ایران چقدر می دانید و آیا اصولأن در ایرن کار می کند؟
soheyla jaavadi ashteyani
35%

شما می توانید نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید

   
 : نام ونام خانوادگي
 : توضیحات

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمائید
 
   
   
 

      



 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد