Tuesday, September 17, 2019   امروز ,   سه شنبه 26 شهريور 1398 خورشیدی

جزئیات مطالب  

   
27 مرداد 1398
خاطراتی از عباس امیرانتظام به مناسبت نخستین سالگرد درگذشتش - کورش زعیم
خاطراتی از عباس امیرانتظام
Image result for ‫عباس امیرانتظام‬‎

به مناسبت نخستین سالگرد درگذشت
کورش زعیم
من با امیرانتظام در همان هفته های اول آزادی او در سال ۱۳۷۵ که برای نخستین بار در آذر همان سال به مرخصی درمانی از زندان بیرون آماده بود از نزدیک آشنا شدم. حسن لباسچی، عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران، که با هم همکاری سیاسی بسیار نزدیکی داشتیم به من گفت که امیرانتظام جلسه ای برای ایجاد یک سازمان سیاسی تشکیل داده و من هم دعوت هستم. ما به جلسه رفتیم، احتمالا منزل زنده یاد فولادی بود. در آنجا شخصیت هایی چون دکتر حسین ذکاء، غلامحسین خیر، و دو سه تن از فعالان شناخته شده قدیمی دیگر هم بودند. 
بحث جلسه درباره تشکیل یک سازمان سیاسی اوپوزیسیون برای مبارزه سیاسی با سیاستهای جمهوری اسلامی که کشور را با خشونت و فساد و ناکارآمدی بسوی سقوط اقتصادی و اخلاقی می برد بود. پس از جلسه، من به امیرانتظام پیشنهاد کردم بجای تشکیل یک سازمان نوپا به جبهه ملی بپیوندد که با نام نیک و پیشینه مردمی خود بستر مناسبی برای توسعه سیاسی کشور است. از حسن لباسچی که عضو شورای مرکزی جبهه ملی بود هم خواستم که در شورا برای عضویت امیرانتظام کمک کند. امیرانتظام دودل بود که گروه کوچکی در شورا که او درباره آنان شنیده بود وی را نپذیرند؛ ولی من سرانجام او را راضی کردم. البته خودم هم که در سال ۵۸ با پشتیبانی دکتر غلامحسین صدیقی قرار بود عضو شورا شوم و بعلت تحمیلی بودن عضویت، من از دکتر صدیقی و دکتر سعید فاطمی که اصرار بر پذیرش عضویت من در شورای مرکزی جبهه میکرد، عذرخواهی کردم که نمیخواهم تحمیلی باشم باید انتخاب شوم، و به فعالیت در سازمان مهندسان جبهه ملی ادامه دادم. 
در سال ۶۱، جزو موج دوم دستگیری های اعضای جبهه ملی بودم و چهار ماه را در انفرادی اوین گذراندم. از سال ۷۳، که جبهه ملی پنجم تشکیل شد، من بارها برای عضویت شورا پیشنهاد شدم، ولی هر بار توسط یک گروه کوچکی که باند خوانده می شدند، که سه تن از آنان به رحمت ایزدی پیوسته اند، با من به شدت مخالفت میشد. پس از آزادی امیرانتظام، من با دکتر پرویز ورجاوند صحبت کردم که از عضویت امیرانتظام پشتیبانی کند. او فوری پذیرفت که افزایش امیرانتظام به شورا، هم نشانه مخالفت با تندروی ها و بی قانونی های نظام جمهوری اسلامی است و هم شخصیت ارزشمندی به شورا افزوده میشود. ولی دو سه تن در شورا مخالفت میکردند، همان ها که از آغاز جبهه ملی پنجم با ورود من هم مخالفت میکردند.
از همان اوایل آشنایی من با امیرانتظام در سال ۷۵، دوستی عمیقی بین ما بعلت هم اندیشی شکل گرفت. آن روزها، یعنی از سال ۵۸، به علت فعال بودن نوشتاری و گفتاری، و رسانه های خارجی مانند رادیو و تلویزیون بی-بی-سی، صدای امریکا، صدای آلمان و فرانسه و حتی کویت با من مصاحبه میکردند. من به امیر انتظام پیشنهاد کردم که او هم حرفهایش را رسانه ای کند. او بی درنگ پذیرفت و گفت که ترتیبش را بدهم. یک دوشنبه که با صدای امریکا گفتگو داشتم او را هم دعوت کردم و مصاحبه کننده (زنده یاد حسین مهری) را با امیرانتظام در ارتباط قرار دادم. از آن پس امیرانتظام هر دوشنبه منزل ما می آمد، هم مصاحبه میکرد و هم برنامه ریزی برای فعالیت سیاسی او می کردیم. میانه اسپند ۷۵ بود که امیرانتظام ازدواج کرد. من یکی دو ماه بعد همسر ایشان، را ملاقات کردم. یکی از دوشنبه ها امیرانتظام با همسرشان به خانه ما آمدند و من با بانو الهه میزانی که زنی زیبا، تحصیلکرده انگستان در علوم سیاسی، باهوش و صاحب اندیشه بود آشنا شدم.  
اواخر سال ۱۳۷۶ بود که امیرانتظام به من گفت رئیس جمهور محمد خاتمی توسط یکی از خویشانش درخواست کمک برای بهبود اداره اقتصاد کشور کرده، و اینکه او درباره کشاورزی میخواهد ما طرحی بنویسیم. من گفتم شما ایده هایتان را روی کاغذ بیاورید و من هم می نویسم و یک طرح کامل از آنها در میاوریم. دوشنبه بعد سه برگ دستخط خود را برایم آورد که هنوز دارم، و من طرح مشترک "پیشنهاد برای بهبود کشاورزی در ایران" را تدوین کردم. در فروردین ۷۷، امیر انتظام آنرا، با امضای هر دو، برای آقای خاتمی فرستاد. در ۱۱ خرداد ۷۷، ریاست جمهوری طرح را به وزیر کشاورزی، عیسی کلانتری، ابلاغ و رسید و نامه سپاسگزاری آنرا به نام و برای من فرستاد. 
در ژانویه ۱۹۹۸ ( دی ۱۳۷۶)، امیرانتظام برنده جایزه حقوق بشری برونو کرایسکی، رییس جمهور اسبق اتریش شد و برای مراسم به وین دعوت شد. اولین دوشنبه پس از آن در خانه ما به بحث درباره چگونگی استفاده از این فرصت مهم برای بهتر شناساندن او پرداختیم. امیرانتظام فکر میکرد ممنوع خروج است و اینکه می ترسید اگر اجازه خروج بگیرد او را ممنوع ورود کنند. هیچ تالاری را هم در تهران برای مراسم پذیرش جایزه و سخنرانی مجوز نمی دادند. من نموداری از گزینه های ممکن و ناممکن ترسیم کردم و قرار شد طبق آن نمودار همه گزینه های اجرایی و رسانه ای را آزمایش کنیم. پس با سفارت اتریش برای مراسم در سفارت تماس گرفتیم و نامه ای بزبان انگلیسی به سفیر نوشتیم: آنها هم محذور داشتند. سرانجام تنها گزینه ممکن این شد که آقای عبدالکریم لاهیجی در پاریس در مراسم شرکت کند و متن سخنرانی مورخه ۲ بهمن ۱۳۷۷، امیرانتظام را در پذیرش جایزه بخواند، و دختر ایشان جایزه را دریافت نماید. امیرانتظام متن سخنرانی را نوشت و من آنرا ویرایش کردم و به پاریس فرستادیم.
در شهریور ۷۷، امیرانتظام در مصاحبه ای با صدای امریکا (نخستین مصاحبه ای که در خانه من انجام نگرفت) اسدالله لاجوردی را که ترور شده بود جلاد خواند و به آیت الله محمدی گیلانی هم که حکم های اعدام صادر میکرد حمله نمود. امیرانتظام را به دادگاه خوانده و بدون صدور هیچگونه حکمی او را به زندان انداختند. طرح بعدی ما برای دولت خاتمی درباره بازسازی صنایع کشور بود که به علت دوباره زندانی شدن امیرانتظام ناکام ماند. امیرانتظام دو سال دیگر را در زندان بسر برد. 
در سال ۱۳۷۹، عمدتا با پشتیبانی دکتر سعید فاطمی، دکتر پرویز ورجاوند، بانو لقا اردلان، مهندس نظام الدین موحد و هرمز ممیزی، من به اتفاق آراء وارد شورا شدم. در یکی از نشست های بعدی با هماهنگی همین دوستان و البته حسن لباسچی، علی اکبر نوشین و سعید فاطمی که به خارج از کشور رفته بودند، برای ارتقای سطح کیفی شورای جبهه ملی، علیرغم مخالفت شدید گروهی کوچک، مهندس عباس امیرانتظام (با وجود اینکه هنوز در زندان بود)، و شخصیت های مهم دیگری چون دکتر داود هرمیداس باوند، دکتر علی رشیدی، ابوالفضل شهشهانی و تیمسار ناصر فربد وارد شورا شدند. 
امیرانتظام آرزو داشت که جبهه ملی ایران را به صورت یک سازمان سیاسی موثر و قابل اتکاء برای ملت ایران بازسازی کند. در پلنوم یا گردهمایی چهارسالانه جبهه ملی ایران در ۱۳۸۲، که پس از دو سال تلاش یازده تن از اعضای شورای مرکزی برای شکستن مقاومت عده ای کوچک ولی پرنفوذ در شورا، تشکیل شد، مخالف شدید دو تن از اعضای شورا به نامزدی عباس امیرانتظام برای شورا با اعتراض شمار زیادی روبرو شد، ولی امیرانتظام با رای بالا برگزیده شد. نام من را هم روی دیوار انتخابات چنان پایین و زیر میز انتخابات در فهرست نامزدان گذاشتند تا میز انتخابات مانع دیدن نام من شود، و همزمان توطئه ای برای بدنام کردن اجرا کردند که ۱۷ رای دیگر برای من هزینه داشت. ولی در هر حال رای آوردم. 
در نخستین نشست شورای جدید، امیرانتظام به عضویت شورای رهبری انتخاب شد. او همیشه می گفت باید جبهه ملی را تقویت کنیم تا بتواند در آینده ایران نقشی موثر داشته باشد. همیشه، حتی در آخرین روزهای زندگی در حال نوشتن اندیشه های خود و طرح هایی برای بهتر اداره کردن کشور بود. در یکی از جلسات شورای مرکزی که یکی از اعضای مخالف سخن ناپسندی گفت، امیر انتظام تصمیم گرفت دیگر در جلسات شورا شرکت نکند. چندین بار در جلسات هیئت رهبری شامل آقایان ادیب برومند، پرویز ورجاوند، هرمیداس باوند، علی رشیدی و ناصر فربد که در آنجا من به عنوان دبیر جلسات رهبری انتخاب شده بودم شرکت میکرد. جلسات بسیار پُرباری بود و بیانیه های خوبی صادر می شد. گاهی هم در خانه او تشکیل جلسه رهبری جبهه را می دادیم. من صورت جلسات آن دوران را که پس از درگذشت دکتر ورجاوند و ضعف فزاینده امیر انتظام دیگر تکرار نشد هنوز دارم. نزول سلامتی و بستری شدن ها و جراحی های متعدد امیرانتظام او را از پای درآورد و خانه نشین کرد. 
امیرانتظام مردی بود که جمهوری اسلامی با خشونت بیرحمانه و بی قانونی و لجاجت، او را از ملت ایران گرفت. در یکی از بزرگداشت های او در پاریس من در سخنرانی خود گفتم که "ایران همیشه امیرانتظام تولید نمی کند"، و افسوس که جمهوری اسلامی چنان از او هراس داشت که نگذاشت مردم او را خوب بشناسند و از خرد و میهن پرستی او بهره بگیرند. 
تهران- ۱۲ شهریور ۱۳۹۷خ 

بازدید صفحه: 34
 


شما می توانید نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید

   
 : نام ونام خانوادگي
 : توضیحات

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمائید
 
   
   
 

      



 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد